۩۩۩☫خلدستان (طریقت)سرود => تصاویر رویتز ☫۩۩۩
وابسته وُ دلبستهء اَشعارِ سرودم
با قافیه، بی قافیه ناچارِ سرودم
باتازه ترین حادثه در مرکز اخبار
معشوقه ترین عاشق بی عار سرودم
تاآخرِ شب نامه نشد : شعرنوشتم
لا لائی خوابیدن وُ بیدار سرودم
آتش زده ام شیوهِء ارباب ادب را
من ریزَعلیِ نظم فداکارِ سرودم
وقتی که قطار آمد وُ در فاجعه ای بود
بی نام وُ نشان سخت گرفتارِ سرودم
ای کاش ادیبانه شود شعر (طریقت)
آهسته وُ پیوستهء بدهکارِ سرودم
)۩محمد مهدی طریقت ↘<<خطبه دوم

موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، نثر ( ارائه ی مطلب) ، عکس ، سیاسی ، غزلیات ، برآستان جانان(تذکره شعرا) ، خاطرات ، قصاید
برچسب های خلدستان : خلدستان , طریقت , خبر , عکس
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب


۩۩☫اشعار-خبر : واژگون نشدی (طریقت)☫۩۩
خبر (جدید ) ایران -آمریکا (فرهنگی ) 


این نقاشی، مهمانی شام ویلیام تامپسون –شهردار لندن از 1828 تا 1829 – در گیلدهال را نشان میدهد که طبق اعلام موزه ی بریتانیا، در تاریخ 11/9/1828 برگزار شده است. نکته ی جالب، پرچم های برافراشته بر فراز میزهای شام هستند که دو تایشان عبارت SOPQL را دارند. این عبارت کاملا قابل تطبیق با عبارت رومی مشهور SPQR است که مخفف SENATUS POPLUS QUE ROMANUS به معنی "سنا (مجلس) و مردم رم" است و شما میتوانید جای رم را با شهرهای دیگر عوض کنید. در متون تاریخی، عبارات مشابه SPQS برای شهر سی ینا در ایتالیا، SPQP برای شهر پاریس، SPQC برای شهر کلن آلمان، و SPQN برای شهر ناپل به کار رفته اند و در دو پرچم بالا هم مشخصا شهرهای لندن و لیورپول مد نظرند. تمام اینها نسخه های کوچکتر رمند و از امپراطوری مقدس روم درآمده اند که ظاهرا دنباله ی روم باستان ولی درواقع نسخه ی اصلی خود آن است. نکته ی جالب، اظهارنظرهای تاریخ رسمی درباره ی کاربرد SPQR برای رم باستان است. آن را روی VEXILLUMیا پرچم های قرمز کوچک امپراطوری روم با نماد عقاب ترسیم میکردند. جالب این که معنی این کلمه بادبان کوچک است. ولی از آن جالبتر این که ردش در دوره ی امپراطوری پیدا میشود و این درحالیست که عنوانش (سنا و مردم رم) نشان میدهد که باید یادگار دوران جمهوری در رم باشد. در دوران امپراطوری، سنا هیچ قدرت خاصی نداشت و همه کاره امپراطوری بود. ولی وکسیلوم ها به عنوان نوعی از ابزارهای رسانه ای وانمود میکنند که همه کاره در دولت، مجلس و مردم هستند و البته همین شعارها را در حکومت های دموکراتیک هم میشنویم. از همه ی اینها جالبتر این که عبارت مشابه SPQM در منبعی منسوب به سال 1621 برای دولت موکتزوما پادشاه آزتک ها در مکزیک به کار رفته و میتوان آن را به "سنا و مردم مکزیک" ترجمه کرد. موکتزوما ظاهرا ربطی به روم مقدس ندارد ولی جالب است که در نقاشی های قدیمی، او را با تاجی مزین به نماد عقاب دو سر روم مقدس می یابیم. چطور ممکن است یک پادشاه مشرکین با روم مقدس مرتبط شود؟ همانطورکه مشرکین قدیمی تری از ختی ها گرفته تا سلجوقی ها هم نماد عقاب دو سر را داشتند. این عقاب دو سر فرم دیگر عقاب تک سر روم باستان است و البته برخلاف آنچه امروز به ما وانمود شده است در گذشته عقاب دو سر به اندازه ی عقاب تک سر نمادی از روم باستان بوده است؛ درست مثل کلاه فریجی که اتفاقا آن هم در بعضی نگاره ها روی سر موکتزوما ترسیم شده است. در نقاشی "عیسی در مقابل پونت پیلاطس" از یانجوست، نماد عقاب دو سر پشت سر پیلاطس ترسیم شده است. درواقع عقاب دو سر، نشان میدهد که کدام ایدئولوژی، روم باستان را به روم مقدس استحاله میدهد؟ دو سر عقاب، نسبت به هم تنافر و تضاد دارند. در بعضی نگاره ها روی سر یکیشان تاج پادشاهی است و روی سر دیگری کلاه اسقفی. بدین ترتیب، یکی به راه ثروت اندوزی و قدرت طلبی میرود و دیگری به راه مسیح که مخالف آن است و این دو راه مخالف همند ولی از شکم واحدی تغذیه میشوند و از بدن واحدی نیرو میگیرند. این که به نظر میرسد قبلا عقاب صرفا تک سر بوده، برای این است که سر اسقف اخیرا ظهور کرده و بنابراین این ایدئولوژی، یک راهبرد مسیحی وانمود میشود که تلاشش برای از بین بردن گذشته ی شرک آمیز، صرفا پوششی برای حفظ و تکثیر شرک رومی علیه شرک های دیگر است. انجمن عیسی یا جنبش یسوعی در این راه مامور میشود تا برای تمام ممالک و فرهنگ های دنیا انواع و اقسام شرک نیمه مسیحی به کپی از شرک رومی تولید کند تا آنها را تدریجا در غرب ذوب کند. سال تاسیس فرقه ی یسوعی 1540 تعیین شده است. جوزف اسکالیگر، بنیانگذار تاریخ رسمی کنونی هم در همین سال متولد شده تا به زبان رمزی اعلام شود که تاریخ سالشماردار، اختراع یسوعی ها است. گاهشماری اسکالیگر، جای گاهشماری اوزیبیوس را گرفته است. اما جالب اینجاست که هیچ سند قدیمی از گاهشماری اوزیبیوس نداریم و آن تنها از طریق یک بازچاپ از سال 1818 شناخته شده است. تاریخی که بسیار کهن به نظر میرسد تاریخ نویی است که برای تخریب گذشته ی راستین قبل از خود، وارد میدان شده است. این نابودسازی یک نابودسازی آخرالزمانی است و در ایجاد زمینه برای بازگشت مسیح، از آیات 36 تا 41 انجیل متی (24) الهام میگیرد:
«اما از آن روز یا ساعت که هیچ کس از فرشتگان آسمان بلکه فقط خود پدر میداند، همانطورکه در ایام نوح اتفاق افتاد، در آمدن پسر انسان نیز چنان خواهد شد. زیرا در روزهای قبل از طوفان، مردم میخوردند و مینوشیدند، ازدواج و تولید مثل میکردند تا روزی که نوح وارد کشتی شد. و هیچ نمیدانستند که چه خواهد شد تا این که طوفان آمد و همه را از بین برد. در آمدن پسر انسان چنین خواهد بود. دو مرد در مزرعه خواهند بود. یکی گرفته میشود و دیگری رها میشود. دو زن با آسیاب دستی آسیاب میکنند. یکی گرفته میشود و دیگری رها میشود.»
نفت در جیب نظامیان = مالیات از جیب مردم
فرماندهی مرکزی آمریکا موسوم به سنتکام با انتشار بیانیهای اعلام کرد که ناو هواپیمابر آیزنهاور برای پشتیبانی از مأموریتهای فرماندهی آمریکا در منطقه از تنگه هرمز عبور کرده و به آبهای خلیج فارس رسیده است.
به گزارش مهربه نقل از الجزیره، ناو هواپیمابر آمریکایی آیزنهاور از تنگه هرمز عبور کرده و به آبهای خلیج فارس رسیده است.
فلک به مَردمِ نادان دهد زِمامِ مراد
تو اهل فضلی و دانش، همین گناهت بس
چو با ابلهان می شود همنشین تو او را به چشم بزرگی مبین
سزد گر شود خوارو درمانده کین زِ نزد همه دوستان رانده بین
محمّدمهدی طریقت

۩خــُلدستان طریقت(خطبه دوم )۩محمد مهدی طریقت ↘<<خطبه دوم 

موضوعات مرتبط خلدستان: نثر ( ارائه ی مطلب) ، مناسبت مذهبی ، مناسبت ملی ، عکس ، خاطرات ، آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ
برچسب های خلدستان : از بابل تا نیویورک , خلدستان , آمریکا , ایران
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
۩۩۩ ☫ باشعر اشعار/ طریقت )(مولا نا ) ۩۩۩
غسل در آب یخ در "عید اپیفانی" در لنینگراد روسیه/ رویترز

رندان سلامت میکنند جان را غلامت میکنند
مستی ز جامت میکنند مستان سلامت میکنند
در عشق گشتم فاشتر وز همگنان قلاشتر
وز دلبران خوش باشتر مستان سلامت میکنند
غوغای روحانی نگر سیلاب طوفانی نگر
خورشید ربانی نگر مستان سلامت میکنند
افسون مرا گوید کسی توبه ز من جوید کسی
بی پا چو من پوید کسی مستان سلامت میکنند
ای آرزوی آرزو آن پرده را بردار زو
من کس نمیدانم جز او مستان سلامت میکنند
ای ابر خوش باران بیا وی مستی یاران بیا
وی شاه طراران بیا مستان سلامت میکنند
حیران کن و بیرنج کن ویران کن و پرگنج کن
نقد ابد را سنج کن مستان سلامت میکنند
شهری ز تو زیر و زبر هم بیخبر هم باخبر
وی از تو دل صاحب نظر مستان سلامت میکنند
آن میر مه رو را بگو وان چشم جادو را بگو
وان شاه خوش خو را بگو مستان سلامت میکنند
آن میر غوغا را بگو وان شور و سودا را بگو
وان سرو خضرا را بگو مستان سلامت میکنند
آن جا که یک باخویش نیست یک مست آن جا بیش نیست
آن جا طریق و کیش نیست مستان سلامت میکنند
آن جان بیچون را بگو وان دام مجنون را بگو
وان دُرّ مکنون را بگو مستان سلامت میکنند
آن دام آدم را بگو وان جان عالم را بگو
وان یار و همدم را بگو مستان سلامت میکنند
آن بحر مینا را بگو وان چشم بینا را بگو
وان طور سینا را بگو مستان سلامت میکنند
آن توبه سوزم را بگو وان خرقه دوزم را بگو
وان نور روزم را بگو مستان سلامت میکنند
آن عید قربان را بگو وان شمع قرآن را بگو
وان فخر رضوان را بگو مستان سلامت میکنند
ای شه حسام الدین ما ای فخر جمله اولیا
ای از تو جانها آشنا مستان سلامت میکنند
نمایشگاهی از نقاشی های "رامبراند" در هلند/ خبرگزاری فرانسه

خــُلدستان طریقت(مولانا+عکس+خبر+فروع دین )۩محمد مهدی طریقت ↘<<خطبه دوم 

موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، نثر ( ارائه ی مطلب) ، مناسبت ملی ، عکس ، برآستان جانان(تذکره شعرا) ، خاطرات ، آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ
برچسب های خلدستان : خلدستان , مولانا , عکس , خبر
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
۩۩۩ ☫ باشعر اشعار/ طریقت )(مولا نا ) ۩۩۩
غسل در آب یخ در "عید اپیفانی" در لنینگراد روسیه/ رویترز

رندان سلامت میکنند جان را غلامت میکنند
مستی ز جامت میکنند مستان سلامت میکنند
در عشق گشتم فاشتر وز همگنان قلاشتر
وز دلبران خوش باشتر مستان سلامت میکنند
غوغای روحانی نگر سیلاب طوفانی نگر
خورشید ربانی نگر مستان سلامت میکنند
افسون مرا گوید کسی توبه ز من جوید کسی
بی پا چو من پوید کسی مستان سلامت میکنند
ای آرزوی آرزو آن پرده را بردار زو
من کس نمیدانم جز او مستان سلامت میکنند
ای ابر خوش باران بیا وی مستی یاران بیا
وی شاه طراران بیا مستان سلامت میکنند
حیران کن و بیرنج کن ویران کن و پرگنج کن
نقد ابد را سنج کن مستان سلامت میکنند
شهری ز تو زیر و زبر هم بیخبر هم باخبر
وی از تو دل صاحب نظر مستان سلامت میکنند
آن میر مه رو را بگو وان چشم جادو را بگو
وان شاه خوش خو را بگو مستان سلامت میکنند
آن میر غوغا را بگو وان شور و سودا را بگو
وان سرو خضرا را بگو مستان سلامت میکنند
آن جا که یک باخویش نیست یک مست آن جا بیش نیست
آن جا طریق و کیش نیست مستان سلامت میکنند
آن جان بیچون را بگو وان دام مجنون را بگو
وان دُرّ مکنون را بگو مستان سلامت میکنند
آن دام آدم را بگو وان جان عالم را بگو
وان یار و همدم را بگو مستان سلامت میکنند
آن بحر مینا را بگو وان چشم بینا را بگو
وان طور سینا را بگو مستان سلامت میکنند
آن توبه سوزم را بگو وان خرقه دوزم را بگو
وان نور روزم را بگو مستان سلامت میکنند
آن عید قربان را بگو وان شمع قرآن را بگو
وان فخر رضوان را بگو مستان سلامت میکنند
ای شه حسام الدین ما ای فخر جمله اولیا
ای از تو جانها آشنا مستان سلامت میکنند
نمایشگاهی از نقاشی های "رامبراند" در هلند/ خبرگزاری فرانسه

