۩☫خلدستان (طریقت )هزار و چارصد و چار (بحر طویل) یلدا شعر ☫۩۩۩
یِ وجب مانده زمستان به سرما برود
روشنایی چه قشنگ از شب فردا برود
***
ای دل تو از انجمنِ نقشِ گرفتار چه دیدی
شب ر همه بیخوابی و جز دیدهٔ خونبار چه دیدی
مانند گلی بودی و زیبایی ات از چشم همه دور
جز سرزنش و زخم و بلا از خس و هر خار چه دیدی
سردرد مداوم به خودت دادی و از خنده فراری
جز گریه و آهنگِ غم و ، زخمهٔ گیتار چه دیدی
از آن همه خوبیِ تو یک بار کسی لب نگشوده
جز دغدغه یا وظیفه یا مفت خریدار چه دیدی ؟
تا پای تو لغزید همه دشمن جانت شده از قهر
غیر از ستمِ آن همه بیمار و طلبکار چه دیدی
از درد گرانت دل سنگین دلِ سنگ از نفس افتاد
ای بی خبر از خانهٔ تاریک و عزادار چه دیدی؟
عمرت سر بازارِ رفاقت ، زده ای چوبِ حراجی
از مردم فرصت طلبِ کوچه و بازار چه دیدی؟
در آینه بر سینهٔ دیوارِ ترک خورده نشستی !
از آینه و سردی و بی روحیِ دیوار چه دیدی؟
قصری که در آن خانهٔ امید دلت بود فرو ریخت
جز یک نفسی بریده از ریزش آوار چه دیدی؟
نقشِ غزل از (طریقت) اینگونه "کشیدی"
تالار همه مدعیان نقشِ هوادار چه دیدی؟
****
آن یکی افتاد بیهوش و خمید
چونک در بازار عطاران رسید
بوی عطرش زد ز عطاران راد
تا بگردیدش سر و بر جا فتاد
همچو مردار اوفتاد او بیخبر
نیم روز اندر میان رهگذر
جمع آمد خلق بر وی آن زمان
جملگان لاحولگو درمان کنان
آن یکی کف بر دل او می براند
وز گلاب آن دیگری بر وی فشاند
او نمیدانست کاندر مرتعه
از گلاب آمد ورا آن واقعه
آن یکی دستش همیمالید و سر
وآن دگر کهگل همی آورد تر
آن بخور عود و شکر زد به هم
وآن دگر از پوششش میکرد کم
وآن دگر نبضش که تا چون میجهد
وان دگر بوی از دهانش میستد
تا که می خوردست و یا بنگ و حشیش
خلق درماندند اندر بیهشیش
پس خبر بردند خویشان را شتاب
که فلان افتاده است آنجا خراب
کس نمیداند که چون مصروع گشت
یا چه شد کور افتاد از بام طشت
یک برادر داشت آن دباغ زفت
گربز و دانا بیامد زود تفت
اندکی سرگین سگ در آستین
خلق را بشکافت و آمد با حنین
گفت من رنجش همی دانم ز چیست
چون سبب دانی دوا کردن جلیست
چون سبب معلوم نبود مشکلست
داروی رنج و در آن صد محملست
چون بدانستی سبب را سهل شد
دانش اسباب دفع جهل شد
گفت با خود هستش اندر مغز و رگ
توی بر تو بوی آن سرگین سگ
تا میان اندر حدث او تا به شب
غرق دباغیست او روزیطلب
پس چنین گفتست جالینوس مه
آنچ عادت داشت بیمار آنش ده
کز خلاف عادتست آن رنج او
پس دوای رنجش از معتاد جو
چون جعل گشتست از سرگینکشی
از گلاب آید جعل را بیهشی
هم از آن سرگین سگ داروی اوست
که بدان او را همی معتاد و خوست
الخبیثات الخبیثین را بخوان
رو و پشت این سخن را باز دان
ناصحان او را به عنبر یا گلاب
می دوا سازند بهر فتح باب
مر خبیثان را نسازد طیبات
درخور و لایق نباشد ای ثقات
چون ز عطر وحی کر گشتند و گم
بد فغانشان که تطیرنا بکم
رنج و بیماریست ما را این مقال
نیست نیکو وعظتان ما را به فال
گر بیاغازید نصحی آشکار
ما کنیم آن دم شما را سنگسار
ما بلغو و لهو فربه گشتهایم
در نصیحت خویش را نسرشتهایم
هست قوت ما دروغ و لاف و لاغ
شورش معدهست ما را زین بلاغ
رنج را صدتو و افزون میکنید
عقل را دارو به افیون میکنید
(یلدا:1403)۩محمد مهدی طریقت ↘<<خطبه دوم


موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، مناسبت ملی ، غزلیات ، برآستان جانان(تذکره شعرا) ، خاطرات ، قصاید ، آثارچاپ شده
برچسب های خلدستان : گفتم , شب مهتاب غزل گفت , طریقت , یلدا
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب


۩۩۩ ☫مرا از گوشهءچشمش (طریقت)درنظر دارد ☫ ۩۩۩

منم فرهادِ شیرینی که شیرینی شکـر دارد
مــرا دادست فرمانی که شیرینی ضـرر دارد
لسان الغیب فرمودست:عشق آسان نمود اول
گـذر از کـوچهء معشوق هزاران درد سـر دارد
شبی گفتم که ای غافل بیا دل را بـه دریا زن
ندانستم کـه این دریا بسی موج وُ خطر دارد
به روی لب بزن مُهر و فغان وُ ناله کمتـر کن
که هـر دلـداده یاد از نغمه ی مرغ سحر دارد
اگــر دنیا بهـــم ریـزد بـه سر وقتم نمی آید
همان زیبای نازک دل که وحشت از بشر دارد
نسیـمِ تـازه می ریـزد در امـواج خیـال انگیز
هـزاران تـار ابــریشم نگـارم تا کــمر دارد
هـوای سرزمینم را نماید مُشک، عطـرآگین
صبـا در خرمنِ زلفش به بدبختی گـذر دارد
من آن فرهادِ شیرینم که شیرین مختصرگیرد
مرا ازگوشهء چشمش (طریقت) درنظر دارد

شاعر: غزل بگو! چه بگویم؟ مجال را
مُطرب :طرب نواز همه شور و حال را
پر می زند دلم به هوای غزل، غزل
گویم غزل : بغل نکنم ابتذال را
گیرم به فال نیک بگیرم بهار را
چشم و دلی برای تماشا شمال را
دیوان چارفصل اَدب را ورق زدم
دیوانه سبزه زار سرآغاز سال را
کال آمده است پرسش ما در جواب فال
مال وُ منال وُ حوصله قیل وُ قال را
پر می زند دلم به هوای غزل، ولی
گیرم هوای پر زدنم کـو، ملال را
گیرم به فال نیک بگیرم حلال کو
چشم و دلی برای تماشا جلال را
دیوان چارفصلِ(طریقت)مشاعره است
شعرِ جلال وُ رونق وصف کمال را
ح. (طریقت)
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
خداحافظ ای ماه طوفان و صرصر
خداحافظ ای فصـــل گلهای پرپر
خداحافظ ای عاشق رنگ وُ وآرنگ
خداحافظ ای نقش دستان بتگر
خداحافظ ای شاخههای برهنه
خداحافظ ای مـِــهر وُ آبان وُ آذر
خداحافظ ای زلف وُ موی پریشان
خداحافظ ای لحظههای مُطهر
تو فصل خزانی، تو رنگینکمانی
خداحافظ ای عطر گلهای مَرمَر

