۩۩۩ ☫ بدون شرح (طریقت)دروغ خیالی ☫۩۩۩

كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّـهِ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ ﴿٣﴾

عکس رخ یار

ای اشــرف مـخـلوقــات درعرصـه ی مـصـنوعـات

شد عطسه ی ممنوعات بَـر مَــسندِ ممنـو عـات

در دکّه ی منســوجــات کــافــور زِ مـحــصــولات

بَــر دار" کـفــن " آلات بُــگـذار جـواهــر جـات

مـنـســوخ تــمـنّـیـات از جـمـلـه ی ملـزومــات

سوگـنـد به سـبزیجات با این هـمـه بازیجــات

در دوره ی اصـلاحــات پیــغـمـبــرِ امـکـانـات

بـازی گر امــکــانــات در مــانــده مخلوقــات

جدا کننده متن وبلاگ لاينر وبلاگ

۩ خــُلدستان طریقت(صفحه :مصنوعات، مخلوقات )۩ محمّدمهدی طریقت


نزد خدا بسیار موجب خشم است که سخنی بگویید که عمل نمی‌کنید.

ضرب المثل (فارسی ) خلدستان طریقت : دروغ های بزرگ برای پنهان ساختن خبر های صحیح

ضرب المثل فارسی است که معنای آن این است: زمانی که می‌خواهید چیزی را در خفا و بدون اینکه کسی بشنود،(دیوار :موش دار ، موش هم گوش داره ) بگویید، به در می‌گویید تا دیوار بشنود. به این معنا که گویا دیوار‌ها هم می‌توانند حرف‌های شما را بشنوند و شما در واقع در خفا حرف می‌زنید تا کسی غیر از آنها نشنود.به در گفتیم دیوار بشنوه، یعنی ما در خفا و به آرامی حرف می‌زنیم تا اطرافیان نشنوند. گویی تنها دیوارهای خانه هستند که حرف‌های ما را می‌شنوند. این اصطلاح برای مواقعی استفاده می‌شود که بخواهید حرفی را در خفا و بدون اینکه کسی غیر از خودتان بشنود، بزنید. به عنوان مثال، اگر بخواهید با کسی درباره یک موضوع خصوصی صحبت کنید، ممکن است بگویید: «به در گفتیم دیوار بشنوه، حالا بگو ببینم چه خبره؟»

إِنَّمَا يَفْتَرِي الْكَذِبَ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِ اللَّـهِ ۖ وَأُولَـٰئِكَ هُمُ الْكَاذِبُونَ ﴿١٠٥﴾
تنها کسانی دروغ می‌بندند که به آیات خدا ایمان ندارند؛ (آری،) دروغگویان واقعی آنها هستند.

اینقدر علما و مردم به این ها پشت کردن که رو به دروغ آوردن و مستاصل شدن...

تموم کنید و به کانون گرم خانوادتون برگردید

People queue outside a voting centre during the Australian federal election, in Sydney, Australia, May 3, 2025.

< ادامه مطلب <<

(ویژه عکس )۩محمد مهدی طریقت

<<خطبه دوم


موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، نثر ( ارائه ی مطلب) ، مناسبت مذهبی ، غزلیات ، برآستان جانان(تذکره شعرا) ، خاطرات ، قصاید ، آثارچاپ شده
برچسب های خلدستان : خلدستان طریقت , حکایات حکیمانه , نثر , دروغ در اسلام

ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه یکم خرداد ۱۴۰۴ | 20:1 | نویسنده : محمد مهدی طریقت |

۩۩۩ ☫پیر(طریقت) مراپیر (طریقت) داد فرمان ☫۩۩۩

ﺩﺍﻧﺴﺘﻦ هزینه‌ای ﺳﻨﮕﯿﻦ دارد!!

گفت: استاد محمّد دادکان ضمن نوشتن نامه‌ای سرگشاده به آقای رئیس جمهور می‌نویسد: اگر قرار باشد ناترازی در پول از بین برود، باید این ۴ مورد مدِّنظر قرار بگیرد. گفتم: این چهار مورد چیست؟ گفت: این موارد عبارتند از: 🔸یک:ما این همه مرکز فرهنگی داریم که در سال بودجه‌های کلان می‌گیرند و خروجی خاصّی هم نداشته‌اند. همین مصوّبۀ حجاب را در نظر بگیرید. کجای این مصوبّه با شرع و دین و جامعۀ مدنی هماهنگی دارد؟ عکس دختربچه ۵ ساله‌ای منتشر شده که روسری به سر دارد ولی پایش برهنه است. معنای این عکس را در نظر داشته باشید.

🔸دو: بچه‌های برخی مدیران را که ثروت‌های مملکت را با رانت از کشور خارج کردند، بازخواست کنید و جلوی‌شان را بگیرید تا ببینید چه پولی برای مملکت ذخیره می‌شود.

🔸سه: شما باید جلوی این همه اختلاس‌ها و فساد‌های کلان را بگیرید که در روز روشن در مراکز دولتی انجام می‌شود، از چای دبش گرفته تا بابک زنجانی و دیگران .

🔸چهار: باید جلوی پول‌هایی را گرفت که از مملکت به کشور‌های همسایه می‌رود و خرج می‌شود.

گفتم: موارد جالبی است. ان‌شاءلله آقای دکتر پزشکیان با عزمی راسخ این موارد را پیگیری فرمایند.

گفت: استاد دادکان در پایان نامه می‌افزایند:

🔸مردم سوال می‌کنند چرا مملکتی که روی ثروت خوابیده باید در پول ناترازی داشته باشد؟

چرا همه جوان‌ها دارند از این مملکت فراری می‌شوند؟

تازه بدتر از این که مغز‌های این کشور در حال فرار هستند، این است که برخی بی‌مغز‌ها مسوولیت دارند.

🔸آقای پزشکیان!

سال‌ها است برای تمام درد‌ها مُسکّن تجویز شده است. شما و همکاران‌تان دیگر این کار را نکنید. شما بعد از این همه سال باید این بیمار در حال فوت را احیا کنید. این بیمار احتیاج به CPR دارد.

گفتم: با توجُّه به این که دغدغه‌های دلسوزانۀ امثال استاد دادکان کاملاً جدّی است ،آیا کسی در کشور پاسخ این پرسش‌ها را نمی‌داند و توان اجرای این چهار خواستۀ معقول و منطقی و کارشناسانه را ندارد؟

گفت: مسئولان و کارشناسان کشور هم پاسخ پرسش‌ها را می‌دانند و هم توان اجرای آن‌ها را دارند،ولی...

گفتم: ولی چه؟ گفت: ولی این را هم می‌دانند،که دانستن،هزینه‌ای سنگین دارد! دزدی مرتّباً به دهكده‌اي مي‌زد، ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺭﺩِّ ﭘﺎﯼ ﺑﻪ ﺟﺎﻣﺎﻧﺪﻩ، ﺷﺒﻴﻪ ﭼﮑﻤﻪ‌ﻫﺎﯼ ﮐﺪﺧﺪﺍ ﺑﻮﺩ ،ﯾﮑﯽ گفت :ﺩﺯﺩ، ﭼﮑﻤﻪ‌ﻫﺎﯼ ﮐﺪﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺩﺯﺩﯾﺪﻩ، ﺩﯾﮕﺮﯼ ﮔﻔﺖ: ﭼﮑﻤﻪ‌ﻫﺎیﺵ ﺷﺒﯿﻪ ﭼﮑﻤۀ ﮐﺪﺧﺪﺍ ﺑﻮﺩﻩ. ﻫﺮﮐﺴﯽ ﺑﻪ ﻃﺮﯾﻘﯽ ﻭﺍﻗﻌﯿّﺖ ﺭﺍ ﺗﻮﺟﯿﻪ می‌کرﺩ.ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ‌ﺍﯼ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩ: ﮐه ﻣﺮﺩﻡ؛ ﺩﺯﺩ، ﺧﻮﺩِ ﮐﺪﺧﺪﺍﺳﺖ. ﻣﺮﺩﻡ ﭘﻮﺯﺧﻨﺪﯼ ﺯﺩند ﻭ ﮔﻔﺘﻨﺪ :ﮐﺪﺧﺪﺍ، ﺑﻪﺩﻝ ﻧﮕﯿﺮ، ﻣﺠﻨﻮﻥ ﺍﺳﺖ، ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺍﺳﺖ! ﻭﻟﯽ ﻓﻘﻂ ﮐﺪﺧﺪﺍ ﻓﻬﻤﯿﺪ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻋﺎﻗﻞ ﺁﺑﺎﺩﯼ ﺍﻭﺳﺖ.ﺍﺯ ﻓﺮﺩﺍﯼ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﮐﺴﯽ ﺁﻥ ﻣﺠﻨﻮﻥ ﺭﺍ ﻧﺪﯾﺪ. ﻭقتی ﺍﺣﻮﺍﻟﺶ ﺭﺍ ﺟﻮﯾﺎ می‌ﺷﺪﻧﺪ، ﮐﺪﺧﺪﺍ می‌گفت:ﺩﺯﺩ ﺍﻭ ﺭﺍ ﮐﺸﺘﻪ ﺍﺳﺖ.ﮐﺪﺧﺪﺍ ﻭﺍﻗﻌﯿّﺖ ﺭﺍ ﮔﻔﺖ ﻭﻟﯽ ﺩﺭﮎ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺯ ﻭﺍﻗﻌﯿّﺖ ﻓﺮسنگ‌ها ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺩﺍﺷﺖ، ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺳﺮ ﻧﻮﺷﺖ ﻣﺠﻨﻮﻥ می‌ترﺳﯿﺪﻧﺪ.ﭼﻮﻥ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺁﺑﺎﺩﯼ، ﺩﺍﻧﺴﺘﻦ ﺑﻬﺎﻳﺶ ﺳﻨﮕﯿﻦ ﻭﻟﯽ ﻧﺎﺩﺍﻧﯽ،ﺍﻧﻌﺎﻡ ﺩﺍﺷﺖ!!

اَلمنةُ لله که بتخانه ی اندیشه خراب

ناقوس کلیسا زده شد : باده ی ناب

در انجمنی هر که تو بینی جم و دارا

محتاجی مردم همگی روی حساب

سیرابی وُ لب تشنگی از هم نشناس

ایرانِ پُر آسایش ما عین عذاب

دستار به سر در طلب گوهر مقصود

بس تشنه فرو مُرد ندانست که آب

گر کبک غزل هم نزند قهقه ی ذوق

افتادگی آموز : که در چنگ عقاب

توفیق رفیق است اگر عازم کاری

بشتاب به سرمایه ی توفیق شتاب

دی پیر مغان گفت: (طریقت) غزل افروز

اشعار رموز است ولی بیهده یاب

***

سر از دنیا برون آورد خورشید

چنان بر سینۀ عالم درخشید

غزالی داشت، بر نظم من آویخت

فروغی داشت، بر روی تو رَخشید

سر از دریا برون آورد عالم

شبی بر سینۀ مهشید فرشید

مرا پیر مغان ، باید (طر یقت)

جَم وُ جامِ جم وُ، جمشید،جمشید

✍️محمّدمهدی طریقت


۩#خــُلدستان طریقت (صفحه جدید )۩#✍ محمد مهدی #طریقت



موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، نثر ( ارائه ی مطلب) ، مناسبت مذهبی ، مناسبت ملی ، متن ادبی ، عکس ، سیاسی ، غزلیات
برچسب های خلدستان : خلدستان , غزل , نثر , حکایت

ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۴۰۳ | 0:50 | نویسنده : محمد مهدی طریقت |

۩۩۩ ☫پیر(طریقت) مراپیر (طریقت) داد فرمان ☫۩۩۩

ﺩﺍﻧﺴﺘﻦ هزینه‌ای ﺳﻨﮕﯿﻦ دارد!!

گفت: استاد محمّد دادکان ضمن نوشتن نامه‌ای سرگشاده به آقای رئیس جمهور می‌نویسد: اگر قرار باشد ناترازی در پول از بین برود، باید این ۴ مورد مدِّنظر قرار بگیرد. گفتم: این چهار مورد چیست؟ گفت: این موارد عبارتند از: 🔸یک:ما این همه مرکز فرهنگی داریم که در سال بودجه‌های کلان می‌گیرند و خروجی خاصّی هم نداشته‌اند. همین مصوّبۀ حجاب را در نظر بگیرید. کجای این مصوبّه با شرع و دین و جامعۀ مدنی هماهنگی دارد؟ عکس دختربچه ۵ ساله‌ای منتشر شده که روسری به سر دارد ولی پایش برهنه است. معنای این عکس را در نظر داشته باشید.

🔸دو: بچه‌های برخی مدیران را که ثروت‌های مملکت را با رانت از کشور خارج کردند، بازخواست کنید و جلوی‌شان را بگیرید تا ببینید چه پولی برای مملکت ذخیره می‌شود.

🔸سه: شما باید جلوی این همه اختلاس‌ها و فساد‌های کلان را بگیرید که در روز روشن در مراکز دولتی انجام می‌شود، از چای دبش گرفته تا بابک زنجانی و دیگران .

🔸چهار: باید جلوی پول‌هایی را گرفت که از مملکت به کشور‌های همسایه می‌رود و خرج می‌شود.

گفتم: موارد جالبی است. ان‌شاءلله آقای دکتر پزشکیان با عزمی راسخ این موارد را پیگیری فرمایند.

گفت: استاد دادکان در پایان نامه می‌افزایند:

🔸مردم سوال می‌کنند چرا مملکتی که روی ثروت خوابیده باید در پول ناترازی داشته باشد؟

چرا همه جوان‌ها دارند از این مملکت فراری می‌شوند؟

تازه بدتر از این که مغز‌های این کشور در حال فرار هستند، این است که برخی بی‌مغز‌ها مسوولیت دارند.

🔸آقای پزشکیان!

سال‌ها است برای تمام درد‌ها مُسکّن تجویز شده است. شما و همکاران‌تان دیگر این کار را نکنید. شما بعد از این همه سال باید این بیمار در حال فوت را احیا کنید. این بیمار احتیاج به CPR دارد.

گفتم: با توجُّه به این که دغدغه‌های دلسوزانۀ امثال استاد دادکان کاملاً جدّی است ،آیا کسی در کشور پاسخ این پرسش‌ها را نمی‌داند و توان اجرای این چهار خواستۀ معقول و منطقی و کارشناسانه را ندارد؟

گفت: مسئولان و کارشناسان کشور هم پاسخ پرسش‌ها را می‌دانند و هم توان اجرای آن‌ها را دارند،ولی...

گفتم: ولی چه؟

گفت: ولی این را هم می‌دانند،که دانستن،هزینه‌ای سنگین دارد!

دزدی مرتّباً به دهكده‌اي مي‌زد، ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺭﺩِّ ﭘﺎﯼ ﺑﻪ ﺟﺎﻣﺎﻧﺪﻩ، ﺷﺒﻴﻪ ﭼﮑﻤﻪ‌ﻫﺎﯼ ﮐﺪﺧﺪﺍ ﺑﻮﺩ ،ﯾﮑﯽ گفت :

ﺩﺯﺩ، ﭼﮑﻤﻪ‌ﻫﺎﯼ ﮐﺪﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺩﺯﺩﯾﺪﻩ،

ﺩﯾﮕﺮﯼ ﮔﻔﺖ: ﭼﮑﻤﻪ‌ﻫﺎیﺵ ﺷﺒﯿﻪ ﭼﮑﻤۀ ﮐﺪﺧﺪﺍ ﺑﻮﺩﻩ.

ﻫﺮﮐﺴﯽ ﺑﻪ ﻃﺮﯾﻘﯽ ﻭﺍﻗﻌﯿّﺖ ﺭﺍ ﺗﻮﺟﯿﻪ می‌کرﺩ.
ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ‌ﺍﯼ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩ: ﮐه ﻣﺮﺩﻡ؛ ﺩﺯﺩ، ﺧﻮﺩِ ﮐﺪﺧﺪﺍﺳﺖ.

ﻣﺮﺩﻡ ﭘﻮﺯﺧﻨﺪﯼ ﺯﺩند ﻭ ﮔﻔﺘﻨﺪ :

ﮐﺪﺧﺪﺍ، ﺑﻪﺩﻝ ﻧﮕﯿﺮ، ﻣﺠﻨﻮﻥ ﺍﺳﺖ، ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺍﺳﺖ!

ﻭﻟﯽ ﻓﻘﻂ ﮐﺪﺧﺪﺍ ﻓﻬﻤﯿﺪ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻋﺎﻗﻞ ﺁﺑﺎﺩﯼ ﺍﻭﺳﺖ.
ﺍﺯ ﻓﺮﺩﺍﯼ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﮐﺴﯽ ﺁﻥ ﻣﺠﻨﻮﻥ ﺭﺍ ﻧﺪﯾﺪ. ﻭقتی ﺍﺣﻮﺍﻟﺶ ﺭﺍ ﺟﻮﯾﺎ می‌ﺷﺪﻧﺪ، ﮐﺪﺧﺪﺍ می‌گفت:
ﺩﺯﺩ ﺍﻭ ﺭﺍ ﮐﺸﺘﻪ ﺍﺳﺖ.

ﮐﺪﺧﺪﺍ ﻭﺍﻗﻌﯿّﺖ ﺭﺍ ﮔﻔﺖ ﻭﻟﯽ ﺩﺭﮎ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺯ ﻭﺍﻗﻌﯿّﺖ ﻓﺮسنگ‌ها ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺩﺍﺷﺖ، ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺳﺮ ﻧﻮﺷﺖ ﻣﺠﻨﻮﻥ می‌ترﺳﯿﺪﻧﺪ.

ﭼﻮﻥ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺁﺑﺎﺩﯼ، ﺩﺍﻧﺴﺘﻦ ﺑﻬﺎﻳﺶ ﺳﻨﮕﯿﻦ ﻭﻟﯽ ﻧﺎﺩﺍﻧﯽ،ﺍﻧﻌﺎﻡ ﺩﺍﺷﺖ!!

