
۩۩☫20:30برآستان جانان (طریقت )سخت و بی امان ☫۩۩۩ 
...«وطن»، به معنی جامع کلمه، شهر، استان و محلی است که شخص در آنجا متولد شده یا کشوری است که اینها در آن قرار دارد و او از افراد ملتی میباشد که در آن سکونت دارند؟
نگارندۀ این سطور که تولدم در شهر یزد بوده و انتسابم به ایل افشار است و اجدادم از ترکستانها یا از دشت قبچاق به ایران آمدهاند، آیا وطنم یزد است یا ایل افشار یا ایران؟ بدیهی است که ایران وطنم و یزد زادگاهم میباشد. رابطۀ قدیمی ترکستان هم با من بهکلی قطع شده است. اگر کسی از یک سید ایرانی بپرسد آیا شما عرب هستید؟ خواهد گفت نه! من ایرانیام. اگر هنوز هم بعضی به زبان ترکی یا به لسان عربی حرف بزنند، آن زبانها برای ایرانیان فرعی و محلی است، چه زبان اصلی و ملّی آنان فارسی دری میباشد که زبان عموم ملّت ماست. اکنون من و مانندهای من ایرانی تمامعیار هستیم، چه اصفهانی، چه تبریزی، چه کرمانی و چه کردستانی و چه قشقائی باشیم. به این صفت و سمت در داخل و خارج کشور بهوسیلۀ شناسنامه یا گذرنامه شناخته شدهایم- هر زبان و هر مذهب یا هر سابقۀ نژادی و مکانی داشته باشیم. یک نفر خوانساری،گلپایگانی آذربایجانی یا کردستانی یا اصفهانی یا ارمنی یا یهودی یا زردشتی همان اندازه ایرانی است که یک نفر خراسانی یا بلوچ و کرمانی ایرانی است، زیرا همه وطن مشترکی دارند که ایران است. اگر بیگانهای در خارج از ایران از یک نفر کرد ایرانی بپرسد وطن شما کجاست یا اهل کجا هستید، خواهد گفت: وطنم ایران است، یا ایرانی هستم. نخواهد گفت: کردم یا وطنم کردستان است. در داخل ایران اگر کسی از یک نفر کاشانی بپرسد اهل کجا هستی؟ خواهد گفت: اهل کاشان.
وطن به اصطلاح امروز، معنی جامعتر و خاص برای خود در دنیا دارد و تنها مربوط به ایران و ایرانی نیست. وطن نزد عوام و در ادبیات قدیم به معنی محل تولد و سکونت بوده است.ایران کنونی که وطن ما است تاریخ و جغرافیا برای ما ساخته است. مردمی که در این وطن مشترک (جغرافیای تاریخی) زندگی میکنند، موظف به نگهبانی و آبادی آن میباشند، مانند افراد یک خانه که باید خانۀ خود را با هم حفظ کنند و اگر کسی خواست به آن تجاوز کند دفاع نمایند.
شاه اسماعیل اول موسس سلسلهی صفویه که مذهبِ تشیع را دیانتِ رسمی ایران قرار داد، و جهد او در این باب تا به جایی رسید که فرمان داد قبور مشاهیر را که به تسنن معروف بودند بشکافند و آنها را با خاک یکسان کنند.این پادشاهِ بزرگ وقتی به اتفاقِ شخصی از ملاهای جاهل و متعصب،معروف به"ملا مگس به زیارتِ قبرِ حافظ رفت.ملا مگس نزدِ شاه اصرار میکرد که قبر حافظ نیز خراب شود زیرا اون نیز فاسد بوده،شاه امضای این عزیمت را موکول به تفال به دیوانِ حافظ فرمود و چون آنرا گشود این مطلع برآمد:جوزا سحر نهاد حمایل برابرم,یعنی غلام شاهم و سوگند میخورم»شاه این را به منزلهی سوگندِ وفاداری و بیعت به خود دانسته بسیار خشنود و خرم گردید.چون ملا مگس باز در ابرام و اصرار مبالغه کرد،شاه دوباره دیوان برگشود، ین بیت برآمد که ظاهرن روی سخن به مصاحب شاه داشته است:ای مگس حضرتِ سیمرغ نه جولانگه تُست عرض خود میبری و زحمتِ ما میداری
بعد از آن ملا مگس زبان در کامِ خاموشی نهاد و دم در نیاورد.
می آید از کرانه ی شبهای انجمن
فریادِ خشمناکِ خدایان به سوی من
من کیستم؟ که خشم خدایان آسمان
در هرکجا روم، همه جا جستجو وطن
بر سنگ های تفته فروخفته ی یتیم
از ریگ های تشنه گذر کرده چون نسیم
زین سان به تنگنای گذرگاهِ سرنوشت
پیموده ام فراز و نشیبِ از فرار وُ بیم
گم کرده راه و خسته و از جستجو ملول
اینک منم رسیده به بن بستِ ها شُمول
من کیستم؟ که بسته ز هر سوی راه من
طــوفان دردهــا وُ غــبارَم کنــد خجــول
آنَک هنوز ، از بُنِ گردابِ هر پــگـاه
بر من دو چشم نازِ سیه میکند نگاه
بگرفته راه بر (طریقت) من سخت وُ بی امان
میراندم به سوی یکی ژرف پرتگاه
۩۩۩ ☫حکایات حکیمانه (طریقت )گرگ ها ☫۩۩۩