خــُلدستان طریقت(مولانا+عکس+خبر+فروع دین )۩محمد مهدی طریقت ↘<<خطبه دوم 

موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، نثر ( ارائه ی مطلب) ، مناسبت ملی ، عکس ، برآستان جانان(تذکره شعرا) ، خاطرات ، آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ
برچسب های خلدستان : خلدستان , مولانا , عکس , خبر
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب


۩۩۩ ☫ اشعار:خبر/حکایت (طریقت) روایت ☫ ۩۩۩


به تفکر و اندیشه خود مفتخر باشید،
نه به [ اجداد ] و [ گذشته ] خود !
در روزگاران قدیم که خیلی از مردم هنوز آینه را ندیده بودند یک ژاپنی آینه ای در مزرعه خود پیدا کرد،وقتی به آن نگریست دید شبیه برادر مرحومش است. آن را به منزل برد و در یک اتاق زیر فرش پنهان کرد. او هر روز وارد آن اتاق می شد و آینه را نگاه می کردو به یاد برادر مرحومش اشک می ریخت.قفل فروشی میگفت:یه روز جوان روستایی ظاهرالصلاح با ریش آنکارد و تسبیح و یقه آخوندی اومد و ۶۰ تا قفل کوچک که اصولا فروش خوبی هم نداره در رنگها و سایز مختلف خرید ،منم خوشحال،هفته بعد اومد و ۱۲۰ تا خرید.هفته بعد ۲۰۰ تا،هفته بعد ۳۶۰ تا،بنده هم خوشحال و هم حیرتزده،هرچی هم می پرسیدم: اینا برا چیه؟ چیزی نمی گفت. پرسیدم: اینا رو میفروشی؟ جواب نمیداد،کم کم رسیدیم به ۵۰۰ عدد،،،معامله خوبی بود و هر دو طرف راضی.یه روز گفتم: اگه ماجرای این قفل های کوچک رو بهم بگی ۶۰ تاش میدم برا خودت.زبانش باز شد و تعربف کرد.
اهل و ساکن یکز روستا بود. پدر و عمویش دعانویس بودند.
میگفت: از همه روستاها و شهر خودمون و شهرهای اطراف و راههای دور و نزدیک میان پیش پدر و عمو، واسه دعا.
زنها بیشتر میان. مرد هم میاد. اکثرا با خانواده و روزی بین ۵۰ الی ۱۰۰ دعا نوشته میشه.
واسه هر دعا، یه قفل استفاده میشه و بخت دشمن رو قفل میکنن و فلان و بهمان
هر قفل رو همراه با دعا، بین ۱۰۰ الی ۲۰۰ هزار تومن پول میگیریم( سال ۹۲ بود )
واماندم.طبق قرار قبلی، ۶۰ عدد قفل زرد نمره ۳۲ را با احترام بهش دادم و گفتم: بارکلا، ایوالله، تو دیگه کی هستی؟ باید اسم بازاری رو از روی ما بردارن و بزارن رو شما.
ما رو هر قفل ۵۰-۱۰۰ تومن استفاده میکنیم. ولی شما از روی هر قفل ۱۰۰ هزار تومن،
اونم قفل ضعیف و ارزون قیمت ساخت چین کافر! برای دعای مسلمین مومن
گفتمش! بخدا تو شایسته احترامی، تو خودت یه پا بیل گیتس هستی(به کجا چنین شتابان)
مدتی بعد خانمم در حالی که دعا میخواند دستمالی را با احترام بسیار باز کرد و یک قفل زرد نمره ۳۲ را به من نشان داد و گفت آن را به مبلغ یک میلیون تومان برای باز شدن بخت دخترمخریده است، هیچ نگفتم و سکوت کردم،
بعد از مدتی آن جوان دو باره برای خریدن قفل به مغازه من آمد و با گله ماجرا را برای او بازگو کردم، خندید و گفت: ما چه کنیم؟ وقتی مردم خودشون میان و صف می بندند و با التماس از ما دعا میخواهند، چکار باید بکنیم،(اینچنین پرده بر انداخته ای ! یعنی چه؟؟؟
سکوت کردم، و متحیر از جهل و نادانی خود و همنوعانم شدم که (اشاعهء خرافات)پایان ندارد...
۩۩☫ اشعار/مطربان/اهل(طریقت)چائ ات از دهن افتاد ۩۩



پانزدهم دسامبر، روز جهانی چائی
بشنو از چای چون شکایت میکند * از جداییها حکایت میکند
چائی گُلستان تا مرا گُل چیدهاند * استکان و نعلبکی مُل چیدهاند
سینی آور شرحهشرحه چای داغ*تا بگویم شرحِ انسان های چاق
هر که قافل شد ازین نوشیدنی * بازجــوید چائـــیِ جوشیدنی
چائی در هر جمعیّت آماده است * جفتِ بدحالِ رعیّت ساده است
هر کسی از ظنِّ خود چائی خورد * از فلاکت های رویائی خورد
سِرِّ من از چائی من دور نیست *شعر من در مثنوی پُـر نور نیست
آتش اینــجا چائی دَم می آورد *دوری از آتــــش چه کم می آورد
آتشِ عشق کمر باریک را * جوشش عشق خلوت تاریک را
نی حریفِ هرکه از چائی بُرید * پردههایَش پردههای ما درید
استکان باریک و تریاقی که دید؟ * همچو نی دمسازبا، ساقی که دید؟
نی حدیثِ چای پرخون میکند * استکانش عشقِ مجنون میکند
قهوخانه روزها بیگاه شد * چائی ها با سوزها همراه شد
روزها گر رفت گو رَو چائی نیست * تو بمان زیرا جز اینجا جائی نیست
درنیابد چائی گُل دم هیچ خام *هر سلامی را علیکی والسّلام
گر بریزی بحر را در استکان * چند خواهی؟ استکان در استکان
استکان چشمِ حریصان پُر نشد * هرکسی قانع نشد پُر دُر نشد
هر که را چائی ز جـامی چاک شد* بعد نوشیدن همو چالاک شد
شاد باش ای چای نوش ای مشتری * ای طبیبِ وادی مااشتری
ای دوایِ حسِ نامحسوسِ ما * چـائی : افلاطون وُ جالینوسِ ما
با لبِ دمسازِ چــائی جفتمی * من به قوری گفتنیها گفتمی
هر که اینک از سماور شد جدا * بیزبان شد گرچه دارد صد نوا
مولوی رفت و گلستان درگذشت * بشنوید ازما (طریقت) سرگذشت

باده ات از دهــن افتـاد، بـزن چائی را
مُـطربان هم بنوازند،خـوش آوائی را
بزمِ عشقی،شده برپا چهل وُ اندی را
جاکــشـان کینهٔ نمودندبه هرجائی را
"نیست بر لوحِدلم جز الف قامت یار"
مگرم هست، بگو نیست دگر نائی را
ماه زیبایی وُ در خاطرهام پـنـهانی
کوش درخاطرمن نیست تماشائی را
شب تنهایی من در خم ابروی تو بود
جعد مشکین تو یادآورِ یلدائی را
چهرهدرچهرهٔ من انجمنی باز گشآ
پا گشا : شاعرسرگشته تمنائی را
چائی ات از دهن افتاد ز پاداشِ عمل
مُطربان اهلِ(طریقت) همه دنیائی را
حال دنيا را چو پرسيدم من از فرزانه ای؟
گفت: يا آب است؛ يا خاک است يا پروانه ای!
گفتمش احوال عمرم را بگو؛ اين عمر چيست؟
گفت يا برق است؛ يا باد است؛ يا افسانه ای!
گفتمش اين ها که مي بينی؛ چرا دل بسته اند؟
گفت يا خوابند؛ يا مستند؛ يا ديوانه ای!
گفتمش احوال جانم را پس از مردن بگو؟
گفت يا باغ است؛ يا نار است؛ يا ويرانه ای!
![]()
۩خــُلدستان طریقت( چائی )۩۩محمّدمهدی طریقت
✍️محمّدمهدی طریقت
![]()



۩۩☫سالک شعر(طریقت ) پیشگان ☫۩۩
سالکِ شعر طریقت شد حبیب
دستِ او باشد به دامانِ طبیب
آن طبیبِ معنوی سلطانِ دین
جلوه ی حق نورِ سبحانِ مبین
حضرتِ صاحب زمان شد ماهتاب
بر سرابِ این جهان شد آفتاب
از ولیالله خواهد روز و شب
وارهد زین مُلکِ پُر رنج و تَعَب
شادمان در این جهان وُ آن جهان
جان به جانان داد ، روحی شادمان
از بلای بیامان کو خسته نیست
با خور و خواب و هوس دلبسته نیست
سیرِ باطن میکند با بالِ جان
هر کجا خواهد عیان و هم نهان
شاعـرِ شعر (طریقت) پیشِـگان
گشته گلشن ، در شریعت ریشِگان
غزل مرغ خوشآوای شباهنگ
غزل زیباتر از گلهای هفترنگ
نگاهت جلوهٔ اردیبهشت است
غزل زیباتر از سنتور و از چنگ
مپوشان چهرهٔ گُلروی خود را
مزن برقلب مجروحم دگر چنگ
دل من میکند هر دم هوایت
غزل دانی تو احوال دل تنگ؟
غزل آنگه که از من شوی دور
گمانم رفته ای هشتاد فرسنگ
غزل نقشِ رُخَت نقشی دلانگیز
مثالِ صفحههای خوب ارژنگ
در این دنیای رنگارنگ دل من
شده آینه ای آئین بی رنگ
برای خودم و دوستان و دشمنانم .. آرامشِ پس از دوام آوردن رو آرزو میکنم ..
وقتی که مسیری که در اون پوکیدی .. به سرانجام میرسه و تو میبینی هر چقدر هم تکه تکه و شرحه شرحه.. اما .. دووم آوردی .. دیگه میبینی که بالاخره تموم شد ..و تو با همه ی از دست دادن ها .. باز خودت رو بدست آوردی .. یه خودِ دیگه .. برای دوستان و دشمنان داشته و نداشتم .. برای خودم .. اون آرامش رو آرزو میکنم :)

۩۩۩☫اشعار/ دیوان(طریقت )آئین آ رامش (برآستان جانان)امتداد ☫۩۩۩
هر بار که می کوشم در کارگَه تدبیر
شعر از پی شعر آید زنجیر پیِ نخجیر
با اَهلِ (طریقت) شو در معرکه تقدیر
چالاک تر از آهو بی باک تر از شمشیر

۩#خــُلدستان طریقت (صفحه جدید )۩#محمد مهدی #طریقت
ادامه مطلب↘
موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، نثر ( ارائه ی مطلب) ، مناسبت مذهبی
برچسب های خلدستان : اشعار , خبر , حکایت , طریقت
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب

۩۩۩ ☫ اشعار:خبر/حکایت (طریقت) روایت ☫ ۩۩۩


به تفکر و اندیشه خود مفتخر باشید،
نه به [ اجداد ] و [ گذشته ] خود !
در روزگاران قدیم که خیلی از مردم هنوز آینه را ندیده بودند یک ژاپنی آینه ای در مزرعه خود پیدا کرد،وقتی به آن نگریست دید شبیه برادر مرحومش است. آن را به منزل برد و در یک اتاق زیر فرش پنهان کرد. او هر روز وارد آن اتاق می شد و آینه را نگاه می کردو به یاد برادر مرحومش اشک می ریخت.قفل فروشی میگفت:یه روز جوان روستایی ظاهرالصلاح با ریش آنکارد و تسبیح و یقه آخوندی اومد و ۶۰ تا قفل کوچک که اصولا فروش خوبی هم نداره در رنگها و سایز مختلف خرید ،منم خوشحال،هفته بعد اومد و ۱۲۰ تا خرید.هفته بعد ۲۰۰ تا،هفته بعد ۳۶۰ تا،بنده هم خوشحال و هم حیرتزده،هرچی هم می پرسیدم: اینا برا چیه؟ چیزی نمی گفت. پرسیدم: اینا رو میفروشی؟ جواب نمیداد،کم کم رسیدیم به ۵۰۰ عدد،،،معامله خوبی بود و هر دو طرف راضی.یه روز گفتم: اگه ماجرای این قفل های کوچک رو بهم بگی ۶۰ تاش میدم برا خودت.زبانش باز شد و تعربف کرد.
اهل و ساکن یکز روستا بود. پدر و عمویش دعانویس بودند.
میگفت: از همه روستاها و شهر خودمون و شهرهای اطراف و راههای دور و نزدیک میان پیش پدر و عمو، واسه دعا.
زنها بیشتر میان. مرد هم میاد. اکثرا با خانواده و روزی بین ۵۰ الی ۱۰۰ دعا نوشته میشه.
واسه هر دعا، یه قفل استفاده میشه و بخت دشمن رو قفل میکنن و فلان و بهمان
هر قفل رو همراه با دعا، بین ۱۰۰ الی ۲۰۰ هزار تومن پول میگیریم( سال ۹۲ بود )
واماندم.طبق قرار قبلی، ۶۰ عدد قفل زرد نمره ۳۲ را با احترام بهش دادم و گفتم: بارکلا، ایوالله، تو دیگه کی هستی؟ باید اسم بازاری رو از روی ما بردارن و بزارن رو شما.
ما رو هر قفل ۵۰-۱۰۰ تومن استفاده میکنیم. ولی شما از روی هر قفل ۱۰۰ هزار تومن،
اونم قفل ضعیف و ارزون قیمت ساخت چین کافر! برای دعای مسلمین مومن
گفتمش! بخدا تو شایسته احترامی، تو خودت یه پا بیل گیتس هستی(به کجا چنین شتابان)
مدتی بعد خانمم در حالی که دعا میخواند دستمالی را با احترام بسیار باز کرد و یک قفل زرد نمره ۳۲ را به من نشان داد و گفت آن را به مبلغ یک میلیون تومان برای باز شدن بخت دخترمخریده است، هیچ نگفتم و سکوت کردم،
بعد از مدتی آن جوان دو باره برای خریدن قفل به مغازه من آمد و با گله ماجرا را برای او بازگو کردم، خندید و گفت: ما چه کنیم؟ وقتی مردم خودشون میان و صف می بندند و با التماس از ما دعا میخواهند، چکار باید بکنیم،(اینچنین پرده بر انداخته ای ! یعنی چه؟؟؟
سکوت کردم، و متحیر از جهل و نادانی خود و همنوعانم شدم که (اشاعهء خرافات)پایان ندارد...
۩۩☫ اشعار/مطربان/اهل(طریقت)چائ ات از دهن افتاد ۩۩


