ژاله شاعری که اشعارش را آتش زد/ چه میشد آخر ای مادر اگر شوهر نمیکردم؟

ژاله اندیشههای بسیار متجددانهای داشت. با این وجود به دلیل روحیه درونگرا و لطیفش، هرگز در مسائل اجتماعی روز دخالت نکرد. این مسئله تا آنجا در وجود او ریشه کرده بود که حتی شعرهایش را نیز از دیگران مخفی میکرد؛ ژاله بخش اعظم اشعارش را آتش زده و از بین برده بود.
عالمتاج قائممقامی، متخلص به ژاله، یکی از شاعران کمترشناختهشده معاصر است. ژاله یکی از اولین شاعران زن ایرانی است که به حقوق زنان در ایران پرداخته است.
به گزارش فرارو، ژاله، به عمد اکثر نوشتههایش را از بین برده است. با این وجود، حسین پژمان بختیاری، فرزند ژاله، تعدادی از نوشتههای او را به چاپ رساند. با چاپ آثار ژاله، او مورد توجه بسیاری از ادیبان زمانه قرار گرفت؛ با این حال، ژاله هرگز چنان که باید دیده نشد.
زندگی ژاله قائممقامی
ژاله در اسفند سال 1262 در فراهان دیده به جهان گشود. او در خانوادهای صاحب منصب متولد شد و از کودکی در ناز و نعمت زندگی کرد. مادر او، فرزند میرزاابولقاسم معینالملک، دولتمرد دوره قاجار بود. پدرش نیز نوه قائم مقام فراهانی، صدر اعظم ایران در دوره محمدشاه قاجار بود. ژاله از پنجسالگی به مکتب رفت و فارسی و عربی را به علاوه دیگر علوم یاد گرفت.
ژاله شیفته علمآموزی بود. با این حال با ازدواج در 15 سالگی، از تحصیل محروم ماند. ازدواج ژاله تبدیل به بحرانی شد که در تمام زندگی دامن او را گرفت. او با دوست نزدیک پدرش، علیمرادخان بختیاری، که چندین سال از او بزرگتر بود ازدواج کرد. این ازدواج روح او را مورد خدشه قرار داد. علیمرادخان یکی از چهرههای سیاسی و نظامی مطرح زمانه خودش بود. او از اقوام نزدیک سردار اسعد بختیاری، یکی از اصلیترین چهرههای مشروطهخواه در ایران، بود.
ژاله به سبب روحیه سلحشورانه علیمراد و دوری او از مسائل معنوی، از ازدواج با او احساس پشیمانی میکرد. همین مسئله هم باعث شد که ازدواج آنها خیلی زود به پایان برسد. حاصل این ازدواج، تولد فرزندی بود که در ادامه به یکی از مطرحترین شاعران و نویسندگان زمانهاش بدل شد؛ حسین پژمان بختیاری.
ژاله اندیشههای بسیار متجددانهای داشت. با این وجود به دلیل روحیه درونگرا و لطیفش، هرگز در مسائل اجتماعی روز دخالت نکرد. این مسئله تا آنجا در وجود او ریشه کرده بود که حتی شعرهایش را نیز از دیگران مخفی میکرد؛ ژاله بخش اعظم سرودههایش را آتش زده و از بین برده بود.
با جدایی ژاله از علیمرادخان، فرزند آنها ابتدا با پدر و در نهایت در دوران جوانی تا پایان عمر با مادرش زندگی کرد. حسین پژمان بختیاری، بعدها اشعار باقیمانده مادرش را منتشر کرد. او در مقدمه این کتاب به رابطه پدر و مادرش با یکدیگر میپردازد. حسین پژمان بختیاری، علاوه بر این که مادرش را زنی آزادیجو، با روحیات تجددخواهانه میداند، نفرت ژاله را از علیمرادخان، حاصل نوعی نگاه شاعرانه و غیرواقعگرا قلمداد میکند. او در این مورد مینویسد: «من از بعضی جهات به مادرم حق میدهم که از همسری با پدرم ناراضی باشد، اما بهصورت مطلق، او را ذیحق نمیدانم.»
اهمیت شعر ژاله قائممقامی
ژاله را با عنوان «شاعر آینهها» به یاد میآورند. او بهنوعی آینه تمامنمای موقعیت زنان در عصر خود بود. در واقع، ژاله قائممقامی از معدود شاعران زن ایرانی تا قرن سیزدهم است. در بین همین شاعران انگشتشمار، قائممقامی از اهمیت ویژهای برخوردار است. اهمیت شعر او را در وهله اول باید در نگاه او به حقوق زنان دانست.
مرد اگر زن را بیآزارد بهعمدا مرد نیست
کآگهی بیدرد را از حال صاحبدرد نیست
طرد خواهی شد ز اقلیم وجود ای زن از آنک
در همین باره:
چرا افلاطون شاعران را از شهر آرمانی خود اخراج کرد؟
رازهای ناگفته کتابهای درسی؛ قصههایی که کودکیمان را ساختند(+عکس)
مر طفیلی را نصیبی غیر نفی و طرد نیست
آخر ای زن جنبشی کن تا ببیند عالمی
کآنچه ما را هست، هم زان بیشتر در مرد نیست
این نوع نگاه برای زنی که در یک جامعه مردسالار و سنتی زندگی کرده است، بسیار متجدد و حقطلبانه به نظر میرسد. ژاله معتقد است که مردان و زنان باید از حقوق برابری برخوردار باشند و در صورتی که به زنان فرصت برابر داده شود، میتوانند همپای مردان به جامعه کمک کنند.
ژاله علاوه بر اینکه در اشعارش به حقوق زنان اشاره دارد، بسیاری از افکار قدیمی و پوسیده را نیز در مورد زنان نفی و نهی میکند؛ او در مورد ازدواج و کودک همسری مینویسد:
چه میشد آخر ای مادر اگر شوهر نمیکردم؟
گرفتار بلا خود را چه میشد گر نمیکردم؟
مگر بار گران بودیم و مشت استخوان ما
پدر را پشت خم میکرد اگر شوهر نمیکردم؟
نگویم پیر و ممسک بود و آتشخو، ولی آخر
بدان نابالغی شوهر چه میشد گر نمیکردم؟
پدر را و تو را آوخ گر اندک تجربت بودی
من اکنون ناله از بیمهری اختر نمیکردم
ژاله زنی دردکشیده بود و این درد را تبدیل به شعر میکرد.
اهمیت دیگر اشعار ژاله، در زیبایی و نوآوری ادبی آنهاست. شعر او، در عین حال که کاملا برآمده از ادبیات کلاسیک فارسی است، اما نگاهی جدید را وارد ادبیات میکند؛ نگاهی زنانه و ظریف را که بعدها در شعر شاعران زن دیگری نیز دیده شد. بههرحال، با وجود اینکه اکثر اشعار ژاله از بین رفتهاند، اما همین تعداد اندک هم کار خودشان را کردهاند و تاثیر مهمی در مسیر احقاق حقوق زنان داشتهاند.
موضوعات مرتبط خلدستان: نثر ( ارائه ی مطلب) ، متن ادبی ، عکس ، سیاسی ، برآستان جانان(تذکره شعرا) ، خاطرات ، آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ
برچسب های خلدستان : سیاسی , آقای پزشکیان
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
***
کشورم حیف چپاول شده ،شد ویرانه
باز بایادِ بهار عربی غمکده هم پیمانه
من ز توفان حوادث نهراسم هرگز
این زِ بی عُرضگی ماست حلب ایرانه
***
کسی را می شناسی مثل ما دیوانه ای باشد ؟
چنین وابستگی هرگز ،چنین بی خانه ای باشد
کسی اصلا شبیهِ ما مگر هم هست در عالم
تورا آباد می خواهد ، خودش ویرانه ای باشد؟
کسی هر شب تو را در خوابهایش می کشد آغوش
کسی اینجا دلش پر می کِشد بر شانه ای باشد
کبوتر وار عاشق شد دلم تا پیشِ چشمانت حلب آباد
خودش دامت شود بی آنکه حرف از دانه ای باشد
تو ای آتش بسوزانم ،که در خود حل کنی ایران
مرا دستار براینپیله آوردست تا پروانه ای باشد
چنان از چشم هایت می چِکد خونابِ چون آتش
که می خواهد دلم یک عمر در میخانه ای باشد
خدایی درد دارد عاشقی وقتی که در شهرت
خیابان آشنا باشد خودش بیگانه ای باشد !
باده آموخت به من رمز پريشانی وُ بس
در نسيم از غم تو بی سر و سامانی وُ بس
بوی پيراهنی از باده بياور ، گَر نه
غم يوسف بكشد ، عاقل كنعانی وُ بس
انجمن چاك گريبان تو آموخت به من
بعد از آن غنچه صفت ، سر به گريبانی وُ بس
آه از اين درد كه زندان قفس خواهد كشت
منِ خو كرده به پرواز گلستانی وُ بس
ليلی من ! غم عشق تو بنازم كه كشی
با تمنّای جنون ، قيس بيابانی وُ بس
گُل وُ گلبرگِ شقايق ، دل مجنونِ سروش
داغ بر دل به نَهد لاله ی شمعانی وُ بس
انجمن ، باغ دل آثار (طریقت)جوید ، ؟
عشق سامان بدهد اين همه ويرانی وُ بس


