۩۩☫ افسوس که این شعر فقط باد هوا نیست ☫۩۩

اُردی که به عشق است ،خوشی هست،عزانیست
هرجاهمه عشق است عمل هست ریا نیست

بر سفره ی گسترده ی دولت همه جمعند
این سفره فقط سهم وزیر وُ وزرا نیست

از برکتِ تقسیمِ ســـهامِ گُل وُ بلبل
در کوچه وُ پس کوچه یکی فردِ گدا نیست

از لطفِ مدیریتِ مطلوبِ چپاول
وضعیتِ بازار زمین، کرب وبلانیست

چون عدل و عدالت همه جا ریشه دوانده
از ظلم و ستم دست کسی رو به خدا نیستت

تحریم، نه بر دولتِ امید، نه مردم
المنة لِلَّه، اثراتش بسزا نیست

هل دادنِ یک عده میانِ صفِ نذری
یادآوری از مستندِ راز بقا نیست

در غرب اگر دزدی و فحشا و فساد ست
در کشورِ ما مطلقاً از این «خبرا» نیست

تعریف زیادست وطن رفته به باد ست
اُردی که به عشق است فقط بادهوا نیست

۩#خــُلدستان طریقت(صفحه جدید )۩#محمد مهدی #طریقت

افسوس که از هم نفسِ آریم دمّـار
وَ ز عمرِ گرانمایه گذر شد: بسیار
البته نشد بکام یک لحظه زِ عمر
با همنفسی طبیب در آخر کار

با ساغرِ می گرفته ام دستِ کسی
با مسـتیِ میِ ، توان به دیــدار رَسی
با همنفسی برآرم از دل هوسی
با دادرسی نفس برآریم بسی !


موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، مناسبت ملی ، غزلیات ، برآستان جانان(تذکره شعرا) ، قصاید ، آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ
برچسب های خلدستان : خلدستان , خوانسار است وبس , طنز , اشعار

ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه بیست و یکم تیر ۱۴۰۵ | 2:17 | نویسنده : محمد مهدی طریقت |

۩۩۩ ☫ زمین:عزَوجل +بهشت: جنگ وجدل +(طریقت)شیخ اجل ۩۩۩

وقتی زمین عَـزَ وَجَل می شود مرا

لبهای حوریان چو عسل می شودمرا

خیلی شکیل بزم غزل افتتاح شد

زین انجمن دوباره مَچل می شود مرا

اِمشب برآمده است همان ماهِ لَم یزل

فتانه ای که حُسن اَجل می شود مرا

لیلی وَشی ماه رُخی گُلپری خجل

سیمین بری ،چگونه بغل می شود مرا

« یکدست جام باده وُ یکدست زلف یار»

مفعول وُ فاعلات وُ فعل می شود مرا

زین انجمن که باده حلالست ساقیا

ساغر بریز ،عینِ گُسل می شود مرا

بسمل شدم (طریقت) ما مبتذل مخوان

رفتن:بهشت جنگ وُ جَدَل می شود مرا

۩۩۩ ☫ اَشعار/با(طریقت) سپس ☫ ۩۩۩

تاولِ روح من از زخم سَنان بیشتر است
در اَزل مَــرهَـم اندوه جهان نیشتر است

واعظ از خدعه و سالوس صلا در می داد
وَرنه در وضع خودش مصلحت اندیش تر است

زاهد، آن نیست که همواره ریاضت بکشد
هر که غمخوار یتیمان شده درویش تر است

واعظان مسجد وُ محراب غنیمت دانند
عالِم از اینکه دل اهل سَرا ریش تر است

با (طریقت) سپس از عیش و طرب دم مزنید
شاعر غم زده با سوز مِحَن خویش تر است

حمید محمد مهدی طریقت

۩خــُلدستان طریقت(مثنوی:مرز وُبوم+دی )۩محمد مهدی طریقت


موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، مناسبت مذهبی ، مناسبت ملی ، برآستان جانان(تذکره شعرا) ، خاطرات ، قصاید ، مطالب دردست چاپ
برچسب های خلدستان : اشعار , قصیده , رفیق , طریقت

ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه یازدهم تیر ۱۴۰۵ | 0:51 | نویسنده : محمد مهدی طریقت |

جاوید :خلاص از شب هجران شما باد

هنگامِ وصال جان به قربان شما باد

دل خون شرابی که ز مینای شما بود

خونِ جگر از نشاطِ دوران شما باد

آهی که زِ آتشکده بیرون می زد

آتشکده نه! شمعِ شبستان شما باد

اشکی که زِ طاقِ مژه بیرون غلتید

چون گوهر غلتان به دامان شما باد

صد بار گزیدم لبِ افسونِ غزل

بر حاشیه ی آن لب وُ دندان شماباد

سر با همه آشفتگی از عهدِ اَزل

تا شامِ ابد زلف پریشان شما باد

در حلقهٔ مرغان چمن ولوله زن

چون شاه غزل صحن گلستان شما باد

اشک بر از دیده ءیعقوب زِ یوسف

چون گریه که دور از لب خندان شما باد

داد از همه عشاق جگرخسته برآمد

یوسف "نه" زلیخا زده مژگان شما باد

گر زلف تو در طرف بناگوش فرو ریخت

تا شامِ اَبد گوش به فرمان شما باد

از صبح اَزل دم زده آن صورت زیبا

صاحب نظران را همه حیران شما باد

باخواجگی هر دو جهان جانبِ پیوند

تا بندگیِ سرو خرامان شما باد

با اهلِ (طریقت) همه دشنام که دادی

پاداش دعایی است که بر جان شما باد

خــُلدستان طریقت(تاریخ مصرف+شما =تکراری )۩محمد مهدی طریقت <<خطبه دوم



موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، غزلیات ، برآستان جانان(تذکره شعرا) ، خاطرات ، قصاید ، آثارچاپ شده ، بدون شرح
برچسب های خلدستان : اشعار , با اهلِ , طریقت , همه دشنام که دادی

ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه سوم تیر ۱۴۰۵ | 12:11 | نویسنده : محمد مهدی طریقت |

۩۩۩ ☫ اشعار (طریقت) قصاید : گوش می کنید ۩۩۩

آواز عاشقانه ی ما گوش می کنید

حق با سکوت بود، ندا گوش می کنید

دیگر غزل هوای سرودن نمی کند

تنها بهانه بهر صــدا گوش می کنید

سربسته ماند بغض گره خورده در قفس

آن گریه های عقده گشا گوش می کنید

ای داد، ازین فراق که با دل وفا نکرد

فریاد از عزا که عزا گوش می کنید

آن روزهای خوب که دیدیم وُ خواب بود

خوابم پرید و خاطره ها گوش می کنید

«بادا» مباد گشت و «مبادا» به باد رفت

«آیا» ز یاد رفت و «چرا» گو ش می کنید

فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند

نفرین و آفرین و دعا گو ش می کنید

تا آمدم که فـکر خـــداحافظی کنم

آمد تــرانه خــدا گوش می کنید

(ح. خُلدستان طریقت)محمّدمهدی طریقت

من شاعری از کمال می آموزم

دیوانگی از جلال می آموزم

در پردهٔ دل سیال تو رقص کند

آوازِ خوش از خیال می آموزم

من عاشقی از عیال آموخته ام

بیت و غزل از جمال می آموزم

در پردهٔ دل (طریقت)ار رقص کند

من رقص خوش از غزال می آموزم

ای کشته ی فتاده به سحرای خیزران
گُـم کردمت میان غـــزل های بیکران !

خشکیده است طبعِ غزل ها بدون تو
گل کرده بود با تو غزل های دیگران ...