پانزدهم دسامبر، روز جهانی چائی
بشنو از چای چون شکایت میکند * از جداییها حکایت میکند
چائی گُلستان تا مرا گُل چیدهاند * استکان و نعلبکی مُل چیدهاند
سینی آور شرحهشرحه چای داغ*تا بگویم شرحِ انسان های چاق
هر که قافل شد ازین نوشیدنی * بازجــوید چائـــیِ جوشیدنی
چائی در هر جمعیّت آماده است * جفتِ بدحالِ رعیّت ساده است
هر کسی از ظنِّ خود چائی خورد * از فلاکت های رویائی خورد
سِرِّ من از چائی من دور نیست *شعر من در مثنوی پُـر نور نیست
آتش اینــجا چائی دَم می آورد *دوری از آتــــش چه کم می آورد
آتشِ عشق کمر باریک را * جوشش عشق خلوت تاریک را
نی حریفِ هرکه از چائی بُرید * پردههایَش پردههای ما درید
استکان باریک و تریاقی که دید؟ * همچو نی دمسازبا، ساقی که دید؟
نی حدیثِ چای پرخون میکند * استکانش عشقِ مجنون میکند
قهوخانه روزها بیگاه شد * چائی ها با سوزها همراه شد
روزها گر رفت گو رَو چائی نیست * تو بمان زیرا جز اینجا جائی نیست
درنیابد چائی گُل دم هیچ خام *هر سلامی را علیکی والسّلام
گر بریزی بحر را در استکان * چند خواهی؟ استکان در استکان
استکان چشمِ حریصان پُر نشد * هرکسی قانع نشد پُر دُر نشد
هر که را چائی ز جـامی چاک شد* بعد نوشیدن همو چالاک شد
شاد باش ای چای نوش ای مشتری * ای طبیبِ وادی مااشتری
ای دوایِ حسِ نامحسوسِ ما * چـائی : افلاطون وُ جالینوسِ ما
با لبِ دمسازِ چــائی جفتمی * من به قوری گفتنیها گفتمی
هر که اینک از سماور شد جدا * بیزبان شد گرچه دارد صد نوا
مولوی رفت و گلستان درگذشت * بشنوید ازما (طریقت) سرگذشت
باده ات از دهــن افتـاد، بـزن چائی را
مُـطربان هم بنوازند،خـوش آوائی را
بزمِ عشقی،شده برپا چهل وُ اندی را
جاکــشـان کینهٔ نمودندبه هرجائی را
"نیست بر لوحِدلم جز الف قامت یار"
مگرم هست، بگو نیست دگر نائی را
ماه زیبایی وُ در خاطرهام پـنـهانی
کوش درخاطرمن نیست تماشائی را
شب تنهایی من در خم ابروی تو بود
جعد مشکین تو یادآورِ یلدائی را
چهرهدرچهرهٔ من انجمنی باز گشآ
پا گشا : شاعرسرگشته تمنائی را
چائی ات از دهن افتاد ز پاداشِ عمل
مُطربان اهلِ(طریقت) همه دنیائی را
حال دنيا را چو پرسيدم من از فرزانه ای؟
گفت: يا آب است؛ يا خاک است يا پروانه ای!
گفتمش احوال عمرم را بگو؛ اين عمر چيست؟
گفت يا برق است؛ يا باد است؛ يا افسانه ای!
گفتمش اين ها که مي بينی؛ چرا دل بسته اند؟
گفت يا خوابند؛ يا مستند؛ يا ديوانه ای!
گفتمش احوال جانم را پس از مردن بگو؟
گفت يا باغ است؛ يا نار است؛ يا ويرانه ای!
![]()
۩خــُلدستان طریقت( چائی )۩۩محمّدمهدی طریقت
✍️محمّدمهدی طریقت
![]()



موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، مناسبت مذهبی ، سیاسی ، غزلیات ، برآستان جانان(تذکره شعرا) ، قصاید ، آثارچاپ شده
برچسب های خلدستان : اشعار , خبر , حکایت , طریقت
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب


۩۩۩ ☫ اشعار:خبر/حکایت (طریقت) روایت ☫ ۩۩۩


به تفکر و اندیشه خود مفتخر باشید،
نه به [ اجداد ] و [ گذشته ] خود !
در روزگاران قدیم که خیلی از مردم هنوز آینه را ندیده بودند یک ژاپنی آینه ای در مزرعه خود پیدا کرد،وقتی به آن نگریست دید شبیه برادر مرحومش است. آن را به منزل برد و در یک اتاق زیر فرش پنهان کرد. او هر روز وارد آن اتاق می شد و آینه را نگاه می کردو به یاد برادر مرحومش اشک می ریخت.قفل فروشی میگفت:یه روز جوان روستایی ظاهرالصلاح با ریش آنکارد و تسبیح و یقه آخوندی اومد و ۶۰ تا قفل کوچک که اصولا فروش خوبی هم نداره در رنگها و سایز مختلف خرید ،منم خوشحال،هفته بعد اومد و ۱۲۰ تا خرید.هفته بعد ۲۰۰ تا،هفته بعد ۳۶۰ تا،بنده هم خوشحال و هم حیرتزده،هرچی هم می پرسیدم: اینا برا چیه؟ چیزی نمی گفت. پرسیدم: اینا رو میفروشی؟ جواب نمیداد،کم کم رسیدیم به ۵۰۰ عدد،،،معامله خوبی بود و هر دو طرف راضی.یه روز گفتم: اگه ماجرای این قفل های کوچک رو بهم بگی ۶۰ تاش میدم برا خودت.زبانش باز شد و تعربف کرد.
اهل و ساکن یکز روستا بود. پدر و عمویش دعانویس بودند.
میگفت: از همه روستاها و شهر خودمون و شهرهای اطراف و راههای دور و نزدیک میان پیش پدر و عمو، واسه دعا.
زنها بیشتر میان. مرد هم میاد. اکثرا با خانواده و روزی بین ۵۰ الی ۱۰۰ دعا نوشته میشه.
واسه هر دعا، یه قفل استفاده میشه و بخت دشمن رو قفل میکنن و فلان و بهمان
هر قفل رو همراه با دعا، بین ۱۰۰ الی ۲۰۰ هزار تومن پول میگیریم( سال ۹۲ بود )
واماندم.طبق قرار قبلی، ۶۰ عدد قفل زرد نمره ۳۲ را با احترام بهش دادم و گفتم: بارکلا، ایوالله، تو دیگه کی هستی؟ باید اسم بازاری رو از روی ما بردارن و بزارن رو شما.
ما رو هر قفل ۵۰-۱۰۰ تومن استفاده میکنیم. ولی شما از روی هر قفل ۱۰۰ هزار تومن،
اونم قفل ضعیف و ارزون قیمت ساخت چین کافر! برای دعای مسلمین مومن
گفتمش! بخدا تو شایسته احترامی، تو خودت یه پا بیل گیتس هستی(به کجا چنین شتابان)
مدتی بعد خانمم در حالی که دعا میخواند دستمالی را با احترام بسیار باز کرد و یک قفل زرد نمره ۳۲ را به من نشان داد و گفت آن را به مبلغ یک میلیون تومان برای باز شدن بخت دخترمخریده است، هیچ نگفتم و سکوت کردم،
بعد از مدتی آن جوان دو باره برای خریدن قفل به مغازه من آمد و با گله ماجرا را برای او بازگو کردم، خندید و گفت: ما چه کنیم؟ وقتی مردم خودشون میان و صف می بندند و با التماس از ما دعا میخواهند، چکار باید بکنیم،(اینچنین پرده بر انداخته ای ! یعنی چه؟؟؟
سکوت کردم، و متحیر از جهل و نادانی خود و همنوعانم شدم که (اشاعهء خرافات)پایان ندارد...
۩۩☫ اشعار/مطربان/اهل(طریقت)چائ ات از دهن افتاد ۩۩



پانزدهم دسامبر، روز جهانی چائی
بشنو از چای چون شکایت میکند * از جداییها حکایت میکند
چائی گُلستان تا مرا گُل چیدهاند * استکان و نعلبکی مُل چیدهاند
سینی آور شرحهشرحه چای داغ*تا بگویم شرحِ انسان های چاق
هر که قافل شد ازین نوشیدنی * بازجــوید چائـــیِ جوشیدنی
چائی در هر جمعیّت آماده است * جفتِ بدحالِ رعیّت ساده است
هر کسی از ظنِّ خود چائی خورد * از فلاکت های رویائی خورد
سِرِّ من از چائی من دور نیست *شعر من در مثنوی پُـر نور نیست
آتش اینــجا چائی دَم می آورد *دوری از آتــــش چه کم می آورد
آتشِ عشق کمر باریک را * جوشش عشق خلوت تاریک را
نی حریفِ هرکه از چائی بُرید * پردههایَش پردههای ما درید
استکان باریک و تریاقی که دید؟ * همچو نی دمسازبا، ساقی که دید؟
نی حدیثِ چای پرخون میکند * استکانش عشقِ مجنون میکند
قهوخانه روزها بیگاه شد * چائی ها با سوزها همراه شد
روزها گر رفت گو رَو چائی نیست * تو بمان زیرا جز اینجا جائی نیست
درنیابد چائی گُل دم هیچ خام *هر سلامی را علیکی والسّلام
گر بریزی بحر را در استکان * چند خواهی؟ استکان در استکان
استکان چشمِ حریصان پُر نشد * هرکسی قانع نشد پُر دُر نشد
هر که را چائی ز جـامی چاک شد* بعد نوشیدن همو چالاک شد
شاد باش ای چای نوش ای مشتری * ای طبیبِ وادی مااشتری
ای دوایِ حسِ نامحسوسِ ما * چـائی : افلاطون وُ جالینوسِ ما
با لبِ دمسازِ چــائی جفتمی * من به قوری گفتنیها گفتمی
هر که اینک از سماور شد جدا * بیزبان شد گرچه دارد صد نوا
مولوی رفت و گلستان درگذشت * بشنوید ازما (طریقت) سرگذشت

باده ات از دهــن افتـاد، بـزن چائی را
مُـطربان هم بنوازند،خـوش آوائی را
بزمِ عشقی،شده برپا چهل وُ اندی را
جاکــشـان کینهٔ نمودندبه هرجائی را
"نیست بر لوحِدلم جز الف قامت یار"
مگرم هست، بگو نیست دگر نائی را
ماه زیبایی وُ در خاطرهام پـنـهانی
کوش درخاطرمن نیست تماشائی را
شب تنهایی من در خم ابروی تو بود
جعد مشکین تو یادآورِ یلدائی را
چهرهدرچهرهٔ من انجمنی باز گشآ
پا گشا : شاعرسرگشته تمنائی را
چائی ات از دهن افتاد ز پاداشِ عمل
مُطربان اهلِ(طریقت) همه دنیائی را
حال دنيا را چو پرسيدم من از فرزانه ای؟
گفت: يا آب است؛ يا خاک است يا پروانه ای!
گفتمش احوال عمرم را بگو؛ اين عمر چيست؟
گفت يا برق است؛ يا باد است؛ يا افسانه ای!
گفتمش اين ها که مي بينی؛ چرا دل بسته اند؟
گفت يا خوابند؛ يا مستند؛ يا ديوانه ای!
گفتمش احوال جانم را پس از مردن بگو؟
گفت يا باغ است؛ يا نار است؛ يا ويرانه ای!
۩خــُلدستان طریقت( چائی )۩۩ محمّدمهدی طریقت
✍️محمّدمهدی طریقت
![]()



۩۩☫سالک شعر(طریقت ) پیشگان ☫۩۩
سالکِ شعر طریقت شد حبیب
دستِ او باشد به دامانِ طبیب
آن طبیبِ معنوی سلطانِ دین
جلوه ی حق نورِ سبحانِ مبین
حضرتِ صاحب زمان شد ماهتاب
بر سرابِ این جهان شد آفتاب
از ولیالله خواهد روز و شب
وارهد زین مُلکِ پُر رنج و تَعَب
شادمان در این جهان وُ آن جهان
جان به جانان داد ، روحی شادمان
از بلای بیامان کو خسته نیست
با خور و خواب و هوس دلبسته نیست
سیرِ باطن میکند با بالِ جان
هر کجا خواهد عیان و هم نهان
شاعـرِ شعر (طریقت) پیشِـگان
گشته گلشن ، در شریعت ریشِگان
غزل مرغ خوشآوای شباهنگ
غزل زیباتر از گلهای هفترنگ
نگاهت جلوهٔ اردیبهشت است
غزل زیباتر از سنتور و از چنگ
مپوشان چهرهٔ گُلروی خود را
مزن برقلب مجروحم دگر چنگ
دل من میکند هر دم هوایت
غزل دانی تو احوال دل تنگ؟
غزل آنگه که از من شوی دور
گمانم رفته ای هشتاد فرسنگ
غزل نقشِ رُخَت نقشی دلانگیز
مثالِ صفحههای خوب ارژنگ
در این دنیای رنگارنگ دل من
شده آینه ای آئین بی رنگ
برای خودم و دوستان و دشمنانم .. آرامشِ پس از دوام آوردن رو آرزو میکنم ..
وقتی که مسیری که در اون پوکیدی .. به سرانجام میرسه و تو میبینی هر چقدر هم تکه تکه و شرحه شرحه.. اما .. دووم آوردی .. دیگه میبینی که بالاخره تموم شد ..و تو با همه ی از دست دادن ها .. باز خودت رو بدست آوردی .. یه خودِ دیگه .. برای دوستان و دشمنان داشته و نداشتم .. برای خودم .. اون آرامش رو آرزو میکنم :)