۩خــُلدستان طریقت(خطبه دوم )۩محمد مهدی طریقت ↘<<خطبه دوم 

موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، مناسبت مذهبی ، متن ادبی ، عکس ، سیاسی ، غزلیات ، برآستان جانان(تذکره شعرا) ، خاطرات
برچسب های خلدستان : خلدستان , دوبیتی , سیاسی , بی عرضگی
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
شعله بر دامن آن زلف معنبر نزنید
باد بر آتش خود دامن محشر نزنید
شمع بیدار دلان روشنی از شعر غزل
آب حیوان به رخ خضر مکرر نزنید
برق شعرم که به بال و پر پرواز بلند
قدسیان را سر مقراض به شهپر نزنید
خسته ام از سخن عشق به خاموشی لب
مهر از موم به منقار سمندر نزنید
نیست یک سرو که زانو به نهال تو زند
بعد ازین در چمن خلد سراسر نزنید
انجمن شعر خط راست شب از من دارد
دامن دشت جنون را همه مسطرنزنید
خرقه ام خرقه ای از بخیه هستی ساده است
همچو سوزن ز گریبان فنا سر نزنید
گر چه زاهد نیم، آداب وضو می دانم
شسته ام دست ز سجاده و ساغر نزنید
تا ابد کاسه در یوزه به نیسان نبرم
به گره آب رخ خویش چو گوهر نزدنید
شعر و اندیشه آزادی از آن حلقه زلف؟
رزق پرواز شود بالم اگر پر نزنید!
شاعر آن بلبل مستم که ز شیرین سخنی
نمک طی( طریقت) کف رهبر نزنید

