۩۩☫عشق :اندیشه ...ر(طریقت) هدیه :معشوقه ☫۩۩۩

شاعر مکن اندیشه(طریقت) سفر عشق / اَشعار تو را نیست :، جوابی و پیامی ،
ای نور قمر ، ماهترین ، ماه سلامی ..
نزد تو قمر بسته ، کمر را به غلامی ،
جانا چه کنم ؟ تا رخ مهتاب ببینم ؟
در بند توام ، لیک چرا در یِیِ دامی ؟
در جامی وُ ساغر ، شده از بادهء جان مست
هر بار نهادم به رهت ، جان گرامی ،
لیلای معاصر شده ای ، مرهم جانی .
ای عشق بگو ، در چه مقامی وُ کدامی
صد پاره شده ، بانگ سلام دل نالان ...
خاموش چرا ؟، دَم نزنی بهر کلامی ،
تو باب ترین ناب ترین شعر حهانی ..
مشهورترین شاعره وُ ، باده وُ ، جامی ،
تا چند روم پرسه زنان در صف عشاق ..
مخمور تورا نیست ، حلالی و حرامی ،
بی لطف تو کی ؟ نسترن و غنچه براید ؟
نابود شدم ، نظم معانی ، به کلامی ،
اندیشه گشا هستی و از عشق فزونی ..
ماندم چه بگویم ؟ چه سرایم ، به چه نامی ؟
شاعر مکن اندیشه(طریقت) سفر عشق ...
اَشعار تو را نیست :، جوابی و پیامی ،
***
انجمن ار نخواندت، رَه نبری به انجمن
انحمنش کجا توان، رَه ببری به انجمن
يك جهت آی تا مگر رَه شَوَدَت نه بی جهت
دیده به بی جهت گشا تا نگری به انجمن
راهنمای بایدت ای که هواش می پزی
ز آنکه بخود نمی توان بی خبری به انجمن
گر نروی به سویِ او، راست بگو کجا روی
هر طرفی که بنگری، شد اثری به انجمن
جام وُ سبویِ او منم، غالیه بویِ او منم
پیشِ من آی تا شوی، مختصری به انجمن
مطلع گوشِ جانِ من، رمزِ الست گفته است
هیچ بُرون نمی رود، از قمری به انجمن
آنچه زِ ما شنیده ای، آن زِ خدا شنیده گیر
چون همه گفتگویِ ما در نظری به انجمن
آنکه زِ شوش آمدی، راز بقا شنوده ای
چون همه گفتگویِ ما شوشتری به انجمن
هیچ مجو زِ هیچ خس، نام و نشانِ هیچِ من
غرقِ هلاک گشته ام، هیچ سری به انجمن
رفته به جویِ مولوی ، مست زِ بویِ او منم
پیشِ من آی تا شوی، خونجگری به انحمن
رو برِ شمس تا کند از تو خلاصِ مَر تو را
خویِ (طریقت)م بَدل :خواب وُ خوری به انجمن 🌷
(حکایت :شعر )۩محمد مهدی طریقت
بغل↘<<خطبه دوم 

موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، غزلیات ، برآستان جانان(تذکره شعرا) ، خاطرات ، قصاید ، آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ
برچسب های خلدستان : خلدستان , عشق , اندیشه , طریقت
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب


۩۩۩ ☫شعر(طریقت)نفس صبح => رخسار پری ☫ ۩۩۩
دوش در محفلِ دل صحبت رخسار پری ،
چشم آهوی تو وُ لعلِ شکر بار پری ،
دل شوریده من سخت تمنا میکرد ،
انجمن مست وُ خراب طالبِ دیدارِ پری ،
پیرهن چاک کنان پا به زمین می کوبید ،
چه کنم ؟ طفل دلم عاشق و غمخوار پری ،
از کجا این همه تشویش مجاز آمده بود ،
گفتمش: طره توئی، گفت:گرفتارِ پری ،
کَس ندیدم که چنین زار پریشان باشد ،
شبِ مهتاب (طریقت)من وُ آن یار پری ،
امشب بیا واز لب من یک غزل بگیر
از شهد شعرهای زلالم عسل بگیر
امشب برای گریه ام آغوش لازم است
تا این بهانه هست مرا در بغل بگیر
ای لات لا ابالی مستِ تبر به دست
بشکن وَ جان تازه ای از این هبل بگیر
حافظ که ترک ساقی و ساغر نمی کند
فالی برایم از لب شیخ اجل بگیر
با آن نگاه روشن و گرمت شبی مرا
از چشم های یخ زده ی مبتذل بگیر
قفلِ غزل بجز به لبت وا نمی شوند
امشب بیا و از لب ِ شاعر غزل بگیر
..****
༺࿇🤍࿇༻
چشمانِ تو پُر واژهترین شعر جهانست هنوزم
هر مژهات از"تیرِ" نگاهی به کمانست هنوزم
ابروی کمانت زده تیری به دل سرخ شقایق
هر غمزهی تو با دل من خط و نشانست هنوزم
ازچشم و دلت روشنِ سوسوی ستاره، است
گوشم بهدر وُ چشمهیِدل، خون، فَوَرانست هنوزم
در باغ غزل، دلخوش دیدار تو هستیم ولیکن
آه از لب من، هر نفسش آه و فغانست هنوزم
بر بستر سبزه گل و چشمه، به سراب قدم تو
دیبای چمن، در قدمت جامهدرانست هنوزم
در باغ قناری زده چهچه دف و سنتور و کمانچه
بر جام غزل هر دو لبت بوسهزنانست هنوزم
در کوچهی مهتاب چکیده غزلِ هقهقِ باران،
چشمانِ تو حیرانِ "نگاهِ دگرانست" هنوزم
از شعرِ(طریقت) نتوانگفتکهامشب نفسِصبح
بر صورت خورشید تبآلوده عیانست هنوزم
۩خــُلدستان طریقت
(انجمن +شبِ شعر+کوهستان )۩محمد مهدی طریقت ↘<<خطبه دوم

![]()
۩# خــُلدستان طریقت ( صفحه جدید )۩# محمد مهدی طریقت
موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، مناسبت ملی ، غزلیات ، برآستان جانان(تذکره شعرا) ، خاطرات ، قصاید ، آثارچاپ شده
برچسب های خلدستان : خلدستان , فریاد , طریقت , کند
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب

۩۩☫عشق :گل یار(طریقت) هدیه :معشوقه ☫۩۩۩
عشقبازی تنها ارضاي شهوت نيست .
عشقبازی تجلي ناب حواس است .....زيباست ،
متعالي ست ،
جلوه ناب يگانگي ست ،
از دو به سوي يک ، يکي شدن ، باهم بودن ،
فراموش کردن آنچه که دوست نداري به آن فکر کني ،
زيباست ، مخصوصا با کسي که ؛ دوستش داري ....
عشقبازی ، ديدن چشمهاي بسته است،
وقتي که از خوشي سرشار است
چشمهايي که دوستشان داری
شنيدن زمزمه هاي در گوشي دو عاشق است ،
عشقبازی بوييدن است
بوييدن عطر او ،
بويدن هميشه به يادت خواهند ماند
بوسیدن طعم خوش زندگی
عسقبازی لمس کردن است
لمس لب با لب
لمس خواهش هاي کسیکه دوستش داری
۩خــُلدستان طریقت(صفحه آخرتیرداد )۩۩️✍محمّدمهدی طریقت
.
موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، مناسبت مذهبی ، ترانه ، غزلیات ، خاطرات ، قصاید ، بدون شرح
برچسب های خلدستان : خلدستان طریقت , عشق , گل یار , طریقت
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب

۩۩☫ خلدستان (طریقت)اشعار : هدیه ☫۩۩



جز دیدن معشوقه مرا همنفسی نیست
پس غیر تو محبوبه مرا هیچکسی نیست
خـواهــم که دل از دام بلاهــا به رهانم
دانم که به جز عشق تو فریادرسی نیست
معشوقه تو هستی ودرین بزم به جز تو
با هیچکسی حوصـلهء هر هوسی نیست
معشوقهء پرواز منــی در وسطِ عشــق
هرچند بجـز دایره مینا قفســی نیست
دربند توام دایره مینای تو،عشق است:
در بند همانم بِـجز آن داد رسی نیست
***
شعر خوبیست در آغوش تو من پیر شدم
اینکه با شعر وُ غزل باز به زنجیر شدم
انجمن تا به سرم زد به هوایت بپرم
با نگاه پر از احساس تو درگیر شدم
گیرِ خوبیست نفس های تو را لمس کنم
آنقدر سیر ببوسم...نکند سیر شدم؟!
من اگر باز به اعماق وجودت شده ام
حاضرم دم نزنم یا که زمینگیر شدم
باید ابراز کنم نیت وُ رؤیاهــا را
یا که از زاویه ی شعر تو تفسیر شدم
یک غزل باشم و تا مرز جنونم تقدیر
پر از آرایه وُ اندیشه وُ تحریر شدم
عکسِ تصویر تو درآینه تمثال من است
منبع عشق در آغوش خودت شیر شدم
من ماندهام مهجور از او بیچاره و رنجور از او
گویی که نیشی دور از او در استخوانم میرود...
عاشقـانه مهر ورزیــدم بــرایت ؛شعر شد
قاسـم آبـادی بـرقصـیدم بـرایت ؛ شعر شد
شـوکران بـا جام نـوشیدم برایت ؛شعر شد
گنج من ، دور تو پیـچیدم برایت ؛ شعر شد
قلب را از جــان دزدیـدم بـرایـت ؛ شعر شد
این همه تـحقیـر هم دیدم برایت ؛ شعر شد
چون قلم در دست لـرزیدم برایـت ؛شعر شد
شیوهٔ اهلِ(طریقت) ، اشتهایش کورنیست
من غزل گفتم نفهـمیـدم بـرایت ؛شعر شد ![]()
ادامه مطلب <<
طریقت (هدیه : معشوقه )۩محمد مهدی طریقت ↘<<خطبه دوم 

موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، مناسبت مذهبی ، مناسبت ملی ، غزلیات ، برآستان جانان(تذکره شعرا) ، خاطرات ، قصاید
برچسب های خلدستان : خلدستان , طریقت , اشعار , هدیه
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب

۩۩۩☫خلدستان (طریقت ) هدیه نمی شود ☫۩۩۩
ای نگهت معجزه ،ای سر و سامان عشق
ناز نگاهت شده ، وسوسه ی جان عشق
ای غــزلم روشنی ، در شب تاریک من
هُـرم نفس های تو ، چاره و درمان عشق
گر تو طبیبی مرا ، خنده به لب میکنی
خنده ی زیبای تو، خنده ی پنهان عشق
سردی پاییز بود ، چون به دلم آمدی
گرمی جالیز شد ، نور تو مهمان عشق
کاش مرا با خودت ، مَحرم جانان کنی
مَحرم جانان توئی ،در دل جانان عشق
در نظرم هستی وُ داشتنت آرزوست
شوق وصال تو را، غایت و پایان عشق
در نگهم خیره شو ، تا که ببینی مرا
دل به دلت داده ام ، ای مه تابان عشق
گنج معانی توئی معجزه ، گنجینه دل
شاعره گنجینه دل بر سر ایوان عشق
اهل (طریقت ) نگر، تا که ببینی مرا
شاعر گنجینه دل ،صاحب دیوان عشق
![]()

۩۩☫از آسمان ابریم تقدیر می بارد هنوز (طریقت)اشعار ☫۩۩
از آسمان اَبریم تقدیر می باردهنوز
گُفته بودی که لبت هیچ ننوشیده شراب
همچو لبهای من وُحسرتِ یک بوسهء ناب
من به تو جامِ شرابی به حوالت بدهم
تو بسی وعده کنی تاب دهی بهر صواب
اگر آن وعده و آن تاب دوام آرد باز
تو نگهدار مرا خاطره ای گوشهء قاب
یا بیا بار ببندیم ازاین شهر و دیار
دل به دریا بزنیم ازپس آهنگ رباب
هرکه پرسید کجا؟ نغمه سرائیم دوتا
من وُ تو عشق سرائیم (طریقت) به جواب
۩۩۩☫ اشعار/آقای(طریقت) بخدا چائتان از دهن افتاد ۩۩۩

در انجمنِ شعر مسیرش به من افتاد
ناخــواسته در تیـر رَس انـجمن افتاد
در تیر رس من گره انداخت به ابرو
آهسته کمان وُ سپرم از سخن افتاد
بی دغدغه ، وُ هیچ نبردی شدم آرام
در دام دو اَبـرو وُ دو شمشیر زن افتاد
میخواستم از او بگریزم ، ولی افسوس
این کهنه رکاب از نفس از تاختن افتاد
لرزید دلم مثل همان روز که چشمم
در کشور بیگانه به یک هموطن افتاد
درگیر خیالات شدم راهزنــی گفت:
آقای(طریقت)بخدا چائتان از دهن افتاد
***
معشوقه آشنائی آشفته می نمایی؟*
عاشق » منم غریبی از شهرِ ناکجایی
معشوقه جان: چِه داری، کز سِر خبر نداری
عاشق: بر آستانت دارم سَرِ گدایی
معشوقه : ماده مرغی کز این مقام خوانی؟
عاشق :چه خوش نوایی از باغِ بینوایی
معشوقه:میل مستی، رو مست شو که رَستی
عاشق: بِه مِی پرستی، جستم زِ خود رهایی
معشوقه: جُوی نیرز، گر زهد وُ توبه داری
عاشق :به توبه رستم از زهد وُ پارسایی
معشوقه : دلربایی ما را چگونه دیدی؟
عاشق: چو خرمنی گُل در بزمِ دلربایی
معشوقه : آن ترنجم کاندر جهان نگنجم*
عاشق: بِه از ترنجی لیکن بِه دست نایی
معشوقه: چون ذرّه با مهر عِشق بازی؟*
عاشق: از آنکه هستم سرگشته ای جدایی
معشوقه:گر(طریقت) در چشمِ ما نشیند
عاشق: حدیثِ مستان، سرّی بُود خدایی
۩خــُلدستان طریقت(صفحه جدید)۩۩محمد مهدی طریقت ۩
موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، غزلیات ، برآستان جانان(تذکره شعرا) ، خاطرات ، بدون شرح
برچسب های خلدستان : اشعار , هدیه , اهل , طریقت
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب



۩۩۩ ☫ برآستان جانان (طریقت) اشعار ☫ ۩۩۩
نغمه های شاد و آهنگین طریقت می زند
خنده بر لبهای بلدرچین طریقت می زند
بوی یاس و نسترن با رفتن پروانه ها
بر مشام خسرو و شیرین طریقت می زند
از زمان ناصر الدّین شاه ، عطر عاشقی
با نسیم از صبح فروردین طریقت می زند
در بهاران زیر باران تا به رقص آید قلم
از سفر مادر زن شاهین طریقت می زند
اهل ایمان با پراید از دار دنیا رفته اند
ازبلاد کافران آئین طریقت می زند
کفش مردم پاره شد مانند کاغذ پاره ها
وازلین و چسب زخم از چین طریقت می زند
سدر و کافور و کفن ، با خر اگر رفته یمن
سنگ پا با قاطر از قزوین طریقت می زند
سال سگ همسایه ام با تور رفته تایلند
نوجوانش پیر شد سیمین طریقت می زند
نرخ ارز و سکّه هر دم رو به بالا می رود
شیخ شهر از منبرش پایین طریقت می زند
آنکه کارش کشتن شاعر شده درانجمن
باغ فین هفت سین طریقت می زند
مگر ای لاله یِ زیبای لایق
خبر داری تو از جایِ شقایق
(طریقت)گفت : ازدریا وُ قایق
میانِ عاشق وُ معشوقه عایق
سرودم شعر نابـــی در دماوند
دوبیتی ها شده شیرین تر از قند
جهان وا کرده گوشش را بدین پَند
سیاست نزدشاعر کیلوئی چند؟

۩۩☫عشق :گل یار(طریقت) هدیه :معشوقه ☫۩۩۩
عشقبازی تنها ارضاي شهوت نيست .
عشقبازی تجلي ناب حواس است .....زيباست ،
متعالي ست ،
جلوه ناب يگانگي ست ،
از دو به سوي يک ، يکي شدن ، باهم بودن ،
فراموش کردن آنچه که دوست نداري به آن فکر کني ،
زيباست ، مخصوصا با کسي که ؛ دوستش داري ....
عشقبازی ، ديدن چشمهاي بسته است،
وقتي که از خوشي سرشار است
چشمهايي که دوستشان داری
شنيدن زمزمه هاي در گوشي دو عاشق است ،
عشقبازی بوييدن است
بوييدن عطر او ،
بويدن هميشه به يادت خواهند ماند
بوسیدن طعم خوش زندگی
عسقبازی لمس کردن است
لمس لب با لب
لمس خواهش هاي کسیکه دوستش داری
وای اگر مرد گدا یک شبه سلطان بشود
مثل این است که گرگی ،سگ چوپان بشود
هرکجا هدهد دانا برود کنج قفس
جغد ویرانه نشین مرشد مرغان بشود
سرزمینی که در آن قحط شود آزادی
گرچه دیوار ندارد،خود زندان بشود
باغبانی که به نجار دهد،باغش را
فصل هایش همه ،همرنگ زمستان بشود
ناخدا،دلخوش این آبی آرام نباش
وای از آن لحظه ،که هنگامه ی طوفان بشود
سودای تو داریم و هواخواه تو دریاب
شوریده ی مهتاب رخ ماه تو دریاب
چون ذره به دنبال تو گمگشته راهیم
چون باد صبا در پی درگاه تو دریاب
هم شبزدگـانیم ، سراپا همه شوق
هم از سر شب تا به سحرگاه تو دریاب
چشمک بزن وُ خرمنی از شعله برافروز
ما کشته ی هر غمزه وُ گهگاه تو دریاب
با گوشه ی چشمی به عنایت نظری کن
آتش به جگر از غم جانکاه تو دریاب
عمریست به دنبال سراپرده ی عشقیم
چندی اگر آواره ی خرگاه تو دریاب
ای یوسف گم گشته کنعانِ (طریقت)
ما تشنه لب زمزمی از چاه تو دریاب
۩خــُلدستان طریقت(صفحه آذر )۩۩️✍محمّدمهدی طریقت
موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، مناسبت ملی ، غزلیات ، برآستان جانان(تذکره شعرا) ، قصاید ، آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ
برچسب های خلدستان : اشعار , عشق , گل یار , طریقت
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
✍️محمّدمهدی طریقت
شعر(طریقت)اینچنین نازا وُ ابتر گشته است
محبوب مرد شد ، غزلی عاشقانه وار
این بهترین سروده ی زن از زمانه وار
در چارچوب آبی دنیا حیات ما
یک لحظه استراحت ازین قهوه خانه وار
دنیا به لطف عشق چنین دیدنی تر است
چون آتشی که جلوه ی آن از زبانه وار
اما بدون عشق ، جهان با جنون گذشت
میدان یک مسابقه ی وحشیانه وار
دنیا بدون عشق خودش صد جهنم است
توصیف آن جهنم اصلی ر نشانه وار
عاشق شویم تا سرشت جهان را عوض کنیم
با من بخوان بخوان غزلی را ترانه وار
اهلِ (طریقت) ایم قفسِ صد هزار قفل
دلتنگی و کدورت و غربت بهانه وار