ساز وُ دُهل (افزایش حقوق) کارمندان +بازنشستگان (حقوق آخوند ها ودیگران بی نهایت

مسعود میرکاظمی رئیس سازمان برنامه و بودجه در حاشیه جلسه امروز (یکشنبه، 24 مهر) کمیسیون کمیسیون برنامه و بودجه، اظهار کرد: دولت لایحه‌ای برای ترمیم حقوق در ماه‌های باقیمانده سال ارائه کرده بود که مجلس شورای اسلامی تغییراتی در متن لایحه ایجاد کرد؛ در جلسه علنی امروز مجلس، تصویب شد که لایحه برای بررسی بیشتر به کمیسیون ارجاع و با مشارکت دولت نهایی شود.

وی با بیان اینکه افزایش حقوق، مشمول کارمندان دولت و بازنشستگان لشکری و کشوری می‌شود، افزود: جزئیات این لایحه در نشست امروز کمیسیون مورد بررسی قرار گرفت و درباره موارد اختلافی توافق شد.

رئیس سازمان برنامه و بودجه ادامه داد: تلاش شد که سقف بودجه رعایت شود، هر چند امروز مقداری از سقف بیشتر شد، اما دولت انعطاف نشان داد تا این موضوع حل و لایحه مذکور در صحن مطرح شود.

میرکاظمی درباره میزان افزایش حقوق، توضیح داد: حقوق شاغلان یک میلیون تومان و حقوق بازنشستگان نیز 900 هزار تومان‌ افزایش می‌یابد، برای عائله‌مندی 200 هزار تومان و برای هر فرزند 100 هزار تومان به حقوق اضافه خواهد شد، البته موضوعی تحت عنوان پرداخت بیشتر از 900 هزار تومان به بازنشستگان مطرح است که جمع‌بندی شد.

رئیس سازمان برنامه و بودجه درباره زمان اجرایی شدن افزایش حقوق کارمندان و بازنشستگان کشوری و لشکری، گفت: نظر این است از آنجا که مبلغ افزایش، بیشتر شده، از مهر ماه این موضوع اجرایی شود.

۩۩۩ ☫ای ماه محرم زجمال تو هویدا ☫ ۩۩۩

ای ماه محرم ز جمال تو هویدا

ای مظهر آزادگی از نسل توپیدا

ای جان جهان تشنه لب کربُبلا ها

ای لعل لبت آب بقا، رهبر و مولا

ای حُسن رخت آئینه ذات الهی

ای سرو قدِسایه فکن شاخه طوبی

ای عشق تو افکنده شرر در همه عالم

ای لطف تو باشد به سر خلق بهر جا

ای برتر از اندیشه و افکار خلایق

ای متصل غیب توئی اصل تولا

ای دین خدا از تو بسی یافته رونق

ای نور ولا گشته ز روی تو هویدا

هم شاهد و مشهود وشهید ابن شهیدی

سرور به شهیدان جهان والی و والا

جوشان به جهان خون تو تا روز قیامت

ثاراللهِ خوبان توئی روشن دلها

ای رهبر آزاده وآزادهء عالم

این نهضت آزادگی از نسل توپیدا

۩۩۩ ☫ خُلِدستان طریقت ☫ ۩۩۩

لیلا ترا بوسیدمت وقتی که چشمت خواب بود
وقتی که شعر اندیشهء زیبایی مهتاب بود

از لابلای دفترت، شعرم صدا میزد تو را
وقتی قلم از دوریت آماده و بی تاب بود!

انگار بوی زندگی پیچیده در کاشانه ام
ماهی سرخ عاشقی دربستر قلّاب بود!

گلهای یاس و نسترن از دیدنت بشکفته اند
نیلوفری زنبق ؛ گَلایل ، شقایق شاداب بود

کامل تو را بوسیدمت، من از میان قاب عکس
لیلی :لب شیرین تو، خوش مزه وُ نایاب بود

کامل (طریقت)انجمن شعر و شرابِ عاشقی

لیلا ردیف وُ قافیه پیوسته آبِ آب بود


موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، مناسبت مذهبی ، مناسبت ملی ، قصاید ، آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ ، دوبیتی
برچسب های خلدستان : اشعار , طریقت , قصاید , گوش می کنید ۩۩۩

ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه سی و یکم خرداد ۱۴۰۵ | 1:34 | نویسنده : محمد مهدی طریقت |