۩۩۩ ☫ برآستان جانان (طریقت )عنوان (غزل) سیاسی (اقتصادی ☫ ۩۩۩
انجمن میگسترام با سخندانی که نیست
فقر آمد ، انجمن کو دین و ایمانی که نیست
عامل این نابسامانی که هست از اتحاد
میروم پنهان کنم پشم پشیمانی که نیست
گشته ام بالا و پایین شهر را شب با چراغ
بس ملول از دیو و دد پبودم زِ انسانی که نیست
دردها را میکشم با خود به هر سو تا مرض
درد بی درمان مجو دارو و درمانی که نیست
بر سر پیمانه در میخانه هنگام ظهور
میرسد پیر مغان با عهد و پیمانی که نیست
روزهای جمعه در مهمانی مادر عیال
همچو مریم بیگمی خان بر سر خوانی که نیست
روز پیری تا که صرفٍ هضم من آسان بود
میجَوم هر لقمه ای را زیر دندانی که نیست
کشک و بادمجان ،فسنجانی اگر قسمت نشد
در ازای مرغ بریان و فسنجانی که نیست
از خوش اقبالیست شاید هرکه میبیند به خواب
سفره ای گسترده از آلاء الوانی که نیست
زیر کرسی میچپم هر شب کنار همسرم
در هراس از برف و بوران زمستانی که نیست
یار را دیدم سلامش کردم و گفتا علیک
گفتمش قربان پاسخ گفتنت جانی که نیست
غبغبش در کف لبش بر لب دلم را یافتم
همچو یوسف در ته چاه زنخدانی که نیست
گفت ادب را از چه کس آموختی؟ازبی ادب؟
گفتمش: لا ، بوده ام شاگرد لقمانی که نیست
دیده ام در هیئت دولت که از مافوق خود
هر وزیری میبرد فی الفور فرمانی که نیست
مملکت را منقبت گویی فزون شد جملگی
شیخ شد جویای مداح و ثناخوانی که نیست
فتنه سر برکرد از هر سوئی و شاعر ساختند
شعر میگویند بهر چشم فتّانی که نیست
در هجوم نرّه دیوان گشت مفقودالاثر
خاتم امنیّت از دست سلیمانی که نیست
مختلسها را پس از ابلاغ حکم دادگاه
بردهاند اغلب ازاین زندان به زندانی که نیست
با شرارتها که حکام خزان جا میکنند
در زمستان دفن میگردد بهارانی که نیست
بر سر هر کو نمک خورد و نمکدان را شکست
پیر ما فرمود بشکن آن نمکدانی که نیست
پتک آقازادهای خواهی اگر باشی بکوب
کلّه ای یکضرب بر ماتحت سندانی که نیست
نوچه های داش مشدی های طهران غیب شد
چاه ویل خویش را در چاله میدانی که نیست
ماده خرها هم بر این عهدند با کشف حجاب
بر عبا وُ بر ردا کرده پالانی که نیست
دل تمنای گلستانهای دیروزی نمود
بردمش گرمابه در رؤیای کاشانی که نیست
خار در دشت و دمن رویید و از حسرت نصیب
سر گذارد روی دامان گل افشانی که نیست
قشم را کردند کیش و خوف دارم تن کنند
چین و ماچین در خلیج فارس تنبانی که نیست!
از مسلمانی در این موطن به جا ماندهست نام
زرخرید بوذرش کردند سلمانی که نیست
شیخ کذّابان عالم گر فریدون هم بود
همچو ضحاکاست رستم مردِدَستانی که نیست
در کهنسالی شمار صیغه کردنهایشان
میکند غرق خجالت شیخ صنعانی که نیست
میروم از تصفحه ی تاریخ تــا عهد قجر
مینشینم بر در کاخ گلستانی که نیست
در تلاطم کشوری داریم با خلقی نزار
مرد و زن در آرزوی لعل خندانی که نیست
یک طرف قحط الرجال وُ یک طرف درد و بلا
مرگ بر ملت مسلط گشته طغیانی که نیست
روس منحوس است و اقدام تزار از بهر جنگ
فتحعلیشاه است با فتح نمایانی که نیست
انقلابی میرسد از راه بغداد و فغان
نام آن مشروطه با بخت درخشانی که نیست
مجلس شورای امنیت بنابر مصلحت
وضع قانون میشود با قصد عمرانی که نیست
متن قانون اساسی مادّه ،کرده تبصره
لازم الاجراست اما خود تو میدانی که نیست
انقلابی میرسد از راه اسهالی نشان
با هزاران وعدهی پیدا و پنهانی که نیست
خضر فرّخ پی رسد از راه و بخشد زندگی
با نثار جرعه های آب حیوانی که نیست
آرمانشهری که دادش مژده حرمانشهر شد
با ندانمکاری انصار و اعوانی که نیست
غرق نعمتهای گوناگون در عهده ازل
نابسامان تا ابد با وضع سامانی که نیست
گور میلیونها نفر را کنده ایم اما نخست
مرگ اینک بر سر ناز است فراخوانی که نیست
با فشار اقتصادی ذیل انواع فساد
ما فنا گشتیم و میگویند : بحرانی که نیست
با امیران معاصر جنگ ها کردیم سخت
تا که جاویدان بماند ملک ایرانی که نیست!
از(طریقت) بوده ام خرسند :عنوان غزل
حالیا درین غزل دارای عنوانی که نیست
۩خــُلدستان طریقت(غزل بازنشستگی )۩محمد مهدی طریقت ↘<<خطبه دوم


موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، مناسبت ملی ، سیاسی ، غزلیات ، برآستان جانان(تذکره شعرا) ، قصاید ، آثارچاپ شده
برچسب های خلدستان : برآستان جانان , طریقت , عنوان , غزل
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
بازنشستگان منتظر باشند؛ تا پایان تیرماه حقوقها مناسبسازی میشود=(کار آمد)
شکوفایی درسکوت و تنهایی ...
محیط زندگی ما بیش از حد شلوغ و پر سرو صداست شاید چون در جامعه ای زندگی می کنیم که با درونگرایی اهمیتی نمی دهد ...نه تنها برای تنهايی و سكوت ارزشی قائل نیست بلکه حتی آن را نوعی ناهنجاری می داند!از این جهت است که ما دائما در حال پركردن درون خود با محصولات خارجی هستیم حرف زدنهای دیوانه وار دیدن افراطی فيلم ها و برنامه های راديويی و تلويزيونی و گم کردن خود در هیاهوی پوچ اجتماع ما مثل کسیکه آب شور دریا را خورده است دچار تشنگی مفرط شده ایم و دائما در حال جذب اطلاعات هستیم. در ارزوی گردش و تفریح و همیشه نگرانيم که نکند چيزی مهمی را از دست بدهيم!خلاصه اینکه سعی داریم با هر وسیله ای خودمان را مشغول کنیم

عطّار نیشابوری:
زادهٔ سال ۵۴۰ هجری،، ۱۱۴۶ میلادی ،نیشابور،درگذشت۶۱۸ هجری قمری ،۱۲۲۱ میلادی ،شادیاخ(نیشابور)،آرامگاه آرامگاه عطار نیشابوری ،محل زندگی نیشابور،ملیت ایرانی،محل تحصیل نظامیه نیشابور،پیشه شاعر، نویسنده، عارف، صوفی ،سالهای فعالیت قرن ششم و سالهای نخستین قرن هفتم هجری قمری ،آثار : الهینامه، اسرارنامه، مصیبتنامه، تذکرةالاولیا، منطقالطیر، جواهرنامه، خسرونامه، مختارنامه (کتاب)، پندنامه، اشترنامه، نزهةالحجاب، بیانالارشاد،سیفصل، هیلاجنامه،وصلتنامه
سبک مثنوی، نثر، غزل، رباعیات،عنوان شیخ عطار
دوره حکومتهای سلطان سنجر سلطان محمد خوارزمشاه

نعمت الله ترکی، مدیرعامل صندوق بازنشستگان کشور: ۹ هزار میلیارد تومان بودجه در قالب مناسب سازی حقوق بازنشستگان تا پایان تیرماه تعیین تکلیف میشود. این صندوق یک میلیون و ۶۵۰ هزار نفر عضو دارد که مازندران با ۸۵ هزار نفر رتبه سوم در کشور دارد اما هیچ راهکاری برای برون رفت مشکلات صندوق بازنشستگی در برنامه هفتم ارائه نشده است.
يك پروفسور فرانسوی در جشن بازنشستگی اش در دانشگاه سوربن فرانسه چنین گفت : من عمرم را وقف ادبیات فارسی ایرانی کردم و برای این که به شما اساتید و روشنفکران جهان توضیح دهم که این ادبیات عجیب چیست ، چاره ای ندارم جز این که به مقایسه بپردازم و بگویم که ادبیات فارسی بر چهار ستون اصلی استوار است : فردوسی ، #سعدی ، #حافظ و #مولانا .
فردوسی ، هم سنگ و همتای هومر یونانی است و برتر از او .
سعدی ، آناتول فرانس فیلسوف را به یاد ما می آورد و داناتر از او .
حافظ با گوته ی آلمانى قابل قیاس است ، که او خود را ، شاگرد حافظ و زنده به نسیمی که از جهان او به مشامش رسیده ، می شمارد .
اما مولانا ، در جهان هیچ چهره ای را نیافتم ، که بتوانم مولانا را به او تشبیه کنم ، او یگانه است و یگانه باقی خواهد ماند ، او فقط شاعر نیست ، بلکه بیشتر جامعه شناس است و روانشناسی کامل ، که ذات بشر و خداوند را دقیق می شناسد ، قدر او را بدانید و به وسیله ی او خود و خدا را بشناسید،من اگر تا پایان عمرم دیگر حرفی نزنم ، همین شعر برای همیشه کافی است :
باران که شدى مپرس ، اين خانه کيست
سقف حرم و مسجد و ميخانه يکي است
باران که شدى، پياله ها را نشمار
جام و قدح و کاسه و پيمانه يکي است
باران! تو که از پيش خدا مى آیی !
توضيح بده عاقل و فرزانه يکي است
بر درگه او چون که بيفتند به خاک
شير و شتر و پلنگ و پروانه يکي است
با سوره ى دل، اگر خدا را خواندى
حمد و فلق و نعره ى مستانه يکي است
از قدرت حق، هر چه گرفتند به کار
در خلقت حق، رستم و مورانه يکي است
گر درک کنى، خودت خدا را بينى
درکش نکنى، کعبه و بتخانه يکي است
❤️این پیام را منتشر کنید. مهربانی هزینه ای ندارد و رساندن دانش عبادت است. ❤️ قربتا الي الله:))گاهی روز این را منتشر کنید وگاهی شب من شبانه روز با انتظار نشسته ام ..
ح. (طریقت)
موضوعات مرتبط خلدستان: نثر ( ارائه ی مطلب) ، خبر ـ اطلاعیه ، بدون شرح ، گوناگون
برچسب های خلدستان : مژده به بازنشستگان , خبر , ضرب المثل , سیاسی
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
۩۩۩ ☫اشعار/:(طریقت)راه حلی داری و امسال تقصر ست ☫۩۩۩
یا علی گفتیم و نظم آغاز شد .....
.....
حسابِ مملکت در کوی انتگرال گیرست
ولیکن منطق وُ تابــوی استدلال شیرست
حکومت :درتوان حاکمان شد ضرب و تقسیم
گمانم در تونل یا آلونک همتای رادیکال پیرست
فدای طاق ابروی بتانِ خوب یونانی
که در حکم توابع های بی اشکال تفسیرست
به حد بینهایت میل داری اختلاس آری !
به جمع خسته اعداد گنگ و لال تدبیرست
جهان با بینهایت مثبت و منفی چه خواهی کرد
صراط: اینجا نگاه ذره المثقال کفگیر ست
برای اینهمه مجهول و دنیایی پر از تردید
(طریقت) راه حلی داری و امسال تقصیر ست
****
ای عشق، دار و ندارم حکومت است
این بار، سیب و انارم حکومت است
هر بار شعله بجانم کشیده ای
یک بار، سوز و شرارم حکومت است
از درد، شانه ما را شکسته ای
بردار! ایل و تبارم حکومت است
بر باد رفته طلای جوانی ام
برگرد، نقد عیارم حکومت است
دیریست ساکن زندان حسرتم
برخیز راه فرارم حکومت است
این شعر جای سپیدارها نبود
این نظم ، قالی دارم حکومت است
بگذار خاطره ساز دلم شود
این شعر شام دیارم حکومت است
ح. (طریقت)
دولتی که پرورش روح و اعتلای نفس افراد خود را محدود میکند و یا در حداقل نگه میدارد، دولتی که افراد را کوچک میکند تا بهتر بر آن ها مسلط باشد هر چند که از تسلط بر آنان نفع آنان را در نظر داشته باشد، روزی متوجه میشود که با افراد کوچک و ناتوان کارهای بزرگ نمیتوان کرد.
چنین دولتی روزی پی خواهد برد که کفایت دستگاه حکومت که به خاطر آن همه چیز را فدا کرده است برای او حاصلی ندارد زیرا نیروی حیاتی و محرکی را که برای چرخاندن این دستگاه لازم است، خود نابود کرده است.