ایرانیانِ هموطن شعرم سماور گشته است
خون از رگانم جاری وُ طنزم سراسر گشته است
در این سرای بی کسی تاریک شد تاریخ من
لبخند از لبهای من در سوی داور رفته است
عالم ببخشی چون کنون فهمیده نافهمی شده
فکرم پریشان بوده وُ مجنون دیگر سفته است
این مُلک اسهالی شده از دین هم خالی شده
رویم بسوی محور خاتون کافر گشته است
جادوگرانِ فتنه گر بر دین وایمانت قسم
ایمان به دریای جنون اینک شناگر شُسته است
هــر جا نهال دوستی از ریشه تا بُن می زند
اینجا درخت دشمنی در عمق باور خسته است
در گردش دوران چنین نظمی نمی آید پدید
آمدم با مِهر بیدارش کنم امّا نشد
از هوای ِ مِهر سرشارش کنم امّا نشد
در دلم گفتم که من پائیز چشمانِ توام
خاستم آهسته تکرارش کنم امّا نشد
پلکهای ِ مخملش بر روی ِ هم عمرش بلند
خاطرم بود " آفرین " بارش کنم امّا نشد
کاش دستی بر بلور ِ خاطراتِ مرمرش
لذت از این بود آزارش کنم، امّا نشد
فصلی از ،پائیز آمد باشروع ماه مِهر
دست بردم غرق رگبارش کنم امّا نشد
آفتاب آورده بودم تا که تعویضش کنم
باخبر از صبح ِ دیدارش کنم امّا نشد
کبک ِ ناز ِ برفی اش لَم داده زیر ِ برگ ِ گل
تور آوردم گرفتارش کنم امّا نشد
گرچه میدانستم او هرگز نمیخواهد مرا
دل به دریا می زدم دارش کنم امّا نشد
رفتم از پیشش ولی ،اهلِ (طریقت)خاستم
لحظه ا ی از خواب بیدارش کنم امّا نشد
حمید↘
محمد مهدی طریقت
(دفتر: خلدستان )۩محمد مهدی طریقت ↘<<خطبه دوم

شعر(طریقت)اینچنین نازا وُ ابتر گشته است
موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ ، بدون شرح ، گوناگون
برچسب های خلدستان : شعر , طریقت , خلدستان طریقت , هدیه
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
۩۩۩ ☫ برای شعر(طریقت) هوا چه بارانیست☫ ۩۩۩
معنا گرفت فصل ربیع و بهار ما دَم زد
آری ((نگار ما که به مکتب نرفت و خط ننوشت))
یک غمزه کرد و شب ز نگاه نگار ما دَم زد
خاتم رسید و خاتمة جاهلیّت امضا شد
با دوستان آل محمد قرار ما دَم زد
مکه نه ، بلکه عالم امکان ز نور او روشن
در سایه سار طلعت رویش ، مدار ما دَم زد
در پرتو محمد و صادق طلوع فجر آمد
یعنی به یمن آل علی انتظار ما دَم زد
برای گوهر باران چرا بهانه شدن
درون قصه ی لیلا دلی نشانه شدن
سیاهی از شب و روزم رها نشد ای کا ش
میان صبح و سیاهی زهی کمانه شدن
سکوت و حسرت و آهم مرا به درد آورد
شبی برای خلوت باتو شبانه شدن
به بغض هم بنوازیم و در سکوت شبت
تمام زلف کجت را دوباره شانه شدن
در امتداد نگاهت به وزن سوسن و یاس
به پای ناله ی بلبل غزل ترانه شدن
بسوی ساحل فردا پلی زنیم از دل
برای شادی دلها دلی روانه شدن
برای شعر (طریقت) هوا چه بارانیست
پس از طراوت باران هوای خانه شدن ۩خــُلدستان طریقت( صفحه جدید)۩۩محمد مهدی طریقت 
بِنالـم روز از بی تابیِ مشک
نمی نالَم شَب از بی خوابیِ مشک
به موعودِ وصالت همچو طفلان
کنم گلگون، لباسِ آبیِ مشک
بوَد بر یادِ عنّابِ لبِ او
تبسّم گونهٔ عنّابیِ مشک
بِه یادِ اضطرابِ دِل زند پَر
بِه مژگانْ جلوهٔ سیمابیِ مشک
زِ جویِ ابرِ خونِ دِل خورَدعشق
بهارِ جاودان شادابیِ مشک
چراغِ خلوتِ شب هایِ معشوق
غزاله چهرهٔ مهتابیِ مشک
به خُلدستان (طریقت)! خون نیست
منم چون شاعرِ سرخآبی مشک

۩۩۩☫(طریقت)آیینه نظم است (طریقت) لقب ما ☫۩۩۩

سر رشتهی نظمیم مپرس از ادب ما
بـــا نظم سرودیم و نشد باز لب ما
چون مردمک، آیینهی جمعیت نوریم
در دایرهی صبح نشستهست شب ما
بیتابی محفل شده سودای قیامت
در بزم نپرسید کسی داغِ تب ما
افزون زِ عدم زین من و ما هیچ نماند
بی وقفه بلند است دماغ طرب ما
در انچمن شعر هلاکیم درین شهر
شهری که نداریم چه آید به لب ما
چون بنده پراکنده اشعار ظهوریم
کوبنده ذوقی که بوَد منتخب ما
تا معنی اسرار شود فاش به کو سیل
مکتوب به خوانسار برید از حلب ما
گمگشتهٔ تحقیق خود آوارهٔ وهم است
ما را بگذارید به درد طلب ما
نی قابل عجزیم نه مقبول تحقق
از ننگ به آدم که رساند نسب ما
پیداست که جز صورت عنقا چه نماید
آیینه نظم است :(طریقت) ، لقب ما
✍️محمّدمهدی طریقت


موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، عکس ، ترانه ، غزلیات ، برآستان جانان(تذکره شعرا) ، قصاید ، آثارچاپ شده
برچسب های خلدستان : خُلدستان , طریقت , خون نیست , پائیز
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
۩۩☫ اهل امید م اگر اهل (طریقت)جویم ☫۩۩

ای امید دل شاعر تو زِکاشانه مرو
والهء پر زدنم از سر پیمانه مرو
منشین بر سرجوی وتومزن ساغر مست
مست میخانهء من ازبَر میخانه مرو
من که رندان شدم مست و خراب رُخ تو
رحمت و نعمت این خانه به ویرانه مرو
مست مست آمده ای برلب ایوان ای جان
جان نثار تو کنم در بَر بیگانه مرو
عشوه و ناز تو را دیده ام ای ساغر جان
مرغ بی بال وُ پَرم پیله ی پروانه مرو
شهد گلهای بهاری به تو نوشم گل ناز
نوش داروی منی از بَر دیوانه مرو
زخم تیر تو به خوردم زِ خَم مژگانت
ای کمین کردهء مرصاد تو مردانه مرو
همچو فرهاد زنم تیشهء بیهوده به سنگ
شورشیرین تو بیا بی من پیمانه مرو
اهل امید شدم اهل (طریقت) جویم
خار چشمان حریفان چو فرزانه مرو
****
خوشا سپیدهدمی شهر من بُود خوانسار
رسیده بر سر الله اکبر کُهسار
بدیده بار دگر این بهشت روی زمین
که بار ایمنی آرد نه جور قحط و تبار
نه لایق ظلماتست هرگز این اقلیم
به نقش تخت سلیمان بدست حضرت یار
هزار پیر و ولی بیش باشد اندر وی
که کعبه بر سر ایشان همی کند پروار
به ذکر و فکر و عبادت به هرچه شیخ کبیر
به حق بانوی اسلام روزگار شمار
که گوش دار تو این شهر نیکمردان را
ز دست ظالم بد دین و کافر بسیار
به حق کعبه و آن کس که کرد کعبه بنا
که دار مردم خوانسار بر درخت چنار
هر آن کسی که کند قصد قبةالاسلام
بریده باد دو دستش به وقت گوشه کنار
(طریقت) الحق خوانسار روز و شب میگفت:
که شهرها همه بازند وُ شهر ما کُهسار
موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، مناسبت مذهبی ، مناسبت ملی ، غزلیات ، برآستان جانان(تذکره شعرا) ، خاطرات ، قصاید
برچسب های خلدستان : خوانسار , خلدستان طریقت , اشعار , هدیه
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب

۩۩۩ ☫ خغزاله شعر(طریقت )فدای چشمانت ☫ ۩۩۩
دوباره شعر مرا عاشقانه میخوانی
هجای درد دلی با ترانه میخوانی
سکوت نیمه شبی مانده از طلوع سحر
اَنــار بغض مرا دانه دانه میخوانی
به یُـمن نافله هایی که بی اجابت ماند
دعای مختصری بی بهانه میخوانی
چه قصه ها که گذشت و مرا نفهمیدی
چه نغمه ها که بیاد زمانه میخوانی
تو کوچه های پر از خاطرات لبریزی
غزاله شعر مرا روی شاخه میخوانی
اگر چه ساده گرفتی همیشه شعرم را
دوباره با نفسی شاعرانه میخوانی
غزاله شعرِ(طریقت) فدای چشمانت
تو ماهـتـاب منی ماهرانه میخوانی
ح(طریقت)
محمّدمهدی طریقت
![]()
موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، غزلیات ، قصاید ، آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ ، بدون شرح ، گوناگون
برچسب های خلدستان : اشعار , هدیه , غزاله شعر , طریقت
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب


۩۩۩ ☫مهربانی(طریقت)منتخب ☫ ۩۩۩
من بی مِی ناب خوابِ شب نتوانم
بی بـــاده طــعام طــعم لب نتوانم
من بنده آن دَمم که ساقی ریزید
یک جام دِگر ولــی رُطب نتوانم

دل از چشمان تو ای نازنین پیغام هادارد
کمند عشق تو هر دم به پایم دام هادارد
نگاهم عاشقانه از نگاهت عاشقانه کام هادارد
هزاران ساغر خالی ز اشک دیدگانم جام هادارد
الامهرتو شیرین است، من را هم گریزی نیست
دل فرهاد من از قاتلش آرام هادارد
شراب عاشقان را نوش نگار عاشقان را جو
نگار مست من از حالتت الهام هادارد
مزن با تیر قهرت قلب بیمارم را به بی مهری
که دل از قاضی قلبم بسی فرجام هادارد
(طریقت) می دهد ،رویا برای دیدن گلها
تمنای رخ گلگون بسی گلفام هادارد
چشم زیبـای تو با ابـرو تبانی کرده است
تاب گیسوی تو هم آتش بیــاری کرده است
عاشق چشمت شدم غافل شدم چشمان تو
با نگاه چشم من نامهــــربانی کرده است
ح(طریقت)
ادامه مطلب ↘...
موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، آثارچاپ شده ، بدون شرح ، گوناگون
برچسب های خلدستان : برآستان جانان , اشعار , نگاه , هدیه
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب


۩۩۩☫ اشعار (طریقت ) نرخ بوسش /دوبیتی ☫۩۩۩


.

.
.
.
.
معشوقهء ما که طعم بوسش قندست
معشوقه نگفته :نرخ بوسش چنداست
تاشامِ وصالِ وی هزاران شب وُ روز
مجنــونِ (طریقت) آرزویــش بندست 
معشوقه ی ما تمام قند است وُ عسل
از طعم عسل نگــفـــته :نرخی ، زِ اَزل
ما تا به اَبد وصال «نسرین» طـلــب
معشوقه ی ما ، ساقی و می گشت وُغزل ...
ای سراپا شعله و گرما ، در آغوشم بگیر
بی تو من میمیرم از سرما ، در آغوشم بگیر
با نگاهت شور و مستی ریز بر جام دلم
هرکجا دیدی مرا ، آنجا در آغوشم بگیر
چشم من چون قاب عکسی ، خالی از تصویرتست
عکس خود بر دیده ام بنما ، در آغوشم بگیر
سینه ام لبریز و دل در التهاب از عشق تو
فارغم کن از غمت ، بازآ ، در آغوشم بگیر
نازنین ، آرام جانم ، روز و شب در لحظه ها
بی تو تنها میشوم ، تنها در آغوشم بگیر
با دل بی حوصله بازی چرا؟ ای گل ، نکن
وعده ی امروز را فردا ، در آغوشم بگیر
بوسه می گیرد (طریقت) آن لبان لعل را
همزمان با بوسه ی لبها ، در آغوشم بگیر
![]()
۩خــُلدستان طریقت ( صفحه جدید )۩۩ محمد مهدی طریقت
http://sorodehay-tarighat.blogfa.com/post/5362


ادامه مطلب ↘...عشق طریقت#بوسه های شاعرانه<<<<... ![]()
موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، غزلیات ، قصاید ، بدون شرح ، گوناگون
برچسب های خلدستان : بوسه می گیرد , طریقت , آن لبانِ لعل را , هدیه
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب

۩۩☫ مرام پاک (طریقت)بشر خدا داند /اشعار ☫۩۩
![]()


ماه وش : خواب ابن سیرینی مهر ماهی حدیث دیرینی
هم زلیخاصفت چو شیرینی هم قناری صفت تو نسرینی

شعر اگر از سینه خیزد ،سینه تسكين می شود
سینه تسکین شعرِنسـرین شهدشیرین می شود
مدّعی کو ؟مهـــــرورزان شـرح دیــریـــن می شود
گـاو نر آبستن از اَشـعار نـسـرین می شود


