۩۩۩ ☫ شاعر اهل (طریقت) شعر در دفتر نوشت ☫۩۩۩
هر کسی یاری درین ویرانه دارد من تو را
یاوری یاری در این میخانه دارد من تو را
هرکه مستی می کند با دلبر نازک اَدا
در کنارش ساغر وُپیمانه دارد من تو را
دیده ام عشاق بامعشوقه های بیشمار
آرزو دارد دل دیوانه دارد من تو را
هرکه عاشق می شود با جادوی فتانه ای
در بغل معشوقه ای فتانه دارد من تو را
در طواف عاشقی باید بسورم دَمبدَم
شمع وُ گُل پروانه دارد من تو را
هرکسی دریک ستاره بخت خود را دیدوُبس
ماهتابِ آسمان افسانه دارد من تو را
عاشق اهل(طریقت)شعر در دفتر نوشت
هرکسی یک دلبر جانانه دارد من تو را
کاش می شد باردیگر حلقه بر در کُفتن
با صدای نظم خود آهنگ محشر کُفتن
بیخبر رفتی و هرشب دل سراغ از تو گرفت
گفتمش ای بی وفا، با عشق خنجر کُفتن
کاش هنگامیکه درطوفان عشقت دل شکست
ساحلم بودی و در عشق تو لنگر کُفتن
مـن دلـم را آشیـانت کرده بودم، بی ثمر
در کنـار دفتر تنهـایی ام سر کُفتن
کاش روزی را کـه درتاریخ تاریکی فزود
صفحه ی تاریخ را تاریک دیگر کُفتن
انجمن راهم خبـر می دادی و در انتها
می سرودی زندگی تعطیل آخـر کُفتن
شعر(خُلدستان) من دارد هویدا میشود
کاش بودی در غزل برطبل دیگر کُفتن

جاده ی انسانیت در پیش رو باریکتر
مَـعبر شمشیرتیز وُ روبــــرو باریکتر
ازپلِ تاریک وُ تیز وُ نازکی هر کس گذشت
می شود خندان ولیکن از دو سو باریکتر
تنگنای محشَر کبراست اینک پیش رو
می شود هر دَم مسیر گفتگو باریکتر
من اگر کوتاه می سازم ،صراط شعر را -
گردن آن کس که دارد آبرو، باریکتر
کاش مردان حقیقت را کنم، پیدا ولی -
درشریعت قله های جستجو باریکتر!
از رگ گردن (طریقت) می شود نزدیکتر
تیزیِ شمشیر دارد پُل زِ مو باریکتر!
ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ

شاعر شده یکبار تو عاشق شده باشی
گلواژه ای از : برگ شقایق شده باشی
دیوان تو را کشتی وُ قایق شده باشی
دیوانه ی دیـوان دقایق شده باشی



موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، متن ادبی ، عکس ، غزلیات ، برآستان جانان(تذکره شعرا) ، بدون شرح ، گوناگون
برچسب های خلدستان : خلدستان , شعر و غزل , طریقت , اسپند1402
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب

۩☫ شعر و غزل /طریقت ☫۩۩۩
شعری که آیاتی زِ ایمان در غزل شد
اُسطور ه هایش ، نام قرآن در غزل شد
وقتی که بغض ابر را جدی بگیرند
هنگامه ی توفان باران در غزل شد
آنگه برای لمس آرامش نیاز است
رگبار باران ، اُوج بحران در غزل شد
شعری که لبریز شلوغی ها نباشد
خُنیاگر شعر غزلخوان در غزل شد
فرق است بین دل بریدن با ( طریقت)
شعری سرودم جانِ جانان در غزل شد
***(برای مشتری جدید ) قلم زده ام***
با اَدیبان کمی قـلـم زده ام
لحظات خوشی رقم زده ام
زیر باران چتر بر سر دو نـفــر
دست در دستتان قدم زده ام
میروم کوچه پسکوچه های خیال
در تخــیُــل چهِ محترم زده ام
آشنا یک رقیق یا یک دوست
با شما چای تازه دم زده ام
در خیابان که راه می رفـتــم
انجمن را دوباره هم زده ام
بَــزم حرفهای خوبی را
با رفیقان بیش وُ کم زده ام
می روم تا دوباره چاپ کنم
در کتابی که تازه نم زده ام
انجمن هیچگاه خلوت نیست
خلوتی باسُخن بهم زده ام
چقدّر مشتری درین محفل
شعر دریا کنارِ یَــم زده ام
خــُلدستان طریقت(مشتری جدید :دی 1402)
۩محمد مهدی طریقت ↘<<خطبه طریقت ( صفحه مشتری جدید )۩ محمد مهدی ط
روزی که بخت تیره ی انسان بخواب بود
آمد دمی که مایــه ی رنــج وُ عــذاب بود
بر صور گـــور خفته ی اجــداد میدمید
آن مُـطربی که در پس صدها نقاب بود
آدم به عقل و معرفتش آدم است وُ بس
باید مطیـــع وُ یاور حـــرف حساب بود
گفتم خراب گشته جهان کار کیست گفت
بنیاد این جهان ز ازل هم خـــراب بود
وقتی جناب را به جهان عرضه داشتند
جمعی اســـیر هیبت عالی جناب بود
پس این زمین به زهر که مسموم میشود
دنیا همیشه غـــرق در این منجلاب بود
آنجا که جام تشنگی از کام میگذشت
خلق فـــرات تنـــگ زنایاب آب بود
تا اینکه تخت و بخت تمنا مزین است
این وعده های عدل عدالت سراب بود
در کربلا که قامــــت آزادگی شکست
فریاد یاریـــش زچه رو بی جــواب بود
باید دوباره طــــرح نوین کرد و راه نو
چون کوره مشتعل شدو پا در رکاب بود
باید دوبـــاره سر بسر نیــزه ها دهیم
باید بیاد ساقی بی مـــشک و آب بود
شاید دوباره دختر معــــصوم زندگی
راهی ی شام و کوفه ی پر التهاب بود
کار جهان و خلق جهان بی حساب نیست
باید شبی بفکـــر حساب و کتاب بود
وقتی بخون کشــــید جفا آفتاب را
آنجا علیه عشق و صــــفا انقـــلاب بود
دنیا برای اهـــل (طریقت) کـــتاب بود
وقتی بروی نیـــزه وُ نــی آفتاب بود
ح.(طریقت)
موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، مناسبت مذهبی ، مناسبت ملی ، عکس ، غزلیات ، برآستان جانان(تذکره شعرا) ، خاطرات ، قصاید
برچسب های خلدستان : خلدستان طریقت , شعر و غزل , کتاب , دیوان
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب

۩☫ شعر و غزل /طریقت ☫۩۩۩

.
.
شعری که آیاتی زِ ایمان در غزل شد
اُسطور ه هایش ، نام قرآن در غزل شد
وقتی که بغض ابر را جدی بگیرند
هنگامه ی توفان باران در غزل شد
آنگه برای لمس آرامش نیاز است
رگبار باران ، اُوج بحران در غزل شد
شعری که لبریز شلوغی ها نباشد
خُنیاگر شعر غزلخوان در غزل شد
فرق است بین دل بریدن با ( طریقت)
شعری سرودم جانِ جانان در غزل شد
ح.(طریقت)

خاص (خلدستان: شعر و غزل /طریقت )۩محمد مهدی طریقت ↘<<خطبه دوم 

موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، مناسبت مذهبی ، مناسبت ملی ، عکس ، آثارچاپ شده ، بدون شرح ، گوناگون
برچسب های خلدستان : خلدستان , شعر و غزل , طریقت
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
۩۩۩ ☫ اشعار : دوبیتی (کلک »طریقت« زد رقم ☫۩۩۩
دین مدارانی که در طاعت چموشی می کنند
گر بساطش جور باشد باده نوشی می کنند
این دمِ آخر (طریقت) کوفه بازارِ نفاق ...
آنقدر گرم است:آقا دین فروشی می کنند
***
ای ترک تبریزی بیا این ترک بلخی آمده
قربان شوم ،قربان شده ، برخیز برخی آمده
شیرین تر از لیلا بیا مجنون شده فرهاد وَش
ای شور وُ شوق عاشقی تعجیل ،تلخی آمده
سرســبز شد هر انجمن ،پاییز زردی زد رقم
چون برگ سرخی بی تو من، سودای سرخی آمده
استاد برحق از ازل تا شامِ آخر عشق بود
استاد عشقم تا اَبد، این عقل یلخی آمده
خورشید پیش چشم تو، شمع است ،در بادصبا
با چشم خورشیدت بیا این ماه سَلخی آمده
آئین عشقی آمده ،این بار مِشکی سرشده
صوفیّ وُ فقهی را بِـبَر، معروف کَرخی آمده
گر دور گردون از کَرَم کلِکِ (طریقت) زد رقم
بر خاک وُ بالینم بیا، نوبت به ، چرخی آمده
حمید ↘
محمد مهدی طریقت
محمد مهدی طریقت ↘<<خطبه دوم


موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ ، بدون شرح ، گوناگون ، ادبیات فارسی(سبک شعر)
برچسب های خلدستان : شعر و غزل , آدمک , نی لبک , قاصدک
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب

۩☫ شعر و غزل(آدمک، نی لبک،قاصدک)طریقت ☫۩۩۩


آدمـک آخـر دنـیــاست، بــدان
عاقبت قافــله در جاست، بدان
کدخدایی که بــزرگش خــواندی
به خودآ مثل تو تنهاست، بدان
قاصدک نامه مــعشوقه رسان
شوخی کاغــذی ماســت، بدان
فکر کن کـــار تو ارزشمند است
نی لبک گــریه نه زیبـــاست، بدان
صبح فردا دگرت نیست،که نیست
تازه اِنگــار که فــرداست، بدان
راستی آنچه که یادت دادیم
پر زدن نیست که درجاست،بدان
شاعرک نغمه وُ آواز بخوان
به خودآ آخر دنیاست، بدان

ح(طریقت)
محمّدمهدی طریقت
۩خــُلدستان طریقت( جدید )۩
نامه ولی امر مسلمین به فرزند حرام لقمه اش : در آن آخرین روزهای عمر معاویه به یزید گفته بود : ای پسر بدان که من هرچه ببایست کردم و گردن عرب نرم گردانیدم و مبارزان جهان کم کردم ، و از همه ی خلق بیعت بستدم ، مگر از چهارتن ، ومن تورا بگویم باهرکسی چکار کن" و اماعبدالرحمن بن ابن بکر مردی است لهو وُلعب دوست ، بدو هرچه می خواهد بده تا سرگرم وبدان مشغول باشد ،وعبدالله ابن عمربه عبادت مشغول است .اوخود ملک نجویدو وعبدالله ابن الزبیر از او بازنگرد تا بیعت کند، هرچه خواهد به او بده و نیک دارش ، که ما این ولایت از ایشان داریم ،پس اگر بیعت نکند ، خویشتن را از اینان نگاهدار ... غیر ازشناسائی افراد ونشان دادن کانون های مقاومت علیه یزید، معاویه قلمرو شام، حجاز، عراق را نیز تبیین کرد : مردم حجاز را مراعات کن ، زیرا آنان اصل تو هستند هرکسی از آنان نزد تو آید آنان را گرامی بدار. در مورد عراق هرگاه از تو خواستند حاکمی را عزل کنی درخواست آنان را اجابت کن حتی اگر روزانه باشد . به آن توجه و عمل کن زیرا عزل کردن برای من امری پسندیده تر و دوست داشتنی تر از اینکه صدهزار شمشیر بر تو کشیده شود .مردم شام هم مورد اعتماد و اطمینان تو هستند . اگر از دشمنی دشمنان مسئله ای پیش آمد ؛ با مردم شام مسئله را حل کن ،وبر دشمن پیروز شو پیروزی
موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، عکس ، غزلیات ، خاطرات ، آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ ، بدون شرح
برچسب های خلدستان : شعر و غزل , آدمک , نی لبک , قاصدک
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب

۩۩۩ ☫ (طریقت) م صنما رفع اتهامم کن ☫ ۩۩۩
در این محاکمه تفهیم اتهامم کن
سپس به بوسۀ کارآمدی تمامم کن
مرا که تیغ زمانه نکرد آرامم
تو با سیاست ابروی خویش رامم کن
به اشتیاق تو، جمعیتی است در دل من
بگیر تنگ در آغوش و قتل عامم کن
شهید نیستم اما، تو کوچۀ خود را
به پاس این همه سرگشتگی به نامم کن
شراب کهنه چرا، خون تازه آوردم
اگر که باب دلت نیستم حرامم کن
لبم به جان نرسید وُ رسید جان بـر لب
(طریقت)م صنمـــا رفع اِتـهامم کن
موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، نثر ( ارائه ی مطلب) ، مناسبت مذهبی ، عکس ، سیاسی ، غزلیات ، مطالب دردست چاپ ، بدون شرح
برچسب های خلدستان : شعر و غزل , طریقت دوبیتی
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب

۩۩۩ ☫ (طریقت) م صنما رفع اتهامم کن ☫ ۩۩۩
در این محاکمه تفهیم اتهامم کن
سپس به بوسۀ کارآمدی تمامم کن
مرا که تیغ زمانه نکرد آرامم
تو با سیاست ابروی خویش رامم کن
به اشتیاق تو، جمعیتی است در دل من
بگیر تنگ در آغوش و قتل عامم کن
شهید نیستم اما، تو کوچۀ خود را
به پاس این همه سرگشتگی به نامم کن
شراب کهنه چرا، خون تازه آوردم
اگر که باب دلت نیستم حرامم کن
لبم به جان نرسید وُ رسید جان بـر لب
(طریقت)م صنمـــا رفع اِتـهامم کن
۩☫ اشعار /غزل :ایام خریدار (طریقت) عید فطر ☫۩

.
موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، غزلیات ، قصاید ، بدون شرح ، گوناگون
برچسب های خلدستان : شعر و غزل , طریقت دوبیتی
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب

۩☫ شعر و غزل(آدمک، نی لبک،قاصدک)طریقت ☫۩۩۩


آدمـک آخـر دنـیــاست، بــدان
عاقبت قافــله در جاست، بدان
کدخدایی که بــزرگش خــواندی
به خودآ مثل تو تنهاست، بدان
قاصدک نامه مــعشوقه رسان
شوخی کاغــذی ماســت، بدان
فکر کن کـــار تو ارزشمند است
نی لبک گــریه نه زیبـــاست، بدان
صبح فردا دگرت نیست،که نیست
تازه اِنگــار که فــرداست، بدان
راستی آنچه که یادت دادیم
پر زدن نیست که درجاست،بدان
شاعرک نغمه وُ آواز بخوان
به خودآ آخر دنیاست، بدان


ح(طریقت)
محمّدمهدی طریقت
۩خــُلدستان طریقت( جدید )۩
نامه ولی امر مسلمین به فرزند حرام لقمه اش : در آن آخرین روزهای عمر معاویه به یزید گفته بود : ای پسر بدان که من هرچه ببایست کردم و گردن عرب نرم گردانیدم و مبارزان جهان کم کردم ، و از همه ی خلق بیعت بستدم ، مگر از چهارتن ، ومن تورا بگویم باهرکسی چکار کن" و اماعبدالرحمن بن ابن بکر مردی است لهو وُلعب دوست ، بدو هرچه می خواهد بده تا سرگرم وبدان مشغول باشد ،وعبدالله ابن عمربه عبادت مشغول است .اوخود ملک نجویدو وعبدالله ابن الزبیر از او بازنگرد تا بیعت کند، هرچه خواهد به او بده و نیک دارش ، که ما این ولایت از ایشان داریم ،پس اگر بیعت نکند ، خویشتن را از اینان نگاهدار ... غیر ازشناسائی افراد ونشان دادن کانون های مقاومت علیه یزید، معاویه قلمرو شام، حجاز، عراق را نیز تبیین کرد : مردم حجاز را مراعات کن ، زیرا آنان اصل تو هستند هرکسی از آنان نزد تو آید آنان را گرامی بدار. در مورد عراق هرگاه از تو خواستند حاکمی را عزل کنی درخواست آنان را اجابت کن حتی اگر روزانه باشد . به آن توجه و عمل کن زیرا عزل کردن برای من امری پسندیده تر و دوست داشتنی تر از اینکه صدهزار شمشیر بر تو کشیده شود .مردم شام هم مورد اعتماد و اطمینان تو هستند . اگر از دشمنی دشمنان مسئله ای پیش آمد ؛ با مردم شام مسئله را حل کن ،وبر دشمن پیروز شو پیروزی
موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، نثر ( ارائه ی مطلب) ، مناسبت ملی ، عکس ، سیاسی ، آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ ، دوبیتی
برچسب های خلدستان : شعر و غزل , آدمک , نی لبک , قاصدک
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب

۩☫ شعر و غزل(آدمک، نی لبک،قاصدک)طریقت ☫۩۩۩


آدمـک آخـر دنـیــاست، بــدان
عاقبت قافــله در جاست، بدان
کدخدایی که بــزرگش خــواندی
به خودآ مثل تو تنهاست، بدان
قاصدک نامه مــعشوقه رسان
شوخی کاغــذی ماســت، بدان
فکر کن کـــار تو ارزشمند است
نی لبک گــریه نه زیبـــاست، بدان
صبح فردا دگرت نیست،که نیست
تازه اِنگــار که فــرداست، بدان
راستی آنچه که یادت دادیم
پر زدن نیست که درجاست،بدان
قاصدک نغمه وُ آواز بخوان
به خودآ آخر دنیاست، بدان
دَم و بازدم برجهان ساز کن سفیران اندیشه پرواز کن
گُهر با هنر نقشه پرداز کن زِعلم وُ اَدب قاصدک ناز کن
ح(طریقت)
محمّدمهدی طریقت
۩خــُلدستان طریقت( جدید )۩
نامه ولی امر مسلمین به فرزند حرام لقمه اش : در آن آخرین روزهای عمر معاویه به یزید گفته بود : ای پسر بدان که من هرچه ببایست کردم و گردن عرب نرم گردانیدم و مبارزان جهان کم کردم ، و از همه ی خلق بیعت بستدم ، مگر از چهارتن ، ومن تورا بگویم باهرکسی چکار کن" و اماعبدالرحمن بن ابن بکر مردی است لهو وُلعب دوست ، بدو هرچه می خواهد بده تا سرگرم وبدان مشغول باشد ،وعبدالله ابن عمربه عبادت مشغول است .اوخود ملک نجویدو وعبدالله ابن الزبیر از او بازنگرد تا بیعت کند، هرچه خواهد به او بده و نیک دارش ، که ما این ولایت از ایشان داریم ،پس اگر بیعت نکند ، خویشتن را از اینان نگاهدار ... غیر ازشناسائی افراد ونشان دادن کانون های مقاومت علیه یزید، معاویه قلمرو شام، حجاز، عراق را نیز تبیین کرد : مردم حجاز را مراعات کن ، زیرا آنان اصل تو هستند هرکسی از آنان نزد تو آید آنان را گرامی بدار. در مورد عراق هرگاه از تو خواستند حاکمی را عزل کنی درخواست آنان را اجابت کن حتی اگر روزانه باشد . به آن توجه و عمل کن زیرا عزل کردن برای من امری پسندیده تر و دوست داشتنی تر از اینکه صدهزار شمشیر بر تو کشیده شود .مردم شام هم مورد اعتماد و اطمینان تو هستند . اگر از دشمنی دشمنان مسئله ای پیش آمد ؛ با مردم شام مسئله را حل کن ،وبر دشمن پیروز شو پیروزی
موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، مناسبت مذهبی ، مناسبت ملی ، سیاسی ، بدون شرح
برچسب های خلدستان : شعر و غزل , آدمک , نی لبک , قاصدک
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب


۩☫ شعر و غزل /طریقت دوبیتی ☫۩۩۩
از عطر غزل غزالِ احساس دمید
دریای غزل یونس وُ الیاس پدید
از باده وُ نرگسان وُ سوسن بلبل
خُنیاگر ما بهارِ گیلاس وزید
.
.

به انتظار کسی نیستم ، به غیر شعر وُ غزل
چو در قرار کسی نیستم ، به غیر شعر وُغزل
اگرچه دور و بر من پر است از آدم
ولی کنار کسی نیستم،به غیرشعروُ غزل
به پای درددل هیچکس نمیمانم
که غمگسارکسی نیستم به غیرشعر وُ غزل
تو نیستیّ و کمی سر به زیرتر شدهام
نه! شرمسار کسی نیستم به غیر شعر وُ غزل
ترانه های (طریقت) چو انتظار منست
در انتظار کسی نیستم به غیر شعر وُ غزل
![]()
۩#خلدستان طریقت ( صفحه جدید )۩# محمد مهدی #طریقت
موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، غزلیات ، قصاید ، دوبیتی ، گوناگون
برچسب های خلدستان : اشعار , غزلیات , شعر و غزل , طریقت دوبیتی
.: Weblog Themes By Pichak :.
