خلدستان:از شاعر شیرین سخن ، گوید (طریقت) این سخن

۩۩☫از شاعر شیرین سخن ، گوید (طریقت) این سخن ۩۩۩

امشب نظری به سوی محبوبه کنم

تا صبح دَمی به روی معشوقه کنم

البته بر افلاک زنم خیمهء عیش

با همدمِ هم مسلک خود بوسه کنم

خانه عامری

میخواهمت شادت کنم ، از عشق سیرابت کنم

از ساغر لبریز عشق،صد جرعه در جامت کنم

میخواهم از اندوه ، تو ، خالی شوی آنگاه من

با لطف و مهر و آشتی ، یک جمله درمانت کنم

لبخند زیبایی بزن از نرگس چشمان مست

تا من به یُمن خنده ات جانم به قربانت کنم

یک تار مویت را فقط با نیتم آتش بزن

تا من به یک آن آتشی بر عمق غمهایت کنم

دستان زیبایت به من الهام روز آشتیست

از من مگیرش تا که من صد بوسه قربانت کنم

از شاعر شیرین سخن گوید (طریقت) این سخن

من هم ز جام مصلحت ،پیمانه در کامت کنم

ح.(طریقت)

۩۩۩***۩۩۩

انقلابی رفته در: مـاتحتِ خلق روزگار
شادمانی میخرد ، ماتم فروشد کردگار
من گلی نورسته بودم در زمــانِ یادگار
اَرّهء نجّارشد پروردگارا در دُکانـم مـاندگار

حکایت پاره شدن است: قدیمی ها می گفتند : با سر بِری کلاهت پاره میشه ، با پا بِری کفشت پاره میشه ، دوتا اصفهونی با هم دعوا می کردند :(فحش بده ، فحش بستون = پیرهن گِرونس )حکایت این روزگار انقلاب صادر شده و چیزی برای ملت باقی نمانده نه از اسلام ناب محمدی(ص) خبری هست ، نه از شعار های ابتدای انقلاب اثری باقی ، روایتِ ارّه دوسر شده جلو می رود( مّیّ بُرّدّ )به عقب برمی گردد(پـّاّرّرّرّهّ) می کند . چاره ای نیست ((السکوت مِفتاح السلم))سکوت کلید سلامتی است ، لابُد دیگران نمی فهمند (طوش خودمن رو میکشه بیرونش مردم)

شـعرِ من ‌را چون تو تفسیرش‌ کنی "فرخنده" باد
"بوسـه‌هایت" تا اَبَــد بر جانِ من "تــابَنــده" باد

باده ی "خوش آهنگ" خنیاگر به جان " سازنده" باد
دفتر شعرِ(طریقت)،تا اَبــد ،دیـوان من" پاینده" باد

جدا کننده متن وبلاگ لاينر وبلاگ

چو با ابلهان می شود همنشین تو او را به چشم بزرگی مبین

سزد گر شود خوارو درمانده کین زِ نزد همه دوستان رانده بین

محمّدمهدی طریقت

https://s9.picofile.com/file/8292659050/a1080.gifhttps://s9.picofile.com/file/8292659050/a1080.gif

۩خــُلدستان طریقت(خطبه دوم )۩محمد مهدی طریقت <<خطبه دوم

ادامه نوشته

چشم حسرت به گلستان (طریقت) دارند  +دوبیتی (طریقت ) اشعار - خلدستان +خوساری

۩۩۩ ☫ چشم حسرت به گلستان (طریقت) دارند ☫۩۩۩

Girl from Hunza - Northern Pakistan

ناقِدانی که به شاعر شدنم شک دارند
عشق را خانه ی بی پنجره می پندارند

بهتر آن است که در گیرِ تَوَهُم نشوند
نیک یا بد همه را نزد خودم بسپارند

حالت شاعریم خوبتر از خوب شود
عشق را، درطلب عشق اگر بگذارند

عاشقان چون دل آئینه زلالند زلال
از گِل آلودگی ِ روح بسی بیزارند

واژه ها از شبِ بدمستی خود باز کنید
روشنا در دل تنگِ غزلم بیدارند

گآه بـَـر شاعر فرزانه خیانت کردند
شعرها قافیه را حُسن (طریقت) دارند

حمید(طریقت)

۩۩ ☫دوبیتی (طریقت ) اشعار - خلدستان ☫۩۩

هم دوش رفیقان شبآهنگِ الستیم
از نیک وُ بدآنیم همینیم که هستیم

صد شُکر که مستیم دوصد حیف که رستیم
در مجـــلس ترحــیم بنالید که رفتیم

ح.(طریقت)

جدا کننده متن وبلاگ لاينر وبلاگ

https://s9.picofile.com/file/8292659050/a1080.gifhttps://s9.picofile.com/file/8292659050/a1080.gif

خــُلدستان طریقت(دلبسته )۩محمد مهدی طریقت <<خطبه دوم

( صفحه جدید )۩

ممد مهدی طریقت

ادامه نوشته