کسی به جز تو در این روزگار یا زن نیست
زنی چنین که توئی ،شاعرانه پازن نیست
کسی چنان که توئی شاعرانه نسروده
برای انجمن شـعر پاک دامــن نیست
دَخـیـلِ دولــتِ نامَـــردمـــان اِمــروزی
نبوده جای مطنطن، تورامطنطن نیست
بیا که دُرِّ گران را تو پرورش دادی
تو زادگاه حماسی ، تو را تهمتن نیست
چرا به نام نیاورده ام تو را گلایه مکن
شعار انجمن اینجا گلایه کردن نیست
بیا به انجمن شهر تا گلایه بگذاریم
وطن برای ادیبان وُ جای دشمن نیست
مرام پاک(طریقت) بشر خدا داند
به هاونِ توقسم ،شرط دسته هاون نیست
![]()
خــُلدستان طریقت ( صفحه :قصیده غزلوار)۩# محمد مهدی طریقت
ح(طریقت)
محمّدمهدی طریقت
![]()
موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، غزلیات ، قصاید ، آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ ، بدون شرح ، گوناگون
برچسب های خلدستان : اشعار , غزل , قصیده غزلوار , هدیه
![]()
۩۩☫مقام اهل(طریقت) اشعار ☫۩۩


تو پادشاهِ منی ، مستمند دربارم
اگر تو رحم کنی بر دو چشم خونبارم
مرا اگر به جهنّم بیفکنی معشوق
دوباره نعره برآرم که دوستت دارم
ردای عفو برازنده ی بزرگی توست
وگرنه من به عذابت بسی سزاوارم
امید من به خطاپوشی تو آنقدر است
که در شمار نیاید گناه بسیارم
تو را به اهل(طریقت) امیدواری هست
اگر به حدِ تمام جهان خطاکارم

![]()
۩ خــُلدستان طریقت (صفحه جدید )۩
موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، مناسبت ملی ، عکس ، سیاسی ، غزلیات ، قصاید ، آثارچاپ شده
برچسب های خلدستان : طریقت , امیدواری هست , اشعار , هدیه
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب


۩۩۩ ☫ اشعار/غزل شعر(طریقت) به وجودش روشن ☫ ۩۩۩
هنر شعر به از هر هنری می اَرزد
مطلب شعر به از هر اثری میاَرزد
شعر می ورزم و در عالم جان مسرورم
این سرودیست که بربال و پری میاَرزد
داغِ شعر ست نشان دل صد پارۀ من
حاصل داغ دلم چشم تری میاَرزد
آبیاری کنم این باغ دلِ نخلِ امید
شاخ امیدِ وفا را ثمری می اَرزد
یک نفس خاطرم آسوده نباشد همه عمر
همهء عمر به گنج وُ گهری میاَرزد
شاعر خسته به دل شعلۀ سوزان دارد
در سراپای وجودش شرری می اَرزد
غزلِ شعرِ (طریقت) به وجودش روشن
هنر شعر به صاحبنظری میاَرزد
![]()
۩#خــُلدستان طریقت ( #غزل )۩# محمد مهدی طریقت
<<<ادامه مطلب
موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، سیاسی ، غزلیات ، آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ ، بدون شرح ، گوناگون
برچسب های خلدستان : غزلِ شعرِ , طریقت , به وجودش روشن , اشعار
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب

خوش آمدید( تصویر ) بدون شرح
















۩۩۩ ☫ دوبیتی (طریقت) اشعار ☫ ۩۩۩
از کُنـجِ لبت قند وُ شِـکر میخیزد
از جــام قدح غنچهیِ زر می خیزد
دُرّ وُ گُـهر وُ نســـیمِ صبـــح اُمید
از بسترِ معشوقه "سحر" می خیزد
![]()
۩#خــُلدستان طریقت ( #دوبیتی )۩# محمد مهدی طریقت
<<<ادامه مطلب
موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ ، دوبیتی ، بدون شرح ، گوناگون
برچسب های خلدستان : دوبیتی , طریقت , اشعار , هدیه
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
![]()
۩۩☫مقام اهل(طریقت) اشعار ☫۩۩



تو پادشاهِ منی ، مستمند دربارم
اگر تو رحم کنی بر دو چشم خونبارم
مرا اگر به جهنّم بیفکنی معشوق
دوباره نعره برآرم که دوستت دارم
ردای عفو برازنده ی بزرگی توست
وگرنه من به عذابت بسی سزاوارم
امید من به خطاپوشی تو آنقدر است
که در شمار نیاید گناه بسیارم
تو را به اهل(طریقت) امیدواری هست
اگر به حدِ تمام جهان خطاکارم


![]()
۩ خــُلدستان طریقت (صفحه جدید )۩
موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، مناسبت ملی ، عکس ، سیاسی ، غزلیات ، قصاید ، آثارچاپ شده
برچسب های خلدستان : طریقت , امیدواری هست , اشعار , هدیه
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب

۩☫ اهل (طریقت)شاعر دلآراست ☫۩

"اَلحکمُ لِله"این باده تازه است
دانشسرایِ این خانواده است
یوسف فروشان اینکارساده است
در چاه یوسف نوعی اِراده است
چشم اشارت، برگ قبولی
پایان کارست طرحی اصولی
مُهـرِ قبولی ، پایان کار است
در کارِ آخر ،خود اعتبار است
محشر دوباره صحرای کُبراست
آنجا دوباره لیلا ، زلیخاست
اهل (طریقت)شاعر دلآراست
این مثنوی را در پرده آراست
![]()
خــُلدستان طریقت ( صفحه جدید )۩# محمد مهدی طریقت
موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، مناسبت ملی ، بدون شرح ، گوناگون
برچسب های خلدستان : اهل , طریقت , شاعر دلآراست , اشعار

۩۩۩ ☫ +برآستان جانان+اَشعار(طریقت) دوبیتی ☫ ۩۩۩
هماره بوی باران می تراود
تر وُ تازه بهــاران می تراود
نسیم زندگی پرشور وُ سرخوش
گلِ مریم غزلخوان می تراود

خویش را صافی کن از اوضاف خود
تا ببینی ذات پاک صاف خود
رتبه ای هرگز ندیدم بهتر از افتادگی
هرکه خود را کم ز ما میداند از ما بهتر است
پوریای ولی گفت که صیدم به کمند است
از همت داوود نبی بخت بلند است
افتادگی آموز اگر طالب فیضی
هرگز نخورد آب زمینی که بلند است
پست حاوی چند بیت شعر از شعرای مختلف ولی با موضوع یکسانه.بنظرم تا حالا توی وبم پستی نذاشتم که انقدر خوب شرح حال خود منو نشون بده. مخصوصا این بیت:
افتادگی آموز اگر طالب فیضی
هرگز نخورد آب زمینی که بلند است
خــُلدستان طریقت ( صفحه غزل اشعار ) ۩ # محمد مهدی طریقت

ادامه مطلب ↘
موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، مناسبت ملی ، غزلیات ، خاطرات ، بدون شرح ، گوناگون
برچسب های خلدستان : اشعار , هدیه , برآستان جانان , غزل
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب


۩۩۩ ☫ (قصیده / چون (طریقت) اشعار +دوبیتی ( عاشقم ☫ ۩۩۩


داده ام جان رونما تا روی جانان عاشقم
گرچه دشوار است دیدارش هراسان عاشقم
خار می آید گل و سنبل به چشم آدمی
کان رخ گلگون و آن زلف پریشان عاشقم
کی شود یارب شب وصل آید و من با حبیب
باز گویم آنچه در ایام هجران عاشقم
دل ز زلفش بر نمیگیرم من ای زاهد برو
گر تو آن را کفر دیدستی من ایمان عاشقم
هر کسی دیده ست در کاری صلاح خویشتن
من که صلح خویش را در عشق جانان عاشقم
سخت وسستی چون دل وعهدش ندارم در نظر
من که سخت وسست عالم را فراوان عاشقم
زآه و افغان دم مبند ای دل که من در کار خود
هر گشایش دیدهام ، از آه و افغان عاشقم
خضر از آب بقا هرگز ندیده است آنچه را
من ز خاک درگه شاه خراسان عاشقم
چون (طریقت)درگهش هرگز نخواهم روی تافت
زانکه این درگاه را من قبله ی جان عاشقم
خُلدستان طریقت (جدید ) محمّد مهدی طریقت 
↘<< بدو << ادامه مطلب <دوبیتی<<<<<
موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، غزلیات ، قصاید ، آثارچاپ شده ، دوبیتی ، گوناگون
برچسب های خلدستان : اشعار , هدیه , چون , طریقت
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
![]()
۩۩۩☫از (طریقت) لیلی ام را سوی بستا ن داشتم /اشعار ☫۩۩۩
تا تو بودی من بهاری در زمستان داشتم
یک گلستان در میان این نیستان داشتم
باغبان بودم تو را چون یاس میبوییدمت
نوگلی زیبا میان باغ و بُستان داشتم
لاله بودی سرخی صد بوسه بر لبهای تو
میزدم آنگونه که یک جان بیجان داشتم
تا تو بودی شاعری بود و شراب و جام می
مستی هر شب کنار بزم خوبان داشتم
شاعری بودم که از چشم خمارت مینوشت
من به آن چشمان زیبای تو ایمان داشتم
خیس می گشتم زِ عشقت ای سراسر اشتیاق
دست در دست خیالت زیر باران داشتم
تا تو بودی شاعری را در دلم انــگاشتم
از (طریقت) لیلی ام را سوی بُستان داشتم
۩ محمد مهدی طریقت ۩ خــُلدستان طریقت ( صفحه جدید + اشعار ) ۩ # محمد مهدی طریقت
<<ادامه مطلب
موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، غزلیات ، قصاید ، آثارچاپ شده ، گوناگون
برچسب های خلدستان : هدیه , طریقت , اشعار , غزلیات
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب


۩۩☫ای (طریقت )شب تاریک مرا نور بده /اشعار ☫۩۩
ای که دلتنگ توام ماه تر از ماه پیام
هر نفس در غزلم با دلِ همراه پیام
بی تو یک مملکت انگار پریشان پگاه
ای همه هستی من، قلب مرا شاه پیام
دست من را تو بگیر و برسان تا خورشید
ای همه مقصد دل، ای بلدِ راه پیام
می شناسی تو مرا یا که ز یادت رفتم؟
منم این شاعر آن در و درگاه، پیام
قهر تو زهر ولی نازِ تو را می کشم آه
اخم تو قهوهءتلخی ست نه دلخواه پیام
ای(طریقت) شبِ تاریک مرا نور بِده
ای که دلتنگ توام، ماه تر از ماه پیام
ح.(طریقت)
![]()
۩ خُلدستان طریقت ( صفحه جدید )۩۩ محمد مهدی طریقت
موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، غزلیات ، خاطرات ، قصاید ، آثارچاپ شده ، گوناگون
برچسب های خلدستان : اشعار , خُلدستان , هدیه , طریقت
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب

۩۩۩ ☫ با اهل (طریقت )نبود قصه ی امروز ☫ ۩۩۩


از سوز من و سازِ غزلها خبرت هست؟
ویرانتر ازین باخته دل، دور و برت هست؟
از بیت به بیت غزلم نام تو جاریست
ایهام نهان سخنم در نظرت هست ؟
اشعارمن از رایحه ی عشق تو گُل کرد
سیر گل وُ گلزار من آیا به سرت هست ؟
مردانه وُ پروانه به دنبال تو گشتم
در حومهء چشمان تو بر من گذرت هست؟
ای آینه ی هستی بی چون و چرایم
افتاده تر از من به ره و خاک درت هست؟
نادیده گرفتی توبسی خاک درت را
با سنگ دلی،هیچ امید ثمرت هست؟
با اهل(طریقت) نَبُود قصّه ی امروز
در تک تک آثار روانش اثرت هست

![]()
۩#خــُلدستان طریقت ( #اشعار+غزل (طُ) )۩# محمد مهدی طریقت
موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، غزلیات ، قصاید ، آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ ، گوناگون
برچسب های خلدستان : اشعار , هدیه , خُلدستان , با اهل
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب

۩۩۩ ☫شعار ی درغزل(طریقت )بی نصیب از باده ☫ ۩۩۩
با شعاری از غزل، دستی در آغوشش کنم
میروم خُتیاگــری را غـم فراموشش کنم
سر در آغوشش گذارم با امید آتشین
آن امید آتشین، از گریه خاموشش کنم
ایدل از دوران ظلمت گر سلامت بگذری
صبح روشن را غلام حلقه در گوشش کنم
بعد ازین، اهل (طریقت)بینصیب از باده شد
از شراب نامرادی مست وُ مدهوشش کنم
۩خــُلدستان طریقت ( صفحه "شعاری از غزل )۩۩ محمد مهدی طریقت
موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، غزلیات ، خاطرات ، قصاید ، بدون شرح ، گوناگون
برچسب های خلدستان : اشعار , شعار ی درغزل , طریقت , بی نصیب از باده