ادامه مطلب ↘
![]()
۩خــُلدستان طریقت (صفحه جدید )۩۩ محمد مهدی طریقت ↘ <<< ادامه مطلب
موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، سیاسی ، خاطرات ، قصاید ، آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ ، بدون شرح
برچسب های خلدستان : اشعار , خلدستان , طریقت , سیاسی
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب


۩۩۩ ☫اشعار(طریقت)ما که از اعتراض می ترسیم (مرگ)☫ ۩۩۩
گفته بودند زندگی این است ؛
دردهامان بدونِ تسکین است
قرص هامان همیشه آرا مِش
چشم هامان همیشه غمگین است
از قضا حال و روزمان گویا ؛
کیفرِ صد هزار نفرین است
ما اسیرانِ مذهب وُ مرزیم
مرگ بر ما چنین ننگین است ؛
ما که از "اعتراض" می ترسیم !
همچو پرچم ، به خویش می لرزیم
ما رضایت به هیچ داده وُ بس
سر به زیر وُ نجیب وُ سنگین است
ما همان پیرِ قُل مرادیم مــا
هرچه گفتند بهر تسکین است
گوشت را دستِ گربه دادیم ما ...
کی اسیری به قید تضمین است
مرگ باید به دادمان برسد ؛
ما که از "اعتراض" می ترسیم !
ما همان زن ، زنی که ناچار است
از فشارِ سکوت ، بیمار است
تن به مردی سپرده ایم اما ؛
او مریض است و "دیگرآزار" است
زندگی نیست این که ما کردیم
آبرو داری است و اجبار است ...
ما اسیرانِ مذهب و مرزیم
مرگ باید به دادمان برسد ؛
ما که از "اعتراض" می ترسیم !

موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، مناسبت مذهبی ، مناسبت ملی ، متن ادبی ، سیاسی ، آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ
برچسب های خلدستان : اشعار , تضمین , سیاسی , ما که از