اَلمنةُ لله که بتخانه ی اندیشه خراب

ناقوس کلیسا زده شد : باده ی ناب

در انجمنی هر که تو بینی جم و دارا

محتاجی مردم همگی روی حساب

سیرابی وُ لب تشنگی از هم نشناس

ایرانِ پُر آسایش ما عین عذاب

دستار به سر در طلب گوهر مقصود

بس تشنه فرو مُرد ندانست که آب

گر کبک غزل هم نزند قهقه ی ذوق

افتادگی آموز : که در چنگ عقاب

توفیق رفیق است اگر عازم کاری

بشتاب به سرمایه ی توفیق شتاب

دی پیر مغان گفت: (طریقت) غزل افروز

اشعار رموز است ولی بیهده یاب

***

سر از دنیا برون آورد خورشید

چنان بر سینۀ عالم درخشید

غزالی داشت، بر نظم من آویخت

فروغی داشت، بر روی تو رَخشید

سر از دریا برون آورد عالم

شبی بر سینۀ مهشید فرشید

مرا پیر مغان ، باید (طر یقت)

جَم وُ جامِ جم وُ، جمشید،جمشید

✍️محمّدمهدی طریقت


۩#خــُلدستان طریقت (صفحه جدید )۩#✍ محمد مهدی #طریقت


موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، نثر ( ارائه ی مطلب) ، مناسبت مذهبی ، مناسبت ملی ، متن ادبی ، عکس ، سیاسی ، غزلیات
برچسب های خلدستان : خلدستان , غزل , نثر , حکایت

ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه بیست و چهارم دی ۱۴۰۳ | 1:50 | نویسنده : محمد مهدی طریقت |

۩۩۩ ☫ حرف گزاف ☫ ۩۩۩

جز خستگي نمانده از كوه قاف یاران

بستند بال سيمرغ را چون كلاف یاران

يك چشم تارمژگان، يك دیده خيس گلگون

دشوار مي‌توان ديد از اين شكاف یاران

گاهی دو گام درپيش، لختی دو گام از پس

چرخیده‌اند يك عمر در اين طواف یاران

يك سمت زندگاني، سوی دگر وداع است

جادوی عشق می برد سمت خلاف یاران

در حد بندگان نيست جای خدا نشستن

ای ناخدا بفرمازین جامعاف یاران

كشتي شكسته بهتر، در گِل نشسته باشد

مارا درین غزل نيست حرف گزاف یاران

***

می نوش کردم روز وُ شب گفتی که تقدیرست وُبس

لبریز گشتم از تَــعب، گفتی که تقدیر ست وُ بس

من ساکت وُ صامت شدم، لب دوختم از گفــــتگو

حرفی نیاوردم به لب، گفتی که تقدیر ست وُ بس

سرگرم کردم خویش را با قیل وُ قالِ : این وُ آن

بشنیدم وُ گفتم: عجب، گفتی که :تقدیر ست وُ بس

گه بر خـــلاف میلِ خود بر طبل بی عاری زدم

گفتم که شادم از طرب، گفتی که تقدیر ست وُ بس

گه در سفر، گه در حضر، در سینه غم اندوختم

گفتم شود چیزی سبب:، گفتی که تقدیر ست وُ بس

اهـــلِ (طریقت) دم بدَم درسوز وُ سازعشق تو

می سوختم در تاب وُ تب، گفتی که تقدیر ست وُ بَس

هنر شعر علم و معرفت است .

باطنی که سرچشمه‌ای آسمانی دارد .

زیبایی و آفرینندگی است،

که با نوعی خودآگاهی عرفانی و درونی و جان هنرمند پیوند خورده است.

تحریم‌های مالی بشّاراسد شخصاً برای بردن پول کمک‌های ایران به ایران سفر کرد. سفر او ۵ ساعته بود. ساعت ۱۳ وارد فرودگاه مهرآباد شد و ساعت ۱۸ بازگشت. بشّاراسد با خود ۲/۳ میلیارد یورو پول نقد به سوریه برد. از این مبلغ ۵۳۰ میلیون یورو کمک مالی روسیه بود.این پول‌ها به صورت اسکناس های ۵۰۰ یورویی و در ۹ پالت ۲۵۰ میلیون یورویی و طی ۳۵ دقیقه در هواپیمای اسد بارگیری شد.بشّاراسد از دمشق از راه زمینی به لبنان و از آنجا با هواپیمای خطوط هوایی سوریه به ایران سفر کرد. در این سفر رفت و برگشت زبده‌ترین تیم کماندویی #حزب_الله لبنان و #سپاه_قدس وظیفه اسکورت او را بر عهده داشتند.

مستزادی‌ ساختم در انجمن هرجا تو می‌بینم به طنز
ملتی می‌خواهد اِنگاری ز من، تا با تو بنشینم به طنز

یخ زده، آتش که می‌بیند چه ‌خواهد روزگار
کف زده دریا در این بحری ، که می‌بینم به طنز

تو نه تنها می‌توانی آخرین درمان بی درمان شوی
همرهان بادیگران بیهوده می‌جویند تسکینم به طنز

مظهر عدل وُ عدالت گشته : ظلم وُ جور وُ کین
وَاِن یَکآدُ: چشم زخم آید چو می‌گویند تحسینم به طنز

گوش کر کن تا زبان لال! را آری به کف «لایفقهون»
چشم بُگشآمظهر رنگین کمان :دنیای رنگینم به طنز

یا همینم یا همانم طنز را پرورده ام ، شـد باور
من،همینم شعرِ آرامَم، (طریقت) در رَدیف اینم به طنز

تا در طلب گوهر کانی کانی

تا در هوس لقمه‌ی نانی نانی

این نکته‌ی رمز اگر بدانی دانی

هر چیز که در جستن آنی آنی

مولانا جلال الدین محمد بلخی از برجسته ترین شاعران و مشاهیر ایرانی است که آوازه ی شعر های او در تمام دنیا برهمگان مشخص است. برخی معتقدند شعر هر لحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر از مولاناست اما در واقع ایم یکی از اشعاری است که به اشتباه به مولانا نسبت داده اند. شاعر در دو بیت از شعر «هر لحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر / آرام‌تر از آهو بی‌باک‌تر از شیرم / هر لحظه که می‌کوشم در کار کنم تدبیر / رنج از پی رنج آید زنجیر پی زنجیر.» راه زندگی وسیع، آرام و توأم با عشق را به ما می‌آموزد.

هر لحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر آرام تر از آهو بی باک تر از شیرم

هر لحظه که می کوشم در کارکنم تدبیر رنج از پی رنج آید زنجیر پی زنجیر

۩خــُلدستان طریقت(حافظ +شبِ شعر+انتخابات )۩محمد مهدی طریقت <<خطبه دوم


موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، نثر ( ارائه ی مطلب) ، مناسبت ملی ، متن ادبی ، غزلیات ، برآستان جانان(تذکره شعرا) ، خاطرات ، آثارچاپ شده
برچسب های خلدستان : خلدستان , مولانا , طریقت , نثر

ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه پانزدهم خرداد ۱۴۰۳ | 8:8 | نویسنده : محمد مهدی طریقت |

۩۩۩ ☫ اشعار(طریقت)دوبیتی ۩۩۩

ظالم کمی آهسته تر "ایران" همــه خوابیده اند
درخوابِ بعد از انقـــلاب : صدهاستاره چیده اند

در فصل«کرونا» شدبسی در خاک وُخون تقدیرمان
در خاک وُ خون افتادگان ، بنــــد گرانی دیده اند

پیری جامعه ایران (از هر ۳ نفر یک نفر بالای ۶۰ سال) بسیار تلخ تر از کروناست. از تجربه های جهانی استفاده کنید و اجازه ندهید دوباره کشور، به یک باره در یک پاندمی مرگ گرفتار شود. فردا خیلی زود فرا می رسد.

عصر ایران؛ سجاد بهزادی- حالا همه نگرانی های جمعیت این شده است که ایران طی چند سال آینده یکی از سال خورده ترین کشورهای دنیا و در ۳۰ سال آینده پیرترین کشور جهان می شود.این چالش البته مخصوص ایران نیست و مسئله ای جهانی است.تحقیقات نشان می‌دهد در طول ۳۰ سال آینده، سالمندان حدود ۲۰ درصد از جمعیت جهان را تشکیل می‌دهند و سازمان بهداشت جهانی تخمین زده تا سال ۲۰۵۰ جمعیت سالمندان به دو میلیارد نفر برسد.

بر اساس آمارهای رسمی، جهان ما هر روز پیرتر می شود. گفته می شود تقریبا ۹۰۰ میلیون نفر در جهان بالاتر از ۶۰ سال سن دارند و تا سال ۲۰۵۰، ۲ میلیارد نفر یا ۲۲ درصد از جمعیت کره‌ زمین در این سن خواهند بود، در حالی که در سال ۲۰۱۵، این جمعیت ۹۰۰ میلیون نفر بوده است و امروزه ۱۲۵ میلیون نفر در سن ۸۰ سال یا بیشتر هستند.

اما به راستی چه کسانی و با کدام شعار و برنامه ریزی سبب شده اند جمعیت ایران ، به سوی سال‌خوردگی برود و چرا گفته می شود وضعیت سال‌خوردگی جمعیت در کشور ایران بحرانی تر از دیگر کشورهای جهان است؟

به اعتقاد کارشناسان، موالید در کشور از سال ۹۵ تا کنون سیر نزولی دارد و جمعیت زنان سالمند رو به افزایش است. براساس استانداردهای جهانی، اگر آمار جمعیت سالمندی نسبت به سایر گروه های سنی در یک کشور به ۷ درصد برسد، به این معنی است که جامعه در حال عبور از فاز اول پیری است.این شاخص در کشور ما ۱۰ درصد است که اگر این رقم به ۱۴ درصد برسد، وضعیت نگران کننده خواهد بود.

ایسنا گزارش داده است "از سال ۹۵ تا ۱۴۰۰ به طور متناوب هر سال میزان باروری و موالید سیر نزولی داشته و متاسفانه در طول نیم قرن گذشته پایین‌ترین نرخ موالید در سال ۹۸ با ۱۲ درصد کاهش گزارش شده است."

این آمار به آن معنی است که کمتر از ۳۵ سال دیگر یک سوم جمعیت ایران سالمند خواهد بود؛ اما پرسش اصلی اینجاست که چه اتفاقی افتاده است که انگیزه فرزند آوری در میان خانواده های ایرانی به شدت کاهش یافته و همه نگران سال خوردگی درجامعه ایران هستند؟

زمانی جامعه به پیری می گراید وفرزندی متولد نمی شود که فقر در جامعه اوج می گیرد و زوج ایرانی سالهای عمرش می گذرد و شهامت بچه دار شدن ندارد و از آینده بیمناک است.

بحران قیمت خوراکی‌ها تشدید شده و فقر در سفره ۲۵درصد ایرانیان جا خوش کرده است.جدیدترین گزارش مرکز آمار تأیید می‌کند که از بین ۵۳ قلم کالاهای خوراکی منتخب، قیمت ۴۰ قلم کالا در محدوده بحران قرار دارد و رشد تورم ماهانه بالای ۲ درصد را تجربه کرده است.

رشد جمعیت به دنبال سیاست کسانی متوقف شد که قدرت خرید غذای مردم را کاهش دادند به طوری که گفته می شود قدرت خرید غذا در ایران به کمترین سطح ۲۰ سال اخیر رسیده است.

گزارش‌های مرکز آمار نشان می دهد که تورم برخی خوراکی‌ها سه رقمی شده است! بعنوان مثال رشد قیمت برخی اقلام خوراکی وضروری خانواده که در سال ۹۷ حدود ۱۲ تا ۱۳ هزار تومان بوده است، نشان می‌دهد در طول سه سال بیش از ۵۰۰ درصد افزایش قیمت داشته است. با این وضعیت چگونه می شود با رشد ۵۰۰ برابری اقلام خوارکی، فرزند آوری داشت وجمعیت را جوان نگه داشت. مگر فرزندی که به دنیا می آید غذا نمی خواهد؟

کسانی جمعیت ایران را سالخورده کردند که عملکرد شان سبب شده است جمعیت بالایی از زنان وجوانان این کشور به دلایل مختلف از جمله مشکلات اقتصادی ازدواج نکنند و در بازه سنی تجرد قطعی باشند.

مطابق با آخرین سرشماری کشور، حدود ۳۶ درصد از جمعیت زنان جوان ۱۵ تا ۳۴ سال کشور را دخترانی تشکیل می دهند که هنوز ازدواج نکرده اند و حدود ۲.۳ درصد از زنان ۴۵ ساله و بیشتر در بازه سنی تجرد قطعی قرار دارند.

امروز گفته می شود در مقابل هر ۱۰۰ دختر در سن ازدواج ۱۹۱ پسر در سن ازدواج داریم و می‌توان گفت نسبت پسران ازدواج نکرده دو برابر دختران است.

کسانی جامعه را پیر و انگیزه فرزند آوری را کاهش دادند که ارزش پول ملی را به خاک سیاه نشاندند و قدرت خرید مردم را پایین تر بردند.

رییس کمیته دستمزد شورای اسلامی کار می گوید" قدرت خرید کارگران در شش ماه نخست سال ۳۲درصد کاهش یافته است." امروز ارزش واقعی یارانه مردم فقط ۱۷۰۰ تومان است.در شروع هدفمندی یارانه‌ها و آغاز توزیع یارانه‌های ۴۵ هزار تومانی ارزش یک دلار هزار تومان بود. اکنون قیمت دلار صرافی ملی به بیش از ۲۶ هزار تومان رسیده است.

همین کاهش ارزش پول ملی باعث شده که ارزش واقعی یارانه به ۱۷۰۰ تومان برسد. این درحالیست که اگر قرار بود یارانه نقدی نیز به مانند دلار یا حداقل به اندازه رشد دلار افزایش یابد اکنون یارانه‌های ۴۵ هزار تومانی باید به رقمی حدود ۱٫۲ میلیون تومان می‌رسید.

وقتی فرزند آوری متوقف شد که آرزوی خرید خانه برای یک زوج جوان تقریبا به امری ناممکن تبدیل شد.مگر می شود مسکن نداشت و فقر از در ودیوار جامعه بالا رود و شعار فرزندآوری داد.سخنگوی کمیسیون عمران مجلس انقلابی می گوید "با درآمد کنونی اقشار متوسط جامعه و هزینه‌های سرسام آور زندگی، خانه دار شدن به رویا تبدیل شده به نحوی که بر اساس آمار مسئولان مدت انتظار دهک اول برای خانه دار شدن به حدود ۱۷۸ سال رسیده است."

در ادامه یادداشت نمی دانم کدام آمار فقر وفلاکت جامعه ایران را تحلیل کنم که همگی سبب پیری جمعیت و مانع فرزند آوری هستند.

مگر فرزندآوری، داشتن جمعیت جوان و کاستن از جمعیت سال خورده که روز وشب به ظاهر موجب نگرانی مسئولان هست؛ ارتباط مستقیمی با این مولفه ها ندارد.در جامعه ای که یک چهارم جمعیت آن در معرض فقر غذایی قرار دارند، نزدیک به ۴۰ میلیون نفر از مردم به کمک‌های معیشتی و یارانه‌ای برای ادامه زندگی خود نیازمندند و با تورم ۵۶ درصدی قیمت گوشت روبرو هستند چگونه می توان شعار فرزند آوری داد.

بررسی که در مورد هرم جمعیتی و توزیع ثروت و فاصله طبقاتی در ایران شده است نشان می دهد از جمعیت ۸۵ میلیونی، فقط ۴ میلیون نفر در ایران زندگی خوبی دارند!

در جامعه ای که در آن از هر سه ایرانی، یک نفر زیر خط فقر باشد چگونه انتظار فرزندآوری و کاستن از سال خوردگی داری؟برای نخستین بار به شکل رسمی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در گزارشی با عنوان «پایش فقر»، خط فقر رسمی کشور را منتشر کرد. براساس این گزارش، نرخ فقر در سال ۱۳۹۸ حدود ۳۲ درصد محاسبه شده است. این عدد به این معناست که در سال ۹۸ تعداد افرادی که کمتر از میزان خط فقر درآمد داشته‌اند، حدود یک‌سوم جمعیت را تشکیل داده‌اند و این یعنی از هر سه نفر، یک نفر زیر خط فقر، درآمد داشته است.

امروز سال خوردگی جمعیت هم بحرانی است کنار دیگر بحران های جامعه ایران. دردی است در کنار دیگر دردهای جامعه ایران که هیچ راهکار اساسی و پایدار برای آن دیده نمی شود.

مجلس انقلابی برای رهایی از این بحران می گوید پول می دهیم شما فرزند بیاورید. طرحی اعلام شده است بنام "طرح جوانی جمعیت"؛ در این طرح به فرزند اول ۱۰ میلیون، دوم ۲۰ میلیون، سوم ۳۰ میلیون در بدو تولد تعلق می گیرد.یعنی اگر تا تولد فرزند سوم، تورم کنونی کشور افزایش نیابد پدر خانه با جمع این پول می تواند یک کولر ویا یک یخچال برای خانه بخرد.

این راهکارها نه تنها دردی را دوا نمی کند بلکه به معنای فرو رفتن در بحرانی تازه تر خواهد بود.برای حل تمام بحران ها باید متخصص ها را درگیر کرد. به قول دکتر سریع القلم "حکمرانی، یک تخصص است مثل پزشکی."

نمی توان ایدئولوژیک با مشکلات وبحران ها برخورد کرد. نمی توان در هوای افزایش جمعیت راهکارهایی داد که همان راهکارها خودش بحران را بازتولید کند.

اگر شهروندان یک کشور، صبح از خواب بیدار شوند و ناگهان ببینند که ارزش دارایی هایشان نصف شده است؛ شما با چه انگیزه ای از آنها طلب فرزند آوری دارید. باید ثبات داشت و اندیشه های کهنه را اصلاح کرد و ریشه بحران ها را نادیده نگرفت و در همان مسیر گام برداشت. اگر غیر از این باشد همچنان فرزندی متولد نخواهد شد وجامعه هر سال پیرتر می شود.

تصور پیری جامعه ایران(از هر ۳ نفر یک نفر بالای ۶۰ سال) بسیار تلخ تر از کروناست. از تجربه های جهانی استفاده کنید و اجازه ندهید دوباره کشور، به یک باره در یک پاندمی مرگ گرفتار شود.فردا خیلی زود فرا می رسد.