![]()
![]()

سیرچشمم، فقر از تحصیل دنیا داشتم
باد وُ باران را ز روی سطح دریا داشتم
پیش پا دیدن نمی آید ز من چون گردباد
از خس وُ خاشاک چون دامان صحرا داشتم
بینیازی از خور وُ خوابست حیرانی مرا
بیخودی کردهست از اندیشه بُرنا داشتم
فکر او دارد ز یاد دیگران غافل مرا
مکر او کردهست ،چون صغرا وُ کبرا داشتم
بیکسی روی مرا از مردمان گردانده است
یوسفی درمانده ،معشوقی زلیخا داشتم
چشم یکرنگی ندارم از دورنگان جهان
از ورق گرداندن گلهای رعنا داشتم
با وجود صد هنر بر نظم خود دارم نظر
بال طاووسی تمنّـا از سهیلا داشتم
برده شیرینکاری از دستم عنان اختیار
همچو فرهاد از شتاب کارلیلا داشتم
برنگردانم ورق چون دیدهی قربانیان
حیرت سرشاری از گاه تماشا داشتم
میبرد بیطاقتی از بزم خود بیرون مرا
چون سپند از دورباش مجلس آرا داشتم
اصلِ:(خُلدستان طریقت)رفتن کوی بهشت
فکرت اندیشهی عقبا ز دنیا داشتم
خــُلدستان طریقت(شعار:مُحرم)۩محمد مهدی طریقت ↘<<خطبه دوم 

موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، نثر ( ارائه ی مطلب) ، مناسبت مذهبی ، مناسبت ملی ، غزلیات ، خاطرات ، قصاید
برچسب های خلدستان : خلدستان , طریقت , خوش آمدید , بحر طویل
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
یلدا : میان سفره فسنجان مرا روآست
جوجه کباب وُ گوشت فراوان مرا روآست
اِمشب زشادی دیدار روی مــــرغ
شبها گذشته جوجه ی بریان مرا روآست
هرگزنشدزمانه اگربرمـراد خلق
اینک مرادخویش ز دوران مرا روآست
حالا که گوشت گاو گرانست نازنین
مرغی کنار سفره ی الوان مرا روآست
قند وُشکر گران شد وُ انصاف ناپدید
یلدا :لبی زغنچه جـانان مرا آست
باشدبرنج وروغن و ماهی لذیذتـر
خوشبوترین برنج زلنجان مرا رو آست
گرشد نخودگران و عدس هم اگرنبـود
ماساژ دادنی به صاحب دکان مرا روآست
از بس که میوه گشته گران در دیار ما
چندین صنم زمیوه ی بستـان مرا رو آست
گرهندوانه در شب یلدا نخورده ام
یک قاچ از آن به فصل زمستان مرا روآست
گرپرتغال وسیب بود نرخ شآن گران
لیسی برآن دو لیموی عمان مرا روآست
عمری شدم زخوردن خربوزه من معاف
یک بوسه آه از لب و دندان مرا روآست
هرگزنچیده ام چوهلوئی زباغ وصل
بوسیدنی زسیب زنخدان مراروآست
هرچند انار ساوه نخوریدیم ای دریغ
آب لبو زملک صفاهانم آرزوست
جیگر اگرچه باز نـگردد نصیب ما
یک شیشه ی گلاب زکاشان مرا روآست
گرشدپیاز وسـیب گران ترز زعفران
ای محتــکر چغندر ارزان مرا روآست
چندان پنیـروماست گران شدکه بعدازین
نان وپنیر گوشـه ی زندان مرا روآست
ازخوردنی مپرس که ما را نصیب نیست
یلدائیان :که مشت به سندان مرا روآست
چون مِک زدن به کشور ایران لاجـــــرم
دیوانه ای به کشور ایران مرا روآست
رفت آبروی مذهب وُ دین ز اهل این دیار
زائیدنِ هر آنکه مسلمان مرا روآست
مال منال اگرچه به یغما همی برند
باردگر عدالت قرآن مرا روآست
معشوقه : دیده اگرچه روانست اشک هجر
محبوبه جان : دو دیده گریان مرا روآست
از بــس که حقه باز فراوان شده به شهر
در گوشه ای زخلوت رندان مرا روآست
مردان : اگر بهشت می روند کو ؟
یلدا : بـرای دیدن جانان مرا روآست
امروزاگربه طنز (طریقت) عمل نکرد
یلدا برای وعده ی رضوان مرا رو آست
موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، مناسبت مذهبی ، غزلیات ، برآستان جانان(تذکره شعرا) ، خاطرات ، آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ
برچسب های خلدستان : خُلدستان , امروزاگربه طنز , طریقت , عمل نکرد
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
۩۩۩ ☫ ۩۩
۩۩۩ ☫ یلدا : (طریقت) اشعار ☫ ۩۩۩

شد طنز ملیح : رانتخواری ممنوع
بر گُردهیِ خلق خرسواری ممنوع !
برقله ی افتـــخار فـــریاد کشید:
یلدا شده است: سوگواری ممنوع !
***
شامِ یلدا می رسد آری، صدایش آشناست
چون غزل : پرمهر آوُازِ رسایش آشناست
چون کند باد صبا بَر بُرج "دی " ماهی عیان
روی شانه زلف اِسپیدِ رهایش آشناست
گرچه میگوید: تمام قصه ها را با غزل
دل ربودن از غزالِ خوش اَدایش آشناست
همچو باران میتراود عشق از یلدا فسون
قصه وُ افسانه های دلگشایش آشناست
از صفای بودن یلداست این شب ها بلند
گهگاهی قهر وُ اَخمِ نابجایش آشناست
مینوازد گوش شب را وقت ِیا رَب گفتنش
نیمههای شب نوایش با صدایش آشناست
بیصدا هرلحظه قلب من هوایش میکند
آن هواداری که من باشم هوایش آشناست
میرود شاید نمیداند که "یلدا: همچنان
هر کجا باشد مسیر و ردِّ پایش آشناست
محورِ اِلهامِ شعرم ماجرای انجمن ،
انجمن شب های شعر بی ریایش آشناست
حمید↘
محمد مهدی طریقت
![]()
۩خــُلدستان طریقت
یلدا 1403+برف )۩محمد مهدی طریقت
↘<<خطبه دوم

موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، مناسبت مذهبی ، مناسبت ملی ، غزلیات ، برآستان جانان(تذکره شعرا) ، خاطرات ، قصاید ، متفرقه(طــنــز)
برچسب های خلدستان : طریقت , یلدا , خلدستان , شعر
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب

۩۩۩ ☫ برآستان جانان (طریقت)شب یلدا ☫ ۩۩۩

![]()
در شب یلدا تو را ، گلخنــد لب هایت بخیر
جشن یلدا دیدنِ،آن روی چون ماهت بخیر
بــا(طریقت) بودنت،حتّیٰ اگر باشد شعار
عصـر یلدا تا سحـر ، با آن خیـالاتت بخیر

شب یلدا، شب شادی،شب آجیل و مهمانی
تمامِ عمرِ معشوقان پُــر از شب های طولانی
هزار وُ یک شب لیلا به آن وُ لحظه ای بگذشت
هزار وُیک شب یلدا چو دست آری ، مرنجانی
برایت شاعری شعری سراید شعر رنگانگ
هزار افسوس شعرش را به جان وُدل نمیخوانی
هزار وُ یک شب آغوش هزار وُ چهارصد باهوش
هزار وُ چارصد ، بوسه ، زدم شیرین وُ پنهانی
مپوشان رخ زدلدارت که دردش را دوا باشد
تو از نوشِ قدح پیــما شـرابِ سرخِ ربانی
اگر گیسوی یلدا را (طریقت) تار وُ تاریک است
خداوندآ: شب یلدا (سرودم) شـعـرِ نورانی
![]()
۩۩۩ ☫ یلدا : (طریقت) اشعار ☫ ۩۩۩

امشب شب يلداست كه با ساغر یلدا
پاي سخن و قصه اي از دلبر یلدا
گوييم هم از اول شب قصه ی دل را
قولی كه به صبح آيد و تا آخر یلدا
عمری كه سيه شد به سرِ مشق دفاتر
امشب گذرد بی قلم وُ دفتر یلدا
از سلسله ای بوی خوشی را نشنيديم
جز سلسله ی زلف كه از عنبر یلدا
اسماءِ خدا هست يكی اکبر وُ کبرا
کبراست چنین با صفتِ اكبر یلدا
سرِّ دلِ ما در دل ما هیچ نیرزد
رازی كه ازل بوده و تا محشر یلدا
امشب درِ آتشكده ی دل بگشائیم
امشب به درازای شبی در سر یلدا
امشب كه دَم ِ آخرِ آذر به امان است
هم در دل ما تا به سحَر آذر یلدا
ح.(طریقت)


ح(طریقت)
۩۩☫ اشعار/یلدا (طریقت )دعای یلدا ☫۩۩

یا رب سببی ساز که هنگام قیامت
در ذیل عنایات توباشیم زِهر بندملامت
خاک ره آن یار سفر کرده بیارید
تا سرمهءچشمان زلیخاکنم ازبهراقامت
گیسو زلیخا به ،کمند آمده مارا !
این دام نباید به درازآ بکشد وعدهء شامت
یا رب به کرامات وُعنایات فُزونت
یلدا شدوُ ما را به رهان از صف اضداد مُدامت

محمّدمهدی طریقت 
موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، مناسبت ملی ، عکس ، برآستان جانان(تذکره شعرا) ، آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ ، بدون شرح
برچسب های خلدستان : خلدستان , 1403 , یلدا , جشن
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب


۩☫خلدستان (طریقت )خوش آمدید(بحر طویل) یلدا شعر ☫۩۩۩
یِ وجب مانده که پاییز به یلدا برود
روشنایی چه قشنگ از شب یلدا برود
***
یلدا : میان سفره فسنجان مرا روآست
جوجه کباب وُ گوشت فراوان مرا روآست
اِمشب زشادی دیدار روی مــــرغ
شبها گذشته جوجه ی بریان مرا روآست
هرگزنشدزمانه اگربرمـراد خلق
اینک مرادخویش ز دوران مرا روآست
حالا که گوشت گاو گرانست نازنین
مرغی کنار سفره ی الوان مرا روآست
قند وُشکر گران شد وُ انصاف ناپدید
یلدا :لبی زغنچه جـانان مرا آست
باشدبرنج وروغن و ماهی لذیذتـر
خوشبوترین برنج زلنجان مرا رو آست
گرشد نخودگران و عدس هم اگرنبـود
ماساژ دادنی به صاحب دکان مرا روآست
از بس که میوه گشته گران در دیار ما
چندین صنم زمیوه ی بستـان مرا رو آست
گرهندوانه در شب یلدا نخورده ام
یک قاچ از آن به فصل زمستان مرا روآست
گرپرتغال وسیب بود نرخ شآن گران
لیسی برآن دو لیموی عمان مرا روآست
عمری شدم زخوردن خربوزه من معاف
یک بوسه آه از لب و دندان مرا روآست
هرگزنچیده ام چوهلوئی زباغ وصل
بوسیدنی زسیب زنخدان مراروآست
هرچند انار ساوه نخوریدیم ای دریغ
آب لبو زملک صفاهانم آرزوست
جیگر اگرچه باز نـگردد نصیب ما
یک شیشه ی گلاب زکاشان مرا روآست
گرشدپیاز وسـیب گران ترز زعفران
ای محتــکر چغندر ارزان مرا روآست
چندان پنیـروماست گران شدکه بعدازین
نان وپنیر گوشـه ی زندان مرا روآست
ازخوردنی مپرس که ما را نصیب نیست
یلدائیان :که مشت به سندان مرا روآست
چون مِک زدن به کشور ایران لاجـــــرم
دیوانه ای به کشور ایران مرا روآست
رفت آبروی مذهب وُ دین ز اهل این دیار
زائیدنِ هر آنکه مسلمان مرا روآست
مال منال اگرچه به یغما همی برند
باردگر عدالت قرآن مرا روآست
معشوقه : دیده اگرچه روانست اشک هجر
محبوبه جان : دو دیده گریان مرا روآست
از بــس که حقه باز فراوان شده به شهر
در گوشه ای زخلوت رندان مرا روآست
مردان : اگر بهشت می روند کو ؟
یلدا : بـرای دیدن جانان مرا روآست
امروزاگربه طنز (طریقت) عمل نکرد
یلدا برای وعده ی رضوان مرا رو آست
۩خــُلدستان طریقت(یلدا: خُلدستان طریقت )۩محمد مهدی طریقت ↘<<خطبه دوم


موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، مناسبت مذهبی ، غزلیات ، برآستان جانان(تذکره شعرا) ، خاطرات ، آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ
برچسب های خلدستان : خُلدستان , امروزاگربه طنز , طریقت , عمل نکرد
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب

یلدا
![]()
بانویی که در کنار میز یلدا، دیوان حافظ میخواند.
نام رسمی: آیین شب یلدا
شب چله
جشن چله
جشن یلدا برپایی توسط
ایران
جمهوری آذربایجان
افغانستان
اقلیم کردستان
تاجیکستان
پاکستان
ترکیه (در میان مردمان کرد و مردم آذری)
در میان ایرانیتباران
آمریکا،
اروپا،
کانادا،
استرالیا
جشنها
خوردن هندوانه، انار و آجیل
خواندن دیوان حافظ و شاهنامه
فال حافظ
کف زنی یا بیخ زنی تاریخ ۳۰ آذر
شب یَلدا یا شب چلّه یکی از کهنترین جشنهای ایرانی است.[۱] در این جشن، طی شدن بلندترین شب سال و به دنبال آن بلندتر شدن طول روزها در نیمکرهٔ شمالی، که مصادف با انقلاب زمستانی است، گرامی داشته میشود.
یلدا به زمان بین غروب آفتاب از ۳۰ آذر (آخرین روز پاییز) تا طلوع آفتاب در اول ماه دی (نخستین روز زمستان) گفته میشود. خانوادههای ایرانی در شب یلدا، معمولاً شامی فاخر و همچنین انواع میوهها و رایجتر از همه هندوانه و انار را مهیا و دور هم سرو میکنند. پس از سرو تنقلات، قصهگویی بزرگان خانواده برای دیگر اعضای فامیل و همچنین فالگیری با دیوان حافظ رایج است
از وجودت شد وطن، ویرانه از روز اَلَــست
بارها آتش زدی، از کینه بر بنیاد هست
خورده ای زَهرِ هلاهِل نازِشصت
گشته ای ضرب المَثل ای خود پرست

ویکتور هوگو میگه: ﺟﺎﻣﻌﻪﺍﯼ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻓﻘﺮ ﺗﻦ ﺩﻫﺪ؛
ﺩﯾﻨﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺯﺥ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ؛
ﻭ ﮐﺸﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﺳﺘﻢ ﮐﻨﺪ؛
ﻓﺮﻭﻣﺎﯾﻪﺍﻧﺪ...
ﻣﻦ ﺟﺎﻣﻌﻪﺍﯼ، ﺑﺪﻭﻥ ﺭﻫﺒﺮ میخواهم...
ﺩﯾﻨﯽ، ﺑﺪﻭﻥ ﺗﺤﻤﯿﻞ...
ﻭ ﮐﺸﻮﺭﯼ، ﺑﺪﻭﻥ ﻣﺮﺯ...
ﻣﻦ ﺍﯾﻨﻢ!!!
ﻭ بههمین دلیل ﮐﺘﺎﺏ ﺑﯿﻨﻮﺍﯾﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﻮﺷﺘﻢ.
آن روز
آب ، چه تر بود!
باد به شکل لجاجت متواری بود.
من همه مشق های هندسی ام را
روی زمین چیده بودم..
آن روز چند مثلث در آب
غرق شدند...
![]()
۩۩۩☫دوبیتی (طریقت)پنهان وآشکارا ☫۩۩۩


بر عکس در مسجد و میخانه ، کنیسه
آغوش منه بی سر وُ پا یکسره باز است

هر دَم ریاضت ما عشق تو بود، یارا
چندی شکیب داری، ساعت نماند ما را
پنهان اگر (طریقت) چندین هزار مونس
طاقت نمانده مارا ، پنهان و آشکارا
*چه بی گناه افتم و مردن كنم بهانهء دار
به پای دار مگر آرمت نشان نشانهء دار
بسى شب است كه در انتظار مقدم یار
چراغ انتظار بسوزم بر آستانهء دار
حسود تنگنظر را بگو خــلاص مجو
كه هست خاتم مقصود بر کرانهء دار
كليد گنج سعادت به دست شاهوشى
كه بر فقــير نبنــدد در خـــزانـهء دار
نه مرغ زيركم اى دهر سنگسارم كن
چرا كه بردهام از ياد جودانهء دار
مرو كه سوز (طریقت) بگيردت دامن
شعارِ انجمن وُ مجلس شبانهء دار
***
![]()
۩#خــُلدستان طریقت ( #غزل )۩# محمد مهدی طریقت
<<<ادامه مطلب
برچسب های خلدستان : اشعار , یلدا , طریقت , مثنوی
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب

این باده فقط برای خوانسار
افسانه شده هوای خوانسار
از شوق عسل به سر سپردم
کندوی غزل سرای خوانسار
از یوسف بخشی وُ زلالی
با لهجه ی آشنای خوانسار
سبز است نگاه مردمانش
چون مردم با صفای خوانسار
ثبت است حماسه ارادت
گلواژه ی لاله های خوانسار
فرهیخته پایتخت زاگرس
در سایه ی اعتلای خوانسار
نقش است بزرگی سپاهان
در نیمه ی با وفای خوانسار
عِقد غزلِ (طریقت)آورد
اسرار گُهر سزای خوانسار ...
شب یلدا، شب شادی،شب آجیل و مهمانی
تمامِ عمرِ معشوقان پُــر از شب های طولانی
هزار وُ یک شب لیلا به آن وُ لحظه ای بگذشت
هزار وُیک شب یلدا چو دست آری ، مرنجانی
برایت شاعری شعری سراید شعر رنگانگ
هزار افسوس شعرش را به جان وُدل نمیخوانی
هزار وُ یک شب آغوش هزار وُ چهارصد باهوش
هزار وُ چارصد ، بوسه ، زدم شیرین وُ پنهانی
مپوشان رخ زدلدارت که دردش را دوا باشد
تو از نوشِ قدح پیــما شـرابِ سرخِ ربانی
اگر گیسوی یلدا را (طریقت) تار وُ تاریک است
خداوندآ: شب یلدا (سرودم) شـعـرِ نورانی
حمید↘
محمد مهدی طریقت


موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، مناسبت ملی ، عکس ، آثارچاپ شده ، خبر ـ اطلاعیه ، بدون شرح ، گوناگون
برچسب های خلدستان : اشعار , عِقد غزلِ , طریقت , آورد برای خوانسار
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب

۩۩۩☫ شاعر / (طریقت )دوبیتی + افسانه +اشعار ☫۩۩۩
یخ بسته پشت پنجرهها دی بی سحر شده ،
از روزگارمان سحرش بی سحر شده
در روزنامه ها خبری جز دروغ نیست
از روزنامه ها خبرش بی خبرشده
دنیا بدون نور و صدا خوش صداتر است
آدم نداند و نشناسد رهاتر است
از شعرهای بی اثر این روزگارسخت
از واژه کلامِ اثرش بی اثر شده
خواری طلب، نشانه ی یک عمر عقده ایم
بی اعتراض، راه به بی راهه برده ایم
در نطفه اعتراض شکستند ،ای ، دریغ
از مردم این زمان جگرش بی جگر شده
محصول حسرت پدرانیم دور هم
هر یک دچار وهم روانی، زیاد و کم
آتش نمی شود تل خاکستری که از
کبریت هایمان خطرش بی خطر شده
حیوان ناطقیم و دوپا ، بی اراده ایم
در جبهه ای مقابل حق ایستاده ایم
با هر دروغ گفته شده از زبان ما
انگار از حسین تنش بی سرش شده
مایی که با لباس ریا پاک و روشنیم
فرمان بران آلت و مشغول مردنیم
جایی برای معجزه ای عاشقانه نیست
از زندگیمان هنرش بی هنر شده
از شعرها شعور و از اندیشه ها نشان
از آفتاب گرمی و از ریشه ها فشان
از ماه آسمان و از آغوشمان قرار
یا از مسافرت سفرش بی سفر شده
جز مرگ بی شکوه نفس راه چاره نیست
باید که رفت حاجت هیچ استخاره نیست
اما کجا سفر کنم اینجا که مردمش
از هر پرنده بال و پرش بی پرش شده
تنهاترین مسافر معراج آسمان
غمگین و دل شکسته و بی نام و بی نشان
من شیر زخم دیده که در شهر سردتان
یک مشت گرگ دور و برش بی برش شده
تنها ترین مسافر اهلِ(طریقت) ام
من جای مردگان شما یک حقیقت ام
در چاه نا برادری این زمانه دهــر
یعقوب در منی پسرش بی پسر شده
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
خداحافظ ای ماه طوفان و صرصر
خداحافظ ای فصـــل گلهای پرپر
خداحافظ ای عاشق رنگ وُ وآرنگ
خداحافظ ای نقش دستان بتگر
خداحافظ ای شاخههای برهنه
خداحافظ ای مـِــهر وُ آبان وُ آذر
خداحافظ ای زلف وُ موی پریشان
خداحافظ ای لحظههای مُطهر
تو فصل خزانی، تو رنگینکمانی
خداحافظ ای عطر گلهای مَرمَر
۩خــُلدستان طریقت( صفحه جدید )۩۩محمد مهدی طریقت
موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، مناسبت مذهبی ، مناسبت ملی ، عکس ، سیاسی ، غزلیات ، برآستان جانان(تذکره شعرا) ، خاطرات
برچسب های خلدستان : تنها ترین مسافر اهلِ , طریقت , ام , یلدا
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
![]()

۩۩☫ اشعار/یلدا (طریقت )مثنوی ☫۩۩
شب چله زِ راه آمــد دوبــاره
بگیر ای دوست! از غمها کناره
شب یلدا شروع مهربانی
کمال همدلی و همزبانی
در آن دیدارها تا تازه گردد
محبّت ها بلند اندازه گـردد
به هر محفل رَوی گرم و صمیمی
بخوان اَشعار نو ، کهنه ،قدیمی
به دور هم برای اهل فامیل
شده بر پا بساط میوه، آجیل
مواظب باش میان راه پلّه
نیفتد آن رفیقِ چاق وُ چلّه!!
کلنگی های فامیل عاشقانه
نظر دارند وُ گفتند: هندوانه!
نشسته با تفاخر تــوی سینی
به چاقو گفته بامن همنشینی
چو گردد قاچ اینک هندوانه
برای هرکسی گردد روانه!
بساط خنده و شادی مُهیا
اس ام اس می دهد خاله ثریا
جوانان آن طرف جوک های عالی
زِ فرهنگِ تهاجم جیبِ خالی
کسی را هم اگر آواز خوان است
به صدر مجلس او از سروران است !!
زند بـا "ای دل ای دل" زیر آواز
زِ فروسی کند او نغمه را ساز!
ببندد چشم وُ با جنباند سَر
بخواند شعرهای خوبی از بَر!
چنان با شور می خواند ،چو مَستان
خرامان می رسد از ره زمستان
شما ای همرهانِ بخت پیروز
شمارید از کنون ؛ هشتاد و نه روز !
کنون معکوس بشمارید یاران
که در راه است آغازِ بهاران
![]()
۩خــُلدستان طریقت( صفحه جدید )۩۩ محمد مهدی طریقت
محمّدمهدی طریقت 

![]()
۩#خــُلدستان طریقت (صفحه جدید)۩# محمد مهدی #طریقت
<<ادامه مطلب
موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، مناسبت مذهبی ، مناسبت ملی ، متن ادبی ، عکس ، غزلیات ، برآستان جانان(تذکره شعرا) ، قصاید
برچسب های خلدستان : اشعار , یلدا , طریقت , مثنوی
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب

۩۩۩ ☫ یلدا مبارک ☫۩۩۩

می دانی حارصه چیست؟ یک کلمه عربی است از خانواده حرص، حارص، احتراص. می دانی که شتر آنقدر صبور و پر طاقت است که می تواند سه هفته بدون آب و غذا در بیابان راه برود و راه برود.در بیابان خارهایی هست که شترها بسیار دوست دارند. هر جا این خار را ببینند، با دندان آن را می کَنند و شروع به جویدن می کنند. وقتی این خار با مزه شور خون آغشته می شود، شترها لذت بیشتری می برند. هر چه بیشتر می خورند، خون بیشتری می ریزد و هر چه خون بیشتر می شود، شتر بیشتر و بیشتر از این خار می خورد. گویی که دیگر از خون خود سیر نمی شود. اگر مانعش نشوند ،شتر از شدت خونریزی خواهد مرد. این یعنی حارصه. این رسم تمام خاورمیانه است پسرم. انسان هایش در طول تاریخ یکدیگر را کشته اند و کشته اند، بی آن که متوجه باشند که در حال ریختن خون خود هستند. از طعم خون خود مست می شوند.
۩خــُلدستان طریقت ( صفحه جدید )۩۩ محمد مهدی طریقت

۩۩۩ ☫ یلدا مبارک ☫۩۩۩
برچسب های خلدستان : یلدا مبارک , یلدا , طریقت
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب

۩۩۩ ☫ یلدا مبارک می رسد ناله ی یلدای (طریقت) به فلک☫۩۩۩

شعرِ یلدای من وُ خاطره ها با مهتاب
باده مشتاق من وُ منظره ها با مهتاب
خلوت یاد تو را پنجره ها می فهمند
تا شعاع همه ی گستره ها با مهتاب
کی به پایانبرسد قصهء این دلشدگان
انجـمن کنـگره در کنـگره ها با مهتاب
تا نیاید سحر و جلوه کند صبح پگاه
منم و شاهد این شبپره ها با مهتاب
آسمان جلوه ناز است و زمین غرق نیاز
پـرتــو روشنی از پُـرتِره ها با مهتاب
زیر مهتاب شب و وهم و سکوت ابدی
روح جامانده در این پیکره ها با مهتاب
می رسد ناله ی یلدای (طریقت) به فلک
نغمه خُنیاگر این حنجره ها با مهتاب
![]()
۩خــُلدستان طریقت ( صفحه جدید )۩۩