۩۩۩ ☫ برآستان جانان (دکتر رضا ) منصوری ☫ ۩۩۩
جمعه ۲۹ فروردین ۱۳۹۹

دکتررضا منصوری-عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف- رئیس انجمن فیزیک ایران-معاون پژوهشی وزیر علوم در دولت خاتمی
🔴این روزها یادداشتهای سال ۱۳۹۳ خودم را میخواندم از طرح رصدخانهء ملی ایران. اعتبارات ما در سال به ۲ میلیارد تومان نمیرسید؛ به مدیران عالی کشور میگفتم حتی اگر سالی ۷ میلیارد تومان هم به ما بدهند ۱۰ سال طول خواهد کشید تا طرح تمام شود و نورگیری تلسکوپ انجام شود. همان موقع در مصاحبهها گفته شد سال دیگر نورگیری خواهیم کرد! چرا؟ تحلیل جامعهشناسان ما چیست؟ دانشمندان علوم انسانیِ اسلامی این رفتار سیاسی را چگونه تحلیل میکنند؟
در مقابل باید تقیّه کرد؟
مصالح اجتماعی در کار است؟
در جامعه باید اخبار خوش پراکند؟
دروغ مصلحتی؟
وای برما از این رفتار! آموزش عالی ساکت است. علم هم که نداریم.
در یادداشت قبلی هم نوشتم چگونه صداقت علمی در کشور منجر به دو حکم قضایی وحشتناک شده است:
یک مورد ۸۰ ضربه شلاق، و یک مورد ۹ ماه زندان؛ به جرم صداقت؟ باز هم تقیّه؟ وقاحت تا این حد؟ دانشگاه باز هم ساکت است؟ دانشگاه از این وقاحت دفاع میکند که آبرویش نرود؟
یادم هم نمیرود، چندین دههء پیش، هنگامی را که معاون رییسجمهورِ وقت لقب «دانشمند سال» جهان را با چند صد دلار خرید و شبکهء یک سیما در اخبار ساعت ۲۱ خود با آب و تاب آن را گزارش داد. هنگامی هم که در رسانهها توضیح دادم این عنوان چگونه خریداری میشود، همان خریدارِ مقامْ در هیئت دولت به شکایت از من برخاست که فلانی کفار را به دور خود جمع کرده است. آن وقت بودند کسانی در دولت که خندیدند و باعث شدند به من آسیبی نرسد. عریانیِ وقاحت را همهء دانشگاهیان دیدند. باز هم تقیّه کردند. جامعهشناسان ما کجا هستند که این وقاحت مدنی را تحلیل کنند؟ مدافعان علوم اسلامی هم که لابد کیف میکردند از این مقامهای بینالمللی برای ایرانیان در جمهوری اسلامیِ ناسوتی. حماقت تا کجا؟ خدایا شهیدان انقلاب از دست ما چه میکشند؟ چه نازنینانی را برای توسعهء کشور، و برای آزادی از جهل و حماقت و وقاحت و پلیدی، از دست دادیم.
دیشب اما اوج همهء این ها بود. تقیّه لازم شدم؟ اخبار ساعت ۲۱ شبکهء یک سیما سران بزرگ ترین قدرت نظامی خاورمیانه، ابر قدرت منطقه، و مدافعان راستین کشورمان را نشان داد. دیگر میترسم حرفی بزنم. حرمت نیروهای نظامی ما کجا رفته؟ بسیج علمی دانشگاه شریف کجاست که به دادِ علم برسد؟ میترسم! این همه بیتدبیری در عالیترین سطح قدرت؟ دلمان را پس بهچه خوش کنیم؟ حاج قاسم کجایی که در آن دنیا تنت میلرزد: ویروس دو قطبی؟ از فاصلهء صد متری؟ در ۵ ثانیه؟ چه حکمتی در این ۵ ثانیه است؟ خارقالعاده است؟ بله تقیّه میکنم، تقیهای خارقالعاده! میترسم. نگران ایرانم!
قبل از عید به بسیج دانشگاه خودمان در یک مصاحبه گفتم بسیج یعنی این که مدافع مردم باشد نه مدافع قدرت و مقابل مردم. حالا بسیج دانشگاهی کجا است تا از منِ مردم در مقابل شیادی و حماقت علمی و وهن انقلاب و علم ایران، و آبروریزی در جهان، حمایت کند؟ اگر بسیج دانشگاه شریف، به دانشگاههای دیگر کاری ندارم، در مقابل این وهن علم و دانشگاه و انقلاب و اسلام سکوت کند، آن هم در این دورهء کرونایی که مردم حمایت همه جانبه میخواهند، باید خجالت کشید از این عنوان شریف!
بله! آموزش عالی میترسد. دانشگاهی میترسد. دانشگاهی مانند اهل علمِ حوزوی تقیّه میکند. دانشگر هم که نداریم تا مانند دانشگران جهانی اجازه ندهد کسی شیادی علمی بکند. و چه راحت شیادان در دنیا و ایران کلاه بر سر قدرتمداران ما گذاشتهاند. بسیار! کلاه تتلو بر سر روحانیت یک جور و کلاه شیادان علم و فناوری بر سر اهل قدرت جور دیگر. من که خوب یادم هست در تمام دوران انقلاب چه کسانی چه کلاهها بر سر اهل مذهب و اهل قدرت گذاشتهاند! وظیفهء اصلی ما به عنوان دانشگر یادمان نرود که گفتن واقعیت است به اهل قدرت! میماند مدعیان بسیج علمی. کجایند؟
اما خیالتان را راحت بکنم. کرونا بسیار جنبههای مثبت برای تحولات اجتماعی ایران داشت. این فقط نوعدوستی مردم ما نبود که دوباره مانند دورهء جنگ ظاهر شد. این مصادرهء احمقانهء همین حس نوعدوستی توسط قدرتمداران هم لازم بود ظاهر شود. نترسید! تحولات عمیق و بنیادی در ایران در حال رخ دادن است. احتیاج هم نیست تقیّه کنیم. بخندیم. همه میخندند، و جهان به ما میخندد. آن کس که نفهمیده همان مدعی است! دورهء پساکرونا موتور آموزش عالیِ راکد ما را در جهت علم واقعی بهحرکت در خواهد آورد. بسیج اساتید هم اگر بسیج باشد در این جهت گام بر میدارد و گرنه آب راکد است. اما من میترسم.
موضوعات مرتبط خلدستان: نثر ( ارائه ی مطلب) ، سیاسی ، برآستان جانان(تذکره شعرا) ، مطالب دردست چاپ ، خبر ـ اطلاعیه ، گوناگون
برچسب های خلدستان : برآستان جانان , دکتر رضا , منصوری , گزارش