دوباره لاله ی زیبا! شعار آمده است
به اشتیاق شکفتن قرار آمده است

زلال چشمهء آب حیات راهشدار
شعارِ زمزمه ی آبشار آمده است

کشیده سر به فلک نغمه پرستو ها
سرود نغمه ی زیبا کنار آمده است

برای زخم سرانگشت بیقراری ما
ترانه های بیات وُ دوتار آمده است

بجای مجلس وعظِ سخن پراکنها
ردیف وُ قافیه را چون قطار آمده است

زِ بامداد سروش وُ به مطلع خورشید
پگاه وُ زمزمه ی انتظار آمده است

به طره های بلند:از ادب کنم تعظیم
شکوفه های قشنگِ انار آمده است

غزالِ شعر(طریقت) به دشت وصحرا شد
دوباره فصل شکفتن بهار آمده است

♤♤♤ حمید(طریقت)

۩#خلدستان طریقت ( #مهتاب )۩ محمد مهدی طریقت

ادامه مطلب...برای مطالعه #خاص<<<<...مشروح


موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، نثر ( ارائه ی مطلب) ، خاطرات ، آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ ، خبر ـ اطلاعیه ، دوبیتی
برچسب های خلدستان : خلدستان طریقت , دوبیتی , اشعار , نثر

ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۴۰۳ | 0:6 | نویسنده : محمد مهدی طریقت |

کشورم ، دوزخی از انگلِ افراطی شد
فاجعه، دستخوشِ قوم خرافاتی شد

بشر از روزِ ازل پَرت شده سوی زمین
سیب وُ انگور ویا گندمِ ناخورده همین

پدرم طعم خوش سیب ز مادر دارد
گورِ بی‌ فاتحه گهوارۀ دختر دارد

***

دلبسته‌ام به عشق که پیدا کنم تو را

پیوسته‌ام به جان که تماشا کنم تو را

چون باغ گل گشوده هزاران هزارْ گُل

تا یک نظر به قامت رعنا کنم تو را

از کوچه های تنگ کنی لاجرم عبور

آیم در انتظار وُ تمنّـا کنم تو را

از طرف که بیآئی همان خاک کوچه ام

مژگان خویش خاکِ کف پا کنم تو را

فرهاد پیشه،یوسف بازار دل بیا

شیرین حکایتی بدامن صحرا کنم تو را

شاعر اگر به مُلک حجازم بُوَد سفر

پیدا کنار طرح نکیسا کنم تو را

" دریادوگینا " دختر فیلسوف روسی که یکی ازدوستان صمیمی ولادیمیرپوتین است ، درنتیجه ی انفجار خودروی بمب گذاری شده ، کشته شد ؛ خط لوله ی انتقال گازروسیه به اروپا، دردریای بالتیک منفجرشد. قبل ازاین حادثه ، جوبایدن گفته بود که می تواند به نورداستریم-2 پایان دهد؛ کامیون بمب گذاری شده ، برروی پل کریمه ودرست زمانی که قطارحامل تسلیحات برای نیروهای روسیه درجنوب اوکراین ، ازروی پل می گذشت، منفجرشد. اینها ودهها مورد بزرگ وکوچک دیگر ، ازموارد جنگ پنهان غرب علیه روسیه می باشد. درواقع ، به موازات ادامه ی عملیات ویژه ی نظامی روسیه دراوکراین ، یک جنگ پنهان نیزبا جدیّت تمام درروسیه جریان دارد.

اخیراً یک افسرسابق نیروهای ویژه ی آمریکا ، ازانجام حملات خرابکارانه وتروریستی سیا و آژانسهای اطلاعاتی یکی ازمتحدین آمریکا درروسیه ، پرده برداشت. " جک مورفی " (J.Murphy)عضو سابق نیروی " کلاه سبز " ( Green Beret) ورنجر ارتش آمریکا که سوابق طولانی درسرویسهای اطلاعاتی ارتش وآژانسهای جاسوسی آمریکا دارد واکنون به روزنامه نگاری روی آورده ، می گوید که سیا ویک کشور اروپائی ، هسته های مخفی جاسوسی وخرابکاری در روسیه دائر کرده اند وجنگی مخفی راعلیه دولت این کشور به پیش می برند.این هسته ها دستور دارند درتاسیسات زیرساختی روسیه ، ازجمله راه آهن ف پلها ، انبارها ، تاسیسات نظامی ، خطوط انتقال برق ونیروگاهها ، خرابکاری کنند. البته تشکیل این هسته ها ، به مدتها قبل از جنگ اوکراین بازمی گردد: " سیا درسال 2016 چند شرکت جعلی برای قاچاق اسلحه ، مواد منفجره وتجهیزات نظامی به روسیه تشکیل داد." فرماندهی ویژه ی مشترک (JSOC) به کمک پلاتفرمهای شناسائی ، نظارتی واطلاعاتی خود مانند پهبادها و دستگاههای شنود ، اطلاعات جمع آوری شده را دراختیاراین هسته های مخفی قرارمی دهد. درهمین چهارچوب ، پهبادهای ریپر هلند (Reaper Drones) ، برای نخستین بار به ماموریتی خارج از مرزهای شرقی ناتو اعزام شدند. ایجاد اختلال مکرر سایبری درحرکت قطارهای بلاروس بویژه درخطوطی که تجهیزات وتدارکات به نیروهای روسی مستقردراوکراین می رسانند ، کارهکرهای وابسته به سیا ومتحدین آمریکا درناتو می باشد. سیا همچنین ازسال 2015 ، کارآموزش نیروهای ویژه ی ارتش وعناصراطلاعاتی اوکراین را انجام می دهد. این طرح که ازدوران اوباما آغازشد ، دردولت ترامپ وبایدن نیز باجدیّت ادامه یافت. اگرچه مورفی ، ازمتحد آمریکا در عملیات جاسوسی وخرابکاری درروسیه نام نمی برد اما ، کارشناسان معتقدند که این کشور ، لهستان است.

رسانه ها وموسسات انتشاراتی آمریکا ، تحت فشار سیا ، هیچیک ازافشاگریهای مورفی رامنتشر نکردند. اما اکنون کاربه جائی رسیده که ناتو وسیا ، علناً درفضای مجازی ، آگهی استخدام جاسوس درروسیه ، منشرمی کنند. جنگ پنهانی غرب علیه روسیه ، بویژه پس ازشکست مفتضحانه ی ضد حمله ی تابستان گذشته ، وبروزاختلاف میان رهبران ترازاول اوکراین ، تشدید شده است. ازسوی دیگر، غرب دیگرنمی تواند بافرسایشی شدن جنگ ، وآغاز جنگ درغزّه ، نیازهای تسلیحاتی فزاینده ی اوکراین را تامین نماید. براساس آمارهای موجود ، اوکراینی ها روزانه 7 تا 8 هزارگلوله ی توپ شلیک می کنند واین روند، باتوجه به نیازهای تسلیحاتی اسرائیل در جنگ غزّه ، زرّادخانه های نظامی غرب را دچاربحران کرده است. بدین ترتیب ، حتی 24 ساعته کارکردن کارخانه های تسلیحاتی غرب ، نمی تواند نیازهای اوکراین واسرائیل راجوابگو باشد. لذا ، اکنون سربازان اوکراین درجبهه ها بدون مهمات مانده اند وممکن است غرب، شیوه های دیگرجنگ رادردستور کارقراردهد.

هم اکنون مرکز کنترل پهبادی ناتو درهلند ایجاد شده است که وظائفی مانند پایگاه "رامشتاین" (Ramstein) آلمان برعهده دارد که بزرگترین پایگاه نظامی آمریکا دراوپا می باشد. حملات پهبادی آمریکا وناتو به عراق ، افغانستان ، سوریه وپاکستان ، ازهمین پایگاه وتوسط پهبادهای MQ-9 Reaper انجام می شود. کارشناسان احتمال می دهند که باشکستهای اخیر اوکراین درجبهه های جنگ ، ناتوانی صنعت نظامی غرب ازتامین نیازهای تسلیحاتی اوکراین ونیز خستگی ونارضایتی مالیات دهندگان غربی ازکمکهای نظامی ومالی به اوکراین، جنگ پهبادها دردستورکار ناتو قرارگیرد. کارشناسان همچنین احتمال می دهند که حملات اخیرپهبادی به انبارهای نفت روسیه نیز ازرامشتاین یاهلند ، هدایت شده باشد. پایگاه پهبادی هلند درمنطقه ی " لیوواردن" (Leeu Warden) قراردارد واگرجنگ پهبادی برجبهه های اوکراین حاکم شود ، براهمیت این پایگاه افزوده خواهد شد. احتمال می رود حمله ی پهبادی نافرجام اخیربه کرملین نیزازهمین پایگاهها صورت گرفته باشد.

عرصه ی دیگرجنگ مخفی غرب علیه روسیه ، سرمایه گذاری برروی نارضایتی مردم وحمایت ازسازمانهای غیردولتی است. تلاش برای انجام کودتا نیزازاجزای این جنگ می باشد. شورش گروه " واگنر " درروسیه وتوطئه ی نافرجام کودتا در بلاروس ، که طراح ومجری آن سفارت هلند در " "مینسک" بود ، درهمین چهارچوب صورت گرفت. چندی پیش، برخی ازسازمانهای غیردولتی که مستقیم وغیرمستقیم ازطرح غرب برای بالکانیزه کردن روسیه طبق الگوی یوگسلاوی ، حمایت می کردند ، ازاین کشوراخراج شدند. بنگاههای سخن پراکنی NOS هلند ، بی بی سی انگلیس ، و ZDF آلمان ، به مثابه ی پوشش علنی برای هسته های مخفی ناتو درروسیه عمل می کنند. چندی پیش آنها موفق شدند مادران وهمسران سربازان روس خاضردر جبهه های جنگ اوکراین را ، دریک حرکت اعتراضی ، مقابل پارلمان روسیه جمع کنند. اما غرب اکنون بامخالفت افکارعمومی خود درزمینه ی دخالت دربحران اوکراین روبروست واجرای طرحههای ماجراجویانه ی خود رادراوکراین ، بامانع روبرو می بیند. به گزارش نشریه ی " تلگراف " ، حمایت 10 درصدی مردم اروپا ازجنگ اوکراین ، اکنون جای خودرا به حمایت 21 درصدی آنها ازخاتمه ی جنگ داده است.

۩#خــُلدستان طریقت (صفحه جدید)۩# ✍️ محمد مهدی #طریقت


موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، نثر ( ارائه ی مطلب) ، مناسبت ملی ، غزلیات ، برآستان جانان(تذکره شعرا) ، خاطرات ، آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ
برچسب های خلدستان : شاعر طریقت , کشورنکیسا , شرق , نثر

ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه دوم اسفند ۱۴۰۲ | 23:52 | نویسنده : محمد مهدی طریقت |

من آدمم ، حوای توسیب داستانی

cs96_photo_2018-07-11_18-04-43.jpg

پژمرده ای پس چون با خلق جهانی
از بوی گل، فصل شکفتن، چون خزانی

سرگشته ازشوق سرودن، گشته ای چون
با شعر، این حس قشنگ ناگهانی

درفصل کوشش کارکن وقت شکفتن
اهل تماشا نیستی، چون باغبانی؟

هرکوچه باغی رو به رویت می شود باز
در انتظار رخصت رنگین کمانی

تادرگلستان هست گل های بهاری
فرزانه ء این باغ در این بوستانی

باکوه و جنگل،دشت وُصحرا آشتی کن
با فصل مهر و ماه، دائم جا ودانی

باشوکران غم که بیزارم ازآن سخت
می جویمت در آینه، نا مهربانی!

دربسته ای بر خویش ،دنیا بسته درها
بوی گشایش نیست، تا با این و آنی

جز عشق راز دیگری در جان من نیست
اما تو با این رمز جان ازمن ستانی

هم داستانِ آفرینش بودی وُ من
من آدمم ، حوای توسیب داستانی

« آنچه سبب میشود که در ملت غنی و فقیر بوجود بیاید این نیست که اغنیا بیشتر از فقرا به مردم خدمت می رسانند و زحمت میکشند، بلکه تفاوت بین غنی و فقیر؛ بر اثر دو چیز بوجود می آید یکی وجود خدا ،وجود دیگری حکومت واسطه خدا و مردم عوام. هرجا که خدائی وجود دارد و حکومتی موجود است، عده ای غنی و دسته ای فقیر می شوند. زیرا کاهنان خدای مصر به خود حق می دهند که بهتر از دیگران زندگی کنند و غنی تر باشند و کارکنان حکومت هم خود را ذی حق میدانند که از تمام مزایا برخوردار شوند. این دو دسته، برای اینکه تفاوت بین خود و دیگران یعنی بین غنی و فقیر را حفظ نمایند قوانینی را به مورد اجرا می گذراند که حتی المقدور، فقرا ثروتمند نشوند و بپای آنها نرسند.

لذا تا وقتی که یک خدا و یک حکومت در مصر هست تفاوت بین غنی و فقیر باقی است و چون مصر و کشور دیگر بدون خدا و حکومت نمیتواند زندگی کند پس پیوسته این تفاوت وجود دارد و فرعون تو که میخواهد این تفاوت را از بین ببرد مبادرت به عملی دیوانه وار میکند و چون این عملِ اخناتون سبب زوال مصر میگردد باید او را از بین برد تا مصر نجات پیدا کند، هنگام فریضه صفوف اول با محافظت و زنجیر وُ نرده از سایر عبادت کنندگان جدا می شود زیرا آنان عبادتشا مقبولتر از سایر بندگان صف های آخر به کفار نزدیکترند ...»

نتیجه گیری: اگر امام زمانی خوب است که مردم را در انتظار نگه دارد، اگر هم در کار نباشد که نیست! اگر هم بخاد قیام کنه و چیزی رو درست کنه خودطرفداران ظاهری امام زمان خنجر مبارک را به فلان طرفداران حواله خواهند کرد و خودِ آنان صاحب الامر را خواهند کشت 👌🏻

rt13_photo_2018-07-12_18-56-14.jpg

بُرده عِطر سیبِ آخرعاقبت از هوشمان

میتراود قطره قطره مستی از آغوشمان

آنچنان از شربتِ لب های هم نوشیده ایم

کَرشده گوش فلک از بانگِ جوشا جوشمان

همچو مارِ پیچ خورده زیر باران خفته ایم

سایه سار گیسوانت ، ریخته بر دوشمان

تا نبیند رویمان ، چشمان شور آفتاب

جامه ای از جنس گمنامی شده تن پوشمان

پادشاهِ "کشور "ایجاد تن ها ایم ما

عشق ولذّت،میوه هایِ باغهایِ شوشمان

در شبِ وصلِ "عطش" مارا به دام انداخته

آفتاب و ماه می آیند دوشادوشمان

تا که در بازارِ طعنه هیچ حرفی نشنویم

این(طریقت)،پنبه را کرده فرو در گوشمان

۩۩

۩۩۩۩☫برآستان جانان (طریقت )منزل سالکان اشعار ☫۩۩۩۩

خُمسِ لبم مالِ تو سهم امام از شبات

بوسه بگیر وُ بده ،چون عسل از آن لبات

بوس وُ بغل سهم من ،شهد و شکر شد زکات

طرحِ (طریقت) شده حافظ وُ شاخِ نبات

خوب است که ما معدن ایمان شده ایم

افسرده نگشته وُ پشیمان شده ایم

اخـبـــار ،بِـلادِ کـــفـــر بـــاور ««نکنید»»

فاسق شده اند وُ ما مسلمان شده ایم !!!!

Related image

در ادامه مطلب سالک لولی وش اقتباس برآستان جانان تقدیم به محضر ادب دوستان

ح.(طریقت) جدا کننده متن وبلاگ لاينر وبلاگ


برچسب های خلدستان : خُلدستان طریقت , اشعار , نثر , برآستان جانان

ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه بیستم آذر ۱۴۰۲ | 9:37 | نویسنده : محمد مهدی طریقت |

۩۩۩ ☫ آیا شده از شعر وسرودی که (طریقت) اشعار ☫ ۩۩۩

بامابِه ازآن باش که با اهلِ جهانی
یادآوری ِ زندگی و فصلِ جوانی

هم می گذرد فصل جوانی وُ غلامی!
قلبم شده بازیچه‌ی افرادِ روانی

باید چه کنم با غم و تنهایی و دوری؟
امروزه همه اهل جهان اهل تبانی

درظاهر این چهره کمی خنده نشاندم
در باطن من پُرشده بغضی سرطانی

آیا شده از بین سرودی سرودم
فالی بزنی؟یکسره ، آواز بخوانی؟

دلتنگ توام ایکه مرا می، نشناسی
ایکاش خودت رابه مزارم برسانی

آیا شده ازشعروسرودی که(طریقت)
سرداد یکی را ،تویکی قدر بدانی ؟

۩۩۩ ☫ بوی سیب ☫ ۩۩۩

http://zibasaz.persiangig.com/pic/bism/3.gif

بُرده عِطر سیبِ آخرعاقبت از هوشمان

میتراود قطره قطره مستی از آغوشمان

آنچنان از شربتِ لب های هم نوشیده ایم

کَرشده گوش فلک از بانگِ جوشا جوشمان

همچو مارِ پیچ خورده زیر باران خفته ایم

سایه سار گیسوانت ، ریخته بر دوشمان

تا نبیند رویمان ، چشمان شور آفتاب

جامه ای از جنس گمنامی شده تن پوشمان

پادشاهِ "کشور "ایجاد تن ها ایم ما

عشق ولذّت،میوه هایِ باغهایِ شوشمان

در شبِ وصلِ "عطش" مارا به دام انداخته

آفتاب و ماه می آیند دوشادوشمان

تا که در بازارِ طعنه هیچ حرفی نشنویم

این(طریقت)،پنبه را کرده فرو در گوشمان

۩۩۞۩۞۩۞۩۞.۞۞۩۞۩۞۩۩۞۩۞۩۞۩۞

پروین دمید وُ مــاه دمید، مُلک ری رمید
تب دارم ،ای رفیق: که این هرسه کی رمید

دل گویدم چه پرسی هنگام سر زدن
از اختری که بر زبر تختِ کی رمید ؟

شـا دی که پیشتر ز کیومرث مه بتافت
بینی کنون که آمد و بر خاک وی رمید

آری تـو غم مخور که جهانت به حیله رفت
چون کارگاهِ حـیله به بنیان و پی رمید

بهرام را که کار نیستان تمام کــرد
در چنگ نیزه بود که از دیده نی رمید

ما را برای سخره ی افلاک خلق کرد
خُمخانه را به پـیـکر خرداد طِی رمید

از مرگ هر ستاره‌(طریقت) نشانه ای
بهروزِ مِهر آمد وُ در شام دی رمید

****

مرا در وادی حسرت رها کردی کجا ئی دی؟

تو در دل شور و آشوبی به پا کردی کجائی دی؟

دل و جان از شرابِ عشق شد لبریز و سرمستم

تو در بزمِ دلم شور و نوا کردی کجائی دی؟

حباب و قطره و موجم در این دریای بی‌ساحل

در این دریای طوفان‌زا چه‌ها کردی کجائی دی؟

به یادت بوده‌ام هر جا که رفتم هر که را دیدم

مرا تنها گرفتارِ بلا کردی کجائی دی؟

خدا عشقِ تو را از من نگیرد تا فنا گردم

مرا با درد و محنت آشنا کردی کجا ئی دی؟

بود مشکل رها گشتن ز چنگ وحشت هجران

مرا آشفته چون زلف دوتا کردی کجائی دی؟

نهم سر را به زانوی غم و نالم ز سوز دل

مرا دیوانه‌دل محو و فنا کردی کجائی دی؟

زمام عمر شاعر در کف مهر تو می‌باشد

(طریقت) را نصیب و مبتلا کردی کجائی دی؟

خــُلدستان طریقت( صفحه جدید )۩# محمد مهدی طریقت

<<<<<<ادمه مطلب


موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، نثر ( ارائه ی مطلب) ، مناسبت مذهبی ، غزلیات ، آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ ، دوبیتی
برچسب های خلدستان : نثر , ارائه مطلب , حکایت , طریقت

ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه چهارم دی ۱۴۰۱ | 0:37 | نویسنده : محمد مهدی طریقت |

۩۩۩ ☫حکایت هرچه پیش آید خوش آید☫ ۩۩۩  

البته زِ   کودکی به استاد شدم

هرچند به استادی خود شاد شدم

پایان شب سخن سرائی که رسید

در انجمنی هماره  برباد شدم

 

ﺷﺨﺼﯽ ﭼﺎﯼ ﺭﺍ ﺁﻥ ﻗﺪﺭ ﮐﻢ ﺭﻧﮓ ﻣﯽﻧﻮﺷﯿﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺳﺨﺘﯽ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﺴﺘﯿﻢ ﺑﻔﻬﻤﯿﻢ ﮐﻪ ﺁﺏ ﺟﻮﺵ ﻧﯿﺴﺖ !
ﭼﺮﺑﯽ ﻭ ﻧﻤﮏ ﻫﻢ ﺍﺻﻼ ﻧﻤﯽﺧﻮﺭﺩ ! ﻭﺭﺯﺵ ﻣﯽﮐﺮﺩ ﻭ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﺍﻭ ﻋﻠﺖ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﻣﯽﭘﺮﺳﯿﺪﯾﻢ، ﻣﯽﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺍﯾﻦﻫﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺑﺪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺳﮑﺘﻪ ﻣﯽﺁﻭﺭﺩ .
ﺍﻭ ﺩﺭ ﭼﻬﻞ ﻭ ﭘﻨﺞ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺩﺭ ﺍﺛﺮ ﺳﮑﺘﻪ ﻗﻠﺒﯽ ﺩﺭﮔﺬﺷﺖ ! 