برچسب های خلدستان : اشعار , یلدا , روایت , یلدای


۩۩۩ ☫ یلدا : (طریقت) اشعار ☫ ۩۩۩

امشب شب يلداست كه با ساغر یلدا
پاي سخن و قصه اي از دلبر یلدا
گوييم هم از اول شب قصه ی دل را
قولی كه به صبح آيد و تا آخر یلدا
عمری كه سيه شد به سرِ مشق دفاتر
امشب گذرد بی قلم وُ دفتر یلدا
ازسلسله ای بوی خوشی را نشنيديم
جز سلسله ی زلف كه از عنبر یلدا
اسماءِ خدا هست يكی اکبر وُ کبرا
کبراست چنین با صفتِ اكبر یلدا
سرِّ دلِ ما در دل ما هیچ نیرزد
رازی كه ازل بوده و تا محشر یلدا
امشب درِ آتشكده ی دل بگشائیم
امشب به درازای شبی در سر یلدا
امشب كه دَم ِ آخرِ آذر به امان است
هم در دل ما تا به سحَر آذر یلدا
ح.(طریقت)
خــُلدستان طریقت ( صفحه یلدا + اشعار ) ۩ # محمد مهدی طریقت
موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، نثر ( ارائه ی مطلب) ، مناسبت ملی ، غزلیات ، برآستان جانان(تذکره شعرا) ، خاطرات ، آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ
برچسب های خلدستان : یلدا , طریقت , اشعار
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب

یا انیس من لا انیس له
۩۩۩ ☫ برآستان جانان (یلدا) نود وُ هشت ☫۩۩۩
به جهان خرّم از آنم که جهان خرّم از اوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست

دو قدم مانده که پاییز به یغما برود
این همه رنگ ِ قشنگ از کف ِ دنیا برود
هرکه معشوقه برانگیخت گوارایش باد
دل ِ تنها به چه شوقی پی ِ یلدا برود؟
گله ها را بگذارناله ها را بس کن
فرصتی نیست که صرف گله و ناله شود
تا بجنبیم تمام است تمام
مهر دیدی که به برهم زدن چشم گذشت
یا همین سال جدیداندکی مانده به عید.
موضوعات مرتبط خلدستان: مناسبت ملی ، برآستان جانان(تذکره شعرا) ، خاطرات ، آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ ، دوبیتی ، بدون شرح
برچسب های خلدستان : برآستان جانان , یلدا , نود وُ هشت


۩۩۩ ☫ یلدا : (طریقت) اشعار ☫ ۩۩۩

امشب شب يلداست كه با ساغر یلدا
پاي سخن و قصه اي از دلبر یلدا
گوييم هم از اول شب قصه ی دل را
قولی كه به صبح آيد و تا آخر یلدا
عمری كه سيه شد به سرِ مشق دفاتر
امشب گذرد بی قلم وُ دفتر یلدا
از سلسله ای بوی خوشی را نشنيديم
جز سلسله ی زلف كه از عنبر یلدا
اسماءِ خدا هست يكی اکبر وُ کبرا
کبراست چنین با صفتِ اكبر یلدا
سرِّ دلِ ما در دل ما هیچ نیرزد
رازی كه ازل بوده و تا محشر یلدا
امشب درِ آتشكده ی دل بگشائیم
امشب به درازای شبی در سر یلدا
امشب كه دَم ِ آخرِ آذر به امان است
هم در دل ما تا به سحَر آذر یلدا
ح.(طریقت)
خــُلدستان طریقت ( صفحه یلدا + اشعار ) ۩ # محمد مهدی طریقت
موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، مناسبت ملی ، قصاید ، آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ ، بدون شرح ، گوناگون
برچسب های خلدستان : یلدا , طریقت , اشعار , خُلدستان
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
![]()
۩۩☫ اشعار/یلدا (طریقت )دوبیتی ☫۩۩
شب یلدا که زلیخا پیِ یغما می رفت
شعرِگُلواژه ی من از کفِ دنیا می رفت
هرکه لیلون برانگیخت گوارایش باد
دل ِ تنهای(طریقت)پی ِ یلدا می رفت
![]()
۩خــُلدستان طریقت ( صفحه جدید )۩۩ محمد مهدی طریقت

موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، دوبیتی
برچسب های خلدستان : اشعار , یلدا , طریقت , دوبیتی
![]()
۩۩☫یک آسمان ستاره (طریقت ) به آسمان ☫۩۩
یلدا شبی به مسلخ خون می کشد مرا
کم کم دلی به دام جنون می کشد مرا
پس کوچه های قلب مرا جستجو کند
هردم به گوشه های درون می کشد مرا
یک آسمان ستاره که عاطل نبوده اند
از مَنجلاب سرد بُرون می کشید مرا
من ازسکوت وُ بغض شکایت نمی کنم
دستی بسانِ بخت نگون می کشد مرا
من از خیال گنگ رها می شوم رها
هاتف بخواب اهل سکون می کشد مرا
شاید به پاس حرمت ویرانه هاکه رفت
مرهم به زخم فاجعه گون می کشد مرا
تا از رَحیلِ حسرت گُلــهایِ واژگـــون
بانگِ جَرس به فن وُ فُنون می کشد مرا
دیگر زِ بند ِ آن من بیگانه رسته ام
از من چه عاشقانه برون می کشد مرا
پس کوچه های شعر مرا جستجو کنید
اما مرا به عمق درون می کشد مرا
یک آسمان ستاره (طریقت) به آسمان
شاعرشبی به جشنسُرون می کشد مرا
۩خــُلدستان طریقت ( صفحه یلدا 97 )۩۩ محمد مهدی طریقت
موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، مناسبت ملی ، آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ
برچسب های خلدستان : اشعار , یلدا , قصاید , یک آسمان ستاره
![]()

۩۩☫ اشعار/یلدا (طریقت )دعای یلدا ☫۩۩

یا رب سببی ساز که هنگام قیامت
در ذیل عنایات توباشیم زِهر بندملامت
خاک ره آن یار سفر کرده بیارید
تا سرمهءچشمان زلیخاکنم ازبهراقامت
گیسو زلیخا به ،کمند آمده مارا !
این دام نباید به درازآ بکشد وعدهء شامت
یا رب به کرامات وُعنایات فُزونت
یلدا شدوُ ما را به رهان از صف اضداد مُدامت
![]()
![]()

