ارائه مطلب: اختلاسگربازار(طریقت ) شرح حال این روزها (بازار آشفته)


۩۩۩☫ اختلاسگربازار آشفته (طریقت ) شرح حال این روزها ☫۩۩۩
***** دزد بازار آشفته می خواهد

۱ - قواعد بازی جهانی، حاصل برآیند تنازع قدرت هاست. تغییر قواعدِ بازی به نفع خود بدون کسب برتری اقتصادی/نظامی ممکن نیست. آمریکا با بهره از اقتصاد قوی، توان نوآوری، دست برتر در هر دوجنگ جهانی، جنگ سرد و ایجاد بلوک غرب، نظم موجودِ آمریکایی و دلار محور را هوشیارانه آجر به آجر ساخت و چنددهه حفظ کرد.
۲- انگلیس، فرانسه و اروپای غربی شرکای این کمپانی بودند.آلمان، ژاپن و کره در سایه آن برخاستند و سهامدار شدند. چین ابتدا با آن جنگید ولی بعد آن را نردبان ترقی یافت بر آن جهید و بالا رفت. شوروی و بلوک شرق، کره شمالی و ایران در تخریب آن کوشیدند. اما برای غلبه بر آمریکا و شرکا، مهارت، وزن و خزانه وافی نداشتند. حریف رویشان افتاد و در ماندند. در دنیای ناعادلانه آمریکایی، موضع و مدل بازی حکومت ها فرق می کرد. سرنوشت ملت هاشان هم!
۳- هیچ نظمی ابدی نبوده و نیست. آمریکا، متحدان و اتحادهایش تدریجا ضعیف می شوند. اتحادیه اروپا، رویای ابرقدرتی را وا نهاده. چین و امثال هند و اندونزی در کار طلوعند. بازیگران کوچک و آماده ای چون سنگاپور، اسرائیل، قطر و امارات، پررنگ می شوند. چین چنان وزن گرفته که تغییر تعادلات جهانی در ربع قرن پیش رو، ناگزیر می نماید . دنیای نیمه دوم قرن، بعیدست آنقدر آمریکایی باشد که بود. کشورها در تب وتاب پیش بینی روند آینده و بازتعریف جایگاه خود برای دوران انتقال و دنیای جدید اند. نظمی جدید در کار تولد است.
۴- به یُمن تغییر راهبرد صدور انقلاب به استراتژی تقویت چین، اژدها چهار دهه رشد ممتد اقتصاد را پشت سر نهاده. آن کشور فقیر و گرسنه دهه ۷۰، حالا سهمش از اقتصاد جهانی به ۱۵٪ نزدیک می شود. دومین بودجه دفاعی دنیا را دارد که از مجموع روسیه، انگلیس و فرانسه بیشترست! در تمام این سال ها با همین قواعد دنیایِ آمریکایی کج دار و مریز، بازی کرده و قوی شده. هنوز هوشمندانه و فروتنانه منکرست که ابرقدرت شده یا در صددست جای آمریکا را بگیرد. چینِ عاقل، لاجرم ابرقدرت خواهد شد و اکنون نیز قدرت دوم جهانست.
۵-ایران که حتی ۰/۵٪ اقتصاد یا ۱٪ بودجه دفاعی دنیا را نداشت، به جای تمرکز بر تقویت خود، دنبال تغییر قواعد بازی رفت. جنگ طولانی و بی برنامه با نظم جهانی آمریکایی، ریشه های ایران را فرسوده. خزانه خالی، فساد فراگیر، سرمایه اجتماعی ضعیف، دشمن زیاد، متحد مفقود، سرمایه و مغزها در حال فرار، چالش ها زورآور و بندهای تحریم محکم است. حکومت کُند و ناهوشمند می نماید و ناتوانِ از حل مساله است.
اینجا ایستاده ایم چون دنیا را نشناخته، بازیگوشانه تعادلات ریاضی قدرت را انکار و به دنبال سراب دویده ایم. روزگارمان جوریست که هر که به ما می رسد، نه فقط چین و روسیه بل سریلانکا و عراق بدون توجه به منافع ما، خرِ خود می راند. ضعیف ترین کشورهای جهان، حقوق بدیهی ما (حتی حق تسلط بر اموالمان) را بدون ترس از عواقب، نقض می کند. تا بدل به کشوری فرصت جو، حسابگر و واقع نگر نشویم، آب به آسیاب هر که باشد، گندم ما آرد نمی شود.
۶- ایران عقب افتاد وگرفتار اوهام شد. دار و ندارمان را در نبردهایی باخته ایم که اولویت ما نبودند. در کوره راههایی روانیم که به هیچ جا نمی رسد. گرفتار بحران هایی هستیم که دیگران قرن هاست پرونده اش را بسته اند. گویی طلسمی سیاه بر جان ما مستولی است. اگر می خواهیم طومار این کهن دیار به هم نپیچد، آب را باید به جوی گرداند. دشوار ولی ممکن است. چالش هایمان متعدد و سنگین اند. اما در نیروی انسانی، زیر ساخت ها، موقعیت ژئوپلتیک، پتانسیل تولید، منابع، حجم بازار و اندوخته تمدنی مزایایی داریم. اگر عاقل باشیم، این ها به کار می آیند. محتاج تغییر از درونیم، تغییر در نگرشمان به جهان و شیوه حکمرانی. باید چالش ها را به رسمیت بشناسیم. باید جمهوریت مرده را زنده کنیم و ساختار حکمرانی را با شرائط قرن ۲۱ متناسب کنیم. باید وزن خود و تناسبش با دیگر بازیگران منطقه و جهان را بفهمیم. باید راهبردهایی منطبق با واقعیات و اهدافی متناسب با منافع ملی اتخاذ کنیم. باید کاری کنیم ملت احساس پیشرفت کند و راضی باشد. باید اوهام و خیالات را وانهیم!
۩۩۩ ☫ خــُلــِدستان طریقت ☫ ۩۩۩