********************


ﭼﻨﺪﯼ ﭘﯿﺶ ﯾﮏ ﺯﻧﺪﺍﻧﯽ ﺩﺭ ﺍﻣﺮﯾﮑﺎ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﮔﺮﯾﺨﺖ .
ﺑﻪ ﺍﯾﺴﺘﮕﺎﻩ ﺭﺍﻩ ﺁﻫﻦ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ﻭ ﺳﻮﺍﺭ ﯾﮏ ﻭﺍﮔﻦ ﺑﺎﺭﯼ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ .
ﺩﺭ ﻭﺍﮔﻦ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺧﻮﺩﮐﺎﺭ ﺑﺴﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﻗﻄﺎﺭ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺪ . ﺍﻭ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺳﻮﺍﺭ ﻓﺮﯾﺰﺭ ﻗﻄﺎﺭ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ .
ﺭﻭﯼ ﺗﮑﻪ ﮐﺎﻏﺬﯼ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﺪ : 

ﺍﯾﻦ ﻣﺠﺎﺯﺍﺕ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻫﺎﯼ ﺑﺪ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ , ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻨﺠﻤﺪ ﺷﻮﻡ .
ﻭﻗﺘﯽ ﻗﻄﺎﺭ ﺑﻪ ﺍﯾﺴﺘﮕﺎﻩ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ , ﻣﺎﻣﻮﺭﯾﻦ ﺑﺎ ﺟﺴﺪ ﺍﻭ ﺭﻭبه رﻭ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ . ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﻓﺮﯾﺰﺭ ﻗﻄﺎﺭ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ .

*********************
ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻫﺮﭼﻪ ﺑﺎﺷﯿﻢ،ﻫﻤﺎﻥ ﺑﺮﺍﯾﻤﺎﻥ ﭘﯿﺶ ﻣﯽﺁﯾﺪ .
ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺷﺎﺩﯼ ﺑﺎﺷﯿﻢ، ﺷﺎﺩﯼ ﭘﯿﺶ ﻣﯽﺁﯾﺪ .
ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻏﻢ ﺑﺎﺷﯿﻢ، ﻏﻢ ﭘﯿﺶ ﻣﯽﺁﯾﺪ .
ﻫﺮﮔﺰ ﭘﻮﻝ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﻭ ﻣﺸﮑﻼﺕ ﭘﺲ ﺍﻧﺪﺍﺯ ﻧﮑﻨﯿﻢ . ﭼﻮﻥ ﺭﺥ ﻣﯽﺩﻫﺪ .
ﭘﻮﻝ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻋﺮﻭﺳﯽ ، ﺑﺮﺍﯼ ﺧﺮﯾﺪ ﺧﺎﻧﻪ ، ﺍﺗﻮﻣﺒﯿﻞ ، ﻣﺴﺎﻓﺮﺕ ﻭ ﻧﻈﺎﯾﺮ ﺁﻥ ﭘﺲ ﺍﻧﺪﺍﺯ ﮐﻨﯿﻢ .
ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯽﮔﻮییم ﺍﯾﻦ ﭘﻮﻝ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﺮﯾﺪ ﺍﺗﻮﻣﺒﯿﻞ ﺍﺳﺖ، ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﺗﺼﺎﺩﻑ ﻓﮑﺮ ﻧﮑﻦ ...
ﮊﺍﭘﻨﯽﻫﺎ ﺿﺮﺏﺍﻟﻤﺜﻞ ﺟﺎﻟﺒﯽ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ :
ﺍﮔﺮ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺑﺰﻧﯽ ﺑﻪ ﺻﺪﺍﯾﺖ ﮔﻮﺵ ﻣﯽﺩﻫﻨﺪ !
ﻭ ﺍﮔﺮ ﺁﺭﺍﻡ ﺑﮕﻮﯾﯽ ﺑﻪ ﺣﺮﻓﺖ ﮔﻮﺵ ﻣﯽﺩﻫﻨﺪ !
ﻗﺪﺭﺕ ﮐﻠﻤﺎﺗﺖ ﺭﺍ ﺑﺎﻻ ﺑﺒﺮ، ﻧﻪ ﺻﺪﺍﯾﺖ ﺭﺍ !
ﺍﯾﻦ " ﺑﺎﺭﺍﻥ " ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﺭﺷﺪ ﮔﻞ ﻫﺎ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ، ﻧﻪ " ﺭﻋﺪ ﻭ ﺑﺮﻕ " !
ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ،
ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﻮﻧﺪ !
ﺷﺎﯾﺪ ﻗﺪ ﺑﮑﺸﻨﺪ ،
ﺍﻣﺎ ﺑﺎﻝ ﻭ ﭘﺮ ﻧﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﮔﺮﻓﺖ !
می داﻧﯾﺪ ﺧﻮﻧﻪ ﻛﺠﺎﺳﺖ؟
ﺧﻮﻧﻪ آن جایی ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﻳﻪ ﭘﺬﻳﺮﺍﻳﻰ ﺻﺪ ﻣﺘﺮﻯ ﻭ ﭼﻬﺎﺭ ﺗﺎ ﺍﺗﺎﻕ ﺧﻮﺍﺏ ﻭ ﻛﻠﻰ ﺍﻣﻜﺎﻧﺎﺕ ﺩﻳﮕﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻪ!
ﺧﻮﻧﻪ ﻳﻌﻨﻰ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﻭ ﺩﺭﻙ ﻣﺘﻘﺎﺑﻞ.
ﺧﻮﻧﻪ ﻳﻌﻨﻰ ﺟﺎﻳﻰ ﻛﻪ ﻭﻗﺘﻰ ﺑﻬﺶ ﻓﻜﺮ می کنی، ﻳﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﻴﺎﺩ ﺭﻭ ﻟﺒﺎﺕ
ﺧﻮﻧﻪ ﻳﻌﻨﻰ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻭﺍﻣﻨﻴﺖ
ﺧﻮﻧﻪ ﻳﻌﻨﻰ ﻳﻪ ﺍﺳﺘﻜﺎﻥ ﭼﺎﻯ ﮔﺮﻡ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭ ﻛﺴﺎﻳﻰ ﻛﻪ ﺩﻭﺳﺘﺸﻮﻥ ﺩﺍﺭﻯ
ﺧﻮﻧﻪ ﻳﻌﻨﻰ ﻓﻀﺎﻳﻰ ﺧﺎﻟﻰ ﺍﺯ ﺧﺸﻢ
ﺧﺎﻟﻰ ﺍﺯ ﺩﻭﺩ
ﺧﺎﻟﻰ ﺍﺯ ﻗﺮﺹ ﺧﻮﺍﺏ ﻭ ﺍﺳﺘﺮﺱ
ﺧﻮﻧﻪ ﻳﻌﻨﻰ ﻭﻗﺘﻰ ﻭﺍﺭﺩﺵ ﻣﻴﺸﻰ ،ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻧﻰ ﻭ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺒﻴﻨﻰ
ﻳﻪ ﺧﻮﻧﻪ ﺧﻮﺏ ﻣﺘﺮﺍﮊﺵ ﺑﺎﻻ ﻧﻴﺴﺖ؛ ﻭﺳﻌﺖ ﻗﻠﺐ ﺁﺩﻣﺎﺵ ﺯﻳﺎﺩﻩ
ﻫﻤﭽﻴﻦ ﺧﻮﻧﻪ ﺍﯼ ﺭﻭ ﺑﺮﺍﻯ ﻫﻤﻪ ﺁﺭﺯﻭ می کنم
ﻭ ﭼـﻘﺪﺭ ﺩﯾﺮ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﯿﻢ ﮐﻪ
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻫﻤﯿﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎیی است که
ﻣﻨﺘﻈﺮ ﮔﺬﺷﺘﻨﺶ ﻫﺴﺘﯿﻢ !...
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺍﺳﺖ ...
ﺯﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﻣﯽ ﮔﺬﺭﺩ ...
ﻧﻪ ﺗﮑﺮﺍﺭﯼ ... ﻧﻪ ﺑﺮﮔﺸﺘﯽ ...
ﭘﺲ ﺍﺯ ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ، ﻟﺬﺕ ﺑﺒﺮﯾﺪ ... !

 

۩۩۩ ☫ برآستان جانان (مختار السلطنه)  دهخدا  ☫ ۩۩۩  

علامه دهخدا، در امثال وحکم این گونه نوشته است: 
«...مختارالسلطنه مردي بسيار كاردان و با تدبير بود.
...مختارالسلطنه به محض رسيدن به تهران، اوضاع رادر دست گرفت.  ... گروهي را موظف كرد تا برقيمت مواد خوراكي نظارت كنند و جلوي گرا نفروشي را بگيرند. او همچنين قوانين سختي براي نظم تهران گذاشت تا اوباش؛ حساب كار دستشان بيايد. مجازات سختي هم براي گدايي گذاشت و همان اول كار دستور داد چند گدا را كه از بساط كسبه دزدي كرده بودند، به درخت ببندند تا همه بفهمند كه مختارالسلطنه با كسي شوخي ندارد!به لطف تدبير و   اقتدارمختارالسلطنه، اوضاع در تهران رو به بهبودي گذاشت و هر روز كه می گذشت، اوضاع پايتخت بهتر می  شد. اما يك روز به مختارالسطنه خبر دادند كه بعضي از كسبه ماست را گران می فروشند... به همين دليل، مختارالسلطنه تصميم گرفت كه خودش قضيه را پيگيري كند. پس با لباس مبدل به لبنيات فروشي ای رفت. ماست فروش گفت چه مي خواهيد؟ 
مختارالسلطنه گفت: ماست می خواهم.
ماست فروش، با ترديد نگاهي به مختارالسلطنه كرد و بعد پرسید چه جور ماستي مي خواهيد مختارالسلطنه با تعجب پرسید؟مگر چند جور ماست داريد؟
مرد گفت معلوم است كه اهل تهران نيستيد كه چيزي نمی دانيد! ما دو جور ماست داريم. يكي ماست معمولي و يكي هم ماست مختارالسلطنه.
مختارالسلطنه كه حسابي حيرت كرده بود، نگاهي به ظر ف هايي كه جلوي دكان بود انداخت و گفت اين ماست ها چه فرقي با هم دارند
ماست فروش از جايش  بلند شد و در یكي از ظرف ها را برداشت و گفت اين ماست مختارالسلطنه  است . 
مختارالسلطنه انگشتش را در ظرف فروكرد و كمي ماست به دهان گذاشت
. ماست فروش پرسيد چطوربود؟
مختارالسلطنه گفت خيلي شل بود مزه آب می داد.
 ماست فروش سرش را تكان داد وگفت فهميدي اين ماست؛ نصفش آب است و ما آن را به قيمتي كه مختارالسلطنه تعيين كرده است، می فروشيم
مختارالسلطنه پرسيد حالا مردم عادي چطوري اين ماست را كه شبيه دوغ است، می خورند
ماست فروش گفت ؛ماست راداخل كيسه مي ريزند و آويزانش می  كنند. يك مدت كه بماند، آبش خارج  می شود وماست سفت مي شود.
مختارالسلطنه دستور داد او را آویزان کردند .گفت آن قدر بماند تا آب هایی که در ماست مردم ریخته از شلوارش بریزد.»
مرحوم شهری در کتاب قند و شکر آورده:«ماس مختارسلطنه س،می بینی ماسه،می خری دوغه،می خوری آبه
 


 

 


موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، نثر ( ارائه ی مطلب) ، مناسبت مذهبی ، مناسبت ملی ، عکس ، آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ
برچسب های خلدستان : نثر , ارائه مطلب , خلدستان

ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه بیستم اردیبهشت ۱۴۰۱ | 15:40 | نویسنده : محمد مهدی طریقت |

 

۩۩۩ ☫ حکایات  حکیمانه (نثر) دروغ در اسلام☫۩۩۩

 

 

در بغداد هر روز بسیار خبرها می رسید از دزدی، قتل و تجاوز به زنان
در بلاد مسلمانان که همه از جانب مسلمانان بود.
روزی خواجه نصیرالدین مرا گفت: می دانی از بهر چیست که جماعت مسلمان از هر جماعت دیگر بیشتر گنه می کنند با آن که دین خود را بسیار اخلاقی و بزرگمنش می دانند؟
من بدو گفتم: بزرگوارا ! همانا من شاگرد توام و بسیار شادمان خواهم شد اگر ندانسته ای را بدانم.
خواجه نصیرالدین فرمود:
در اخلاق مسلمانی هر گاه به تو فرمانی می دهند،آن فرمان "امّا" و"اگر" دارد.
در اسلام تو را می گویند:
دروغ نگو، امّا دروغ به دشمنان اسلام را باکی نیست!
غیبت مکن،امّا غیبت انسان بدکار را باکی نیست!
قتل مکن،امّا قتل نامسلمان را باکی نیست!
تجاوز مکن،امّاتجاوز به نامسلمان راباکی نیست!

و این"امّا"هامسلمانان را گمراه کرده و هرمسلمانی به گمان خود دیگری را نابکار و نامسلمان می داند و اجازه هر پستی را به خود می دهد و خدا را نیز از خود راضی و شادمان می بیند!
این است راز 

«اخلاق ناصری»

۩۩۩ ☫ حکایات حکیمانه  (دروغ گو) :کیست؟☫ ۩۩۩

 

 Image may contain: ocean, sky, cloud, twilight, outdoor, nature and water

کسی که پول می گیرد تا دروغ بگوید، "دلال" است.
کسی که دروغ می گوید تا پول بگیرد، "گدا" است.
کسی که پول می گیرد تا راست و دروغ را تشخیص دهد، "قاضی" است.
کسی که جز راست چیزی نمی گوید، "بچه" است.
کسی که به خودش هم دروغ می گوید، "متکبر" است.
کسی که دروغ خویش را باور می کند، "ابله" است.
کسی که سخنانش دروغ است، اما دروغش شیرین است، "شاعر" است.

کسی که علی رغم میل باطنی و اکراه دروغ می گوید، "همسر" است.
کسی که دروغ می گوید و یک قسم هم روش می خورد، "بازاری" است.
کسی که دروغ می گوید، اما خودش متوجه نمی شود، "پر حرف" است.
کسی که اصلا دروغ نمی گوید، "مرده" است!

ای غزل همنفسِ صبح پس از بارانی
همنفس در قفسِ خـاطـره‌ها پنهانی

مانده ام در هوسِ عشق تو پرواز کنم یا نکنم
باز هم در قفسِ یاد توام زندانی 

شرحِ دل‌بستن و دل‌کندنِ ما آسان نیست
من  دوصد  خانه ی نو ساختم  از ویرانی! 

بی‌گناهی مگر از ترسِ عذاب است نه عشق
برحذر باش از این وسوسه‌ی شیطانی 

چشم بستیم، ولی جای نظربازی داشت
شرحِ دیدارِ تو در جامه‌ی تابستانی 

در پسِ گیسوی تو شا مِ  شب آغاز شود
شرح این نکته نشد !  انــجمنی  طولانی ... 

 

من حافظِ عشق تو وُ دیوانه ی فالت
من مولویِ عهـدِ تو با شوق وِصـالت 

وحشی شدن از مستی رخسار تو بوده
اهــلی شـدن طعمِ عسـل های  زلالت 

سعدی زِ  گلستان  جمالِ  تو شکفته
بستان شده اشعـار من از شعرِ خیالت 

از رایحه ی عشق تو عطار ،پشیـمان 
لاهوتی  وُ منظومه ی اقبال کمالت 

کی نظم نظامی  شده منظومه شیرین 
لیلیِ  پریشان شده مجنونِ جلالت 

فرهاد شد آواره (طریقت) چه پریشان
این دل به تمنای تو و وصل محالت


موضوعات مرتبط خلدستان: نثر ( ارائه ی مطلب) ، آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ ، بدون شرح ، گوناگون
برچسب های خلدستان : حکایات حکیمانه , نثر , دروغ در اسلام , گوناگون

ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
تاريخ : جمعه شانزدهم اردیبهشت ۱۴۰۱ | 12:52 | نویسنده : محمد مهدی طریقت |

 ۩۩۩ ☫ نثر :ارائه مطلب  /حکایت (طریقت)  روایت ☫ ۩۩۩  

 جدا کننده متن وبلاگ لاينر وبلاگ

.