۩خــُلدستان طریقت ( صفحه جدید)۩۩ محمد مهدی طریقت
موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، مناسبت ملی ، غزلیات ، قصاید ، آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ ، بدون شرح
برچسب های خلدستان : اشعار , یلدا , طریقت , دعای یلدا
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
نـوایِ دلنشیـن وُ نـابِ یلدا
![]()
۩۩☫ اشعار/یلدا (طریقت )دعای یلدا ☫۩۩
نـوایِ دلنشیـن وُ نـابِ یلدا
کِشم بر دیدهء اذنابِ یلدا
منم خُنیاگرِ این بی قراری
قراری در کنار قابِ یلدا
ندای سیمگونْ،درگوشْ دارد
زِآدبِ ادب ،آدابِ یلـدا
شبی سرد وُ شبی،سیمین تْرانهّٰ
شتاء اندر شتاء،پُر آبِ یلـدا
دعایِ عاشقان،امشب( طریقت)
پر از نعمت شود ، تالاب یلــدا
۩خــُلدستان طریقت ( صفحه جدید )۩۩ محمد مهدی طریقت
موضوعات مرتبط خلدستان: مناسبت ملی ، غزلیات ، خاطرات ، قصاید
برچسب های خلدستان : دعایِ عاشقان , امشب , طریقت , اشعار
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
![]()
۩۩☫ اشعار/یلدا (طریقت )دوبیتی ☫۩۩
عشق در سرمای یلدای وطن خواهم شفیق !
نوشدارو، در زمستانِ مِحَن خواهم رفیق!
عشق بازی میکند این کار هر شیاد نیست !
نوش داروهای ِ فردا بی ثمر خواهم رقیق!
۩خــُلدستان طریقت ( صفحه جدید )۩۩ محمد مهدی طریقت
موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، خاطرات ، دوبیتی
برچسب های خلدستان : اشعار , یلدا , طریقت , دوبیتی

![]()
۩۩☫ اشعار/یلدا (طریقت )مثنوی ☫۩۩
شب چله زِ راه آمــد دوبــاره
بگیر ای دوست! از غمها کناره
شب یلدا شروع مهربانی
کمال همدلی و همزبانی
در آن دیدارها تا تازه گردد
محبّت ها بلند اندازه گـردد
به هر محفل رَوی گرم و صمیمی
بخوان اَشعار نو ، کهنه ،قدیمی
به دور هم برای اهل فامیل
شده بر پا بساط میوه، آجیل
مواظب باش میان راه پلّه
نیفتد آن رفیقِ چاق وُ چلّه!!
کلنگی های فامیل عاشقانه
نظر دارند وُ گفتند: هندوانه!
نشسته با تفاخر تــوی سینی
به چاقو گفته بامن همنشینی
چو گردد قاچ اینک هندوانه
برای هرکسی گردد روانه!
بساط خنده و شادی مُهیا
اس ام اس می دهد خاله ثریا
جوانان آن طرف جوک های عالی
زِ فرهنگِ تهاجم جیبِ خالی
کسی را هم اگر آواز خوان است
به صدر مجلس او از سروران است !!
زند بـا "ای دل ای دل" زیر آواز
زِ فروسی کند او نغمه را ساز!
ببندد چشم وُ با جنباند سَر
بخواند شعرهای خوبی از بَر!
چنان با شور می خواند ،چو مَستان
خرامان می رسد از ره زمستان
شما ای همرهانِ بخت پیروز
شمارید از کنون ؛ هشتاد و نه روز !
کنون معکوس بشمارید یاران
که در راه است آغازِ بهاران
۩خــُلدستان طریقت ( صفحه جدید )۩۩ محمد مهدی طریقت

در ادامه مطلب
↘
او با ما
موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، مناسبت ملی ، مثنوی
برچسب های خلدستان : اشعار , مثنوی , یلدا , طریقت
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
![]()
۩۩☫ طریقت (خلدستان)یلدا / اشعار ☫۩۩
دلِ مارا تویادی کن،دل آشفته شيدا را
دلِ صادق ، دلِ لایق،دل عاشق تمنّا را
بیادر بزمِ مستانِهْ بزنْ چنگی بخوانْ آواز
بخوان خُنیاگر داود،پریشان کنْ مسیحارا
دلِ مارا تویادی کن،دلی معشوقهِ لیلا
دلِ ماهم زِتویادی کند،هنگامه يلدا را
بیادرجمعِ مستانِهْ بزنْ شمعی شبستانهْ
بخوان مارا به مهمانی بِدِهْ سهمیه مارا
(طریقت) چون چراغی رابرافروزد درین عالم
بسوزد ریش وُ پشمی را که"بگدازد"معمارا
۩خــُلدستان طریقت ( صفحه جدید )۩۩ محمد مهدی طریقت
موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، مناسبت ملی ، غزلیات ، قصاید ، مطالب دردست چاپ
برچسب های خلدستان : اشعار , خلدستان , طریقت , چون چراغی رابرافروزد درین عالم

۩۩۩ ☫ یلدا مبارک ☫۩۩۩


۩۩☫برآستان یلدا (طریقت) مزین: بازورِ = بی زور ☫۩۩
شبِ یلدایِ مــا شد شام منصور
شبِ منــصور را بردار منظور
دوبیتی وُ رباعی شد فراوان
صدای، سمفونی می آید از دور
شبِ یلدایِ مــا محزونِ محزون
دو چشمونُم، شده چون آبِ انگور
غزل می سازد اکنون شاعرانه
صدا می آید از، تنبور وُ ماهور
شبِ یلدایِ مــا فرزانگان را
هم اکنون کرده ای :، نوراٌعلی نور
(طریقت) شام یلدا شد مزیّـن
به طور واژگان بازورِ بی زور


۩۩۩ ☫ یلدا مبارک ☫۩۩۩

می دانی حارصه چیست؟ یک کلمه عربی است از خانواده حرص، حارص، احتراص. می دانی که شتر آنقدر صبور و پر طاقت است که می تواند سه هفته بدون آب و غذا در بیابان راه برود و راه برود.در بیابان خارهایی هست که شترها بسیار دوست دارند. هر جا این خار را ببینند، با دندان آن را می کَنند و شروع به جویدن می کنند. وقتی این خار با مزه شور خون آغشته می شود، شترها لذت بیشتری می برند. هر چه بیشتر می خورند، خون بیشتری می ریزد و هر چه خون بیشتر می شود، شتر بیشتر و بیشتر از این خار می خورد. گویی که دیگر از خون خود سیر نمی شود. اگر مانعش نشوند ،شتر از شدت خونریزی خواهد مرد. این یعنی حارصه. این رسم تمام خاورمیانه است پسرم. انسان هایش در طول تاریخ یکدیگر را کشته اند و کشته اند، بی آن که متوجه باشند که در حال ریختن خون خود هستند. از طعم خون خود مست می شوند.
![]()

می دانی حارصه چیست؟ یک کلمه عربی است از خانواده حرص، حارص، احتراص. می دانی که شتر آنقدر صبور و پر طاقت است که می تواند سه هفته بدون آب و غذا در بیابان راه برود و راه برود.در بیابان خارهایی هست که شترها بسیار دوست دارند. هر جا این خار را ببینند، با دندان آن را می کَنند و شروع به جویدن می کنند. وقتی این خار با مزه شور خون آغشته می شود، شترها لذت بیشتری می برند. هر چه بیشتر می خورند، خون بیشتری می ریزد و هر چه خون بیشتر می شود، شتر بیشتر و بیشتر از این خار می خورد. گویی که دیگر از خون خود سیر نمی شود. اگر مانعش نشوند ،شتر از شدت خونریزی خواهد مرد. این یعنی حارصه. این رسم تمام خاورمیانه است پسرم. انسان هایش در طول تاریخ یکدیگر را کشته اند و کشته اند، بی آن که متوجه باشند که در حال ریختن خون خود هستند. از طعم خون خود مست می شوند.
![]()
۩خــُلدستان طریقت ( صفحه جدید )۩۩ محمد مهدی طریقت

