برآستان جانان : (ایروانی ) فرزانه

۩۩☫برآستان جانان : (ایروانی ) فرزانه ☫۩۩۩
تو
در میانِ منی
مثل تپشی که از یاد نمیرود.
جهان خاموش است،
و اضطراب
در چینِ پوستِ هوا میلرزد.
دستم را بر قلبم میگذارم،
تا تو را بشنوم،
نه خودم را.
هیچچیز آغاز نمیشود،
هیچچیز تمام نمیشود،
فقط تویی
که در سکوتِ خون
جاری میمانی.
***
چیزی در اتاق میلرزد
نه صدا میکند
نه میمیرد
مثل سایهای که نفسهای من را میشمرد
نور پنجره میلغزد
لبههای زمین و دیوار را لمس میکند
هر چیزی
جای خالی تو را نگه میدارد
من ایستادهام
در فاصلهای که زمان فرو نمیریزد
و چیزی
میتپد
بدون آغاز، بدون پایان
#فرزانه_ایروانی
***
فرزانه ،: علم وُ دانش تنها نه در کتاب است
پیر و جوان و کودک، در دین من خطاب است
مفتاح مشکلات از پاشیلِ هردو عالم ،
بر هر سوال وُ پرسش، آماده جواب است
مهر و عطوفت و علم ، در متن روزنامه
شعر و مثال و قصّه، گنج وُ سرود ناب است
آیین مهرورزی، شد رسم وُ راه انسان
در راه مهرورزی، همواره در شتاب است
تاریخ خوبرویان، در پهنهٔ زمانه
موسیقی وُ طرب شاد ،هندسه در حساب است
روشن کنم چراغِ، خورشیدِ معرفت را
در دوستی صداقت، هم پای آفتاب است
بر جان آدمیّت، باران رحمت اینحا
در آسمان دانش، کو؟ بهترین سحاب است
رشد و تعالی شهر، مدیون انتخابات
یاریگر جوانان، در وقت انتخاب است
میخانه های شهرِ، مستان رند وُ لوطی
نا لوطی وُ پیاله، درنوش وُ در شراب است
همواره خصمِ ویران ، گمراهی و جهالت
در ظلمت جهالت، رخشنده ماهتاب است
در کِسوتم همیشه، بی مزد وُ بی بهانه
دستی به سینه و پا، آماده در رکاب است
غفلت ز ایروانی ،غفلت ز زندگانـــی
غافل مشو ز من چون، زیبندهٔ جناب است
”شاعر ” کلام آخر،از گفتا(طریقت) این بس
پروانه علم وُ دانش، گنج سخن صواب است
افسوس
دیر آمدی—
چشمانم گلوگاه گرهخوردهی باران است
حنجرهام خیس از فصلِ زرد
بوفی کور
میان پلکهایم
صادقت خواب هایم را هدایت میکند
شاخههای مژه
به خشخشِ سکوت مبتلا شدهاند
و رگهایم، مسیر بستهی رودِ ی بیانگیزه
نه زندگی به من دخیل بسته
نه من
به تو
#فرزانه_ایروانی
صبح است و هَزارِ نغمه خوان فرزانه
خورشیدِ سحر در آســــمان فرزانه
صحرا همه گل ، گلآب بر روی شما
پیوسته وُ جاودان بمان فرزانه
___________________________________________
✍️محمّدمهدی طریقت
۩محمد مهدی طریقت ↘<<خطبه دوم







ح.(طریقت)









۩۩۩ ☫ خــُلــِدستان طریقت ☫ ۩۩۩