۩۩۩☫اشعار/ دیوان(طریقت )آئین آ رامش (برآستان جانان)امتداد ☫۩۩۩
هر بار که می کوشم در کارگَه تدبیر
شعر از پی شعر آید زنجیر پیِ نخجیر
با اَهلِ (طریقت) شو در معرکه تقدیر
چالاک تر از آهو بی باک تر از شمشیر

۩#خــُلدستان طریقت (صفحه جدید )۩# محمد مهدی #طریقت
ادامه مطلب ↘
برچسب های خلدستان : اشعار , خبر , حکایت , طریقت
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
۩۩۩ ☫ اشعار:خبر/حکایت (طریقت) روایت ☫ ۩۩۩


به تفکر و اندیشه خود مفتخر باشید،
نه به [ اجداد ] و [ گذشته ] خود !
در روزگاران قدیم که خیلی از مردم هنوز آینه را ندیده بودند یک ژاپنی آینه ای در مزرعه خود پیدا کرد،وقتی به آن نگریست دید شبیه برادر مرحومش است. آن را به منزل برد و در یک اتاق زیر فرش پنهان کرد. او هر روز وارد آن اتاق می شد و آینه را نگاه می کردو به یاد برادر مرحومش اشک می ریخت.قفل فروشی میگفت:یه روز جوان روستایی ظاهرالصلاح با ریش آنکارد و تسبیح و یقه آخوندی اومد و ۶۰ تا قفل کوچک که اصولا فروش خوبی هم نداره در رنگها و سایز مختلف خرید ،منم خوشحال،هفته بعد اومد و ۱۲۰ تا خرید.هفته بعد ۲۰۰ تا،هفته بعد ۳۶۰ تا،بنده هم خوشحال و هم حیرتزده،هرچی هم می پرسیدم: اینا برا چیه؟ چیزی نمی گفت. پرسیدم: اینا رو میفروشی؟ جواب نمیداد،کم کم رسیدیم به ۵۰۰ عدد،،،معامله خوبی بود و هر دو طرف راضی.یه روز گفتم: اگه ماجرای این قفل های کوچک رو بهم بگی ۶۰ تاش میدم برا خودت.زبانش باز شد و تعربف کرد.
اهل و ساکن یکز روستا بود. پدر و عمویش دعانویس بودند.
میگفت: از همه روستاها و شهر خودمون و شهرهای اطراف و راههای دور و نزدیک میان پیش پدر و عمو، واسه دعا.
زنها بیشتر میان. مرد هم میاد. اکثرا با خانواده و روزی بین ۵۰ الی ۱۰۰ دعا نوشته میشه.
واسه هر دعا، یه قفل استفاده میشه و بخت دشمن رو قفل میکنن و فلان و بهمان
هر قفل رو همراه با دعا، بین ۱۰۰ الی ۲۰۰ هزار تومن پول میگیریم( سال ۹۲ بود )
واماندم.طبق قرار قبلی، ۶۰ عدد قفل زرد نمره ۳۲ را با احترام بهش دادم و گفتم: بارکلا، ایوالله، تو دیگه کی هستی؟ باید اسم بازاری رو از روی ما بردارن و بزارن رو شما.
ما رو هر قفل ۵۰-۱۰۰ تومن استفاده میکنیم. ولی شما از روی هر قفل ۱۰۰ هزار تومن،
اونم قفل ضعیف و ارزون قیمت ساخت چین کافر! برای دعای مسلمین مومن
گفتمش! بخدا تو شایسته احترامی، تو خودت یه پا بیل گیتس هستی(به کجا چنین شتابان)
مدتی بعد خانمم در حالی که دعا میخواند دستمالی را با احترام بسیار باز کرد و یک قفل زرد نمره ۳۲ را به من نشان داد و گفت آن را به مبلغ یک میلیون تومان برای باز شدن بخت دخترمخریده است، هیچ نگفتم و سکوت کردم،
بعد از مدتی آن جوان دو باره برای خریدن قفل به مغازه من آمد و با گله ماجرا را برای او بازگو کردم، خندید و گفت: ما چه کنیم؟ وقتی مردم خودشون میان و صف می بندند و با التماس از ما دعا میخواهند، چکار باید بکنیم،(اینچنین پرده بر انداخته ای ! یعنی چه؟؟؟
سکوت کردم، و متحیر از جهل و نادانی خود و همنوعانم شدم که (اشاعهء خرافات)پایان ندارد...
۩۩☫ اشعار/مطربان/اهل(طریقت)چائ ات از دهن افتاد ۩۩



پانزدهم دسامبر، روز جهانی چائی
بشنو از چای چون شکایت میکند * از جداییها حکایت میکند
چائی گُلستان تا مرا گُل چیدهاند * استکان و نعلبکی مُل چیدهاند
سینی آور شرحهشرحه چای داغ*تا بگویم شرحِ انسان های چاق
هر که قافل شد ازین نوشیدنی * بازجــوید چائـــیِ جوشیدنی
چائی در هر جمعیّت آماده است * جفتِ بدحالِ رعیّت ساده است
هر کسی از ظنِّ خود چائی خورد * از فلاکت های رویائی خورد
سِرِّ من از چائی من دور نیست *شعر من در مثنوی پُـر نور نیست
آتش اینــجا چائی دَم می آورد *دوری از آتــــش چه کم می آورد
آتشِ عشق کمر باریک را * جوشش عشق خلوت تاریک را
نی حریفِ هرکه از چائی بُرید * پردههایَش پردههای ما درید
استکان باریک و تریاقی که دید؟ * همچو نی دمسازبا، ساقی که دید؟
نی حدیثِ چای پرخون میکند * استکانش عشقِ مجنون میکند
قهوخانه روزها بیگاه شد * چائی ها با سوزها همراه شد
روزها گر رفت گو رَو چائی نیست * تو بمان زیرا جز اینجا جائی نیست
درنیابد چائی گُل دم هیچ خام *هر سلامی را علیکی والسّلام
گر بریزی بحر را در استکان * چند خواهی؟ استکان در استکان
استکان چشمِ حریصان پُر نشد * هرکسی قانع نشد پُر دُر نشد
هر که را چائی ز جـامی چاک شد* بعد نوشیدن همو چالاک شد
شاد باش ای چای نوش ای مشتری * ای طبیبِ وادی مااشتری
ای دوایِ حسِ نامحسوسِ ما * چـائی : افلاطون وُ جالینوسِ ما
با لبِ دمسازِ چــائی جفتمی * من به قوری گفتنیها گفتمی
هر که اینک از سماور شد جدا * بیزبان شد گرچه دارد صد نوا
مولوی رفت و گلستان درگذشت * بشنوید ازما (طریقت) سرگذشت

باده ات از دهــن افتـاد، بـزن چائی را
مُـطربان هم بنوازند،خـوش آوائی را
بزمِ عشقی،شده برپا چهل وُ اندی را
جاکــشـان کینهٔ نمودندبه هرجائی را
"نیست بر لوحِدلم جز الف قامت یار"
مگرم هست، بگو نیست دگر نائی را
ماه زیبایی وُ در خاطرهام پـنـهانی
کوش درخاطرمن نیست تماشائی را
شب تنهایی من در خم ابروی تو بود
جعد مشکین تو یادآورِ یلدائی را
چهرهدرچهرهٔ من انجمنی باز گشآ
پا گشا : شاعرسرگشته تمنائی را
چائی ات از دهن افتاد ز پاداشِ عمل
مُطربان اهلِ(طریقت) همه دنیائی را
حال دنيا را چو پرسيدم من از فرزانه ای؟
گفت: يا آب است؛ يا خاک است يا پروانه ای!
گفتمش احوال عمرم را بگو؛ اين عمر چيست؟
گفت يا برق است؛ يا باد است؛ يا افسانه ای!
گفتمش اين ها که مي بينی؛ چرا دل بسته اند؟
گفت يا خوابند؛ يا مستند؛ يا ديوانه ای!
گفتمش احوال جانم را پس از مردن بگو؟
گفت يا باغ است؛ يا نار است؛ يا ويرانه ای!
![]()
۩خــُلدستان طریقت( چائی )۩۩محمّدمهدی طریقت
✍️محمّدمهدی طریقت
![]()



۩۩☫سالک شعر(طریقت ) پیشگان ☫۩۩
سالکِ شعر طریقت شد حبیب
دستِ او باشد به دامانِ طبیب
آن طبیبِ معنوی سلطانِ دین
جلوه ی حق نورِ سبحانِ مبین
حضرتِ صاحب زمان شد ماهتاب
بر سرابِ این جهان شد آفتاب
از ولیالله خواهد روز و شب
وارهد زین مُلکِ پُر رنج و تَعَب
شادمان در این جهان وُ آن جهان
جان به جانان داد ، روحی شادمان
از بلای بیامان کو خسته نیست
با خور و خواب و هوس دلبسته نیست
سیرِ باطن میکند با بالِ جان
هر کجا خواهد عیان و هم نهان
شاعـرِ شعر (طریقت) پیشِـگان
گشته گلشن ، در شریعت ریشِگان
غزل مرغ خوشآوای شباهنگ
غزل زیباتر از گلهای هفترنگ
نگاهت جلوهٔ اردیبهشت است
غزل زیباتر از سنتور و از چنگ
مپوشان چهرهٔ گُلروی خود را
مزن برقلب مجروحم دگر چنگ
دل من میکند هر دم هوایت
غزل دانی تو احوال دل تنگ؟
غزل آنگه که از من شوی دور
گمانم رفته ای هشتاد فرسنگ
غزل نقشِ رُخَت نقشی دلانگیز
مثالِ صفحههای خوب ارژنگ
در این دنیای رنگارنگ دل من
شده آینه ای آئین بی رنگ
برای خودم و دوستان و دشمنانم .. آرامشِ پس از دوام آوردن رو آرزو میکنم ..
وقتی که مسیری که در اون پوکیدی .. به سرانجام میرسه و تو میبینی هر چقدر هم تکه تکه و شرحه شرحه.. اما .. دووم آوردی .. دیگه میبینی که بالاخره تموم شد ..و تو با همه ی از دست دادن ها .. باز خودت رو بدست آوردی .. یه خودِ دیگه .. برای دوستان و دشمنان داشته و نداشتم .. برای خودم .. اون آرامش رو آرزو میکنم :)

۩۩۩☫اشعار/ دیوان(طریقت )آئین آ رامش (برآستان جانان)امتداد ☫۩۩۩
هر بار که می کوشم در کارگَه تدبیر
شعر از پی شعر آید زنجیر پیِ نخجیر
با اَهلِ (طریقت) شو در معرکه تقدیر
چالاک تر از آهو بی باک تر از شمشیر

۩#خــُلدستان طریقت (صفحه جدید )۩#محمد مهدی #طریقت
ادامه مطلب↘
ای غزل همنفسِ صبح پس از بارانی
همنفس در قفسِ خـاطـرهها پنهانی
برچسب های خلدستان : اشعار , خبر , حکایت , طریقت
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
بازنشستگان منتظر باشند؛ تا پایان تیرماه حقوقها مناسبسازی میشود=(کار آمد)
شکوفایی درسکوت و تنهایی ...
محیط زندگی ما بیش از حد شلوغ و پر سرو صداست شاید چون در جامعه ای زندگی می کنیم که با درونگرایی اهمیتی نمی دهد ...نه تنها برای تنهايی و سكوت ارزشی قائل نیست بلکه حتی آن را نوعی ناهنجاری می داند!از این جهت است که ما دائما در حال پركردن درون خود با محصولات خارجی هستیم حرف زدنهای دیوانه وار دیدن افراطی فيلم ها و برنامه های راديويی و تلويزيونی و گم کردن خود در هیاهوی پوچ اجتماع ما مثل کسیکه آب شور دریا را خورده است دچار تشنگی مفرط شده ایم و دائما در حال جذب اطلاعات هستیم. در ارزوی گردش و تفریح و همیشه نگرانيم که نکند چيزی مهمی را از دست بدهيم!خلاصه اینکه سعی داریم با هر وسیله ای خودمان را مشغول کنیم

عطّار نیشابوری:
زادهٔ سال ۵۴۰ هجری،، ۱۱۴۶ میلادی ،نیشابور،درگذشت۶۱۸ هجری قمری ،۱۲۲۱ میلادی ،شادیاخ(نیشابور)،آرامگاه آرامگاه عطار نیشابوری ،محل زندگی نیشابور،ملیت ایرانی،محل تحصیل نظامیه نیشابور،پیشه شاعر، نویسنده، عارف، صوفی ،سالهای فعالیت قرن ششم و سالهای نخستین قرن هفتم هجری قمری ،آثار : الهینامه، اسرارنامه، مصیبتنامه، تذکرةالاولیا، منطقالطیر، جواهرنامه، خسرونامه، مختارنامه (کتاب)، پندنامه، اشترنامه، نزهةالحجاب، بیانالارشاد،سیفصل، هیلاجنامه،وصلتنامه
سبک مثنوی، نثر، غزل، رباعیات،عنوان شیخ عطار
دوره حکومتهای سلطان سنجر سلطان محمد خوارزمشاه