۩۩۩☫اشعار:خلدستان(طریقت)دوبیتی (شاعر ) از مداوا گذشته کارم ☫۩۩۩

گر،کرده گُـنه : گناه بردارمکن

آن واقعه را دوباره تکرارمکن

با دادن یک تفوُیِ سربالائــی

بیچاره خودت اسیرِ پرگارمکن

❌❌❌❌

دهان دشمن شکسته بهتر، زمانه غیر از شرر ندارد
چو کودکانِ بهانه گیر است : زِ جنگِ بازیچه برندارد

چرا نشویَم به آبِ دیده رخی که زنگار غم گرفته
چرا نبندم لب از شکایت که کـدخــدائی خبر ندارد

بریز ساقی مُلی به ساغر : به وجد آورد جهان را
ز بس‌که هرشب ز غم ملولم شرابِ ساغر اثر ندارد

گنه نکردم چگونه از من کشد دمارِ عقوبت جم
مگر به غیر از ستم به جامِ زمانه کار دگر ندارد

مگرنشد از فراق یوسف دوچشم یعقوبِ زنده دل کور
پسر دریغا که التفاتی به حال زار پدر ندارد

همآره عاشق به سوز وُ ساز و همیشه معشوقه عشوه وُ ناز
جفا ز یار وُ وفا ز عاشق "ملل" به جز این مگر ندارد

شب است و بر خوانِ همه شهیدان به شامِ هجران
ز یکطرف صبح غم پریشان مگر که امشب سحر ندارد

کجاست مجنون که خون بگرید به حال زارِ همه یتیمان
شبان وُ موسی وُ گفتگو ها گریزپایی گذر ندارد

مرا حقیقت ! تو را (طریقت) ! که از مداوا گذشته کارم
طبیب گوید که هیچ دارو به درد (شاعر) ثمر ندارد.

***

صدشب به هوای میهنم سرزده ام

پرچم به نشانه ی"اَدب" در زده ام

آینده : ببین که من هواخواه تو اَم

شاعر : شده ام به سیم آخرزده ام


_________________________________
۩خــُلدستان طریقت۩ sorodehay-tarighat.blogfa.com ۩️✍محمّدمهدی طریقت


موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، مناسبت مذهبی ، سیاسی ، خاطرات ، قصاید ، آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ
برچسب های خلدستان : اشعار , خلدستان , طریقت , دوبیتی

ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه بیست و ششم خرداد ۱۴۰۵ | 0:36 | نویسنده : محمد مهدی طریقت |

۩۩۩ ☫:برآستان جانان (طریقت )حکایات حکیمانه☫ ۩۩۩

جاده ی انسانیت در پیش رو باریکتر
مَـعبر شمشیرتیز وُ روبــــرو باریکتر

ازپلِ تاریک وُ تیز وُ نازکی هر کس گذشت
می شود خندان ولیکن از دو سو باریکتر

تنگنای محشَر کبراست اینک پیش رو
می شود هر دَم مسیر گفتگو باریکتر

من اگر کوتاه می سازم ،صراط شعر را -
گردن آن کس که دارد آبرو، باریکتر

کاش مردان حقیقت را کنم، پیدا ولی -
درشریعت قله های جستجو باریکتر!

از رگ گردن (طریقت) می شود نزدیکتر
تیزیِ شمشیر دارد پُل زِ مو باریکتر!

ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ

به گزارش همشهری آنلاین، سردار میریان در برنامه زنده تلویزیونی صبح بخیر ایران گفت: زمان جنگ کدام فرمانده جنگ، خانواده‌اش پیش صدام زندگی می‌کرد؛ امروز نزدیک ۴ هزار فرزند برخی از مسئولان در آمریکا و اروپا و کانادا زندگی می‌کنند. کسانی که از بچگی در خارج دارند تربیت می شوند، هیچ مسئولیتی در آینده کشور نباید بگیرند.