تا روز حشر، کم نشود سوزِ داغ عشق
هرگز به یُمنِ فیض نمیرد چراغ عشق

مستِ ملامتیم به اقبال مِی‌فروش
خلوت‌نشین به خواب نبیند فراغ عشق

پرورده‌ی هوای گلستانِ آن گُلیم
تابِ نسیمِ خُلد ندارد دماغ عشق

ماراست خوش‌گوارتر از آب زندگی
گر یار، زهر می‌فکنَد در اَیاغ عشق

باغِ گلی‌ست هر ورق ما ز وصف دوست
دامان گل بَرند حریفان ز باغ عشق

چون گل شکفته‌ایم و دل‌آزاده همچو سرو
هرچند خار غم دمد از باغ و راغ عشق

اهــل(طریقت)عشق! را  نِــهان مکن
تا مدعی به خاک برد رشکِ داغ عشق
────────────────
با عاشقان، همه قصد جراحت است اینجا
وز این جراحت ما را چه حاجت است اینجا

گُل خنده‌ی نمکین،‌ خون کُنَد دلِ ریشم
شکر لبی که کمال ملاحت است اینجا

با صبحِ طلعت او، دل کجا رسد به صفا؟
مارا صفا ، همه حُسن و صداقت است اینجا

شکر لبا! سوی عاشق، چو بگذری خندان
شکر شکن ، شکرین،‌پر جراحت است اینجا

از بلبلان   به فصاحت چه نغمه می آید 
چهچه بزن که شعارِ (طریقت) است اینجا

سرعت سقوط :شتاب در سراشیبی طعم تلخ ،سخت جانفرسا مسیری بدون بازگشت از درنظرتجسم کردن ،هوشیاری هر مغز متفکری را تحت اشعاع قرار می دهد،تجربه زندگی فراز وُ فرودهائی را فرا می خواند که تصور آن مخاطرات سقوط  را زنده می کند،نضج(پختگی) پرواز متفکرانه انسان را به سوئی رهنمون می شود که ترنُم سروده ها را تکرار و بازخوانی می کند ،موسیقی پُر هیاهوی سقوط سرودِ درک عظمت جهان هستی را متبلور می شود . سقوط ابهامِ اوج  را معنی می بخشد و درون انشان هوشیار را بیدار می کند، شکست و سقوط در برابر کمال و اوج تلاطم امواج سهمیگین ،وحشت ناکی را در وجود هر موجود باشعوری  زنده می کند ، اعتمادبه نفس، اطمینان به آینده ،در مقابل حکومتی که هرگز هیچ نفس کشی قدرت اقتدار در مقابل آن را ندارد (مرگ) سراسر وجود آدمی را به سکون وسکوت آگاهی و هوشیاری انسان را تحت الشعاع قرار می دهد . سقوط با چاشنی مرگ انسان را به چالشی عمیق برای سرعت سقوط فرا می خواند،که هر لحظه شتاب در سراشیبی غیر قابل بازگشت طعم تلخ شکست را متبلور می سازد، طعمی جانفرسا در مسیری بدون بازگشت.

   عاشقان با شـاعران هم   خانه اند

چون همه عاشق ولی دیوانه اند 

ما همه از جرم عشق آواره ایم

لیک همه در حبس او آزاده ایم

 عامیان دیوانه خوانند نــام ما

هرکه آمد شد سنگ زد بر کام ما

 عاشقی هر دم بدان دیوانگیست

هرکه معشوقی  کند دیوانه نیست

 هرکسی از خود گذشت عاشق شود

هرکه از لیلی گذشت لایق  شود

 هرکه از هفت خوان شهر دل گذشت

عاشقی آموخت، از کاهگِل  گذشت

 هرکه سوزد بال خود در سوز شمع

روزگــارش بِـه شود در روز جـــمع

 وقف شهــرِ  عشق کن پـــروانه  را

چون (طریقت)خلق شد دُرّ   دانه را 

        ۩#خــُلدستان طریقت (نثر جدید )۩#  محمد مهدی #طریقت

   <<ادامه مطلب

 


موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، مناسبت مذهبی ، عکس ، سیاسی ، غزلیات ، برآستان جانان(تذکره شعرا) ، خاطرات ، قصاید
برچسب های خلدستان : نثر , ارائه مطلب , حکایت , طریقت

ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه بیست و نهم فروردین ۱۴۰۱ | 15:17 | نویسنده : محمد مهدی طریقت |

۩۩۩ ☫ ارائه مطلب  (نثر)  مبارک باد 1401۩۩

 بهاران خجسته باد\پیشآپیش (نوروز 1401)

 ۩۩۩ ☫دوبیتی ☫ ۩۩۩   

هنگام تحویل آمد و سرگشته بودم

در بند مرقومات مضطر گشته بودم

 مارا (طریقت) کسب عطار ی برآید

سرگشتهء عِطرِ مُعطر گشته بودم

بهار، نماد سرزندگي، زايش و حرکت دوباره طبيعت، با آغوشي از بنفشه و زنبق از راه مي‌رسد و اميد به سالي دگرگونه را در قلب‌ها قوت مي‌بخشد. آمدن بهار نشانه زبونی و ذلت سرما و محکوميت يخ‌بندان کاخ ستم به ذوب شدن است. نماد دل‌هاي بيدار و دست‌هاي توانا و انديشه‌هاي انقلابي و دگرگون خواهي است که بر اين باورند که "جهان ديگري ممکن است". آن‌هايي که به دنيايي مي‌انديشند که در آن ستمي وجود ندارد و استثمار انسان به دست انسان پايان مي‌يابد، دنيايي که در آن آزادي و رفاه همه‌گاني جاي اسارت و بي عدالتي و کمبود و محروميت را مي‌گيرد و فرصت‌هاي يک‌سان براي رشد و شکوفايي خلاقيت‌ها و تعالي همه‌گان فراهم مي‌شود، دنيايي که در آن هدف توليد نه کسب سود بل‌که تامين نيازهاي انسان است، جهاني که در آن "هر کس به اندازه توانش کار مي‌کند و به اندازه نيازش" از مواهب زندگي برخوردار مي گردد، دنيايي عاري از جنگ و جنايت و سودپرستي سرمايه، دنياي سرشار از صلح و برابري و آزادي که در آن دولتي نيست که بر فراز جامعه قرار گيرد و بند اسارت، تک تک افراد آن را به گذشته‌هاي استثمار، ستم، خرافه‌پرستي و جهل پيوند بزند.
اما اين جهان دگرگونه را بايد ساخت. اين درست است که تاريخ را کسي از پيش ننوشته است و هيچ‌کس نمي‌تواند وقوع هيچ تحولي را در آينده تماما" تضمين کند، اما در عين حال هيچ‌کدام از اين واقعيت‌ها به اين معنا نيست که ندانيم تاريخ چه‌گونه ساخته مي‌شود و راه آزادي و رهايي انسان‌ها از کدام مسير مي‌گذرد. براي آزادي بايد مبارزه کرد، براي رهايي بايد جنگيد، براي پيروز شدن در اين جنگ بايد قدرت داشت، براي قدرت داشتن بايد متحد بود، براي متحد بودن بايد به خود و به شيوه‌هاي اين نبرد اعتماد داشت و معناي پيروزي در آن را شناخت. بايد براي قرار گرفتن در موضع فاتحان فردا آماده بود و دانست که با درهم شکستن و به زير کشيدن کاخ ستم و استثمار و مدافعان نظم کنوني سرمايه، چه نظمي را بايد جاي‌گزين کرد و چه‌طور بايد از پيروزي و دستاوردهايش محافظت نمود.
تک تک رويدادهايي که در طول سال گذشته در جهان و ايران رخ داده‌اند، همه ‌ اين واقعيت را يادآور مي‌شوند که گنديده‌گي نظام سرمايه‌داري به اوج خود رسيده و از زيبايي‌هاي اين جهان زيبا که مخلوق کار کارگران و مردم زحمت‌کش است، چيزي نصيب خالقان آن نشده است. اکنون مردم جهان نه تنها اسير سرمايه و استثمار و گرفتار مصائب ناشي از تداوم آنند، بل‌که در برابر قهر طبيعت هم در امان نيستند. سيل و زلزله و آتش‌سوزي به راحتي جان و زنده‌گي انسان‌ها و محيط‌زيست آنان را نابود مي‌کند. اگر مقدرات انسان امروز در دست نظامي نبود که براي تداوم جريان سوداندوزي و انباشت سرمايه و براي پاسداري از مناسبات ظالمانه‌اي که برقرار کرده است، حاضر است به هر جنايتي دست بزند، امروز توده‌هاي مردم بدون آن‌که غم نان و کار و محروميت‌هاي زندگي‌شان را داشته باشند، با دلي شاد و با روحيه‌اي سرشار از شادماني، سال نو را آغاز مي‌کردند.
بدون شک مبارزه محرومان و ستمديده‌گان و در راس آنان کارگران مي‌تواند جهان امروز را از بربريتي که نظام سرمايه‌داري مسبب و عامل بقاي آن است، رها سازد. تاريخ بارها نشان داده است که وقتي توده‌هاي وسيع محرومان و استثمارشده‌گان يک دل و يک صدا براي رها ساختن خود پا به ميدان نبرد، نبردي همه جانبه با استثمارگران سرمايه و حکومت‌شان بگذارند، هيچ نيرويي نمي‌تواند جلودار سيل خروشان آنان باشد.
تغيير دادن اين شرايط، از بين بردن نقاط ضعف اين مبارزه، ايجاد اعتماد و اعتقاد به قدرت خود در ميان توده هاي وسيع مردم کارگر و زحمت‌کش و تصوير کردن افقي روشن و مطلوب در مقابل اين توده‌هاي عظيمي که خود ناجيان واقعي خويش‌اند، همه و همه کار و مبارزه‌اي خطير مي‌طلبد، مبارزه‌اي که هم اکنون به شکل‌های مختلف در جريان است.
اگر طبيعت در دل صخره‌هاي سخت و سرد و يخ زده زمين، دوباره زنده شدن را جوانه مي‌زند، اميد به پي‌افکندن و برپايي جهاني عاري از استثمار و ستم، جهاني شايسته انسان امروز، مدت‌هاست که در دل بربريت نظام سرمايه‌داري جوانه زده است و هر روز انسان‌هاي بيش‌تري به اردوي سازنده‌گان پي‌گير جهاني ديگر مي‌پيوندند. آري جهاني ديگر ممکن است.  

  

  چون کودک درونی من مردآرزو

 برگ ‌ِبهار ِسبز ِ دلم زرد آرزو

 در انزوای خلوت و تنهایی شبم

آن آتش زبانه کشم ، سرد آرزو

 با پختگی بسوی بهار شکوفه ها 

آسوده زلف،شانه نمیکرد آرزو

  آن آرزوی درد ِ خماری گذشت و رفت

از لحظه لحظه بودن او طرد آرزو

با قصه های عشق و غزلها وداع کن   

چون کودک درونی من مرد آرزو

 

 ۩۩۩ ☫ نوروز (مبارک باد  ) اعتدال  بهاری   ☫ ۩۩۩  

نتیجه تصویری برای درختکاری.

شروع جشن نوروز با اعتدال بهاری همزمان است. موعدی که خورشید در حرکت ظاهری‌اش در ابتدای برج حمل، استوای زمین را قطع می‌کند و ساعات روز و شب با هم برابر می‌شود. در تقویم خورشیدی، لحظه تحویل سال، اولین روز (هرمز روز یا اورمزد روز) از ماه فروردین شمرده می‌شود.

   ادامه  مطلب  ...یکی برای همه#همه فدای یکی <<<<...بدون شرح

_______ ====

 


موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، نثر ( ارائه ی مطلب) ، آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ ، بدون شرح ، گوناگون
برچسب های خلدستان : ارائه مطلب , نثر , مبارک باد 1401۩۩ , تبریک

ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه بیست و چهارم اسفند ۱۴۰۰ | 19:42 | نویسنده : محمد مهدی طریقت |

پژوهشگران استرالیایی یک شیء عجیب و چرخان را در کهکشان راه شیری کشف کرده‌اند که با هرچیزی که ستاره شناسان تا به حال دیده‌اند، متفاوت است.

بر اساس گزارشی که در در آخرین نسخه مجله نیچر منتشر شده است، این شیء در هر ساعت سه‌بار حجم بزرگی از انرژی رادیویی را در فضا منتشر می‌کند.ادامه این مطلب در جهت تعیین فرایند طبیعی یا سیگنال های مصنوعی در دست بررسی  قرار دارد ...


موضوعات مرتبط خلدستان: نثر ( ارائه ی مطلب) ، آثارچاپ شده ، خبر ـ اطلاعیه ، گوناگون
برچسب های خلدستان : نثر , تحقیق , فرایند طبیعی , سیگنال‌هایی مصنوعی

ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه هفتم بهمن ۱۴۰۰ | 20:30 | نویسنده : محمد مهدی طریقت |

 ۩۩۩ ☫ نثر :ارائه مطلب  /حکایت (طریقت)  روایت ☫ ۩۩۩  

 جدا کننده متن وبلاگ لاينر وبلاگ

.

تا روز حشر، کم نشود سوزِ داغ عشق
هرگز به یُمنِ فیض نمیرد چراغ عشق

مستِ ملامتیم به اقبال مِی‌فروش
خلوت‌نشین به خواب نبیند فراغ عشق

پرورده‌ی هوای گلستانِ آن گُلیم
تابِ نسیمِ خُلد ندارد دماغ عشق

ماراست خوش‌گوارتر از آب زندگی
گر یار، زهر می‌فکنَد در اَیاغ عشق

باغِ گلی‌ست هر ورق ما ز وصف دوست
دامان گل بَرند حریفان ز باغ عشق

چون گل شکفته‌ایم و دل‌آزاده همچو سرو
هرچند خار غم دمد از باغ و راغ عشق

اهــل(طریقت)عشق! را  نِــهان مکن
تا مدعی به خاک برد رشکِ داغ عشق
────────────────
با عاشقان، همه قصد جراحت است اینجا
وز این جراحت ما را چه حاجت است اینجا

گُل خنده‌ی نمکین،‌ خون کُنَد دلِ ریشم
شکر لبی که کمال ملاحت است اینجا

با صبحِ طلعت او، دل کجا رسد به صفا؟
مارا صفا ، همه حُسن و صداقت است اینجا

شکر لبا! سوی عاشق، چو بگذری خندان
شکر شکن ، شکرین،‌پر جراحت است اینجا

از بلبلان   به فصاحت چه نغمه می آید 
چهچه بزن که شعارِ (طریقت) است اینجا

جدا کننده متن وبلاگ لاينر وبلاگ
  ح. (طریقت)
  جدا کننده متن وبلاگ لاينر وبلاگ

 ۩خــُلدستان طریقت (صفحه آذر  )۩۩️✍  محمّدمهدی طریقت   

 


موضوعات مرتبط خلدستان: نثر ( ارائه ی مطلب) ، غزلیات ، قصاید ، آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ ، گوناگون
برچسب های خلدستان : نثر , ارائه مطلب , حکایت , طریقت

تاريخ : سه شنبه هفتم دی ۱۴۰۰ | 11:14 | نویسنده : محمد مهدی طریقت |

۩۩۩ ☫ نثر :ارائه مطلب  /حکایت (طریقت)  روایت ☫ ۩۩۩  

 جدا کننده متن وبلاگ لاينر وبلاگ

 ۩۩۩ ☫خــُاــدستان طریقت ☫۩۩۩   

 معــرفت یافتـگان حُـــرمتِ جــولانی نیست   

گِردِ اطراف جهان وقت ِ   پشیمانی نیست  

داروی تــربیت از پــیرِ (طریقت) بـــستان  

کآدمی را بـِتـَر از علت نــادانی نیست 

گفتم صنما :تو عشقِ محبوب منی  شیرین صفتی اَنیس محجوب منی
نسرین صنما بیا دَمی  شیرین باش چون ماه وَش آن رفیق مطلوب منی

.

 گفتند که نـامحرمی و بـوسه حرام است

دل گفت که محرم تر از ایـن عشق کدام است؟

بوسیدم وُ لب دادم وُ   آغوش کشیدم 

نامحرم من! محـرمی و کار تمام است

جدا کننده متن وبلاگ لاينر وبلاگ

تا روز حشر، کم نشود سوزِ داغ عشق
هرگز به یُمنِ فیض نمیرد چراغ عشق

مستِ ملامتیم به اقبال مِی‌فروش
خلوت‌نشین به خواب نبیند فراغ عشق

پرورده‌ی هوای گلستانِ آن گُلیم
تابِ نسیمِ خُلد ندارد دماغ عشق

ماراست خوش‌گوارتر از آب زندگی
گر یار، زهر می‌فکنَد در اَیاغ عشق

باغِ گلی‌ست هر ورق ما ز وصف دوست
دامان گل بَرند حریفان ز باغ عشق

چون گل شکفته‌ایم و دل‌آزاده همچو سرو
هرچند خار غم دمد از باغ و راغ عشق

اهــل(طریقت)عشق! را  نِــهان مکن
تا مدعی به خاک برد رشکِ داغ عشق
────────────────
با عاشقان، همه قصد جراحت است اینجا
وز این جراحت ما را چه حاجت است اینجا

گُل خنده‌ی نمکین،‌ خون کُنَد دلِ ریشم
شکر لبی که کمال ملاحت است اینجا

با صبحِ طلعت او، دل کجا رسد به صفا؟
مارا صفا ، همه حُسن و صداقت است اینجا

شکر لبا! سوی عاشق، چو بگذری خندان
شکر شکن ، شکرین،‌پر جراحت است اینجا

از بلبلان   به فصاحت چه نغمه می آید 
چهچه بزن که شعارِ (طریقت) است اینجا

جدا کننده متن وبلاگ لاينر وبلاگ

بدخواه تو صد بلا کشیدست  قلم
با اشک روان به سر دویدست قلم 

ازدست(طریقت)این قلم سُرخوردست
سربرکف وُ دست و پا بریدست قلم 

 
  جدا کننده متن وبلاگ لاينر وبلاگ


برچسب های خلدستان : نثر , ارائه مطلب , حکایت , طریقت

ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ششم دی ۱۴۰۰ | 0:55 | نویسنده : محمد مهدی طریقت |

۩۩۩ ☫ برآستان جانان (طریقت)پل های پشت سر را خراب کن ☫ ۩۩۩  

گاهی خراب کردن پل های پشت سر
چیز زیاد بدی هم نیست!

چون باعث میشود
نتوانی به جایی برگردی که از همان
اول هم نباید قدم می گذاشتی...