نعمت الله ترکی، مدیرعامل صندوق بازنشستگان کشور: ۹ هزار میلیارد تومان بودجه در قالب مناسب سازی حقوق بازنشستگان تا پایان تیرماه تعیین تکلیف میشود. این صندوق یک میلیون و ۶۵۰ هزار نفر عضو دارد که مازندران با ۸۵ هزار نفر رتبه سوم در کشور دارد اما هیچ راهکاری برای برون رفت مشکلات صندوق بازنشستگی در برنامه هفتم ارائه نشده است.
يك پروفسور فرانسوی در جشن بازنشستگی اش در دانشگاه سوربن فرانسه چنین گفت : من عمرم را وقف ادبیات فارسی ایرانی کردم و برای این که به شما اساتید و روشنفکران جهان توضیح دهم که این ادبیات عجیب چیست ، چاره ای ندارم جز این که به مقایسه بپردازم و بگویم که ادبیات فارسی بر چهار ستون اصلی استوار است : فردوسی ، #سعدی ، #حافظ و #مولانا .
فردوسی ، هم سنگ و همتای هومر یونانی است و برتر از او .
سعدی ، آناتول فرانس فیلسوف را به یاد ما می آورد و داناتر از او .
حافظ با گوته ی آلمانى قابل قیاس است ، که او خود را ، شاگرد حافظ و زنده به نسیمی که از جهان او به مشامش رسیده ، می شمارد .
اما مولانا ، در جهان هیچ چهره ای را نیافتم ، که بتوانم مولانا را به او تشبیه کنم ، او یگانه است و یگانه باقی خواهد ماند ، او فقط شاعر نیست ، بلکه بیشتر جامعه شناس است و روانشناسی کامل ، که ذات بشر و خداوند را دقیق می شناسد ، قدر او را بدانید و به وسیله ی او خود و خدا را بشناسید،من اگر تا پایان عمرم دیگر حرفی نزنم ، همین شعر برای همیشه کافی است :
باران که شدى مپرس ، اين خانه کيست
سقف حرم و مسجد و ميخانه يکي است
باران که شدى، پياله ها را نشمار
جام و قدح و کاسه و پيمانه يکي است
باران! تو که از پيش خدا مى آیی !
توضيح بده عاقل و فرزانه يکي است
بر درگه او چون که بيفتند به خاک
شير و شتر و پلنگ و پروانه يکي است
با سوره ى دل، اگر خدا را خواندى
حمد و فلق و نعره ى مستانه يکي است
از قدرت حق، هر چه گرفتند به کار
در خلقت حق، رستم و مورانه يکي است
گر درک کنى، خودت خدا را بينى
درکش نکنى، کعبه و بتخانه يکي است
❤️این پیام را منتشر کنید. مهربانی هزینه ای ندارد و رساندن دانش عبادت است. ❤️ قربتا الي الله:))گاهی روز این را منتشر کنید وگاهی شب من شبانه روز با انتظار نشسته ام ..
ح. (طریقت)
موضوعات مرتبط خلدستان: نثر ( ارائه ی مطلب) ، خبر ـ اطلاعیه ، بدون شرح ، گوناگون
برچسب های خلدستان : مژده به بازنشستگان , خبر , ضرب المثل , سیاسی
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
گل بود به سبزه آراسته شد:نخستین ارزیابی وزارت دفاع انگليس از تحولات روسیه
واکنش ایران به شورش واگنر در روسیه
بزرگمهر، به نوشیروان نوشت که خلق
ز شاه، خواهش امنیت و رفاه کنند
شهان اگر که به تعمیر مملکت کوشند
چه حاجت است که تعمیر بارگاه کنند
چو کج رَوِ ی ، تو، نپویند دیگران ره راست
چو یک خطا ز تو بینند، صد گناه کنند
پروین اعتصامی
🔹«ناصر کنعانی» سخنگوی وزارت امور خارجه: رویداد اخیر در روسیه موضوع داخلی این کشور است و ایران از حاکمیت قانون در فدراسیون روسیه حمایت میکند.🔹وزارت دفاع انگليس در نخستین ارزیابی خود از تحولات روسیه بر این نظر است که به احتمال زیاد، شبهنظامیان گروه واگنر مراکز کلیدی در شهر «روستوف-نا-دونو» را اشغال کردهاند.
🔹این وزارتخانه در ادامه از شورش شبهنظامیان واگنر به عنوان «مهمترین چالش دولت روسیه در سالهای گذشته» نام برده است.پ

1

1_پریگوژین از اطاعت از دستور پوتین و تسلیم سلاح خودداری کرد. شورش مسلحانه رسماً به صورت رسمی و بالفعل شکل گرفت.
2. هیچ یک از چهره ها و ساختارهای قابل توجه در روسیه از پریگوژین حمایت نکردند. برعکس، صبح امروز سوگند وفاداری به پوتین وجود دارد.
3. در واقع، از درگیری با شویگو، که پیش نیازهای عینی داشت، پریگوژین اکنون در وضعیت درگیری مسلحانه مستقیم با دولت قرار دارد، که در شرایط جنگ جاری، می تواند به عواقب فاجعه بار منجر شود.
واگنر اکنون چندین بلوک ساختمان و خروجی از روستوف + یک فرودگاه هوایی نظامی در روستوف را در اختیار دارد و همچنین ستون های خود را به سمت مسکو حرکت می دهد. در مناطق Voronezh و Lipetsk علامت گذاری شده است.
5. از دست دادن حداقل 3 هلیکوپتر نیروهای مسلح فدراسیون روسیه تأیید شد - 2 فروند Mиг_31 و 1 МиГ_35 - خلبانان به نظر می رسید که زنده مانده اند.
6. تاکنون می توان از خون بزرگ و جبران ناپذیر جلوگیری کرد ، اما اوضاع در آستانه جنگ میان ارتش و نیروهای واگنر است.
7. در اوکراین و غرب ، دستها به چشم آنچه اتفاق می افتد مالیده می شوند. پنهان ترین آرزوها به حقیقت پیوسته اند.
نیروهای مسلح ФР روسیه دستور خنثی کردن سازمان دهندگان شورش را دریافت کردند
— عملیاتی برنامه ریزی شده برای انجام کودتای نظامی در کشور وجود ندارد.
من هیچ نشانه ای از "برنامه ریزی حتی دقیق. و عاقلانه " نمی بینم.
اما این سرپیچی از دستورات بسیار مضحک و به اعتبار روسیه لطمه وارد کرد.
این یادداشت به طور مستقیم وضعیت ) را توصیف می کند
ولادیمیر زلنسکی از اقدامات بنیانگذار واگنر ، یوگنی پریگوژین حمایت کرد و گفت که روسیه "ضعف" خود را در پس زمینه این وقایع نشان داد"
تماس تلفنی بلینکن با کشورهای غربی درباره روسیه

یک دسته از نظامیان طالبان در "وردک" افغانستان/ آسوشیتدپرس

بازار فروش احشام در آستانه عید قربان در نوار غزه/ رویترز

جشنواره سالانه هندوها در شهر احمدآباد هند/ رویترز

🔹وبگاه آکسیوس نوشته وزیر خارجه آمریکا با چندین تن از وزرای خارجه کشورهای غربی درباره تشدید تنشها در روسیه گفتوگوی برقرار کرده است.رای امنیت بلاروس گفت كه مینسك متحد روسیه است و همچنان باقی مانده است
رئیس جمهور آبخازیا در رابطه با تلاش برای شورش مسلحانه در روسیه از حمایت همه جانبه از اقدامات پوتین خبر داد
موضوعات مرتبط خلدستان: عکس ، خبر ـ اطلاعیه ، بدون شرح ، گوناگون
برچسب های خلدستان : خبر , روسیه , حقوق کارمندان ایران , هتل
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
خبر(اخبار) زندان اوین (مهرماه 1401)آمارمنجر به درگذشت .۴نفر از زندانیان
و مجروح شدن .۶۱ نفر شده است
خبرگزاری دولتی ایرنا نوشت:
در پی درگیری شب گذشته بین برخی از زندانیان بند ویژه سرقت و محکومیت های مالی زندان اوین و آتش سوزی پیش آمده در کارگاه خیاطی این زندان، که منجر به ورود سریع و به موقع نیروهای انتظامی و امدادی شد تعداد قابل توجهی از زندانیان نجات پیدا کرده و از صحنه آتش سوزی به نقطه امن منتقل گردیدند و متاسفانه چهل نفر زندانی نیز فوت شده و تعدادکثیری مجروح شدند
بر اساس این گزارش طبق آخرین اطلاعات به دست آمده،.۴ نفر از زندانیان بر اثر استنشاق دود ناشی از آتش سوزیها درگذشتند و .۶۱ زندانی نیز مجروح شده اند و .۵۱ نفر از مجروحین به صورت سرپایی درمان شدند
هر .۴ زندانی فوت شده جزو محکومین ناشی از سرقت نبودند بلکه از معترضین اخیردر زندان اوین دوران محکومیت خود را طی میکردند
این گزارش میافزاید اکثر زندانی های مجروح شده به صورت سرپایی مداوا شدند و تنها ۱۱۰ نفر از آنان در مراکز درمانی بستری هستند که حال .۴ نفر وخیم گزارش شده است
در این گزارش تاکید شده پس از ورود به موقع دادستان تهران ، رییس سازمان زندانها در محل زندان اوین با همکاری مسئولین زندان، نیروهای انتظامی، آتش نشانی و اورژانس بیش از ۷۱۰ زندانی که در معرض خطر آسیب دیدگی بودند نجات پیدا کردند
گزارش مرکز رسانه قوه قضائیه خاطرنشان میکند، در جریان درگیری و آتش سوزی شب گذشته زندان اوین تعدادی از زندانیان جرایم خشن و خطرناک، قصد فرار از زندان را داشتند که با توجه به تمهیدات حفاظتی اتخاذ شده موفق به فرار نشدند
در پایان گزارش مرکز رسانه قوه قضائیه تاکید شده، شرایط زندان اوین از نیمه شب گذشته عادی است و امکان تماس زندانیان با خانواده از همان شب گذشته و ساعتی پس از اطفای حریق فراهم گردیده تا نگرانی های احتمالی رفع شود
هویت زندانیان فوت شده نیز به اطلاع خانواده آنها رسیده و اسامی درگذشتگان متعاقبا و پس از دستور مقام #قضائی منتشر خواهد شد.
موضوعات مرتبط خلدستان: آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ ، گوناگون
برچسب های خلدستان : خبر , اخبار , زندان اوین , مهرماه 1401

۩۩☫مثنوی:در(طریقت)برآستان جانان (مولوی) مجلس / /اشعار ☫۩۩
| دوش چه خوردهای دلا؟ راست بگو؛ نهان مکن | چون خمُشانِ بیگنه روی بر آسمان مکن | |||||
| بادهی خاص خوردهای، نقل خلاص خوردهای | بوی شراب میزند... خربزه در دهان مکن! | |||||
| روزِ الست جانِ تو خورد مِیای ز خوانِ تو | خواجهی لامکان تویی؛ بندگیِ مکان مکن | |||||
| دوش شراب ریختی، وز بَرِ ما گریختی | بارِ دگر گرفتمت؛ بارِ دگر چُنان مکن | |||||
| من همگی توراستم؛ مستِ میِ وفاستم | با تو چو تیرِ راستم؛ تیرِ مرا کمان مکن! | |||||
| ای دلِ پارهپارهام، دیدنِ اوست چارهام! | اوست پناه و پُشتِ من؛ تکیه بر این جهان مکن | |||||
| ای همهخلق نای تو، پُر شده از نوای تو | گر نه سماعبارهای، دست به نای جان مکن | |||||
| نَفخِ نَفَختُ کردهای، در همه دردمیدهای | چون دمِ توست جانِ نِی، بینِیِ ما فغان مکن | |||||
| کارِ دلم به جان رسد، کارد به استخوان رسد | ناله کنم؛ بگویَدَم دم مزن و بیان مکن | |||||
| ناله مکن که تا که من ناله کنم برای تو | گرگ تویی، شبان منام، خویش چو من شبان مکن | |||||
| هر بُنِ بامداد تو جانبِ ما کشی سبو | کای تو بدیده روی من، روی به این و آن مکن | |||||
| شیر چشید موسی از مادرِ خویش ناشتا | گفت که مادرت منام؛ میل به دایگان مکن | |||||
| باده بنوش، مات شو! جملهی تن، حیات شو! | بادهی چون عقیق بین؛ یادِ عقیقِ کان مکن! | |||||
| بادهی عام از بُرون، بادهی عارف از درون | بوی دهان بیان کند... تو، بهزبان، بیان مکن | |||||
| از تَبَریز، شمسِ دین میرسَدَم چو ماهِ نو | چشم سوی چراغ کن، سوی چراغدان مکن | |||||
موضوعات مرتبط خلدستان: نثر ( ارائه ی مطلب) ، عکس ، سیاسی ، برآستان جانان(تذکره شعرا) ، آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ ، خبر ـ اطلاعیه
برچسب های خلدستان : برآستان جانان , مولوی دیوان شمس , مجلس , خبر
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب

ایسنا نوشت: نماینده آمریکا در جلسه شورای حکام در بیانیهای با تکرار ادعای مقامات این کشور درباره عزم ایران برای احیای توافق هستهای، گفت که کشورش آماده است توافقی بر سر بازگشت به برجام انجام دهد.
خبرگزاری رویترز نوشت: نماینده آمریکا در جلسه شورای حکام در بیانیهای درباره احیای توافق هستهای با تلاش برای مقصر جلوه دادن ایران در به تعویق افتادن توافق در مذاکرات وین، ادعا کرد: ما آمادهایم فورا توافقی برای بازگشت دوجانبه به اجرای کامل برجام انجام دهیم. چیزی که کم داریم، شریکی راغب و آماده در ایران است.
موضوعات مرتبط خلدستان: نثر ( ارائه ی مطلب) ، مناسبت مذهبی ، مناسبت ملی ، عکس ، سیاسی ، خبر ـ اطلاعیه
برچسب های خلدستان : اخبار , خبر , آمریکا