گول دنیا را مخور......!!
ماهیان شهر ما از کوسه ها وحشی ترند
بره های این حوالی گرگ ها را می درند
سایه از سایه هراسان در میان کوچه ها
زندگان خوش آبروی مردگان را می برند
حکایت کنند: گرگ اهلی نمی شود برای لقمه ای نان؛ و از هیچ کس توقعی ندارد به جز خودش. او وفاداری سگ را به لجن می کشد و شکوه پوشالین شیر و عقاب را افشا می کند که وفای سگ به نیازش است و شکوه شیر و عقاب شکستنی و سقوط وار است، اما شکوه گرگ در عزت و غرور آزادگی و اتکای به خویش است؛ پس او سلطان زمین و پادشاه آسمان است. او اهل جمع و عوام و وقت گذرانی و خوش گذرانی های عوامانه نیست. یارانش اندکند و هم فکر و هم مسیر و وفادار و شبگرد و پر طاقت و تیز بین و عاقل و خانواده دوست؛ غرور گرگ زیباست، چون اوج عزت و ازادگی است. او هرگز سربار کسی نیست ،حتی عزیزانش و فرزندانش که عمری برایشان جانبازی وایثار کرده است، چون وقتی پیر می شود و توان شکار جمعی را از دست می دهد، کار را به کاردان جوان و قدرتمند می سپارد و از اهل خود جدا می شود ،تا هم سربار کسی نباشد و هم با غرور زندگی کند و با عزت بمیرد. او هرگز تسلیم نمی شود وتملق و دریوزگی نمی کند و برای خودش ارزش و شخصیت قائل است. در قفس عمری ندارد و جانش را برای آزادی می دهد. انگار نافش را با آزادی بریده اند و ذهنش را با شراب عزت مخمور کرده اند. با انسان دوست می شود، ولی هرگز برده و مطیع نمی شود .مانند هیچ کس نیست و از کسی تقلید نمی کند و بازیچه ی سیرک انسان ها نمی شود. او خودش است، خود خودش!
معلوم نیست چه کسی مذاکرات «برجام جان»را دوباره ، به حاکمان ایران گوشزد کرده است . در حالیکه «برجام»،« مرده» بود، و باید از رده خارج می شد. الان هم، نام مذاکرات احیا برجام است . مثل مرده ای که در بیمارستان با شوک الکتریکی برای احیا اقدام می شود. لذا هیچ وجه قانونی ،عرفیو شرعی برای ادامه مذاکرات وجود نداشت و ندارد. از نظر محتوایی نیز بسیاری از تعهدات برجامی اکسپایر شده مثلا قرار بود ده سال یا 5سال تعلیق شود که الان ده سال شده است. فقط یک احتمال داده می شود! و آن خاله بازی به خرج از گلوی ملت. یعنی اینکه بخواهند خانم بازی یا شکم بارگی را از جیب ملت برای عده زیادی فراهم کنند. چه طرف های برجامی که به دلیل بدهی های زیاد قدرت سفر رفتن و خوشگذرانی را نداشتند و چه از سوی ایران که بهانه ای برای فرنگ رفتن نداشتند. زیرا فرنگ رفتن دولتمردان و حاکمان ایران فقط یک نتیجه تاریخی داشته! ایران فروشی برای عشرت و عیش و نوش. البته بنای این کار را شاه عباس گذاشت یا در واقع ملکه انگلیس! آنها برای اینکه ژنوم ایران را بگیرند و نسل تیزهوشی داشته باشند از شاه عباس مخفیانه دعوت کردند تا با هزار نفر قزلباش جوان به کاخ ناتینگهام بروند. و هزار دختر باکره برای قزلباش ها آماده کردند تا نسل ایرانی را برای خود داشته باشند و لذا تا قزلباشها رسیدند، فوری به هریک کنیزکی اهدا کردند! تا عیش و عشرت بکنند و قزلباش ها هم که اکثر مجرد و دور از خانواده بودند فکر کردند این رسم فرنگی هاست که از مهمانان خود اینطور پذیرایی کنند! ولی نمی دانستند حرامزاده هایی از انها تولید می شود که بعد ها ایران را استعمار می کنند. برجام فعلی هم برای همین است، در هتل محل مذاکرات چه حرامزاده هایی از ایران تولید نمی شود تا ژنوم ایرنی ها را داشته باشند و ویروس مخصوص ضد ایرانی تولید کنند. دلیل آنهم پر رو تر شدن همه کشورهای مقابل است! عزبستان هم خودش را صاحب خزا می داند. کره جنوبی هم قیافه می گیرد. آمریکا و اروپا هم هر روز می گویند صنایع موشکی مانع احیای برجام است. اولین و بزرگترین نتیجه آن هم قرارداد 25ساله با چین و 20ساله با روسیه است. یعنی در پرتو این مذاکرات آن قرارداد ها هم امضا شد و کسی اعتراضی نکرد و یا اعتراض ها شنیده نشد. عیب این کار امروز بیرون زد: 21میلیارد دلار ایران در چین لاپوشانی شد و اصلا همه طلب های نفتی ایران از چین هم مالیده شد. روسیه هم جرات کرد اکراین را ضمیمه خاک خود کند. به نظر می رسد برای جلوگیری از این خسارت ها باید هرچه زودتر برجام پاره شود و مذاکرات تمام گردد. فوق ش این است که جای شهید و قاتل عوض شده و ایران را مسئول پاره کردن برجام اعلام می کنند. ولی حداقل طلب های میلیاردی ایران لاپوشانی نمی شود. عجیب است دولتمردان ایران برای 7میلیارد دلار افغانستان! گلو پاره می کنند ولی برای 21میلیارد دلار چین می گویند کذب محض است. گوینده 21میلیارد دلار هرکس بوده دستش درد نکند ولی ما می گوییم 82میلیارد دلار است زیرا به بهانه تحریم پول نفت همه کشورها به چین انتقال می یافت تا به ایران بدهد و او هم نمی داد! ترس از تحریم هم بهانه دیگری است که برای احیای برجام بکار رفته در حالیکه یمن 7سال است در تحریم کامل دریایی و مرزی است ولی اینها می گویند باید مقاومت کند! پیامبر سه سال در شعب ابوطالب در محاصره اقتصادی بود و در این سه سال همه داراییهای خود و حضرت خدیجه را بین مردم تقسیم کرد. آیا این مسئولین که می خواهند سایه تحریم را بردارند تا کنون کدامشان یک ریال به مردم کمک کرده اند؟ یا مثل طالبان همه کمک های دیگران را هم به جیب خود ریختند و بنام مذاکره میلیاردها دلار به جیب زدند؟ اگر راست می گویند به خرج خودشان بروند مذاکره >>>>...
۩۩۩ ☫ گلبانگ (دل انگیزان )موسیقی ☫۩۩۩
http://www.mediafire.com/file/ll0lkidv0bckt7s/DelAnghizan-Nader+golchin-Eftekhari-Seraj4+Gah.wma
موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، مناسبت مذهبی ، مناسبت ملی ، عکس ، سیاسی ، غزلیات ، برآستان جانان(تذکره شعرا) ، آثارچاپ شده
برچسب های خلدستان : گلبانگ , دل انگیزان , موسیقی , برآستان جانان
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب


۩۩۩ ☫ اَشعار/با(طریقت) سپس از عیش و طرب دم مزنید ☫ ۩۩۩
تاولِ روح من از زخم سَنان بیشتر است
در اَزل مَــرهَـم اندوه جهان نیشتر است
واعظ از خدعه و سالوس صلا در می داد
وَرنه در وضع خودش مصلحت اندیش تر است
زاهد، آن نیست که همواره ریاضت بکشد
هر که غمخوار یتیمان شده درویش تر است
واعظان مسجد وُ محراب غنیمت دانند
عالِم از اینکه دل اهل سَرا ریش تر است
با (طریقت) سپس از عیش و طرب دم مزنید
شاعر غم زده با سوز مِحَن خویش تر است
.
.
آنکس که نداند و نداند که نداند * در جهلِ مرکب اَبـَدُ الدهر بماند
آنکس که نداند و بداند که نداند * "بیدار" کنیدش که در خواب نماند
آنکس که بداند و نداند که بداند * لَنگان خرکِ خویش به مقصد برساند
آنکس که بداند وبداند که بداند "اَسب شرف" از گُنبدِ گردون بجهاند 
هیچ کس نمی داند ما به چه دردی مبتلا شدیم
هیچ کس نمی داند چه بلایی سر خودمان آوردیم
ما وارث تمام دردهای قرنیم قرنی سیاه و شوم
که جز رنگ سرخ و سیاه هیچ چیزش به خاطرم نمی آید
ما بیدارتر از خود را بخوابزده های دورانیم
که لا به لای سیاهی ها غوطه می خوریم
![]()
۩#خــُلدستان طریقت (صفحه جدید)۩# محمد مهدی #طریقت
۩۩۩ ☫ اشعار:طی کرده (طریقت) چه فرازی و نشیبی ☫۩۩۩