۩☫ شعر (طریقت) قرآن به زیر پا ورهبر چنین خندان ☫۩۩۩


بگـذار تا بگویم از ابـر در بهاران
آمد چه زهر ماری در کام خلق ایران
دیگر بلا نمانده تا کربلا ببینیم
آسایش دو گیتی،تفسیر این طبیبان
فریادِ آه وُ افغان از مرد و زن بلندست
از این فشار سنگین، بر گُرده ی مسلمان
هرسوی به هرکرانه، بینی بُوَد نشانه
از غارت و چپاول،از خفّت فراوان
ازقصه فلسطین،ما جمله زهر خوردیم
از این همه خسارت،ایران شدست لبنان
آزادی فلسطین، آخر نشد میسّر
ما خود اسیر دُژمن ،با ذلتی دوچندان
یک ملت گرسنه،در جای جای میهن
جانش به لب رسیده،در سایه ی فقیران
تلخ است زندگانی ،با این همه گرانی
آقایمان فقیر است بااین همه ، جوانان
گویا که عقل سالم، در کله ای نمانده
تابشنود نصیحت،از روی عدل و ایمان
این رسم روزگارست،یا رسم کجمداری
کز جان و مال مردم،سرمایه کن تو آسان
ای وای بر امیری،کز یاد برده باشد
میثاق انقلابی ،با مردمی مسلمان
یاران روا نباشد،در رسم پاسداری
قرآن به زیر پا وُ رهبر چنین خندان
ح. (طریقت)
![]()
۩#خلدستان طریقت ( صفحه جدید )۩# محمد مهدی #طریقت
موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، مناسبت مذهبی ، مناسبت ملی ، متن ادبی ، سیاسی ، غزلیات ، برآستان جانان(تذکره شعرا) ، خاطرات
برچسب های خلدستان : اشعار , سیاسی , شهریور

۩۩☫ اشعار نغز اهل : (طریقت) سپس غزل ☫۩۩۩

سگ درمسیرِ نشسته اُمّیدی به روز نیست
شب را اُمـیدِ روزِ روشن وُ فـکرِ هنوز نیست
آزادگـــان کـشـور مـا عکــس کــوچه اند !
قرآن به نیزه کرده کَلَــک اهل دُوز نیست
دنبالِ شعرِ تازه در این سرزمین مَگـَــرد !
چشمانِ خود مَدوز به ویران! مَدوز! نیست!
ضحّاکِ ماربدوشان ، سرِ قوز اُو فِتَاده است
چُس ناله فندقی بدهد! این که گوز نیست!!
گفتند اژدهایِ سر وُ دُم لازم است حال!
کین اژدها هم آمد و آتش فروز نیست
پنهان به زیرِ پیزیِ موشان چه گنج هاست!
اموالِ مردمی شده یغما کنوز نیست؟
محراب پُر شدست ز ماران به مسچدی !
پس مسچدِ ضِرار، اِمامش عَجوز نیست؟!
اشعارِ نغزِ اَهل (طریقت) سپس غزل
دیـگــر بیانِ سرِّ معانی، رموز نیست؟!

۩خــُلدستان طریقت (صفحه آخرتیرداد )۩۩️✍ محمّدمهدی طریقت
![]()
موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، مناسبت مذهبی ، مناسبت ملی ، سیاسی ، غزلیات ، قصاید ، آثارچاپ شده
برچسب های خلدستان : اشعارِ نغزِ اَهل , طریقت , سپس غزل , خُلدستان
نامرد=سروه عبدالواحد(نامزدِ ریاست )جمهوری عراق
در ارتباط با اوضاع اولین سوال مطرح شده مسئله تنش های فرقه ای است. سروه عبدالواحد گفت: " این اواخر این مشکل از حالت مبرم خارج شده است. در بسیاری موارد این امر به مبارزه علیه تروریست های داعش* مرتبط است. همراه با پیروزی بر افراط گرایی، تنش های فرقه ای و مذهبی نیز به طور مشخص کاهش یافته اند. اگر یک سال پیش مسئله جدایی کردستان عراق از دولت فدرال مطرح بود، امروز تمامی این مسائل همراه با بغداد حل و فصل می شود. امروز ما عراقی ها شانس خوبی داریم تا یک دولت مستقل قوی ایجاد کنیم. برای این کار اکنون زمان بسیار مناسبی است."
نامزد انتخابات ریاست جمهوری عراق خاطر نشان کرد که رئیس جمهور عراق باید مسئله تقسیم عادلانه درآمدهای نفتی را حل کند. قبل از همه این امر به کردستان عراق مرتبط است. مهم است که حداکثر توجه به برقراری ارتباطات بین بغداد و اربیل معطوف شود.
موضوعات مرتبط خلدستان: سیاسی ، خبر ـ اطلاعیه
برچسب های خلدستان : خبر , نامزدِ ریاست , سیاسی , نامرد

پاسخ رهبر انقلاب ...
به نامه رئیس جمهور درباره سرانجام مذاکرات هسته ای ... (+)
موضوعات مرتبط خلدستان: سیاسی
برچسب های خلدستان : سیاسی , دوبیتی _فرزانه , حریم اختصاصی
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب

۩۩۩ ☫امن یُجیب☫ ۩۩
این روزها افرادبسیار زیادی پولهایی که خودشان
کسب نکرده اند را خرج خرید اجناسی که
نمی خواهند می کنند
تا کسانی که دوست ندراند را تحت تاقیر قرار دهند!
خدا شفا بده ...اَمَن یُجیب المضطرُ