۩۩۩ ☫ تصاویر خبر (چهارگوشه جهان) بدون شرح ☫۩۩۩
ملکه "مارگارت دوم" دانمارک در رژه ناوگان سلطنتی دانمارک به مناسبت پنجاهمین سالگرد سلطنتش از روی عرشه قایق تفریحی سلطنتی دست تکان می دهد./ خبرگزاری فرانسه

ادامه تظاهرات در اعتراض به مشکلات اقتصادی و بحران سوخت در شهر کلمبو سریلانکا/ رویترز


موضوعات مرتبط خلدستان: عکس ، خبر ـ اطلاعیه ، بدون شرح ، گوناگون
برچسب های خلدستان : تصاویر , خبر , چهارگوشه جهان , عکس
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب

۩۩۩ ☫طنز+جُک:برآستان جانان (رابعه بلخی)☫ ۩۩۩

عمه =سلطان فحش هاست

هفت شهریور ۳۲۲ یعنی 1077 سال پیش رابعه بلخی در بلخ (مزار شریف افغانستان کنونی) کشته شد:
خوردیم ز تو خون و نخوردی غم ما
در پای تو مُردیم و سر مات نبود".
رابعه بنت کعب قزداری در سال ۲۹۳ در بلخ زاده شد.پدرش فرمانروای بخشی از خراسان بزرگ بود.آنچه از زندگی او میدانیم، داستانسراییهایی است که سرایندگان و تذکرهنویسان روایت کردهاند و شناختهترین آنها در حکایت ۲۱ الهینامه عطار آمده است:
امیری سخت عالیرای بودی
که اندر حد بلخش جای بودی
یکی دختر در ایوان بود نیزش
که چون جان بود شیرین و عزیزش.
او همان اندازه که از زیبایی و بیباکی در سوارکاری و شمشیرزنی بهرهمند بود، ذوق و هوش بسیاری در نگارگری و سرایش داشت:
چنان در شعر گفتن خوشزبان بود
که گویی از لبش طعمی در آن بود
پدرش هنگام مرگ به برادر او سفارش کرد که به عنوان فرمانروای بعدی، او را به همسری یکی از شاهزادگان درآورد، اما او دل به کلیددار خزانه برادرش داد:
به نام آن ماهوش بکتاش بودی
ندانم تا کسی همتاش بودی
او پنهانی چهرهاش را کشید و با غزلی برای دلدارش فرستاد، اما به او گفت که عشقش آسمانی است نه یک هوس زمینی.
سراینده بنام، رودکی روزی با رابعه دیدار میکند و داستان و سرودههای پنهانی او را در حضور برادرش امیر حارث آشکار میسازد:
به صد دل عاشق است او بر غلامی
در افتادست چون مرغی به دامی
زمانی خوردن و خفتن ندارد
به جز بیت و غزل گفتن ندارد
برادر با آشکار شدن راز، خشم میگیرد:
دل حارث پرآتش گشت از آن راز
هلاک خواهر خود کرد آغاز
روشن نیست که این روایت تا چه اندازه درست و دقیق باشد. هرچه هست سرودههای صمیمانه و روایتها همه، زنی را میشناسانند که سرودههایش با زندگی کوتاه و پردردش سازگار بودند.
او نخستین زن پارسیگوی تاریخ است و بیپرواییاش در عشق و سرایش او را از پیشینیان راستین فروغ فرخزاد محسوب میکند، گو اینکه نوشتهاند برادرش سرودههای او را از میان برده و چند شعری بیشتر از او به جا نمانده است:
باز عشقت اندر آوردم ببند
کوشش بسیار نامد سودمند
عشق دریایی کرانه ناپدید
کی توان کردن شنا ای هوشمند
عشق را خواهی که تا پایان بری
بسکه بپسندید باید ناپسند
زشت باید دید و انگارید خوب
زهر باید خورد و انگارید قند
توسنی کردم ندانستم همی
کز کشیدن تنگتر گردد کمند.
رابعه بلخی در ۲۹ سالگی در زادگاهش درگذشت.
😂

حمید↘
محمد مهدی طریقت
(دفتر: خلدستان )۩محمد مهدی طریقت ↘<<خطبه دوم
جام جهانی ۲۰۲۲ در برج میلاد
موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، نثر ( ارائه ی مطلب) ، مناسبت مذهبی ، عکس ، برآستان جانان(تذکره شعرا) ، آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ ، خبر ـ اطلاعیه
برچسب های خلدستان : دفتر شعر , طریقت , خلدستان , خبر
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
![]()

۩۩☫برآستان جانان(ورژن جدید) ملک الشعرا ☫۩۩

ای خلقتِ کاملِ خــداونــد ! ای گنبد وقفی ! ای دماوند!
در بند تو را نخوانده هرگــز سوگند به خاک پاک سوگنــد
از سیم وُ زر وُ یکی کُله خُود آخوند حلال کرده چون قند
فرزند ! حرام زادگـــان را هرتکه سپرده شد به ، دلبند
چون وارهی از دَم شَّروران زِین سفله ی نحس بی خداوند
از شیر سپهر کنده خورشید با اخــتر سَـــعد کرده پیوند
چون گشت زمـــین به دورِآخـوند بر تُـــوبره هـا زدنــد آوند
مگــذار زننــد بر تنت چــنگ مپسند شراره را تـــو مپسند
بنواخت زخشم برعجم مشت چون مشت تویی، تو ای گِلوبند!
ای مظــهر جلوه ی خدائی مگـــذار که جــلوه را بگیرند
تو مشت دُرشت روزگاری بر گــــردش انــقلاب افکند
ای مشت زمین! بر آسمان شو اوقــاف نــواز ضربتی چند
نی نی، تو نه مشت روزگاری ای کوه!: نیم ز گفته خرسند
تو قلب فســـردهٔ زمینـــی از درد وَرم نـــموده یک پَــنــد
شو منفجر ای دل زمـــانه ! آن آتش خــــود نهفته مَــپسند
ای نام تو جلوه ی اوســتا تفسیر نِـــمادِ : زنــد وُ پـــازند
خامش منشین، سخن همی گو افسرده مباش،گشوده لبخند
ای واقفِ «وقف» نزد اوقـــاف ای پند ســـیاه بخت فرزند
بــرخیــز چو اژدهای گُرزه بخروش چو شـــرزه شیر ارغند
ترکیبی ازین مثال«کرونا» معجونــی ازآن بیهمانند
از آتش آه خلـــق مظلوم وز شعلــــهٔ کیفر خداونـــد
ابری بفرست بهر بـــاران باران ز هــــول وُ بـــیم وُ آفند
بشکن در دوزخِ خــرافــا ت پرونــده ی اختلاس تا چند
هر گونه نشانه هائی از فیل «کرونا» زدگان همی پراکند
« اینترنتِ میلی» از ابابیل بگسل ز هم این خبیث پیوند
برکن ز بن این تــرّررررنت ، تــزویر از ریشه بنای ظلم برکند
یکبارِ دگـــر زِ بیـــخ برچین در هم فکن انقـــلاب ترفــند
سوگند به پرچمِ سه رنگت سوگند به خاک پاک سوگند
زین بیخـــردان سفله بستان داد دل مَــــردم خـــردمند


۩۩۩ ☫ اشعار:خبر/حکایت (طریقت) روایت ☫ ۩۩۩


به تفکر و اندیشه خود مفتخر باشید،
نه به [ اجداد ] و [ گذشته ] خود !
در روزگاران قدیم که خیلی از مردم هنوز آینه را ندیده بودند یک ژاپنی آینه ای در مزرعه خود پیدا کرد،وقتی به آن نگریست دید شبیه برادر مرحومش است. آن را به منزل برد و در یک اتاق زیر فرش پنهان کرد. او هر روز وارد آن اتاق می شد و آینه را نگاه می کردو به یاد برادر مرحومش اشک می ریخت.قفل فروشی میگفت:یه روز جوان روستایی ظاهرالصلاح با ریش آنکارد و تسبیح و یقه آخوندی اومد و ۶۰ تا قفل کوچک که اصولا فروش خوبی هم نداره در رنگها و سایز مختلف خرید ،منم خوشحال،هفته بعد اومد و ۱۲۰ تا خرید.هفته بعد ۲۰۰ تا،هفته بعد ۳۶۰ تا،بنده هم خوشحال و هم حیرتزده،هرچی هم می پرسیدم: اینا برا چیه؟ چیزی نمی گفت. پرسیدم: اینا رو میفروشی؟ جواب نمیداد،کم کم رسیدیم به ۵۰۰ عدد،،،معامله خوبی بود و هر دو طرف راضی.یه روز گفتم: اگه ماجرای این قفل های کوچک رو بهم بگی ۶۰ تاش میدم برا خودت.زبانش باز شد و تعربف کرد.
اهل و ساکن یکز روستا بود. پدر و عمویش دعانویس بودند.
میگفت: از همه روستاها و شهر خودمون و شهرهای اطراف و راههای دور و نزدیک میان پیش پدر و عمو، واسه دعا.
زنها بیشتر میان. مرد هم میاد. اکثرا با خانواده و روزی بین ۵۰ الی ۱۰۰ دعا نوشته میشه.
واسه هر دعا، یه قفل استفاده میشه و بخت دشمن رو قفل میکنن و فلان و بهمان
هر قفل رو همراه با دعا، بین ۱۰۰ الی ۲۰۰ هزار تومن پول میگیریم( سال ۹۲ بود )
واماندم.طبق قرار قبلی، ۶۰ عدد قفل زرد نمره ۳۲ را با احترام بهش دادم و گفتم: بارکلا، ایوالله، تو دیگه کی هستی؟ باید اسم بازاری رو از روی ما بردارن و بزارن رو شما.
ما رو هر قفل ۵۰-۱۰۰ تومن استفاده میکنیم. ولی شما از روی هر قفل ۱۰۰ هزار تومن،
اونم قفل ضعیف و ارزون قیمت ساخت چین کافر! برای دعای مسلمین مومن
گفتمش! بخدا تو شایسته احترامی، تو خودت یه پا بیل گیتس هستی(به کجا چنین شتابان)
مدتی بعد خانمم در حالی که دعا میخواند دستمالی را با احترام بسیار باز کرد و یک قفل زرد نمره ۳۲ را به من نشان داد و گفت آن را به مبلغ یک میلیون تومان برای باز شدن بخت دخترمخریده است، هیچ نگفتم و سکوت کردم،
بعد از مدتی آن جوان دو باره برای خریدن قفل به مغازه من آمد و با گله ماجرا را برای او بازگو کردم، خندید و گفت: ما چه کنیم؟ وقتی مردم خودشون میان و صف می بندند و با التماس از ما دعا میخواهند، چکار باید بکنیم،(اینچنین پرده بر انداخته ای ! یعنی چه؟؟؟
سکوت کردم، و متحیر از جهل و نادانی خود و همنوعانم شدم که (اشاعهء خرافات)پایان ندارد...
۩۩☫ اشعار/مطربان/اهل(طریقت)چائ ات از دهن افتاد ۩۩



پانزدهم دسامبر، روز جهانی چائی
بشنو از چای چون شکایت میکند * از جداییها حکایت میکند
چائی گُلستان تا مرا گُل چیدهاند * استکان و نعلبکی مُل چیدهاند
سینی آور شرحهشرحه چای داغ*تا بگویم شرحِ انسان های چاق
هر که قافل شد ازین نوشیدنی * بازجــوید چائـــیِ جوشیدنی
چائی در هر جمعیّت آماده است * جفتِ بدحالِ رعیّت ساده است
هر کسی از ظنِّ خود چائی خورد * از فلاکت های رویائی خورد
سِرِّ من از چائی من دور نیست *شعر من در مثنوی پُـر نور نیست
آتش اینــجا چائی دَم می آورد *دوری از آتــــش چه کم می آورد
آتشِ عشق کمر باریک را * جوشش عشق خلوت تاریک را
نی حریفِ هرکه از چائی بُرید * پردههایَش پردههای ما درید
استکان باریک و تریاقی که دید؟ * همچو نی دمسازبا، ساقی که دید؟
نی حدیثِ چای پرخون میکند * استکانش عشقِ مجنون میکند
قهوخانه روزها بیگاه شد * چائی ها با سوزها همراه شد
روزها گر رفت گو رَو چائی نیست * تو بمان زیرا جز اینجا جائی نیست
درنیابد چائی گُل دم هیچ خام *هر سلامی را علیکی والسّلام
گر بریزی بحر را در استکان * چند خواهی؟ استکان در استکان
استکان چشمِ حریصان پُر نشد * هرکسی قانع نشد پُر دُر نشد
هر که را چائی ز جـامی چاک شد* بعد نوشیدن همو چالاک شد
شاد باش ای چای نوش ای مشتری * ای طبیبِ وادی مااشتری
ای دوایِ حسِ نامحسوسِ ما * چـائی : افلاطون وُ جالینوسِ ما
با لبِ دمسازِ چــائی جفتمی * من به قوری گفتنیها گفتمی
هر که اینک از سماور شد جدا * بیزبان شد گرچه دارد صد نوا
مولوی رفت و گلستان درگذشت * بشنوید ازما (طریقت) سرگذشت

باده ات از دهــن افتـاد، بـزن چائی را
مُـطربان هم بنوازند،خـوش آوائی را
بزمِ عشقی،شده برپا چهل وُ اندی را
جاکــشـان کینهٔ نمودندبه هرجائی را
"نیست بر لوحِدلم جز الف قامت یار"
مگرم هست، بگو نیست دگر نائی را
ماه زیبایی وُ در خاطرهام پـنـهانی
کوش درخاطرمن نیست تماشائی را
شب تنهایی من در خم ابروی تو بود
جعد مشکین تو یادآورِ یلدائی را
چهرهدرچهرهٔ من انجمنی باز گشآ
پا گشا : شاعرسرگشته تمنائی را
چائی ات از دهن افتاد ز پاداشِ عمل
مُطربان اهلِ(طریقت) همه دنیائی را
حال دنيا را چو پرسيدم من از فرزانه ای؟
گفت: يا آب است؛ يا خاک است يا پروانه ای!
گفتمش احوال عمرم را بگو؛ اين عمر چيست؟
گفت يا برق است؛ يا باد است؛ يا افسانه ای!
گفتمش اين ها که مي بينی؛ چرا دل بسته اند؟
گفت يا خوابند؛ يا مستند؛ يا ديوانه ای!
گفتمش احوال جانم را پس از مردن بگو؟
گفت يا باغ است؛ يا نار است؛ يا ويرانه ای!
۩خــُلدستان طریقت( چائی )۩۩ محمّدمهدی طریقت
✍️محمّدمهدی طریقت
![]()