۩۩۩ ☫:برآستان جانان (سعدی)حکایات حکیمانه☫ ۩۩۩

جدا کننده متن وبلاگ لاينر وبلاگ ۩#خلدستان طریقت: ( شعرِ تر :نزدیکتر )۩ محمد مهدی طریقت

یار گرفته‌ام بسی چون تو ندیده‌ام کسی

شمع چنین نیامده‌ ست از در هیچ مجلسی

عادت بخت من نبود آن که تو یادم آوری

نقد چنین کم اوفتد خاصه به دست مفلسی

صحبت از این شریفتر صورت از این لطیفتر

دامن از این نظیفتر وصف تو چون کند کسی

خادمه سرای را گو در حجره بند کن

تا به سر حضور ما ره نبرد موسوسی

روز وصال دوستان دل نرود به بوستان

یا به گلی نگه کند یا به جمال نرگسی

گر بکشی کجا روم تن به قضا نهاده‌ام

سنگ جفای دوستان درد نمی‌کند بسی

قصه به هر که می‌برم فایده‌ای نمی‌دهد

مشکل درد عشق را حل نکند مهندسی

این همه خار می‌خورد سعدی و بار می‌برد

جای دگر نمی‌رود هر که گرفت مونسی

۩۩۩ ☫:ماتم در (ایران) حکایات حکیمانه☫ ۩۩۩

http://sorodehay-tarighat.blogfa.com/post/3420

پیوسته دلم ز جور اینان، ریش است
وین جور و جفابه خلق،بیش از بیش است
بیگانه به (ایــران ) ، ندارد کاری
خویش از چه پیِ شکست این درویش است.

روزنامه اعتماد نوشت:


🔹امروز مسوولان رده بالای مدیریت کشور، ریشه مشکلات اقتصادی کشور را در تحریم‌ها و عدم احیای برجام می‌دانند، در حالی که در گذشته همین چهره‌ها اعلام می‌کردند که ارتباطی میان برجام و مشکلات اقتصادی وجود ندارد.
🔹بر اساس اعلام کارشناسان تنها در حوزه صادرات نفت به اروپا،ایران می‌توانست روزانه بین ۵۵٠ تا ۶٠٠ هزار بشکه صادرات نفتی داشته باشد.این عدد در هر ماه درآمدی حول و حوش ١/۵میلیارد دلار را برای کشور به همراه می‌آورد. اگر این عدد را ضرب در ٩ ماه تاخیر در مذاکرات کنیم به ١۵ میلیارد دلار می‌رسیم که رقم قابل توجهی است.
🔹تاخیر در جذب سرمایه‌های خارجی، تداوم مشکلات کشور در نقل و انتقالات بانکی، معضل صادرات به کشورهای همسایه، افزایش انتظارات تورمی، کمبود و گرانی ارز و... بخشی از تبعات اقتصادی زیان‌باری است که به دلیل تاخیر در مذاکرات ایجاد شده است.

ایران شبی گذشت که پا بر سحر گذاشت
تیغی که زخم فتنه بر این فرق سر گذاشت
در روزگار قصه ی ایــران چنین نوشت
این نقشه را گذاشت و رویش تبر گذاشت
وقتی صــــبا ز خلـــوت ایران می گذشت
زین عاشقــانِ کـــوفه مرا بی خبر گذاشت
رفت وُ به بی قـــراری مــــرغابیان راه
جز سوگ تلخ عشق دو تا چشم تر گذاشت
از طرح جنگ که طره ز شمشیر خون شکافت
بر دوش اختــلاس چــه شق القمر گذاشت
جانِ جوان وُ روضه جانکاه سر دهیم
کین زهر جان گداز بر ایران اثر گذاشت
با آن مــعاویه ها چون سفیر ظــلم
گویا: عراق وُ عرب شوریده سر گذاشت..

بلندبالای من ایران
چی به روزم آورده ای؟
که میان لب ها و نگاهت
دو دو می زنم هر بار
زمانی که بزم نظم گرفته ام
دنبال بی نظمی می گردم
"و میان دو واژه ی "ایرانِ من" و " نام تو
به لکنت می افتم مدام صدات می کنم:ایرانِ قشنگم!
غزل نمی بافم:سبز،سفیدو قرمز !