۩۩۩ ☫ یلدا مبارک ☫۩۩۩
( ۩ محمد مهـدی طریقت ۩ )

موضوعات مرتبط خلدستان: نثر ( ارائه ی مطلب) ، حکایات
برچسب های خلدستان : نثر , ارائه مطلب , حکایت , یلدا
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
۩۩۩ ☫ جشن دیگان (طریقت) یلدا☫۩۩۩
در شب اول دی ماه که شب آغازین زمستان و طولانی ترین شب سال
است ایرانیان از دیربازیکی ازجشن های مهم خود رابرگزارمی کرده اند
که یلدا یا شب چله نامیده می شود.
واژه یلدا از زبان سریانی گرفته شده و به معنای تولد است.

موضوعات مرتبط خلدستان: نثر ( ارائه ی مطلب) ، مناسبت ملی ، بدون شرح
برچسب های خلدستان : جشن دیگان , یلدا
۩۩۩ ☫ دوبیتی (رباعی) یلدا☫۩۩۩

شبِ یلدایِ مــا شد باغ انگور
دو چشمونُم، شده نوراٌعلی نور
دوبیتی و رباعی صور در ثور
صدای، سمفونی تنبور و ماهور
۩خــُلدستان طریقت ( صفحه جدید )۩۩ محمد مهدی طریقت
__________ ======
موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، دوبیتی
برچسب های خلدستان : اشعار , یلدا , دوبیتی و رباعی صور در ثور

یلدا
زیباترین نقاشی دنیاست
وقتی حاصل عشق
تو باشی ....
موضوعات مرتبط خلدستان: نثر ( ارائه ی مطلب) ، عکس
برچسب های خلدستان : یلدا , نثر , ارائه مطلب
۩۩۩ به نام خدا ۩۩۩
۩۩۩ ☫ به نام خدا ☫ ۩۩۩
به نام خدایی که جانم از اوست
خدایی که روح و روانم از اوست
خدائی که در عرصه زندگی
فروغ حیات و جهانم از اوست
نگهدارم از درد و رنج و بلا
هم او جاودان ، جاودانم از اوست
بود گنج اَسرار ،اَسرار غیب
همه آشکار و نهانم از اوست
چو خندد لبم بر ضمیرزمان
ضمیر گُل و گلسِتانم از اوست
اگر شور مستی به جانم فکند
همین شور مستی همآنم از اوست
(طریقت) بُروشُکر خالق نما
که این نظم الکن زبانم از اوست
ஜ۩۞۩ஜ۩۞۩ஜ۩۞۩ஜ۞ஜ۩۞۩ஜ۞.۞ஜ۞ஜ۩۞۩ஜ۩۞۩ஜ۩۞۩ஜ۞ஜ۩۞۩ஜ۞

۩خــُلدستان طریقت ( صفحه جدید )۩۩ محمد مهدی طریقت ۩

موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، غزلیات ، قصاید ، آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ
برچسب های خلدستان : اشعار , به نام خدا , یلدا


۩۩ ☫خموش و گویا ☫ ۩۩۩
گه خمـوش و گاه گویا میشوم
گاه مست و گاه شیدا میشوم
در درونم شورِ عشقِ حق بپاست
واله و مفـــتون و رسـوا میشوم
ساغرِ مِـــی داد پیــــــرِ زندهدل
هم نفس با جامِ صهبا میشوم
ساقی و ساغر مرا سرمست کرد
از ولایــــش در تمنّـــــا میشوم
در میانِ باده نوشـــــان دم به دم
بیخودومدهوش وشیدامیشوم
در جهانِ بیخودی از شور و حال
مــــحوِ روی یارِ زیبـــــا میشوم
همچو مجنون از فراقِ یارِ خویش
در به در، در کوه و صحرا میشوم
میزنم مــــهرِ خموشی بر دهان
گاهگاهی مست و گویا میشوم
دم به دم بینم قیامش را به دل
فارغ از آشوب و غوغا میشوم
ذکـــــــرو فکرم یادِ روی او بـــود
عاشقم در خویش پیدا میشوم
نیستم تنها به باطن، ظاهــــراً
دور از آن یارِ فــــــریبا میشوم
هست در ذراتِ جانم مِـهرِ او
با خیالش عرشپیما میشوم
با (طریقت) نغمــــۀ آواز من
شهره نزدِ پیر و برنا میشوم
۩خــُلدستان طریقت ( صفحه جدید )_۩۩۩محمد مهدی طریقت۩۩۩
موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، مناسبت ملی ، غزلیات ، قصاید ، آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ
برچسب های خلدستان : اشعار , خموش وگویا , یلدا , خموش و گویا
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب

۩۩۩ ☫ یلدا ☫۩۩۩

🔻دو قدم مانده که پاییز به یغما برود
🔻این همه رنگ قشنگ از کف دنیا برود
🔻هرکه معشوقه برانگیخت گوارایش باد
🔻دل تنها به چه شوقی پی یلدا برود؟
بزم سُــخن شد آرزو مندانه یلدا
آرام کی گیـــر د دل دیــــوانه ؟ یلدا
هردم مرا افسون شـعری می فریبد
«مانی»به بزم شـــادی شاها نه یلدا
خالی نمی ماند زشادی بزم جانان
اطــراف جـان پَر می زند پروانه یلدا
پروانه پَر پَر می زند تا جان رهــــاند
این شعله میلرزدچرا ؟ درخـانه یلدا
در خلوت افسانه ی زیبای« مانــی»
مِی جوشداز میخانه و خُمخانه یلدا
هردم مرا موجی برد تا عــُمق دریا
از فــرش تا عَـرش برین جانانه یلدا
گــر ساحل دریا شوم لنــــگر بگیرم
لبخندگرمت می شود ساما نه یلدا
رویای خُلــِدستان من شد واقعیت
این انجمن مردانه شد مردانه یلدا
فصل زمستان (مانیا)کی فصل طنز است
از برگ بی برگی بگومســتانه یلدا
مستانه طنزی می سرایدتا بخندیم
جـــاوید باد آثـــار جاویــدانه یلدا
محصول خُلِــدستان من پایان ندارد
رندی نمی آید به این کاشانه یلدا
مارا «طریقت» می دهد اُمـید یاری
پایان ندارد لاجـرم افســـــانه یلدا
۩خــُلدستان طریقت ( صفحه جدید )۩۩۩۩ محمد مهدی طریقت ۩۩۩

موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، مناسبت ملی ، غزلیات ، قصاید ، آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ ، دوبیتی
برچسب های خلدستان : اشعار , یلدا , طریقت
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
.: Weblog Themes By Pichak :.



.
