جانِ جهان (طریقت)ام از اصفهان را

۩۩۩ ☫ ) جان جهان (طریقت) ام از اصفهان را (خلدستان ☫ ۩۩۩

چشمک بزن بزن كه بپاشی جهان را
در هم بكـوب چــرخ وُ فلـک آسمان را
درمان نخواستم تو که آرام وُ دلبـری
ای همنشین جانِ من ! آرام جان را
میسوزم از تبی كه بسر شعله می رود
سرسبزی زبانه سخــن بــر زبان را
تشخیص درد من به دل خود حواله كن
آه ای طبیب درد روان را جوان را
نبض مرا بگیر و ببر نام خویش را
تا خون زِ دل به باده شود این وآن را
گفتی غریب شهر منی وا مصیبـتا
كاین شهر از تو می شنود داستان را
خاكستری است شهر من آری و من در آن
آن مجمری كه آتش زرتشت اَمآن را
طبعم زهند می رسد اینک به نصفهـان
جانِ جهان (طریقت) ام از اصفهان را
![]()
۩خــُلدستان طریقت (صفحه جدید )۩۩ محمد مهدی طریقت
↘<<<<<<ادمه مطلب
+ نوشته شده در جمعه پنجم دی ۱۳۹۹ ساعت 1:15نویسنده: توسط محمد مهدی طریقت
|
۩۩۩ ☫ خــُلــِدستان طریقت ☫ ۩۩۩