با من چه کرده ای؟نماد ایران
که آسمان شب های من
با چشم های تو روشن می شودو هزاران پولک خورشید

می بارد بر جهانِ سینه ام

در این سیاهی شب.

۩خــُلدستان طریقت( صفحه جدید )۩محمد مهدی طریقت ۩

سی ویژگی جهان سومی ها

۱-اول عصبانی می­شوند، بعد شاید فکر کنند
۲-سئوال کردن را افت شخصیتی می­شمارند
۳-موفقیت را در پول زیاد خلاصه می­کنند
۴-خیلی تلاش می­کنند خود را اثبات کنند
۵-مخاطبان خود را دست کم می­گیرند
۶-در تنظیم اولویت­ها، بسیار سرگردانند
۷-خیلی به هرم مازلو، اعتقادی ندارند
۸-تغییر و شکست را یکی می­دانند!
۹-از اینکه از زحمات افراد تقدیر کنند پرهیز می­کنند
۱۰-از ناهماهنگی با یکدیگر لذت می­برند
۱۱-کنترل دیگران را ارزش می­شمارند
۱۲-علاقه شدیدی به دخالت در مسایل دیگران دارند
۱۳-در مورد طبع بشر بسیار کم می­دانند
۱۴-به ندرت ناخودآگاه خود را خانه تکانی می­کنند
۱۵-قابل اتکاء نیستند و با آگاهی این کار را می­کنند
۱۶-زیستن در تناقضات را زرنگی قلمداد می­کنند
۱۷-برای تحقق کارآمدی، کارها را به صد قسمت تقسیم نمی­کنند
۱۸-با بی احترامی به دانشمندان خود، آنها را به مهاجرت سوق می­دهند
۱۹-آموزش ندیده ­اند کارها را برای درازمدت انجام دهند
۲۰-گرفتار چند غریزه هستند
۲۱-در استفاده از واژه ­ها، بسیار کم دقت می­کنند
۲۲-برنامه ­ریزی و تخیلات برای آنها مساوی هستند
۲۳-تمایل شدید به یکسان­ سازی انسانها دارند
۲۴-بارها اشتباهات قبلی را تکرار می­کنند
۲۵-تعداد اشتباهاتشان بسیار بالاست
۲۶-پس از اینکه بلند شدند، صندلی را جای خود نمی­گذارند
۲۷-در شهرهایشان هنوز آداب مدنی بسیار ضعیف هستند
۲۸-خودنمایی را با اعتماد به نفس اشتباه می­گیرند
۲۹-از خودشان بیش از اندازه راضی هستند
۳۰-و بنابراین عقب می مانند و رشد نمی­کنند.

✍️ دکتر محمود سریع القلم

http://sorodehay-tarighat.blogfa.com/post/3420ایران

ادامه مطلب


موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، نثر ( ارائه ی مطلب) ، مناسبت مذهبی ، مناسبت ملی ، قصاید ، آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ
برچسب های خلدستان : اشعار , مَـعبر شمشیرتیز , وُ روبــــرو باریکتر , شعر

ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
تاريخ : شنبه بیست و سوم خرداد ۱۴۰۵ | 1:20 | نویسنده : محمد مهدی طریقت |

