ای(طریقت) سخنِ خواجهی شیراز هنوز => سعدی وُ مکتب بی معجزه آغاز هنوز
۩۩۩ ☫ ای(طریقت)خلدستان / روایت(سعدی - خواجه شیراز ☫ ۩۩۩

سعدی وُ مکتب بی معجزه آغاز هنوز
موسمِ عشقِ تو جوید به صد اِعزاز هنوز
دائماً حسنِ تو این بس که هَزارت شیدا
عندلیب است درین نکته همآواز هنوز
تا تو منظورِ منی هست اَدیبت نگرآن
شاهدت لوطیِ صد رندِ نظرباز هنوز
گفتم از گوشهی چشمت جریان می ریزد
اشک شیرین دهنان ؛ ناز بهمن باز هنوز
ذوقِ صد جامِ عسل از غزلم میریزد
ای(طریقت) سخنِ خواجهی شیراز هنوز
***.
روی سحر ندید و هزارش رقیب هست
در پرده ای سحر مگرت عندلیب هست
مُردیم از فراق تو ای نور هردو عین
آیا به خوان وصل تو ما را نصیب هست؟
هر جا روم خیال سحر در دلِ من است
ما را سحر ز پرتو روی نهیب هست
هرچند دورم از معاشقه عاشق تو را مباد
لیکن امید وصل توأم عنقریب هست
گویا (طریقت) است ؛سحر: سیب ِ گفتگو
همراه من شماره ندارم طبیب هست

سرتاسر جهان که نیاز بشر نداشت
چون کردگار محرم راز بشر نداشت
در مسلخ هبوط نماز بشرنداشت
تنها، خدای حاشیه ساز بشرنداشت
سحر ساقی در میخانه وا کرد
ز جامی کام میخواران روا کرد
ز لب مینای می را مهر برداشت
لبالب ساغری در کام ما کرد
شراب بیریا چندان به پیمود
که جانرا مطلق از قید ریا کرد
دلم کز منزل کبر و ریا خاست
نشیمن در حریم کبریا کرد
درآمد از درآن ماه دل افروز
ز مهرش خلوت دل با صفا کرد
زِ (خُلدستان طریقت)دردِ هجران
به داروخانه اش دارو ،دوا کرد
خــُلدستان طریقت(حکایت :شعر )۩محمد مهدی طریقت
↘<<خطبه دوم 
















.gif)

مولود حضرت فاطمه (س)، مبارکباد احترامآمیز 




۩۩۩ ☫ خــُلــِدستان طریقت ☫ ۩۩۩