.
پیچیــده درایــران عجب بوی عجیبی
بوی خوشی از نافه ی آهوی نجیبی
یا قافلهای رد شده از مُلک دلیــران
یامانده از آن قافله چون نشئه ی سیبی
ما لایق بوی خوشی از کوی بهشتیم
حالی که ازاین عطر نبرده است نصیبی
این ورطه نه آن وطه ی هفتاد و دو برگ است
لب تشنه و تنهاست چه مضمون غریبی
با خط چلیپای پر ازخون نوشـتــند:
ایران چو مسیحاست به بالای صلیبی
پیران همه رفتند جوانان همه رفتند
جز تشنگی انگار نمانده است حبیبی
گاهی سر نی بود و زمانی ته گودال
طی کرده (طریقت) چه فرازی چه نشیبی!
شاید زِ همین رو ست که :گویند
پیچیده درین عرصه حبیبی وُ طبیبی ♥️

یار از دل من خبر ندارد یا آهِ دلم اثر ندارد
جز عشق جهان هُنر ندارد یا دل هُنرِ دگر ندارد؟
یا موسم صبرِ من خزان شد یا نخل امید بَر ندارد
یا بر رُخ من نمی شود باز یا قلعۀ بخت دَر ندارد
یا وصل تو قسمت بشر نیست یا طالع من ظفر ندارد
یا دامن رحم تو طلسم است یا نالۀ من شرر ندارد
یا تیر تو بگذرد نهانی یا سینۀ دل سپر ندارد
یا عشق خط امان به او داد یا دل ز بلا حذر ندارد
یا چشم تو با دلم رفیق است یا شیر سیه خطر ندارد
یا با دل خسته مهربان باش یا جان بِسِتان ضرر ندارد

عشقـم، نفسـم، زنــدگی ام، دلبـــرِ نازم
خـالی شده از عشقـم و ســرشارِ نیازم
در سینه ی شب آه وغم وشکوه بریزد
از تار و دف و نالـه ی پُرسوز و گـدازم
در کــوچـه ی پُـر پیـچ درونـم بزند نق
با کــودک دل ای گـلِ نازم چــه بسازم
خــاتـونِ شکـوفا شــده ی گــونه اناری
شد بافـه ی گیسوی تــو یلــدای درازم
با آنکه هـوس در دل مـن جــای ندارد
گلخـنده ات آخـر بکنـد وســوسه بازم
دلشوره ام از بُعد گـذرگاهِ خمیده ست
چون جنگل چالوسی ومن پیچ هـرازم
اشعار (طریقت)غزلم منبع شهد است
پیــوسته بـرآنـــم کـــه لبـت را بنـوازم
ح.(طریقت)
۩۩☫انار سرخ سرشاخه ها (طریقت)چید☫۩۩

خبر خبر خبرِخنده ی کلاغان شد
به دشت وُدامن صحرادوباره توفان شد
نیامدی که بچینی اَنار سرخ درخت
دوباره مانده بسر شاخه ها زمستان شد
نیامدی و ترک خورد سینه های اَنار
سبد سبدگُلِ یاقوت سرخ ارزان شد
تمام باغ پر از جعبه های میوه شدند
چقدر جعبه وُ ماشین راهی خیابان شد
"وَاِن یَکاد " بخوانید وُ در فراز کنید
جمالِ باغ اناری فراز آسان شد
شکوفه بر سر این داستان پایانی
شروع آنچه نمیخواستم شتابان شد
اَنار سرخ سر شاخه ها(طریقت) چید
کمالِ فصل بهاران به ماهِ آبان شد
![]()
حمید↘
محمد مهدی طریقت
۩خــُلدستان طریقت(انار +آبان )۩محمد مهدی طریقت ↘<<خطبه دوم

موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، مناسبت مذهبی ، مناسبت ملی ، عکس ، سیاسی ، غزلیات ، خاطرات ، قصاید
برچسب های خلدستان : گلبانگ , طریقت , آبان , اَشعار
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
۩۩۩ ☫ گلبانگ (دل انگیزان )موسیقی ☫۩۩۩
http://www.mediafire.com/file/ll0lkidv0bckt7s/DelAnghizan-Nader+golchin-Eftekhari-Seraj4+Gah.wma
موضوعات مرتبط خلدستان: گلبانگ
برچسب های خلدستان : گلبانگ , دل انگیزان , موسیقی
http://golbang235.blogfa.com/post/2666/%d8%a8%d8%b2%d9%85-%d8%b4%d8%a7%d8%b9%d8%b2%d8%a7%d9%86
۩۩۩ ☫ گلبانگ(موسیقی )محمودی خوانساری☫۩۩۩
زبانم را نمي فهمي نگاهم را نمي بيني
ز اشكم بي خبر ماندي و آهم را نمي بيني
سخن ها خفته در چشمم نگاهم صد زبان دارد
سيه چشما! مگر طرز نگاهم را نمي بيني
سيه مژگان من! موي سپيدم را نگاهي كن
سپيد اندام من! روز سياهم را نمي بيني
پريشانم ! دل حسرت نصيبم را نمي جويي
پشيمانم ! نگاه عذر خواهم را نمي بيني
گناهم چيست جزعشق تو روي ازمن چه ميپوشی؟
مگر اي ماه! چشم بي گناهم را نمي بينی؟
موضوعات مرتبط خلدستان: گلبانگ
برچسب های خلدستان : گلبانگ , موسیقی , محمودی خوانساری
سیمای شاعران ایرانزمین روی دوم نوار
اهنگسازان: مهندس همایون خرم/مرتضی حنانه
اواز: بهرام گودرزی
تکنواز نی: محمد موسوی
تکنواز تار: مهرداد دلنوازی
تکنواز سنتور:شابور سلیمان زاده
رهبر گروه کر وخواننده:اسفندیار قره باغی
گویندگان: بریچهر بهروان/حمید عاملی
اشعار: هاتف اصفهانی
موضوعات مرتبط خلدستان: گلبانگ
برچسب های خلدستان : گلبانگ , شجریان
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
دوش بی روی تو اتش به سرم بر می شد
وابی از دیده می امد که زمین تر می شد
تا به افسوس به بابان نرود عمر عزیز
همه شب ذکر تو می رفت ومکرر می شد
چون شب امد همه را دیده بیارامد ومن
گفتی اندر مویم سر نشتر می شد
ان نه می بود که دور از نظرت می خوردم
خون دل بود که از دیده به ساغر می شد
از خیال تو به هر سو که نظر می کردم
بیش چشمم در ودیوار مصور می شد
چشم مجنون چو بخفتی همه لیلی دیدی
مدعی بود اگرش خواب میسر می شد
گاه چون عود بر اتتش دل تنگم می سوخت
گاه چون مجمره ام دود به سر بر می شد
یارب ان صبح کجا رفت که شب های دگر
نفسی می زد وافاق منور می شد
برنامه های خصوصی هنرمندان
اواز: محمد رضا شجریان
سه تار: جلال ذوالفنون
غزل اواز:استاد سخن شیخ اجل سعدی

موضوعات مرتبط خلدستان: برآستان جانان(تذکره شعرا) ، گلبانگ
برچسب های خلدستان : گلبانگ , شجریان
اواز: محمد رضا شجریان
تار: مجید درخشانی
نی: جمشید عندلیبی
غزل اواز:بیرعرفان حافظ
موضوعات مرتبط خلدستان: برآستان جانان(تذکره شعرا) ، گلبانگ
برچسب های خلدستان : شجریان , گلبانگ

http://www.mediafire.com/listen/zn6s2m2szc8wwqs/Khososi-Shajariyan-Mousavi-MarhamDel.mp3
موضوعات مرتبط خلدستان: برآستان جانان(تذکره شعرا) ، گلبانگ
برچسب های خلدستان : مَحرم , گلبانگ
.: Weblog Themes By Pichak :.