۩۩۩ ☫ اشعار (طریقت)دوبیتی ☫ ۩۩۩
گیسوی سیاهت شبهِ خوشه ی انگور
چشمت به زلالی زده بر هر غزلی نور
رُخســارهء نیلوفــری راد تـــو منظــور
هر چشم بدی کور شود،کور شود کور
![]()
۩#خــُلدستان طریقت ( #دوبیتی )۩# محمد مهدی طریقت
موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، دوبیتی ، بدون شرح ، گوناگون
برچسب های خلدستان : اشعار , طریقت , دوبیتی , هدیه
۩۩۩۩☫اشعار(طریقت )مثنوی ☫۩۩۩۩
بعدِ تو دانی پری شان زار وُ خون بارم هنوز
بعد تودانی پری شان زار و خونبارم ،هنوز
بعد هجــرانت بسی غمخواروُ بیمارم، هنوز
از خودت هـــرگز نپرسیدی چرا نامـــهربان
در فراقت چهره پرچینست وُ تبدارم هنوز
انتظار چهرهات را میکشیدم روز وُ شب
در غیابت خون بدل گُلرنگ رخسارم هنوز
من نمیدانم تو میدانی که من دیوانهام
عشق تو می کندبا هوش وُ افکارم هنوز
آمدی، دیدی که از شـادی، زبانم لال شد
بغض پنهان در گلو، لُکنت به گفتارم هنوز
از خدا میخواستم تا در جهان ، اقبال نیک
نوبتم از ره رسید، امــّا نــگــونسارم هنوز
چهرهات گاهی هویدا میکنی گاهی نهان
لعبتی بودی که رفتــی مـن گرفتارم، هنوز
رازها را سربه سر در سینه پنهان کرده ای
آتش افکندی به قلبـــم سِرٌالاسرارم هنوز
مات و حیرانم چرا در پــهندشـــتِ روزگار
رونَـقِ بـــازارِ مَــهـوش را خـــریدارم هنوز
پافشـاری مینمــایم تــا کــه آید، در برم
شایدازفیض اجل مُــشتاق اصـرارم هنوز
باز گفتی میروم اهل(طریقت) زین سخن
من دلی محزون وُ مجــنونم طلبکارم هنوز
ح(طریقت) 
۩خــُلدستان طریقت( جدید )۩۩ محمّدمهدی طریقت
موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، غزلیات ، قصاید ، آثارچاپ شده
برچسب های خلدستان : اشعار , هدیه , باز گفتی میروم اهل , طریقت
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
۩۩۩۩☫اشعار(طریقت )غزلیات/رباعی ☫۩۩۩۩
هنوز ای همدم شبهای مستی تو آن دلداده ی روز اَلَستی
همان معشوقه ای هستی که هستی چه دور افتاده ای بردل نشستی
اگر تو فارغی از حال دوستان یارا
فراغت از تو میسر نمیشود ما را
تو را در آینه دیدن جمال طلعت خویش
بیان کند که چه بودست ناشکیبا را
بیا که وقت بهارست تا من و تو به هم
به دیگران بگذاریم باغ و صحرا را
به جای سرو بلند ایستاده بر لب جوی
چرا نظر نکنی یار سروبالا را
شمایلی که در اوصاف حسن ترکیبش
مجال نطق نماند زبان گویا را
که گفت در رخ زیبا نظر خطا باشد
خطا بود که نبینند روی زیبا را
به دوستی که اگر زهر باشد از دستت
چنان به ذوق ارادت خورم که حلوا را
کسی ملامت وامق کند به نادانی
حبیب من که ندیدست روی عذرا را
گرفتم آتش پنهان خبر نمیداری
نگاه مینکنی آب چشم پیدا را
نگفتمت که به یغما رود دلت جـانـا
چو دل به عشق دهی دلبران یغما را
هنوزم همدم اشعار عاشقی شده ای
بیا به شعر (طریقت) شبان یلدا را
ح(طریقت) 
۩خــُلدستان طریقت( جدید )۩۩ محمّدمهدی طریقت
======
موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، مناسبت مذهبی ، مناسبت ملی ، عکس ، برآستان جانان(تذکره شعرا) ، آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ
برچسب های خلدستان : بیا به شعر , طریقت , شبان یلدا را , هدیه
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب

۩۩۩ ☫اشعار(طریقت)دوبیتی/هدیه ☫۩۩۩

بی باده بهار خوش نباشد بی بوسه کنار خوش نباشد
لبخند خوشست که نقش بندد بی نقش نگار خوش نباشد
ح. (طریقت)دوبیتی/هدیه
ح.(طریقت) 
![]()
۩خــُلدستان طریقت( هدیه :به گُل دوبیتی )۩۩ محمّدمهدی طریقت

برچسب های خلدستان : اشعار , دوبیتی , هدیه , طریقت
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب

۩۩۩ ☫اشعار(طریقت)دوبیتی/هدیه ☫۩۩۩
گلخنده های با محبت تو میکشد مرا
آغوش پر حرارت تو میکشد مرا
کرونای مثبت تو میکشد مرا
انگار این مرمت تو میکشد مرا
ح. (طریقت)دوبیتی/هدیه
ح.(طریقت) 
![]()
۩خــُلدستان طریقت( هدیه :به گُل دوبیتی )۩۩ محمّدمهدی طریقت

موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، عکس ، دوبیتی
برچسب های خلدستان : اشعار , طریقت , دوبیتی , هدیه

۩۩۩ ☫اشعار(طریقت)دوبیتی/هدیه ☫۩۩۩
معشوقه حریف جام وُ ساغر نشود
آئـیـنــه طـبـــع وی مُـــنـوّر نشود
خواهی که چو آئینه صفائی یابی
عاشق صفتی از تو مکدر نشود


هشدار که هر ذرّه حسابسش اینجاست
دیوان حسابسش وُ کتابسش اینجاست
حشرست وُ نشورست وُ صراطست وُ قیام
میزان، ثوابست وُ عقابش اینجاست
فردوس برین است یکی را و یکی را
آزار و جحیمست و عذابش اینجاست
آن را که حساب عملش لحظه به لحظه دُچار
با دوست خطابست و عتابش اینجاست
آن را که گشودست ز دل چشم بصر
بیند چه حسابست وُ کتابش اینجاست
بیند همه پاداش عمل تازه وُ نــُــو
با خویش مر آن را که حسابش اینجاست
با زاهدش ار هست خطابی به قیام
با ماش هم امروز خطابش اینجاست
امروز به پاداش شهیدان محبّ
زان روی برافکنده نقابسش اینجاست
آن را که قیامت خوش و نزدیک نماند
از گرمی تعجیل دل آبش اینجاست
دوری که نبیند زِ بازارِ قیام
در دیده ی تنگش چو سرابش اینجاست
بیدار نگردد مگر از اِسرافیل
مستغرق غفلت که بخوابش اینجاست
هشدار که سنجد عمل از فیضِ نجات
سرسوی حق وُ پا به رکابش اینجاست
صد شکر که با اهلِ(طریقت)همه آنجا
معمور بود گرچه خرابش اینجاست
ح. (طریقت)دوبیتی/هدیه

![]()
۩خــُلدستان طریقت( هدیه :به گُل دوبیتی )۩۩ محمّدمهدی طریقت
موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، مناسبت مذهبی ، مناسبت ملی ، آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ
برچسب های خلدستان : اشعار , طریقت , دوبیتی , هدیه
.: Weblog Themes By Pichak :.