خُلدستان   طریقت (جدید )   محمّد مهدی  طریقت   

 

 ۩۩۩ ☫ پایان شام شعر (طریقت)غزل سرا/اشعار ☫ ۩۩۩  

آغــاز کـــارزار  بــه نــفع  پلنگ نیست
رستم دوباره فاتح میدان جنگ نیست

هر مــرد پاکباخته را سرزنش مکن
مجنونِ عاشقانه در اینجا زرنگ نیست

الوند کوه وُ قله  دمــاوند و زاگــرس
هیمالیا سروده ای از رود گنگ نیست

شعری که از تو دم نزند عاشقانه نیست
آری غزل که عاشقانه نباشد قشنگ نیست

هنگام صبــح یا که دمآدم دَم غروب 
رنگین کمان خانه ی ما طیف رنگ نیست

این سارها یکی یکی از شهر می‌روند
دیگر در این دیار ، مجال درنگ نیست

این شعر شام وُ آب کهنهء بی اعتبار را
دریا قصیده تنگ برای  نهنگ نیست

پایــان  شام شعر(طریقت)غزل سرا 
پایان روز حادثه  جای جفنگ نیست 

۩ محمد مهدی طریقت ۩

خــُلدستان طریقت  ( صفحه جدید + اشعار ) ۩ # محمد مهدی طریقت

<<ادامه مطلب  جدا کننده متن وبلاگ لاينر وبلاگ 

  << ادامه مطلب <<


موضوعات مرتبط خلدستان: نثر ( ارائه ی مطلب) ، عکس ، سیاسی ، آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ ، بدون شرح ، گوناگون
برچسب های خلدستان : نثر , ارائه مطلب , برآستان جانان , طریقت

ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
تاريخ : جمعه بیست و ششم آذر ۱۴۰۰ | 17:9 | نویسنده : محمد مهدی طریقت |

  ۩۩۩ ☫ حکایات  اسکناس  (حکومت مطلق)راز اختلاس ☫ ۩۩۩

  

 سرگذشت_ریال...

در زمان شاه طهماسب صفوى، ارزش هر تومان ایران برابر با ١٠ پوند انگليس بود یعنی تومان ایران تقریبا با ارزش ترین پول جهان بود! آن
 زمان هنوز آمریکایی و دلاری وجود نداشت.

در دوران سلطنت فتحعلی‌شاه و محمد شاه قاجار، دو پوند استرلینگ برابر با یک تومان ایران شد. در این زمان یک پوند برابر بود با ۲۵ فرانک فرانسه و ۱۰ روپیه هند. در همین زمان، یک تومان ایران با دو دلار و پنجاه سنت آمریکا برابر بود.

در اواخر سلطنت ناصرالدین‌شاه ارزش پوند بریتانیا ۳.۲۵ برابر تومان ایران و پس از قتل او، در زمان سلطنت مظفرالدین‌شاه، حدود ۴.۸۵ برابر تومان ایران شد و پس از انقلاب مشروطه یک پوند برابر با ۶۰ قران بود یعنی ارزش پوند انگلیس ۶ برابر تومان ایران شد.

در اواخر سده نوزدهم و اوائل سده بیستم میلادی تا جنگ اوّل جهانی، یک پوند انگلیس تقریباً برابر با ۵ دلار آمریکا بود. بنابراین در دوران مظفرالدین‌شاه ارزش دلار آمریکا و تومان ایران تقریباً یکسان بود.

در زمان سقوط رضا خان و ورود ارتش‌های متفقین به ایران، دلار آمریکا تقریباً یک و نیم تومان ایران بود. در سال ۱۳۳۲ یعنی در اواخر دولت مصدق، یک دلار آمریکا معادل ۹ تومان و یک پوند استرلینگ برابر با ۲۳ تومان بود.

در پایان سلطنت محمدرضاشاه و در دوره‌ای که صادرات نفت خام در قله تاریخی قرار داشت، یک دلار آمریکا تقریباً ۷ تومان ایران و یک پوند انگلیس تقریباً ۱۰ تومان ایران ارزش داشت.

و امروز هر دلار برابر با 270000هزار ریال یا 27 هزار تومان است.

 

خر سلطان جنگل شد!
خر همۀ حیوانات را مجبور کرد که ساعت 6 صبح بیدار شده و 6 عصر بخوابند!
در هنگام توزیع غذا دستور داد که هر کدام ازسپاه چارپایان و بسیج پرندگان و سایر حیوان ها فقط حق دارند 6 لقمه غذا بخورند.
وقتی خواستند پینگ پونگ بازی کنند، هر تیم 6 بازیکن داشته باشد، و زمان بازی نیز 6 دقیقه باشد.بارعایت کاملِ حجاب جمبوری اسلامی

کارها خوب پیش می رفت و خر مجلّۀ هفتگی منتشر کرد.
در سرمقالۀ شمارۀ ششم مجلّۀ حکومت جنگل نوشت:
ما پیروان مکتب شِشیان هستیم، مکتب مامطلق از آیین پنجیان و چهاریان و سه ییان کامل تر است!

در یک روز دل انگیز پاییزی، خروس ساعت 5 و 20 دقیقه صبح بیدار شد و آواز خواند. به همراه کمی اختلاس دولار
خر خشمگین شد و در یک سخنرانی جنجالی گفت:
مکتب ما از همه مکتب ها کامل تر است و خروج از این مکتب و تخلّف از قانون های ششگانه جرم محسوب و منجر به اشدّ مجازات می شود، و طی مراسمی خروس را اعدام کرد.
همۀ انسا نها از اعدام خروس ترسیدند و از آن پس با دقّت بیشتر قوانین را اجرا می کردند.
بعد از گذشت چندین سال، خر بیمار شد و در حال مرگ بود.
شیر به دیدارش رفت و گفت:
من و تعدادی دیگر از حیوان ها می توانستیم قیام کنیم، ولی نخواستیم حکومت مطلق جنگل به هم بزنیم ، حال بگو علّت ابلاغ قوانین ششگانه چه بود؟ و چرا در این سال ها سختگیری کردی؟
خر گفت:
حالا من اُلاغ به خاطر خرّیت یک چیزهایی ابلاغ کردم،
شماها چرا این همه سال عین بُـز اطاعت کردید؟!!!

 

جان در حمایت یک دم است و دنیا وجودی میان دو عدم دین به دنیا فروشان خرند یوسف بفروشند تا چه خرند أَلَم أعهَد الَیکُم یا بَنی آدم أن لا تَعبُدوا الشیطان به قول دشمن پیمان دوست بشکستی  ببین که از که بریدی و با که پیوستی   )   

 خدایا میرغضب را دور گردان  اجل را برسیاست جور گردان

 مرا با بـاده  وُ اطـعامِ انــگور  حکومــت را دچـار گُــور گردان 

 

  ۩#خــُلدستان طریقت (صفحه جدید)۩#  محمد مهدی #طریقت 

۩۩☫   برآستان جانان    : سیستم اختلاس (انقلاب)    درگذشت ۩۩۩ 

جدا کننده متن وبلاگ لاينر وبلاگ

 چرا ما مردم ایران همه به بانکداری اسلامی گیر میدیم.؟
در صورتیکه اصلا به این حرف اعتقاد نداریم.بخصوص به نحوه  وام گرفتن بعضیا بیشترگیر میدیم .
بعدش  ۸۰ میلیون جمعیت ایران توی زندگی شخصی خودشون این سیستم را قبول دارن وپیاده میکنند.
 یعنی بچه میاد از بابا ۲۰۰ تومان پول میخواد .هزار سین، جیم باید جواب بده وُ ۱۴ معصوم" ع " را گواه وضامن بگیره .بعدش هم بابا ومامان انگار بچه میخواد اختلاس کنه وَ اُونا  میخوان وام چند میلیاردی بِش بدن عین مسئولین  محترم بانکهای ایرانی سریعا با درخواستش  مخالفت می کنند. ولی بمحض اینکه مامان پول بخواد .بابا گرین کارت با کل موجودی تقدیمش میکنه ویه حساب ارزی براش باز میکنه  بی منت وسوال !!!! .
آره خوب سیستم اختلاس تو ایران  نهادینه شده .
اما راه حل مبارزه با اختلاس چون اکثر مختلسین محترم میرن کانادا باید ترتیبی اتخاذ بشه که کانادا بیاد اینجا یا اینکه کانادا را فتح کنیم که این اختلاس ها تو کشور خودمون خرج بشه.
آخه اینقد اختلاس زیاده که میشه به  خانه هر ایرانی لوله کشی اختلاس کرد
یعنی شیر یا لوله باز کنی پول ازش بریزه بجای کنتر آب،برق ، گاز ، تلفن، قبض دیگه صادر نمیشه قبض هم اختلاس شده بلکه تعداد بیشتری  بتوانند از موهباب سیستم اختلاس برخوردار بشوند ، 

پشت پرده در ادامه مطلب
 

موضوعات مرتبط خلدستان: نثر ( ارائه ی مطلب) ، مناسبت ملی ، عکس ، سیاسی ، آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ ، خبر ـ اطلاعیه
برچسب های خلدستان : نثر , ارائه مطلب , حکایات , اسکناس

ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
تاريخ : جمعه نوزدهم آذر ۱۴۰۰ | 21:30 | نویسنده : محمد مهدی طریقت |

۩۩۩ ☫ این نیز بگذرد ( طریقت )به همین صاف وسادگی ۩۩۩

هر ثانیه که میگذره از زمان، با صدای تیک تاک عقربه ی ثانیه شمار، یکقدم به مرگ نزدیکتر میشیم! نمیگم تا ابعاد منفی زندگی و هستی رو پررنگ کرده باشم! که البته مرگ بخش غیرقابل انکار زندگیه! بازگویی این قضیه به این خاطره که آگاه باشیم و بدونیم یکی از همین روزهای به ظاهر معمولی، دیر یا زود با هر اتفاقی یا جریان قابل پیش بینی یا حتی غیرقابل پیش بینی چشم به روی دنیا میبندیم! و تنی که سالها باهاش تو خوشی و ناخوشی دنیا سهیم شدیم، برای همیشه دفن میشه!

پیش از این اتفاق باید به خود اومد و کاری کرد! هرکسی رسالتی داره در این جهان! باید رسالتت رو پیدا کنی و براش زمان بزاری.. چی از جهان میخوای که بایستی دنبالش باشی؟ پیش از اتمام این بی بازگشت، دست به کار شو.. !

بچه قمری(یاکریم) رو زمین مرده بود

زنبور قرمزای بزرگ روش نشسته بودن خوشحال

و در حال خوردن

اون چیزی که برای یکی عزاست

برای دیگری میتونه عروسی باشه در هرصورت

بازی دنیا رو اینطوری ببینی زیاد جدیش نمیگیری

چون روزی اُون زنـــبـــورای قرمز عزادار میشن

و قمری(یاکریم) عروسی می گیرند...

این نیز بگذرد ...طریقت)جدا کننده متن وبلاگ لاينر وبلاگ

محمّدمهدی طریقت

۩خــُلدستان طریقت( جدید )۩


موضوعات مرتبط خلدستان: نثر ( ارائه ی مطلب) ، سیاسی ، خاطرات ، آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ ، خبر ـ اطلاعیه ، حکایات
برچسب های خلدستان : این نیز بگذرد , ارائه مطلب , نثر , اشعار

ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه یکم مهر ۱۴۰۰ | 0:54 | نویسنده : محمد مهدی طریقت |

 

۩۩ ☫حکایات حکیمانه  (مردانگی )حاج آقا☫۩۩۩

 

حاج آقا برای سرکشی به مستقلاتش در پاریس و تورنتو و همچنین سرکشی به دو تا آقازاده اش که در در این دو شهر تحصیل می کنند، آمده بود.
چند روزی پاریس بود و الان هم تو هواپیما نشسته بود و راهی تورنتو بود.
این توالت لعنتی هم که همش اشغاله، اگه ایران ایر بود، حتما حاج آقا با عصبانیت داد می زد: «قیچی کنید، مردم تو صفند». 

وضعش خراب بود و به خودش می پیچید.
 خانم مهمانداری که داشت از نزدیکش رد می شد، متوجه وضعیت اضطراری و اورژانسی حاج آقا شد. گفت: 

«اشکالی ندارد اگر از توالت خانم ها استفاده کنید، به شرطی که قول بدید دست به دگمه هایی که تو توالت هست، نزنید.»
حاج آقا که به توصیه پسرانش کلاس انگلیسی رفته بود، کمی انگلیسی هم می دانست ، منظور مهماندار را فهمید.
تو توالت نشسته بود که متوجه دگمه ها شد. دگمه ها با حروف لاتین علامت گذاری شده بودند: «وی. وی» ، «وی.ای»، «پی.پی» و یک دگمه قرمز که رویش نوشته بود: «ای.تی»
حاج آقا که سبک شده بود، حس کنجکاویش تحریک شده پیش خودش گفت: «کی متوجه میشه من به دگمه ها دست زدم؟»
با احتیاط رو دگمه «وی وی» فشار داد. ناگهان آب ملایم ولرمی باسنش را نوازش داد. حاج آقا که داشت حال می کرد گفت: «چه احساس لذت بخشی. این همه هواپیما سوار شدم تو هیچ توالت مردانه اي چنین چیز خوبی ندیدم. حقشه به توالت مردانه بگیم مستراح».
بعد رو دگمه «وی ای» فشار داد. جریان آب ولرم قطع شد و به جایش هوا یا باد ملایم و نیمه گرمی شروع به وزیدن کرد و باسنش را خشک کرد. چه لذتی، حاج آقا اگه دستش بود ساعت ها حاضر بود تو توالت بشینه.
بعدش حاج آقا دگمه «پی پی» را فشار داد. یه چیزی شبیه همانی که خانم ها با آن صورتشون را پودر مالی می کنند، شروع کرد به پودر مالی باسن حاج آقا و عطر خوب و خوشی هم توی فضای توالت پیچید.
حاج آقا که حسابی کیفور شده بود، پیش خودش گفت: «چه احساس شیرینی. اما این توالت خانم ها هم عجب چیز محشریه ها. این که توالت نیست. اتاقی پر از احساس و عشق و محبته. برگشتم ایران حتما تو ویلای مرزن آباد میدم درست کنند.»
لبخند رضایت بخشی بر لبانش نشست و چشمانش را بست و بوی خوش پودر را با نفس عمیق بالا کشید. لحظه ای کوتاه یاد آن سال های خیلی خیلی دور افتاد. حدود بيست، سی سال پیش که تو هوای سرد زمستانی مجبور بود آفتابه را بر داره و بره آن طرف باغ از چاه آب برداره و بعد گوشه دیگر باغ بره توالت. توالت که نه، همان مستراح. حاج آقا چشم ها را باز کرد و این افکار و خاطرات ناجور را که می خواستند کیفش را کور کنند، از خودش دور کرد.
پودر مالی که قطع شد، حاج آقا به دگمه قرمز «ای تی» خیره شد و گفت: «هرچه بادا باد» و انگشتش را گذاشت رو دگمه و فشار داد .. !!!چشمانش سیاه شد و دیگه چیزی نفهمید. بعدا که تو بیمارستان تورنتو به هوش آمد و چشمانش را باز کرد، اولین چیزی که دید لبخند ملیح یک خانم پرستار بود. با انگلیسی دست و پا شکسته پرسید: چه اتفاقي افتاده؟ خانم پرستار گفت: 

دگمه آخری را که فشار دادید، دگمه ای است که به طور اتوماتيك نوار بهداشتی خانم ها را بر می داره!!!
بعد یک کیسه نایلونی کوچکی که چیزی شبیه به یک تکه سوسیس تویش بود، را نشان داد و گفت:آقا، مردانگی تان را می گذارم زیر متکایتان براي يادگاري!!  

 ۩خــُلدستان طریقت ( صفحه جدید )۩۩ محمد مهدی طریقت    


برچسب های خلدستان : حکایات حکیمانه , مردانگی , حاج آقا , نثر

ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
تاريخ : شنبه بیستم شهریور ۱۴۰۰ | 0:48 | نویسنده : محمد مهدی طریقت |

۩۩ نثر (ارائه مطلب )/حکایت>>> روایت (طریقت ) راوی ۩۩

شخصی گرسنه بود. برای او کلم آوردند! اولین بار بود که کلم را می دید.
پس با خود گفت: «حتما میوه ای درون این برگ ها است.»

✅اولین برگش‌ را کند تا به میوه برسد.
اما زیرش به برگ دیگری رسید.
و زیر آن برگ یک برگ دیگر و...
با خودش گفت: «حتما میوه ی ارزشمندی است که این گونه در لفافه اش نهادند!»
گرسنگی اش افزون شد و با ولع بیشتری برگ ها را می کند و دور می ریخت.

✅وقتی برگ ها تمام شدند متوجه شد میوه ای در کار نبود!
آن زمان بود که دانست کلم مجموعه ی همین برگ هاست!

✅ما روزهای زندگی را تند تند ورق می زنیم و فکر می کنیم چیزی اونور روزها پنهان شده که باید هرچه زودتر به آن برسیم! درحالی که همین روزها آن چیزی است که باید دریابیم و درکش کنیم!

✅و چقدر دیر می فهمیم که بیشتر غصه‌هایی که خوردیم!
نه خوردنی و نه پوشیدنی بود.
فقط دور ریختنی بود!

✅زندگی، همین روزهایی است که منتظر گذشتن اش هستیم بنابراین قدر فرصت ها را ثانیه به ثانیه و ذره به ذره بدانیم.


موضوعات مرتبط خلدستان: نثر ( ارائه ی مطلب) ، آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ ، بدون شرح ، گوناگون
برچسب های خلدستان : نثر , ارائه مطلب , حکایت , روایت

ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
تاريخ : جمعه نوزدهم شهریور ۱۴۰۰ | 13:56 | نویسنده : محمد مهدی طریقت |

 

۩۩۩ ☫اشعار(طریقت)دوبیتی ☫ ۩۩۩  

 

بلــورِ تـن حــریر ِ نقــره پوشـم

ربودی با نگاهت عقل و هوشم

شبی در جـایِ خلوت میگذاری

لب ِ شیرین سرخت را بنوشم

خلدستان طریقت 

 

 

..✍️محمدحسین باقی
📌تلخیص:مجمع فعالان اقتصادی

در مخیله کسی نمی‌گنجید که روزی «کیم جونگ اون»، رهبر کره شمالی، وارد فاز صلح شود.چه کسی فکر می کرد رئیس جمهور آمریکا پا در کره شمالی بگذارد؟ اما این اتفاق افتاد.چه شد کره شمالی روی ریل دیپلماسی صلح‌آمیز قرار گرفت؟

همه‌چیز از شهریورماه 96 آغاز شد؛ یعنی زمانی که کره شمالی ششمین آزمایش هسته‌ای خود را انجام داد. در آن زمان تنش‌های لفظی میان کره شمالی و آمریکا به بالاترین حد خود رسیده بود؛ نیروهای ارتش آمریکا مستقر در منطقه به حالت آماده‌باش درآمده بودند؛ مانورهای نظامی سئول‌-واشنگتن و صف‌آرایی نظامی مشترک آن ها علیه کره شمالی شدت گرفته بود و پروازهای شناسایی از سوی آمریکا به صورت مداوم انجام می‌گرفت. بسیاری پیش‌بینی می‌کردند که به زودی «ممکن» است عملیات نظامی «جراحی‌گونه» علیه اهدافی در کره شمالی آغاز شود. در مقابل، کره شمالی تهدید کرده بود که در صورت هرگونه حمله‌ای از سوی آمریکا، پاسخی قاطع خواهد داد و ایالاتی همچون نیویورک، شیکاگو، واشنگتن، تگزاس و... را هدف حمله هسته‌ای قرار خواهد داد.