همین الان خبر رسید کلیه تحریم ها رو برداشتند
دیگه تحریم ها کلیه ندارند
باید دیالیز بشدن ؛ براشون دعا کنید
موضوعات مرتبط خلدستان: نثر ( ارائه ی مطلب) ، مناسبت مذهبی ، مناسبت ملی ، عکس ، سیاسی ، گوناگون
برچسب های خلدستان : سیاسی , اَمَن یُجیب المضطرُ
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب

۩۩☫ شاعر / (طریقت )دوبیتی + کرگدن +اشعار ☫۩۩۩
محمّد مهدی طریقت
بر روی زمین فصل ِ بهارش زیباست
آواز پرنــدگان زِ بـاغــش گیراست
غارت ز رژیم شاه ، اختلاس از علما
از خیل عظیم رُوسپیانش پیداست
کرگدن، زورش به همه میرسه ـها
میتونه سلطان جنگلم بشه
هیکلشم خوبه
ولى خستس
میفهمى؟ حوصله نداره...


۩۩☫ شاعر / (طریقت )دوبیتی + افسانه +اشعار ☫۩۩۩
صبح با عطر تو بیدار شدن یعنی چه
در تب بوسه گرفتار شدن یعنی چه
دست در دست تو هرجای جهان چرخیدن
هرکجا تشنه ی دیدار شدن یعنی چه
میم را آخر اسمم بگذاری, جانم...
روی لبهای تو تکرار شدن یعنی چه
مثل کوهم به تنم تکیه کنی میفهمی!
دور دنیای تو دیوار شدن یعنی چه
هرچه را خواسته ای ساده به دست آوردی
ناز معشوقه خریدار شدن یعنی چه
با (طریقت)همگی حافظ وُ سعدی خواندن
کاتب این همه اشعار شدن یعنی چه...

مستِ صد دلبر شدم دیوانه گشتم لاجــرم
گردِ شمعی سوختم پـروانه گشتم لاجــرم
بوسه از بالش گرفتم تا گرفتم پر کشید
آشنـا ، نــا آشنا: بیگـانـه گشتم لاجــرم
در خیـالِ دعوتــی بـودم مـرا مهمان کنـد
غـافل از ناقاِّبلی بی خانه گشتم لاجـــرم
در پی ات آواره شـد دل نامسلمانی نکـن
بُگذر از مـن، پیرِو فـرزانه گشتـم لاجــرم
میزنم بر هم من این دفتر گذشت آن نوبهار
با (طریقت) می روم افسـانه گشتم لاجــرم
۩خــُلدستان طریقت (صفحه جدید )۩۩️✍ محمّدمهدی طریقت

![]()
<<< انجمن شعر <<< در ادامه مطلب<<<![]()

خُلدستان طریقت (جدید ) محمّد مهدی طریقت


۩۩۩☫ مرگ (طریقت )اشعار ☫۩۩۩
وقت اَجلم ناله ی رفتن هیجان است
از یار جدا میشوم این رسم جهان است
هنگامه ی هجران ستم در قلیان است*
این فن بیان از هنر سوخته جان است
شروع فن بیان نظم ناله وُ غوغاست
فزون زِناله در اینجا هزار واویلاست
کنون زِکِلک من اینک تباه می بارد
به قاب زندگیم یک ترانهء زیباست
خدای باورِ من نیست بی تو بودن را
همیشه جای تودر بی کرانه ها بالاست
زِ خـــالقِ ازلی صد گـــواه دارم من
که تیر چِلهء اوخودسفیر مهرآراست
به یاد یارسفرکرده خوش سفیرانی
که شمع جانم سفیران دگر به بادِهواست
زِسایه سارمحبت دعای همره من
تبسم است و ندانی که پشتوانهء ماست
خطاب شرح اَجل رسیده بر دل من
تمام زمزمه ها آخرین دعا وُ ثناست
قصیده و غزل وُ قطعه های نافرجام
مراد حُسن ختامم زِمثنوی برخاست
چو بانگ اِرجعی آمد غزل زِهم بگسست
غزا عزاشد وُ ماتم زمثنوی برخاست
برای اهل ادب مثل روز پیدا بود
غزل تمام نشد ،رطل مثنوی برخاست
*****
چه گویم ازدل خونین هنوز درسوداست
زِبیم زندگی وُ مرگ جان توانفرساست
تمام سختی عقبی زلذت دنیاست
اگر غلط نکنم بهتر ین جهان عقبی ست
به مرگ زنده شدن خود حکایتی گیراست
زفرش صیحه انسان بسوی عرش خداست
حکایت من وُ مجنون روایت غم هاست
شکایت دل خونین حکایت لیلاست
زآشیانهء قلبم چه نغمه ها به هواست
تمام چارهء کارم فقط به لطف خداست
سکوت کرده ام البته در بنهان غوغاست
تمام نقش وُنگارم حقیقت فرداست
برای شرط بلاغت عروج بی همتاست
ولی نبودن با اهلِ دل خودش نجواست
میان زمزمه ها،نغمه های وانفسا ست!
حدیث اهل (طریقت) دعابرای جزاست
![]()
۩خــُلدستان طریقت (صفحه201 )۩۩ محمّدمهدی طریقت
در ادامه مطلب ↘
موضوعات مرتبط خلدستان: عکس ، سیاسی ، متفرقه(طــنــز)
برچسب های خلدستان : سیاسی , اشعار , دوبیتی , کرگدن
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
.: Weblog Themes By Pichak :.