۩۩۩☫من به در گفتم (طریقت) بشنود ☫۩۩۩

پیش از این ها حال دیگر داشتیم * هرچه می گفتند باور داشتیم

مابه شعری ساده عادت داشتیم * پیشه در گنج قناعت داشتیم

حاکمان زهر هلاهل خورده اند * مِهرورزان مُهر باطل خـورده اند

باز بحثِ آهنِ تفتیده است * برعقیل آن مرتضی خندیده است

کوازآن حرفی کزآهن مانده است*

شمع بیت المال روشن مانده است

با خودم گفتم تو شاعر نیستی * آگـــــه از سرّ جواهر نیستی

غرق دریای حکومت نیستی * شیعه وُ مولای اُمت نیستی

عین کفری ایستاده بر نماز * ابن مُلجم ها فراوانند باز

خواستم شعری بگویم دیر شد* واژه هایم طعمه ی تکفیر شد

قصه از نا گفته بسیار است باز * دردهـــا خروار خروار است باز

دستهارا باز در شبـهای سرد* ها کنید ای کودکان دوره گَرد

مژدگانی ای خیابان خواب ها *می رسد ته مانده ی بشقاب ها

سر به لاک خویش بردیم ای دقیق* نان به نرخ روز خوردیم ای دریغ

قصّه های خوب رفت از یادمان *بی خبر ماندیم از بنیادمان

صحبت از عدل و عدالت دربه در *شد سخنرانی جوابت دربه در

گفته ام من دردها را بارها * خسته ام من خسته از تکرارها

من به در گفتم (طریقت) بشنود * این شریعت را حقیقت بشنود

انجمن داد دمی رخصت پرواز غزل
تا به سوی تو پرم، بال و پری باز غزل
یاد آن روز که از همت بیدار جنون
زین قفس تا سر کویت پر آغاز غزل
دیگر اکنون چه کنم زمزمه در پرده عشق
دور از آن مرغ بهشتی که هم آوازغزل
همچو طوطی به قفس با که سخن ساز کنم
دور از آن آینه رخسار که همرازم غزل
خواستم عشق تو پنهان کنم اِنگار گذاشت
انجمن اشک زبان بسته به غمازغزل
رفتی و بی تو ندارد غزلم گرمی و شور
با(طریقت) مدد طبع سخن سازغزل

ترانه می‌رسد از راه، نغمه‌خوانِ بهشت
کـرانه از هیجـانِ ای مُـسافرانِ بهشت

تمام پنجره ها ، بازِ باز می باشد
شبانه آمده انگار از آسمانِ بهشت

برای اَنجمنِ شعر جاده بی تاب است ؛
دو تا چراغ، دو تا چشمِ مهربانِ بهشت

تمام مردم این شهر شعر می‌گویند :
همیشه داشته لبخند بر جهانِ بهشت

غروب می کند وُ ، پلک می زند بر هم
بخواب میرود از هشتمین دهانِ بهشت

برای خاطر اَعظم به، اشک می آورد
حکایتی که گمان می رود تکانِ بهشت -

که پیر می‌شود آدم به روزگار عجیب
مسافری که لب جاده‌ست، بعد از آن بهشت

سپیده طالع (خورشید) می شود، خنکآ
روانه می‌شود از پیله ها روانِ بهشت

چراغ های خطر را ندید ،برما بست
مرا تورا همه را ،درّه ناگهانِ بهشت

تمامِ شعر (طریقت ) هجایِ متروکِ،
شده‌ست خانه برای پرندگانِ بهشت

۩#خــُلدستان طریقت ( #قصاید +غزل )۩# محمد مهدی طریقت

خــُلدستان طریقت(حکایت :بهشت )۩محمد مهدی طریقت <<خطبه دوم



موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، مناسبت مذهبی ، مناسبت ملی ، قصاید ، آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ ، بدون شرح
برچسب های خلدستان : طنز نامه اهل , طریقت , با رئیس دوران , اشعار

ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
تاريخ : جمعه بیست و دوم خرداد ۱۴۰۵ | 1:12 | نویسنده : محمد مهدی طریقت |