ایالات‌متحده ابتدا یک قطعنامه مقدماتی ارائه داد که خواستار ممنوعیت کامل صادرات نفت به کره شمالی و مسدود کردن دارایی «اون»، رهبر کره شمالی، حزب کارگران و دولت کره شمالی شده بود. اما بعد، آمریکا قطعنامه دیگری را به بحث گذاشت که محاصره کامل نفتی، مسدود کردن دارایی‌ها و ممنوعیت برای سفر کیم را شامل می‌شد

کره شمالی دنبال فرصتی بود تا از اصطکاک با آمریکا و متحدانش بکاهد. هرچند روزنامه «رودونگ سینمون»، روزنامه حزب حاکم کره شمالی، اعلام کرد ادعای ترامپ مبنی بر این که فشارها موفقیت‌آمیز بوده و موجب شده کره شمالی در سال اول ریاست‌جمهوری او به پای مذاکرات بازگردد «سفسطه‌ای مضحک» است.ترس از فروپاشی و شورش‌های احتمالی داخلی هم دلیل دیگری بود که تلنگری بر غفلت رهبران کره شمالی زد و آن ها را به پای میز مذاکره کشاند.

کل حجم تجارت خارجی کره شمالی چهار میلیارد دلار است و رهبران کره به این نتیجه رسیده اند که نظام «جوچه» دیگر توان پاسخگویی به «تغییرات» در حال وقوع در جامعه را ندارد؛تمام شهروندان این کشور بر اساس نظام «جوچه» (= به معنی استقلال و خودکفایی که ملغمه‌ای است از مارکسیسم، کمونیسم، مائوئیسم و باورهای خاندان کیم) شست و شوی مغزی می‌شوند.

رهبر کره شمالی از «ایدئولوژی» و «بمب» به «اقتصاد» گذار کرد و سلاح را فدای اقتصاد کردند تا پیکر بی‌رمق اقتصاد این کشور جانی تازه بگیرد و خونی تازه در شریان اقتصاد کشور جاری شود.کره شمالی به دنبال ایجاد «مناطق ویژه اقتصادی» و «مناطق ویژه گردشگری» است. اما با کدام پول؟  شهر ساحلی «وُنسان» به نماد استراتژی اقتصادی «اون» تبدیل شد.منطقه ویژه توریستی ونسان از ظرفیت 1.5 میلیارد دلاری برخوردار است. این منطقه 400 کیلومترمربع را شامل می‌شود و «کیم» در نظر دارد تا مرکزی برای اسکی‌بازی و فرودگاه جدیدی بسازد. به نوشته یکی از بروشورهای انتشاریافته در این مورد، این منطقه شامل 140 اثر تاریخی، 10 ساحل شنی و 680 تفرجگاه توریستی، چهار محل آب معدنی، چندین تفریح‌گاه برای حمام گرفتن و دریاچه‌های طبیعی و «بیش از 33 میلیون تن لجن با خاصیت درمانی است».کره شمالی در صدد جذب یک میلیون توریست در کوتاه‌مدت و پنج تا 10 میلیون توریست «در آینده‌ای قابل پیش‌بینی است».

مجله اکونومیست در سال ۲۰۱۶ اعلام کرد اقتصاد کره شمالی ۴۰ بار کوچک‌تر از اقتصاد کره جنوبی است. با این حال، این کشور دارای معادن زیرزمینی غنی‌ای است. ایندیپندنت نیز در گزارشی تخمین زد که ثروت معدنی بالقوه در کره شمالی چندصدمیلیارددلار است.

می‌توان این باور را داشت که فشار اقتصادی و تلنبار بحران‌های داخلی موجب نوعی گذار فکری در نخبگان کره شمالی شد. در این کشور به دلیل سال‌ها سرکوب و بحران، احتمال نوعی انفجار اجتماعی کور می‌رفت. در واقع چنین به نظر می‌رسید که برادر بزرگ‌تر (چین) هم دست به کار شده تا احتمال فروپاشی درونی را با نخبگان کره شمالی در میان بگذارد.تلنبار بحران و بن‌بست سیاسی- اقتصادی- اجتماعی و عدم هماهنگی میان «ارزش‌ها» و «محیط» می‌تواند نظام را دچار «بدکارکردی چندجانبه» سازد. این امر می‌تواند نظام را دچار فلج‌شدگی سازد. اما ظاهراً نخبگان کره شمالی با پی بردن به این وضعیت درصدد انجام اصلاح برآمدند.اقتصاد این کشور دیگر خونی نداشت تا در شریان‌هایش به جریان درآید؛ گویی بیماری محتضر است که هر لحظه منتظر مرگ خویش است. ظاهراً «اون» دیکتاتور عاقلی است چون مانند قذافی، صدام و سایر دیکتاتورهای خاورمیانه‌ای کشور خود را به کام جنگی بی‌سرانجام نفرستاد.

به مجمع فعالان اقتصادی بپیوندید
https://t.me/joinchat/AAAAAD-0rkJfxbjPxic4xg


موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، نثر ( ارائه ی مطلب) ، مناسبت ملی ، سیاسی ، برآستان جانان(تذکره شعرا) ، خاطرات ، آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ
برچسب های خلدستان : ✍️محمدحسین باقی , برآستان جانان , نثر , اقتصادی

ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه پانزدهم تیر ۱۴۰۰ | 12:13 | نویسنده : محمد مهدی طریقت |

 

۩۩۩ ☫ مطلب/نثر (طریقت)  عرب ها در ایران ☫ ۩۩۩  

(بخش دوم)

اسکندر مقدونی(۲)

درباره اسکندر قضاوت‌های متفاوت و متناقض زیادی وجود دارد. امروزه مابین محققان اتفاق نظر وجود ندارد که اسکندر حتما فرزند فیلیپ ساه مقدونیه بوده است. این نخستین خدشه ایست که به کارنامه اسکندر  مقدونی وارد می شود.

در ایران باستان   به او لقب «گجسته» به معنای ملعون (در زبان پهلوی)  داده بودند که حقا شایسته همین لقب نیز می با شد.

بعد از اسلام برخی از نا اگاهان او را  شخصیت قرآنی«ذوالقرنین»   معرفی کردند که با توجه به متن آیات قرآن در این ارتباط این معرفی صد در صد نادرست بود. زیرا ذوالقرنین مورد نظر قران مردی مورد تایید الهی بوده که خداوند سبب ساز پیروزیهای او بوده است،
در حالیکه اسکندر مقدونی به شهادت تاریخ خود غربیها فردی هم‌جنس باز،  مشروب خوار حرفه ای و بی بند و بار بوده است.
متاسفانه  برخی  شاعران  ما او را در «اسکندرنامه»‌ها ستوده اند و این خلاف حقیقت است. او از مقدونیه و یونان فقیر آن روز و به تحریک ارسطوی یونانی به ایر ان ثروتمند حمله کرد و این مهد تمدن باستان را به خاک و خون کشانید و ثروت این سرزمین را دزدیده و به یونان فرستاد.
البته خود فرصت نیافت و درمرز  خاک ایران و در بدترین  و ضع و حالت ممکن   هلاک شد.
برخی علت مرگ او را هپاتیت می دانند که از بی بند و باریها و فساد اخلاقی او می توانست نشات گرفته باشد.
برخی دیگر از تاریخ نگاران مرگ او را انتقام ایرانیان از او می دانند که زهر در شرابش ریختند و به کامش زندگی را تلخ ساختند و در حقیقت شربت هلاک را بدین متجاوز خوراندند.

غرب همواره به ایران حسادت داشته است . حتی امروزه که خودشان غرق در ناز و نعمت هستند باز سخت ترین چهره خود را در برخورد با ایر ان و ایر انی نشان می دهند.
در آن ایام شکوه و عظمت کشور ایران چشم غربیهای فقیر و مسکین را خیره می ساخت. و زمانی که اسکندر گجسته بر سر کار آمد و متوجه شد که ضعف بر ارکان حکومت هخامنشی سایه انداخته شمشیر به مشت و توبره به پشت در  حالی که یک پایش گیوه بود و پای دیگرش برهنه به ایر ان  حمله کرد.


موضوعات مرتبط خلدستان: نثر ( ارائه ی مطلب) ، مناسبت مذهبی ، مناسبت ملی ، متن ادبی ، سیاسی ، خاطرات ، آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ
برچسب های خلدستان : مطلب , نثر , طریقت , عرب ها در ایران

ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
تاريخ : جمعه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۴۰۰ | 14:26 | نویسنده : محمد مهدی طریقت |

 ۩۩۩ ☫ نثر :ارائه مطلب  /حکایت (طریقت)  روایت ☫ ۩۩۩  

 جدا کننده متن وبلاگ لاينر وبلاگ

.

چینی عجوزه ایست که با کس وفا نکرد
مستعمرات  بی شماره خود اعتنا نکرد

دیوار هر ستون که بطوفان نهاده اند
جز دود آه و حسرت و غم بر هوا نکرد

  آواره شد هرآنکه اسیر زمانه شد
بیچاره شد کسیکه به چینش دوا نکرد

از قید و بند فرصت کوتاه این جهان
سودی نبرده هرکه خودش را رها نکرد

از کور راه بی نشانه ی چینی فریب خورد
هر دل که راه خود از چین  جدا نکرد

دنیا اگرچه قصه شیرین لحظه هاست
لطف و خوشی حکایتِ این ماجرا نکرد

نازم به آن سری که به آئین سروری
آزاده بود ودر دوجهان  اشتبا نکرد

مراقب خودتان باشید ،انسان هوشمند در طی زندگانی و فعالیت های روز مره جائزالخطاست ،روزی که خبر خسارت در شرکت پیچید بیشتر مدیران شرکت به بهانه‌های مختلف می‌کوشیدند تا از مدیرعامل دوری کنند تا مورد خشم و غضب او واقع نشوند.
تنها کسی که آن روز جرأت کرد به دیدار مدیرعامل برود  از شرکای شرکت بود و خوب می‌دانست که باید خود را برای شنیدن سخنرانی طولانی علیه مدیری که مرتکب اشتباه شده بود آماده کند.

زمانی که  وارد دفتر کار  شد،  امپراتور  روی میز کارش خم شده و روی کاغذی سخت مشغول نوشتن بود، ساکت و آرام بدون این که مزاحم کار او شود ایستاد،و پس از چند دقیقه سرش را بلند کرد و به آرامی گفت:آه تویی؛ به گمانم خبر خسارت وارد شده به شرکت را شنیده‌ای. بلافاصله خبر خسارت راتایید کرد.
گفت: چند روز است که روی مساله فکر می‌کنم و قبل از این‌که مدیر مربوطه را برای بازخواست بخواهیم، داشتم موارد مهمی را یادداشت می‌کردم.
 بعدها این طور تعریف کرد: بالای کاغذ نوشته شده بود نقاط قوت آقا/خانم . . .
سپس فهرست طولانی از فضایل مدیر که شامل شرح‌حال مختصری از کمک‌های او به شرکت، تصمیمات درست در موارد مختلف، تصمیم‌هایی که مبالغی بیش از خسارت اخیر که عاید شرکت کرده بود را روی کاغذ نوشته بود.

می‌گوید من هرگز این درس را فراموش نمی‌کنم؛ در سال‌های بعد هر وقت که درصدد برخورد و تنبیه کسی بودم قبل از هر چیز خودم را وادار می‌کردم پشت میزی بنشینم و با تعمق فهرستی طولانی از نقاط قوت همان شخص تهیه کنم و تنها پس از تهیه‌ی یک چنین فهرستی متوجه می‌شدم که قادرم مساله را از بُعد واقعی آن مورد بررسی قرار دهم و این امر باعث شد تا از پُرهزینه‌ترین اشتباهاتی که هر مدیر امکان مرتکب شدن به آن را دارد و آن چیزی جز خشم و عصبانیت نیست دور باشم؛ من به هر کسی که با مردم سر و کار دارد توصیه می‌کنم که از این روش استفاده کند.

اگر در رابطه با دوست، همکار یا همسر خویش، کارتان به جر و بحث یا حتی دعوا کشید، لطفاً قبل از یادآوری خصوصیات منفی و کنارگذاشتن کامل شخص، درباره‌ی ویژگی‌های مثبت و کارهای خوبی که برایتان انجام داده است نیز فکر کنید. آدمی خطا می‌کند، اما اگر کل رفتار و اعمالش را روی ترازو قرار دهید، ممکن است قسمت مثبت آن سنگینی کند.‎


جدا کننده متن وبلاگ لاينر وبلاگ
  ح. (طریقت)
  جدا کننده متن وبلاگ لاينر وبلاگ

 ۩خــُلدستان طریقت (صفحه فروردین1400  )۩۩️✍  محمّدمهدی طریقت    


موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، نثر ( ارائه ی مطلب) ، مناسبت مذهبی ، مناسبت ملی ، عکس ، سیاسی ، غزلیات ، برآستان جانان(تذکره شعرا)
برچسب های خلدستان : نثر , ارائه مطلب , اشعار , حکایت

ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه یازدهم فروردین ۱۴۰۰ | 15:55 | نویسنده : محمد مهدی طریقت |

 ۩۩۩ ☫ نثر :ارائه مطلب  /حکایت (طریقت)  روایت ☫ ۩۩۩  

 جدا کننده متن وبلاگ لاينر وبلاگ

.

تا روز حشر، کم نشود سوزِ داغ عشق
هرگز به یُمنِ فیض نمیرد چراغ عشق

مستِ ملامتیم به اقبال مِی‌فروش
خلوت‌نشین به خواب نبیند فراغ عشق

پرورده‌ی هوای گلستانِ آن گُلیم
تابِ نسیمِ خُلد ندارد دماغ عشق

ماراست خوش‌گوارتر از آب زندگی
گر یار، زهر می‌فکنَد در اَیاغ عشق

باغِ گلی‌ست هر ورق ما ز وصف دوست
دامان گل بَرند حریفان ز باغ عشق

چون گل شکفته‌ایم و دل‌آزاده همچو سرو
هرچند خار غم دمد از باغ و راغ عشق

اهــل(طریقت)عشق! را  نِــهان مکن
تا مدعی به خاک برد رشکِ داغ عشق
────────────────
با عاشقان، همه قصد جراحت است اینجا
وز این جراحت ما را چه حاجت است اینجا

گُل خنده‌ی نمکین،‌ خون کُنَد دلِ ریشم
شکر لبی که کمال ملاحت است اینجا

با صبحِ طلعت او، دل کجا رسد به صفا؟
مارا صفا ، همه حُسن و صداقت است اینجا

شکر لبا! سوی عاشق، چو بگذری خندان
شکر شکن ، شکرین،‌پر جراحت است اینجا

از بلبلان   به فصاحت چه نغمه می آید 
چهچه بزن که شعارِ (طریقت) است اینجا

جدا کننده متن وبلاگ لاينر وبلاگ

بدخواه تو صد بلا کشیدست  قلم
با اشک روان به سر دویدست قلم 

ازدست(طریقت)این قلم سُرخوردست
سربرکف وُ دست و پا بریدست قلم 

 


موضوعات مرتبط خلدستان: مناسبت ملی ، عکس ، برآستان جانان(تذکره شعرا) ، بدون شرح ، گوناگون
برچسب های خلدستان : نثر , ارائه مطلب , حکایت , طریقت

ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۹ | 7:8 | نویسنده : محمد مهدی طریقت |

 ۩۩۩ ☫ نثر :ارائه مطلب  /حکایت (طریقت)  روایت ☫ ۩۩۩  

 جدا کننده متن وبلاگ لاينر وبلاگ

.

تا روز حشر، کم نشود سوزِ داغ عشق
هرگز به یُمنِ فیض نمیرد چراغ عشق

مستِ ملامتیم به اقبال مِی‌فروش
خلوت‌نشین به خواب نبیند فراغ عشق

پرورده‌ی هوای گلستانِ آن گُلیم
تابِ نسیمِ خُلد ندارد دماغ عشق

ماراست خوش‌گوارتر از آب زندگی
گر یار، زهر می‌فکنَد در اَیاغ عشق

باغِ گلی‌ست هر ورق ما ز وصف دوست
دامان گل بَرند حریفان ز باغ عشق

چون گل شکفته‌ایم و دل‌آزاده همچو سرو
هرچند خار غم دمد از باغ و راغ عشق

اهــل(طریقت)عشق! را  نِــهان مکن
تا مدعی به خاک برد رشکِ داغ عشق
────────────────
با عاشقان، همه قصد جراحت است اینجا
وز این جراحت ما را چه حاجت است اینجا

گُل خنده‌ی نمکین،‌ خون کُنَد دلِ ریشم
شکر لبی که کمال ملاحت است اینجا

با صبحِ طلعت او، دل کجا رسد به صفا؟
مارا صفا ، همه حُسن و صداقت است اینجا

شکر لبا! سوی عاشق، چو بگذری خندان
شکر شکن ، شکرین،‌پر جراحت است اینجا

از بلبلان   به فصاحت چه نغمه می آید 
چهچه بزن که شعارِ (طریقت) است اینجا

جدا کننده متن وبلاگ لاينر وبلاگ
  ح. (طریقت)
  جدا کننده متن وبلاگ لاينر وبلاگ

 ۩خــُلدستان طریقت (صفحه آذر  )۩۩️✍  محمّدمهدی طریقت   

 


موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، عکس ، سیاسی ، آثارچاپ شده ، بدون شرح ، گوناگون
برچسب های خلدستان : نثر , ارائه مطلب , حکایت , طریقت

ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۹ | 11:17 | نویسنده : محمد مهدی طریقت |

۩۩۩ ☫ دنیا برای اهل(آثار باستانی )اصفهان ۩۩۩

جدا کننده متن وبلاگ لاينر وبلاگ

سردرِ جورجیر تنها بخش باقی مانده از مسجد جامع جورجیر در محله حکیم اصفهان است. این سردر که در شمال مسجد حکیم و در کوچه باغ قلندرها قرار دارد، مربوط به دوره آل بویه و پایتختی اصفهان در آن روزگار است. سردرِ زیبای این مسجد تخریب شده که در بارندگی های آذر ۱۳۳۳ اصفهان از زیر کاهگل فرو ریخته روی آن نمایان شد، تنها بخش از مسجدی است که از قدیمی ترین مساجد اصفهان محسوب می شود و در دوره وزارت صاحب بن عباد بنا شده بود. گفته می شود این مسجد در حمله مغول ها تخریب شد و بعدها در دوره صفویه در زمین آن مسجد حکیم بنا شد. از کتیبه سردر جورجیر که به خط کوفی گچ بری شده بود، در طرف راست فقط عبارت «بسم الله الرحمن الرحیم» و در طرف چپ سردر، عبارت «بالقسط لاالله الا هوالعزیز الحکیم» برجای مانده و بقیه کتیبه از بین رفته است. در نماهای خارجی طرفین سردر و در داخل تاق نماهای آجری آن عبارات «لااله الاالله»، «محمد رسول الله»، «القدره لله»، «العظمه لله»، «سبحان الله»، «الحمد لله» به خط کوفی گچ بری شده و باقی مانده است. گچ بری ها دو طرف سردر بسیار زیبا و هنر دوره آل بویه را به نمایش می گذارد.