۩۩☫سالک شعر(طریقت ) پیشگان ☫۩۩
سالکِ شعر طریقت شد حبیب
دستِ او باشد به دامانِ طبیب
آن طبیبِ معنوی سلطانِ دین
جلوه ی حق نورِ سبحانِ مبین
حضرتِ صاحب زمان شد ماهتاب
بر سرابِ این جهان شد آفتاب
از ولیالله خواهد روز و شب
وارهد زین مُلکِ پُر رنج و تَعَب
شادمان در این جهان وُ آن جهان
جان به جانان داد ، روحی شادمان
از بلای بیامان کو خسته نیست
با خور و خواب و هوس دلبسته نیست
سیرِ باطن میکند با بالِ جان
هر کجا خواهد عیان و هم نهان
شاعـرِ شعر (طریقت) پیشِـگان
گشته گلشن ، در شریعت ریشِگان
غزل مرغ خوشآوای شباهنگ
غزل زیباتر از گلهای هفترنگ
نگاهت جلوهٔ اردیبهشت است
غزل زیباتر از سنتور و از چنگ
مپوشان چهرهٔ گُلروی خود را
مزن برقلب مجروحم دگر چنگ
دل من میکند هر دم هوایت
غزل دانی تو احوال دل تنگ؟
غزل آنگه که از من شوی دور
گمانم رفته ای هشتاد فرسنگ
غزل نقشِ رُخَت نقشی دلانگیز
مثالِ صفحههای خوب ارژنگ
در این دنیای رنگارنگ دل من
شده آینه ای آئین بی رنگ
موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، مناسبت مذهبی ، مناسبت ملی ، آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ ، حکایات ، بدون شرح
برچسب های خلدستان : اشعار , خبر , حکایت , طریقت
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب

۩۩۩ ☫ غزل / اشعار (طریقت) چشم تری را ببری یعنی چه ☫ ۩۩۩



تا برسم کنارِ تـو ، سینه کباب کرده ام
چشمِ خمار دلخوش از،بادهٔ نابْ کرده ام
شعرِ (طریقت) ار بُوَد ،زخمهٔ چشمِ دیگران
بهرِ رسیدنِ به تو ، نذرِ شرابْ کرده ام
***
آمدی عشق به یغما ببری ، یعنی چه؟
با غزل باز دلم را ببری ، یعنی چه؟
چل و چندیست که من منتظر امروزم
خنده از چشم زلیخا ببرم ، یعنی چه؟
تا غزل هست بیا نغمه ی این باغ شویم
زین غزل تا لب دریا ببری ، یعنی چه؟
محفلی امن از آغوش ، مهیا دارم
دل به دریا تو بزن تا ببری ، یعنی چه؟
فصل یار است ولی جُفت دلم بی باران
آمدی آب گوارا ببری ، یعنی چه؟
این غزل سر به هوا بود ، به جایش دل ما
آمدی شعر به یغما ببری ، یعنی چه
۩۩۩ ☫ برآستان جانان (دوبیتی )طریقت +اشعار ☫ ۩۩۩
༺࿇🤍࿇༻
من امشب "مبتلایت" هستم ای دوست
رفــیق بــا صـــفایت هستم ای دوست
اگرچه "دورم" از "شهر" صفاهــون "
همیشه "آشنایت" هستم ای "دوست"
بر روی بوم زندگی، تاثـــیــر را باور مکن
زیبا و زشتش پای تو، تقدیر را باور مکن
تصویر اگر زیبا نبود، نقاش خوبی نیستی
از نو دوباره رســم کن، تفسیر را باور مکن
خالق تو را شاد آفرید، آزاد آزاد آفرید
پرواز کـــن تا آرزو، درگــیر را باور مکن
در اوج، اوجِ بندگی، دیوانهء دلبستگی
زیبا و زشت زندگی،تحقیر را باور مکــن
تصویر اگرزیبا بُوَد، دنیا به کامت می شود
درانعکاس زندگی ، تقصیر را باور مکن
شاعر:(طریقت) آفرید، آزادِ آزاد آفــرین
با این ردیف وُ قافیه ، زنجیر را باور مکن

ح. (طریقت)
![]()
۩خــُلدستان طریقت (صفحه جدید )۩۩ محمد مهدی طریقت ↘ <<< ادامه مطلب


در ادامه مطلب
↘
موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، نثر ( ارائه ی مطلب) ، آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ ، حکایات ، بدون شرح ، گوناگون
برچسب های خلدستان : غزل , اشعار , طریقت , خبر
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب


۩۩۩ ☫ اشعار:خبر/حکایت (طریقت) روایت ☫ ۩۩۩


ای غزل همنفسِ صبح پس از بارانی
همنفس در قفسِ خـاطـرهها پنهانی
مانده ام در هوسِ عشق تو پرواز کنم یا نکنم
باز هم در قفسِ یاد توام زندانی
شرحِ دلبستن و دلکندنِ ما آسان نیست
من دوصد خانه ی نو ساختم از ویرانی!
بیگناهی مگر از ترسِ عذاب است نه عشق
برحذر باش از این وسوسهی شیطانی
چشم بستیم، ولی جای نظربازی داشت
شرحِ دیدارِ تو در جامهی تابستانی
در پسِ گیسوی تو شا مِ شب آغاز شود
شرح این نکته نشد ! انــجمنی طولانی ...


به گزارش بیگ بنگ به نقل از nasa، مریخنورد کنجکاوی ناسا در روز ۳۴۶۶ فعالیتش در مریخ با استفاده از دوربین "مستکم" از یک تپه سنگی با نام مستعار "صخرههای شرقی" عکس گرفت. این تپه واقع در "کوه شارپ" دارای تعدادی شکستگی طبیعی است، از جمله یک شکستگی شبیه درب ورودی که تقریباً ۳۰ سانتیمتر ارتفاع و ۴۰ سانتیمتر عرض دارد و از نظر اندازه شبیه "درب ورود" حیوانات خانگی به نظر میرسد.
به گفته محققان این نوع شکستگیهای باز در سنگ بستر، هم در زمین و هم در مریخ رایج هستند. دانشمندان مسئول مریخنورد «کنجکاوی» میگویند هرچند که این شکل و شمایل بسیار عجیب به نظر میرسد، اما این شکاف (در مانند) بر اثر فرآیندهای طبیعی شکل گرفته است. این ناحیه احتمالاً چهار میلیارد سال پیش در شرایط رسوبی، در یک رودخانه یا یک تپه شنی بادی تهنشین شده است.
ناسا همچنین در واکنش به شور و حرارت ابراز شده در فضای مجازی نسبت به این خبر اعلام کرد: «گرایش و تمایل مغز انسان برای جستوجو و پیدا کردن الگوهایی معقول در شکل و شمایلهای مبهم (امری که “پاریدولیا” نامیده میشود) موجب این شور و هیجان شده است.» این شکاف ممکن است «شبیه» یک در باشد زیرا مغز ما تلاش میکند تا یک امر ناشناخته را برای خودش معنا ببخشد. چندین شکاف خطی در تپه مورد بحث در مریخ وجود دارد اما در این مکان مشخص، چندین شکاف متقاطع شدهاند که این مساله شرایطی برای شکسته شدن سنگ با چنین زوایایی ایجاد کرده است.


۩۩۩☫ عرصهء شعر وادب (طریقت)انجمن خلدستان / اشعار☫۩۩۩

آواز وُ صدایِ ساز فاخر اینجاست
دیوان وُ خدای ِشعرِ شاعر اینجاست
از بسکه(طریقت) انجمن کرده به پا
این ماە همیشه حیُّ حاضر اینجاست

***
دیده برهم مینِهم دل را به کامت میکنم
این غزل را با پریشانی بـــه نامت میکنم
چون قناری مینشینم دمبهدم در باغ گل
عاقبت یکروز میبینی، که رامت میکنم
دیدنِ رخسار گلگون را کنی بر من تباه
بعد از آن بوییدن گل را حرامت میکنم!
عاشقت باشم ولی با غنچۀ لبخند خود
مات و مبهوتم ولی البته خامت میکنم
میفریبی با کلامت، این دل بشگسته را
شوروغوغا میکنم، محو کلامت میکنم
گرچه میباشد(طریقت)عرصهٔ شعر و ادب
انجمن تقدیم می دارم سلامت میکنم


۩#خــُلدستان طریقت (صفحه جدید )۩# ✍ محمد مهدی #طریقت
موضوعات مرتبط خلدستان: نثر ( ارائه ی مطلب) ، عکس ، خبر ـ اطلاعیه ، بدون شرح ، گوناگون
برچسب های خلدستان : خبر , شکاف , طبیعی , ناسا
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
روز درخت کاری بر بازنشستگانِ ایران مبارک باد ( دیگران کاشتند وُ ما خوردیم * دیگران بکارند تا ما بخوریم)
این چنان زیرو زبر عالم نمیماند مدام
می نشاند چرخ هرکس را به جای خویشتن
صائب تبریزی .
سازمان انرژی اتمی ایران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی برای حل مسائل باقی مانده بر روی بیانیه مشترک به توافق رسیدند. در این بیانیه یک جدول زمانبندی تعیین شده است.بنابر این بیانیه، ایران موظف است حداکثر تا ۲۹ اسفند ۱۴۰۰ (۲۰ مارس ۲۰۲۲) توضیحات خود درباره پرسشهای آژانس را ارائه دهد. این پرسشها از جمله شامل موضوعات مربوط به سه مکانی است که ایران پیشتر به آنها نپرداخته است.بر همین اساس، آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز دو هفته فرصت دارد تا پس از دریافت این اطلاعات، آنها را مرور کرده و سوالات خود را مطرح کند.آژانس پیشتر هم از ایران خواسته بود درباره وجود ذرات اوارنیوم در سه محل اعلام نشده توضیح دهد.
در بند سوم بیانیه مشترکت ایران و آژانس بر سر نشست حضوری بعدی در تهران نیز توافق شده است: "ظرف یک هفته پس از ارائه اطلاعات به سازمان انرژی اتمی ایران توسط آژانس در خصوص هر سئوال دیگر در مورد این اطلاعات، آژانس و سازمان برای بررسی سوالات در تهران تشکیل جلسه خواهند داد. برای هر مکان جلسات جداگانه ای برگزار خواهد شد".
موضوعات مرتبط خلدستان: نثر ( ارائه ی مطلب) ، مناسبت ملی ، سیاسی ، مطالب دردست چاپ ، خبر ـ اطلاعیه ، بدون شرح ، گوناگون
برچسب های خلدستان : بازنشستگان , درختکاری , انرژی اتمی , خبر
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
اخبار امروز (وزیر خارجه آمریکا) منافع ایران(بدون شرح)
به گزارش ایلنا، رامین طلوعی، یک ایرانی تبار به عنوان دستیار وزیر امور خارجه درامور اقتصادی و بازرگانی آمریکا انتخاب شد.
وزیر خارجه آمریکا در توییتی با اعلام این خبر نوشت: وزارت خارجه آمریکا از تجربه بالای او استفاده میکند.سیاست خارجی ما به نفع مردم آمریکا است.
امــروز ،روز زجـرست بر ســر نِهم کلاهی
با سرو وُ شاخِ شمشادگامی زنم به راهی
شاعر هرآنچه آید گردن بـگـیـر واهـــی
در دادگاه شاهی فـریاد کن اللهــی
موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، نثر ( ارائه ی مطلب) ، مناسبت ملی ، آثارچاپ شده ، خبر ـ اطلاعیه ، دوبیتی ، بدون شرح
برچسب های خلدستان : اخبار امروز , وزیر خارجه آمریکا , منافع ایران , خبر
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب

ایسنا نوشت: نماینده آمریکا در جلسه شورای حکام در بیانیهای با تکرار ادعای مقامات این کشور درباره عزم ایران برای احیای توافق هستهای، گفت که کشورش آماده است توافقی بر سر بازگشت به برجام انجام دهد.
خبرگزاری رویترز نوشت: نماینده آمریکا در جلسه شورای حکام در بیانیهای درباره احیای توافق هستهای با تلاش برای مقصر جلوه دادن ایران در به تعویق افتادن توافق در مذاکرات وین، ادعا کرد: ما آمادهایم فورا توافقی برای بازگشت دوجانبه به اجرای کامل برجام انجام دهیم. چیزی که کم داریم، شریکی راغب و آماده در ایران است.
موضوعات مرتبط خلدستان: نثر ( ارائه ی مطلب) ، مناسبت مذهبی ، مناسبت ملی ، عکس ، سیاسی ، خبر ـ اطلاعیه
برچسب های خلدستان : اخبار , خبر , آمریکا
عباس عبدی: جزیرهای برای فرار؟
باید احمدی نژاد را احضار کرد تا نام فرد یا افراد و اطلاعات جزیره خریداری شده را اعلام کند
افراد مورد نظر کسانی هستند که از طریق قیام مردم کارشان به پایان میرسد و باید با هواپیمای شخصی به جزیره خریداری شده فرار کنند! پس ویژگی مهم آنان مصون از رسیدگی قضایی بودن است، مثل خود گوینده این خبر یا اقرار. راهحل چیست؟ خیلی ساده است. البته در بیان ساده است، ولی در عمل و به علل گوناگون این کار در جامعه ایران انجام نمیشود. باید وی را احضار کرد و بهطور مشخص خواست که نام فرد یا افراد و اطلاعات محل جزیره خریداری شده آنان را به پلیس یا بازپرس اعلام دارد تا از طرف مسوولان بررسی شود که چه کسانی آنقدر پول دارند که جزیره بخرند و این پول را از کجا آوردهاند؟ و این جزیره کجاست؟ . >>>>>>>
احمدینژاد: مسئولان جزیره خریدهاند تا درصورت جوشیدن خشم ملت به آنجا فرار کنند!
موضوعات مرتبط خلدستان: نثر ( ارائه ی مطلب) ، خبر ـ اطلاعیه ، بدون شرح
برچسب های خلدستان : خبر
A U.S. Air Force B-52 from Minot Air Force Baseفکس نیوز:دو فروند بمب افکن B 52 آمریکایی پرواز رفت و برگشت بدون توقفی را به خاورمیانه انجام دادند.این عملیات که بیش از 30 ساعت از ایالات متحده به خاورمیانه طول کشید تا اخطار دوباره ای را به ایران ارسال کنند .یک مقام ارشد نظامی اعلام کرد که هشدارهای تازه ای دریافت شده است، که نشانه ای از حملات پیچیده و بالقوه بر علیه آمریکایی ها ست . این هشدارها آنهم در سالگرد کشتن قدرتمندترین ژنرال ایرانی توسط ایالات متحده در حال دریافت شده است.در بیانیه فرماندهی مرکزی آمریکا آمده است که بمب افکن ها صبح روز سه شنبه از پایگاه نیروی هوایی مینوت در داکوتای شمالی به پرواز درآمدند .این برای سومین بار در 45 روز گذشته است که بمب افکن های نیروی هوایی آمریکا مأموریت هایی با هدف بازدارندگی را بر فراز خلیج فارس و تحت اسکورت جنگنده ها انجام می دهند . بمب افکن ها بدون هیچ حادثه ای پرواز کردند و ایران نیز تا صبح روز چهارشنبه هیچ واکنش عمومی به این امر نشان نداد.
ژنرال فرانک گفت: ایالات متحده همچنان به استقرار و صف آرایی توانایی های جنگی اش در منطقه مسئولیت فرماندهی مرکزی آمریکا برای جلوگیری از هرگونه دشمنی احتمالی ادامه می دهد و آشکارا بیان می کند که آماده و قادر به پاسخگویی به هرگونه تهاجمی بر ضد منافع آمریکایی ها ست. مک کنزی، فرمانده ستاد مرکزی ایالات متحده گفت ما به دنبال درگیری نیستیم، اما هیچ کس نباید توانایی ما را در دفاع از نیروهای خود یا اقدام قاطع در پاسخ به هر گونه حمله دست کم بگیرد....
موضوعات مرتبط خلدستان: مناسبت مذهبی ، مناسبت ملی ، عکس ، آثارچاپ شده ، خبر ـ اطلاعیه ، بدون شرح ، گوناگون
برچسب های خلدستان : خبر , فکس نیوز , بمب افکن


۩۩۩ ☫ (خبر(طریقت) ارائه مطلب ( بازنشستگان ☫ ۩۩۩
عبدالرضا مصری وزیر اسبق رفاه و نایب رئیس مجلس دهم شورای اسلامی و نماینده محترم مردم شریف کرمانشاه و عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس یازدهم ، با تمام توان از طرح دائمی نمودن همسانسازی بازنشستگان دفاع خواهم کرددکتر مصری: ضمن حمایت از طرح دائمی نمودن همسانسازی بازنشستگان اعلان میکنم که ، تمام سعی و توانم را برای خدمت و رفاه بازنشستگان و افزایش حقوق بازنشستگان بر اساس تورم بکار خواهم بست تا دغدغه پیشکسوتان عزیز کشور که دین بزرگی بر گردن همه ما دارند برطرف شود..

خدمات الکترونیکی این صندوق صرفا در درگاه خدمات الکترونیکی به نشانی sabasrm.ir ارایه خواهد شد.
به گزارش روابط عمومی و امور بینالملل صندوق بازنشستگی کشوری، پیش از این، خدمات الکترونیکی یا غیرحضوری صندوق بازنشستگی هم در سایت اصلی صندوق به نشانی cspf.ir و هم در درگاه خدمات الکترونیکی به نشانی sabasrm.ir ارایه میشد، اما با تغییراتی که در سایت cspf.ir صورت گرفته و عملکرد آن را به «خبری و اطلاعرسانی» تغییر داده است، خدمات الکترونیکی صندوق منحصرا در درگاه خدمات الکترونیکی ارایه میشود.
این درگاه در تیرماه سال جاری توسط محمد شریعتمداری، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی به بهرهبرداری رسید،
موضوعات مرتبط خلدستان: نثر ( ارائه ی مطلب) ، عکس ، سیاسی ، آثارچاپ شده ، خبر ـ اطلاعیه ، بدون شرح
برچسب های خلدستان : خبر , طریقت , ارائه مطلب , بازنشستگان


۩۩۩ ☫ خبر (طریقت)مباهله +برجام=> تحریم ☫ ۩۩۩
دیگرنگران نباشید ، چیزی نمانده مباهله صورت بگیرد .یک ساعت دیگر کنار دریا پیاده می شویم ،تنی به آب می زنیم و بعد دیگر هر چقدر دلتان خواست می توانید شلنگ تخته بیاندازید. راننده به مسافران خسته و گرما زده و کلافه وعده می دهد .چهار دهه هست که وعده بهشت می دهد. وعده رسیدن .اما دیگر طاقت مسافران تاب شده و دلشان می خواهد خودشان را از شیشه به بیرون پرت کنند .از اساس کارش را به وعده و وعید شروع کرد .تمام ماشین را کثافت برداشته است . چند نفری تا توانسته اند توی ماشین بالا آورده اند . بوی تعفن همه را خفه کرده است. همه پنجره سفت و سخت شیشه هاشان بالا کشیده شده و کسی اجازه هم ندارد پنجره ها را باز کند . شاید اصلا باز نشود و تنها بادی هم که از پنجره راننده میاید بوی مرده می دهد . چند نفری هم توی ماشین تا توانسته اند هر کاری دلشان خواسته کرده اند . هم جیب مسافران را زده اند و و هم چشمشان دنبال بعضی ها ست .راننده حتی کاست نوارش را عوض نمی کند . در طی این مدت هر چه نوار نوحه و عزا داشت برای مسافران پخش کرد و حالا هم که یک ساعتی بیشتر به ساحل نمانده حاضر نیست نواری از خاطرات شمال پخش کند....
![]()
۩خــُلدستان طریقت (صفحه جدید )۩۩ محمد مهدی طریقت
↘<<<<<<ادمه مطلب
موضوعات مرتبط خلدستان: نثر ( ارائه ی مطلب) ، مناسبت ملی ، سیاسی ، آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ ، گوناگون
برچسب های خلدستان : خبر , طریقت , مباهله , برجام
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب


۩۩۩ ☫ اطلاعیه :ارائه مطلب /حکایت (خبر) روایت ☫ ۩۩۩

.
قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي ﴿۲۵﴾ گفت پروردگارا سينه ام را گشاده گردان (۲۵)
وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي ﴿۲۶﴾و كارم را براى من آسان ساز (۲۶)
وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي ﴿۲۷﴾و از زبانم گره بگشاى (۲۷)
يَفْقَهُوا قَوْلِي ﴿۲۸﴾[تا] سخنم را بفهمند (۲۸)
پروانه سلحشوری، نماینده تهران و از امضاکنندگان این طرح، به «شرق» در این زمینه توضیح میدهد: «ضرورت قرنطینه هنوز احساس میشود. هدف این طرح نیز نه فشار به دولت که همکاری با دولت است. ممکن است فشاری روی دولت باشد که نتواند قرنطینه را اعمال کند. البته دولت حتی از واژه قرنطینه نیز هراس دارد و واژههای دیگری به جای آن به کار میبرد و این شاید بهدلیل تعریفی است که از قرنطینه وجود دارد و دولت نمیتواند آن را اجرائی کند. اما باید توجه داشت که ما در دوران گذار هستیم و تجربه جهانی نشان داده که کمتر شدن تماسها و ارتباطات منجر به کنترل بیماری شده است. هدف قرنطینه نیز بهتعویقانداختن تبعات این بیماری است تا این پاندمی در سطح جهان شدت پیدا نکند و از اپیدمی آن در سطح کشور نیز جلوگیری شود».
.ادامه مطلب ↘
موضوعات مرتبط خلدستان: نثر ( ارائه ی مطلب) ، مناسبت ملی ، خبر ـ اطلاعیه ، بدون شرح ، گوناگون
برچسب های خلدستان : اطلاعیه , ارائه مطلب , حکایت , خبر
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب

۩۩۩ ☫ بدون شرح /خبر (طریقت) کرونا ☫ ۩۩۩


موضوعات مرتبط خلدستان: نثر ( ارائه ی مطلب) ، خبر ـ اطلاعیه
برچسب های خلدستان : بدون شرح , خبر , طریقت , کرونا
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
خبر(اطلاعیه)
منزلت معلمان در جمهوری آخوند پروری
متوسط درآمد یک معلم در کمترین حالت 7 هزار پوند بیشتر از حداقل متوسط دستمزد سالانه در این کشور است.براساس طرح جدید دولت بریتانیا حقوق پایه معلمان این کشور بیش از 6000 هزار پوند در سال افزایش خواهد یافت.
وبسایت دولتی "به سمت تدریس" نیز، حداقل حقوق معلمان در انگلیس و ولز -به استثنای لندن-را حدود 23 هزار 720 پوند در سال اعلام کرد. حداقل این حقوق در لندن نیز به 29 هزار 664 پوند در سال میرسد.
به گزارش اکونومی، حداقل دستمزد در بریتانیا در سال 2019 مبلغی حدود 16 هزار و 612 پوند در یک سال برآورد شده است. در واقع متوسط درآمد یک معلم در کمترین حالت 7 هزار پوند بیشتر از حداقل متوسط دستمزد سالانه در این کشور است.
به گزارش عصر ایران به نقل از بیبیسی، براساس اعلام وزرات آموزش بریتانیا حقوق معلمان در این کشور به بیش از 30 هزار پوند بین سالهای 23-2022 میرسد. این موضوع میتواند باعث جذب فارغالتحصیلان بیشتر در این حرفه شود.
اتحادیه آموزشی بریتانیا اعلام کرد که این طرح برای جذب فارغالتحصیلان جدید در این بخش لازم است.
در روز جمعه، بیش از چند میلیون پوند برای ارتقای سیستم آموزشی و مدارس انگلستان -در طول سه سال آینده- اختصاص یافت. در این میان "ساجد جاوید" وزیر خزانهداری بریتانیا نیز اعلام کرد علاوه بر هزینههای مرسوم، مبلغی حدود 400 میلیون پوند را صرف آموزش نیروهای بین 16 تا 19 سال برای پرورش و جذب معلمان جدید خواهد کرد.
بریتانیا قصد دارد نسل جدیدی از معلمان را جذب کند/ بیبیسی

"مری بوستد" دبیر کل اتحادیه آموزش ملی، در این باره گفت: افزایش حقوق معلمان برای جذب افراد جدید در این حرفه اقدامی "کاملا اساسی و لازم" است.
او افزود: برنامه تعلیم معلم در 6 سال گذشته فراموش شده بود و اینک در اولویتهای اول قرار دارد. او افزود دولت باید از ترفندهای ویژه و جذابتری در آموزش معلمان بهره ببرد.
بوستد در این باره گفت: بیش از نیمی از معلمان با تجربه بریتانیا در 10 سال اول کار خود فعالیت حرفهای را ترک کرده و در طرح جدید راهکاری برای حفظ معلمان با تجربه کنونی در نظر گرفته نشده است.
وزارت آموزش بریتانیا اعلام کرد: نخستوزیر عملیاتی شدن این طرح را تضمین کرده و در این شرایط حقوق پایه همه معلمان بریتانیا افزایش خواهد یافت.گوین ویلیامسون وزیر آموزش و پرورش بریتانیا نیز مقدمات برنامه بررسی افزایش حقوق معلمان را آغاز کرده و خواستار بررسی نظرات و پیشبینیهای اعضای این حرفه است.وی در این باره گفت: قصد داریم استعدادها را در این حرفه جذب کنیم و با بزرگترین موسسات در جذب استعداد رقابت کنیم.
موضوعات مرتبط خلدستان: نثر ( ارائه ی مطلب) ، عکس ، سیاسی ، خبر ـ اطلاعیه ، گوناگون
برچسب های خلدستان : منزلت معلمان , جمهوری آخوند پروری , خبر , گزارش
خبر( اطلاعیه)
واقعیت این است که ساختمانی که آقای لاریجانی برای حوزه علیمه ساختند، مقداری شبهه ایجاد کرد. مصلحت نیست حوزههای علمیه به سمت تشریفات بروند و باید همان سادگی همیشگی در این نهاد متولی مذهبی حفظ شود. علمای بزرگی همانند حضرت امام خمینی (ره) یا سایرین، همگی از همین حوزه های خلاصه ساده برخواستهاند و هیچ یک از در حوزههای مجلل و لوکس حضور نداشتهاند. . >>>>>>>
موضوعات مرتبط خلدستان: نثر ( ارائه ی مطلب) ، آثارچاپ شده ، خبر ـ اطلاعیه ، حکایات ، گوناگون
برچسب های خلدستان : خبر , اطلاعیه
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
در ادامه مطلب
موضوعات مرتبط خلدستان: نثر ( ارائه ی مطلب) ، خبر ـ اطلاعیه
برچسب های خلدستان : اطلاعیه , خبر
ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
.: Weblog Themes By Pichak :.