۩۩ ☫ شاعر شعر (طریقت) امر به معروف +نهی از منکر ☫۩۩۩

دشمنت کشت ولی نور تو خاموش نشد
آری آن جلوه که فانی نشود نور خداست

نه بقا کرد ستمگر، نه بجا ماند ستم
ظالم از دست شد و پایه مظلوم بجاست

زنده را زنده نخوانند که مرگ از پی اوست
بلکه زنده است شهیدی که حیاتش ز قفاست

دولت آن یافت که در پای تو جان داد ولی
این قبا راست، نه بر قامت هر بی سر و پاست

در (طریقت) سر و جان باختی اندر ره عشق
تا بدانند خلایق که فنا شرط بقاست

****

میان آتش وخون پاره، پاره، پاره، برقص

به حکم نافذ نمرودیان، دوباره برقص

سربریده به میدان گذاشتی پا را

کنون به سرخ ترین شیوه، ای ستاره! برقص

همیشه عاشق دیدارزخم های تو اند

برهنه کن تن صد چاک را هماره برقص

تو لمحه لمحه بزن چرخ، ذوب وضایع شو!

تو شعله شعله به هرگوشه وکناره برقص!

بهشت سوخته­ من! ـ که دود وخاکستر

نشسته روی تنت جای برج وباره برقص

جهان که پارچه ـ آهنگ ناهماهنگی­ست

تو ناگزیربدانسان بکن گذاره برقص

خلاف میل ومرادت بساز با هرساز

وهر دُهُل که نوازند ـ نیست چاره ـ برقص!

عکس استودیویی از دختر زیبای اروپایی با لباس قرمز در حال رقص با دستان بلند شده در استودیو در پس زمینه خاکستری

۩۩۩ ☫ شاعر شعر (طریقت)تشنگی را آفرید ☫۩۩۩

مثل آشوبی که یک توفان به دریا می دهد
درد، گاهی شکل زیبایی به دنیا می دهد

یک نفر مثل تو عـهـدش را به آخر می برد
یک نفر در ابتدای ماجرا وا می دهد

از همان اول تو " تنها مرد میدان " بوده ای!
عشق کاری دست آدم های " تنها " می دهد

شاعرِ شعرِ(طریقت) تشنگی را آفرید

غیرت و مردانگی را هم به سقا می دهد ♥

امر به معروف تان چون منکر است
بانگ عَرعَر هایتان صوت خر است

خر چه داند می دهد فتوای شرع
آن‌چه از خر می‌برآید، عرعر است

آنکه پشت پرده ها پنهان شده
هیبت‌الله است یا ملااختر است؟
کس ندیده آن امیرالمجرمین
آن چلاقی کو که نام‌اش افسّر است

زن به زندان حجاب جهل تان
گوییا این سنت پیغمبر است
نیست در قرآن چنین حکمی که زن
صرف در خانه برای بستر است

پارسی با آن‌که می‌دانید، باز
در زبان روضه خوانان اخگر است

قوتی نسوار و تف‌دانیِ قیف
روی میز و روی صفحه دفتر است

نیست تنها چرخ افکارت خراب
"تَیرِ" تدبیر است خنجر پنچر است

گر به یک دست شما قرآن بوَد
پنچریتان از فشار خنجر است

هر چه می‌گوئید اینک در جهان
چشم‌ها کورست گوشا تان کر است

با چماق خود به فرق زن زنید
بی‌خبر از این‌که آن زن مادر است

حبذا بر جسمِ مُــردار شما
مرحبا از مُردگی تان بهتر است

داد از اسلام و ایمان می‌زنید
لیک رفتار شما خود کافر است

قوم‌بازی‌های تان روبه صفت
پیروی از رهبری تان اَبتر است

جای ملای حقیقی یک چلی
بر فراز و در جوار منبر است

نی وکیل است و محاکم، نی ثبوت
کیفر مردم بدون محضر است

زنده‌ها مان را فراری کرده اید
پیکر هر کشته در جوی و جر است

آنقدر جولان نخواهیم از شما
در نشستن گو زمانی کمتر است

تا کجا خواهید تاخت ای دهریان!

تا کجا در دست تان دُمب خر است؟

حمید(طریقت) جدا کننده متن وبلاگ لاينر وبلاگ

۩#خلدستان طریقت ( صفحه تشنگی )۩ محمد مهدی طریقت

خــُلدستان طریقت(شعار:مُحرم)۩محمد مهدی طریقت <<خطبه دوم

photo_2021-09-06_11-36-27_s16y.jpg


موضوعات مرتبط خلدستان: نثر ( ارائه ی مطلب) ، مناسبت مذهبی ، مناسبت ملی ، عکس ، مطالب دردست چاپ ، بدون شرح ، گوناگون
برچسب های خلدستان : نثر , ارائه مطلب , دنیا برای اهل , آثار باستانی

ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۹ | 20:56 | نویسنده : محمد مهدی طریقت |

۩۩۩ ☫ نثر :ارائه مطلب  /حکایت (طریقت)  روایت ☫ ۩۩۩  

 جدا کننده متن وبلاگ لاينر وبلاگ

.

تا روز حشر، کم نشود سوزِ داغ عشق
هرگز به یُمنِ فیض نمیرد چراغ عشق

مستِ ملامتیم به اقبال مِی‌فروش
خلوت‌نشین به خواب نبیند فراغ عشق

پرورده‌ی هوای گلستانِ آن گُلیم
تابِ نسیمِ خُلد ندارد دماغ عشق

ماراست خوش‌گوارتر از آب زندگی
گر یار، زهر می‌فکنَد در اَیاغ عشق

باغِ گلی‌ست هر ورق ما ز وصف دوست
دامان گل بَرند حریفان ز باغ عشق

چون گل شکفته‌ایم و دل‌آزاده همچو سرو
هرچند خار غم دمد از باغ و راغ عشق

اهــل(طریقت)عشق! را  نِــهان مکن
تا مدعی به خاک برد رشکِ داغ عشق
────────────────
با عاشقان، همه قصد جراحت است اینجا
وز این جراحت ما را چه حاجت است اینجا

گُل خنده‌ی نمکین،‌ خون کُنَد دلِ ریشم
شکر لبی که کمال ملاحت است اینجا

با صبحِ طلعت او، دل کجا رسد به صفا؟
مارا صفا ، همه حُسن و صداقت است اینجا

شکر لبا! سوی عاشق، چو بگذری خندان
شکر شکن ، شکرین،‌پر جراحت است اینجا

از بلبلان   به فصاحت چه نغمه می آید 
چهچه بزن که شعارِ (طریقت) است اینجا

جدا کننده متن وبلاگ لاينر وبلاگ

بدخواه تو صد بلا کشیدست  قلم
با اشک روان به سر دویدست قلم 

ازدست(طریقت)این قلم سُرخوردست
سربرکف وُ دست و پا بریدست قلم 

 
  جدا کننده متن وبلاگ لاينر وبلاگ

 ۩خــُلدستان طریقت (صفحه  دی  )۩۩️✍  محمّدمهدی طریقت    


موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، نثر ( ارائه ی مطلب) ، آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ ، گوناگون
برچسب های خلدستان : نثر , ارائه مطلب , حکایت , طریقت

ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه هفتم دی ۱۳۹۹ | 11:25 | نویسنده : محمد مهدی طریقت |

  

 ۩۩۩☫  عسل (طریقت )خرسها  +عکس  ☫۩۩۩ 

***** خرس ها : بازار آشفته می خواهد

 

عاشق عسل

واقعیت این است که قندهای طبیعی موجود در عسل، برای بسیاری از موجودات زنده منبع تغذیه بسیار مناسبی است اما اینکه چرا نام خرس‌ها بیش از هر حیوان دیگری به همراه عسل آورده شده، جای سؤال دارد. در این مطلب از مجله دلتا قصد داریم این موضوع را بررسی کنیم که آیا خرس‌ها عاشق عسل هستند؟

خرس ها عاشق عسل

آیا خرس‌ها فقط عسل می‌خورند؟!

رژیم غذایی خرس‌ها بسیار متنوع است و بسته به منطقه‌ای که در آن زندگی می‌کنند گزینه‌های غذایی گوناگونی دارند. به طور کلی خرس‌هایی که همه چیز خوار هستند، علف، انواع توت‌ها، ماهی‌ها، حشرات و پستانداران کوچک‌تر مانند گوزن‌ها را شکار کرده و می‌خورند. خرس‌ها برای قوی و سالم ماندن در طبیعت به مقدار زیادی پروتئین نیاز دارند، بنابراین رژیم غذایی آن‌ها در طول سال تغییر می‌کند تا متناسب با هر فصل سال مواد مورد نیاز بدنشان را تأمین کنند.

واقعیت این است که همه خرس‌ها رژیم غذایی یکسانی ندارند. به عنوان مثال، خرس عینکی گیاهخوار است، بنابراین احتمالاً عسل بیشتری هم مصرف می‌کند؛ چرا که گزینه‌های غذایی این نوع خرس نسبت به خرس‌های شکارچی محدودتر است. از طرف دیگر، رژیم غذایی پانداها از همه محدودتر است، زیرا این حیوانات فقط بامبو می‌خورند و تنها حدود یک درصد رژیم غذایی آن‌ها را سایر گیاهان و بعضاً گوشت تشکیل می‌دهد!

آیا همه خرس‌ها عاشق عسل هستند؟

محققان معتقدند که بیشتر نژاد خرس‌ها عسل را دوست دارند اما گفته می‌شود خرس سیاه و خرس قهوه‌ای نسبت به دیگر نژادهای خرس بیشتر عاشق عسل هستند. آن‌ها آن‌قدر عسل دوست دارند که برای دستیابی به آن از منطقه خود خارج شده و حتی به سمت مزارع انسان‌ها هم می‌روند.

خرس های عاشق عسل هستند

در سال ۲۰۱۸ بیش از ۳۷۰ کندوی عسل توسط خرس‌ها در سراسر فنلاند و استونی نابود شد. خرس‌ها به قدری به کندوها و محصولات کشاورزان صدمه زدند که دولت مجبور شد ۱۴۳۰۰۰ دلار به عنوان غرامت برای کندوها و عسل از دست رفته و آسیب دیده به کشاورزان بپردازد. با این حال، همه خرس‌ها به دلیل شرایط آب و هوایی دسترسی به زنبورها و عسل ندارند. به عنوان مثال خرس قطبی که در شرایط سرد قطبی زندگی می‌کند هرگز طعم عسل را نمی‌چشد زیرا آب و هوای قطبی برای زنده ماندن زنبورها بسیار سرد است


موضوعات مرتبط خلدستان: نثر ( ارائه ی مطلب) ، عکس ، آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ ، گوناگون
برچسب های خلدستان : نثر , ارائه مطلب , عسل , طریقت

تاريخ : یکشنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۹ | 15:8 | نویسنده : محمد مهدی طریقت |

 

۩۩۩ ☫  بدون شرح(طریقت )شرط بلاغ  ☫ ۩۩۩  

من آنچه شرط بلاغست با تو می‌گویم
تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال

        سخنی با اساتید دانشگاها، معلّمان و دانش آموزان و افرادی که به پیشرفت همه جانبه فکر می کنند. نظام آموزشی  نیاز به اصلاح دارد و بر این امر آگاه هستیم  معلّمان و مدرسان خود نقش اصلی را ایفا می کنند. مشکل ما این نیست که نمیدانیم ، مسئله این است که نمی توانیم به هدف واقعی دست پیدا کنیم ،  وسیله ی دستیابی به  هدف دستخوشی سیاست ورزی شده است برای رسیدن به اهداف متعالی علوم دانشگاهی، پشتوانه های رسیدن  به پیشرفت علمی دور از هر گونه سیاست ورزی لازم است گاهی اصل سیاست به نشان  خیانت برمی گردد ، لزوم رسیدن به هدف نیاز زیر ساخت لازم دارد که اکنون کشور ما  فقط منحصر شده به گروه ویژه باعقاید خاص که برای همه تصمیم گرفته می شود ، پس باید به خاطر بسپاریم.چیزی که من را می رنجاند این است که کتاب‌خوانی حتی در بین تحصیل کنندگان ما نیز به فراموشی سپرده شده است، دانش‌جویان را با جزوه و دانش آموزان با کتاب درسی تنها گذاشته ایم و نشسته ایم تا کتاب ها و جزوه ها خود بخود معجزه کنند.مگر غیر این است که دانشگاه ها و مدارس باید بر اصل اصیل  «تفکر» اهتمام بورزند؟ مگر غیر این است که قرآن به ما  «تفکر» و  «تعقل» را سفارش کرده است؟بسنده کردن به کتاب درسی در مدارس و نپرداختن به آموزش های غیر درسی حتی در دانشگاه خیانت است.مفهوم دانش آموز و دانش‌جو را چگونه تعریف می کنیم؟ لطفاً جزوه و تدریس محض را کنار بگذارید.آموزش و پرورش و مراکز آموزش عالی، هم مکانی برای تعلیم است و هم تربیت نه صرف تعلیم."بی‌سوادپروری" را تمام کنیم،اولين مقصر ما هستیم، فرهنگ کتاب‌خوانی و  «پرورش تفکر» را اساتید و معلّمان رواج دهند.در مدارس به دانش آموزان بیاموزیم مطالعه کنند، هر سخنی را باور نکنند و برای هر سخنی و کلامی، منبع علمی و موثق از گوینده بخواهند.

بی شک اگر مشکل کتاب‌خوانی حل شود، جزوه های صرفاً پاس کردنی در دانشگاه ها حذف شود، معلّمان به جای صرف تدریس، در کنار تدریس به تربیت پرداخته‌ و مفاهیم اصیل انسانی و انسانیت را بیان کنند، نیمی از مشکلات ما در جامعه حل خواهد شد.


سعدیا گرچه سخندان و مصالح گویی
به عمل کار برآید به سخندانی نیست
 

طریقت) جدا کننده متن وبلاگ لاينر وبلاگمحمّدمهدی طریقت 

        ۩خــُلدستان طریقتجدید  )۩

 


موضوعات مرتبط خلدستان: نثر ( ارائه ی مطلب) ، مناسبت ملی ، سیاسی ، مطالب دردست چاپ ، بدون شرح ، گوناگون
برچسب های خلدستان : نثر , ارائه مطلب , بدون شرح , طریقت

تاريخ : یکشنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۹ | 0:49 | نویسنده : محمد مهدی طریقت |

  ۩۩۩ ☫ برآستان جانان (طریقت)خُلدستان    ۩۩۩  

سیاست یک پیراهن خالیست
که اندازه‌ی هیچ کس نمی‌شود
باید آویزانش کرد در باد
و با رقصش پیر شد...

از ﻣﻴﺎﻥ ﻫﻤﻪ ﺁﺭﻣﺎﻥ ﻫﺎ وشعار ها ی ﺳﻴﺎسی،
ﺁن  ﺍﺩﻋﺎئی که ﺧﻮشبختی  و سعادت آرزو می ﮐند
برای ﺟﺎﻣﻌﻪ بشری ، ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺧﻄﺮﻧﺎک‌ تر ﺍﺳﺖ!
ﺗﻼﺵ ﺑﺮﺍی ﺑﺮﭘﺎیی بهشت در زمین برای آدم و حوائی که از آنجا رانده شده اند
همــواره  جهنم به بار آورده .آنان که چنین ادعائی دارند خدا را قبول ندارند...

][[هیچ،،، پوچ،،،]][

ح(طریقت) جدا کننده متن وبلاگ لاينر وبلاگمحمّدمهدی طریقت 

       ۩خــُلدستان طریقتجدید  )۩


موضوعات مرتبط خلدستان: نثر ( ارائه ی مطلب) ، مناسبت مذهبی ، سیاسی ، برآستان جانان(تذکره شعرا) ، آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ ، حکایات
برچسب های خلدستان : برآستان جانان , طریقت , خُلدستان , نثر

تاريخ : یکشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۹ | 1:16 | نویسنده : محمد مهدی طریقت |
حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعــــلق محمد مهدی طریقت می باشد.: Weblog Themes By Pichak :.آخرین مطالب چشم برهم زده از عرش به فرش افتادم=> باورم نیست، (طریقت)که خطا کرده غزل برآستان مادر : شعر منتخب خلدستان: حکایت (دوبیتی) روایت آمال مردم => چپاول(کهنه جامگان) اموال مردم هزار و یکشبی در کعبه ی آمال مردم +چپاول می شود اندازهء اموال مردم جهانِ پیر ـ (طریقت) شیر ، همه با هم ،کنارِهم => ای که مغرور(طریقت)دو سه روزی بر ما جانِ جانانِ (طریقت) دعوتم در دلبری=> خلوتم را ، فرصتم را ،لذتم را دعوتم؟ خلدستان طریقت: طنزیم رادیو ، شده => چندین مستند من عطرِ(طریقت) به دو عالم نفروشم خلدستان (طریقت)سرود => تصاویر رویتز=> ای کاش ادیبانه شود شعر (طریقت) خلدستان:(نکیسا،چلیپا، کلیسا،مسیحا)مژده =>ادب دوستان آرشیو مطالب بهمن ۱۴۰۴ دی ۱۴۰۴تیر ۱۴۰۴ آرشیو پيوندهای روزانهhttp://blogsky.com شعروموسیقی اصیل ص. بازنشستگی آپلود /خلدستان قالب : اشعار https://sorodehay-tarighat.blogfa.com/ | Weblog Themes By : Pichak.net