۩۩۩ ☫شعر :مثنوی :خلدستان (شرح) غزل بیشتر ☫۩۩۩

انجمن در زیرِ نم نم هایِ بارانست غزل
باده ء شوقِ تلاوت های جانانست غزل

رفته ای هرچند از پیشم تو اینجا نیستی
دائماً شب پرسه یِ خیسِ خیابانست غزل

برخلافِ صفحه تقویمی شمارد در بهار
برگریزِ خاطراتِ مهر وُ آبانست غزل

دست در دستِ خیالت بیخیالِ ساکنان
پرسه درحال وُ هوای یک بیابانست غزل

سنگفرشِ خیسِ باران خورده می داند ادب
کوچه گردِ خش خشِ برگِ درختانست غزل

کوچه گردِ رنگِ زردِ غرقِ دردِ خاطرات
همنوایِ بغضِ عریانِ زمستانست غزل

آه لیلی! بی تو خیلی خسته ام،آه ای پدر :
گیسوانت بیدِ مجنونِ پریشانست غزل

کاش برگردی ببینی در فروپاشیِ بغض
لشکر فواره ای سردرگریبانست غزل

کو؟ "رهی" وُ کو؟ "عماد" وُ "شهریارِ" کو به کو
"منزوی" کو؟ "سایه" کو؟ ازبس غزلخوانست غزل

شعرِ(خلدستان طریقت) عشقِ تو بی انتهاست
من تو را زیبا سرودم : شعر میدانست غزل

✍️محمّدمهدی طریقت

لا غری ، شد شمعِ بزمِ ماهتاب!
شد جهانی از میِ عشقت خراب

شد امیرِ کشورِ جانِ جهان!
عشق را، شد روحِ ایمانِ اَمان

هردو عالم محو خلدستانِ تو
بُگسلم یا نگسلم پیمان تو

در زمین و در زمان ، عالم گم است
مستیِ اهلِ سما از مَردم است

هر که پا بنهاد در روی زمین
می‌نهد دل در کفِ شاهِ اَمین

جنبِ تاکستانِ خم جان می‌دهند
کفر می‌بخشند وُ ایمان می‌دهند

باده‌‌ها صافی‌شود در روز حشر
لَــذت کافی‌بِبَر هـــر روز حشر

چون بهشتِ چاودان در گفتگوست
پوستین خلق هم رازِ مگوست

گفت پیغمبر به هنگامِ سخن
بعدِ من برپاشود هر انــجــمن

می‌شناسندم که من پیغمبرم
چشم و گوش و قدرتانِ رهبرم

هر فضیلت هست از آنِ ملل
چونکه باحق متصل، جانِ ملل

من ملل را دستِ خود پرورده‌ام
در خلل اسرار دین بسپرده‌ام

من چو موسی، او چو هارونِ در جهان
همدم و، همراه و، همخونِ در دهان

گرچه شب تاریکیش سجاده است
مرد در میدان چو شیر اِستاده است

در جهان جامِ ولایت، مست شد
هر دوعالم پیشِ چشمم پست شد

بر مقامِ حق قسم ،حق با نبی‌ست
فرقِ بینِ کفر و دین،روز وُشبی ‌ست

روزِ روشن چون منوّر می‌شود
غرقِ انوارِ پیــــمبر می‌شود

در حقیقت احمد و مردم یکی‌ست
فرق، بینِ شیر نر با مادگی ست

حق نباشد با تو، برهان و دلیل
پس بری باش از جدال و، قال و قیل

گرچه شب باشد حجابِ ماهتاب
ابر: از خورشید، می‌گیرد حجاب

عشق با عین عیون انبیاست
هم ز لام او لسان‌اولیاست

یاء یاسین مشتق از یای یلی‌ست
گوهر هستی ز دریای یلی‌ست

این کلام مولوی را معنوی
گِرد آوردست : در یک مثنوی

«ازملل آموزاخلاص عمل
مکتب ایرانیان شد بی دغل»

خــُلدستان طریقت(مثنوی +معنوی :روایت )۩محمد مهدی طریقت <<خطبه دوم



موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، نثر ( ارائه ی مطلب) ، مناسبت مذهبی ، سیاسی ، غزلیات ، برآستان جانان(تذکره شعرا) ، خاطرات ، قصاید
برچسب های خلدستان : اشعار , طریقت , هم , هردم به زبانی نو

ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
تاريخ : شنبه شانزدهم خرداد ۱۴۰۵ | 19:0 | نویسنده : محمد مهدی طریقت |

۩۩۩ ☫/ مثنوی حکیمانه/جنگ : توپ وُ تفنگ ☫ ۩۩۩

مثنوی ِ مورچه شنیدی زِ جنگ
خطبه ای ازمنظرِ توپ وُ تفنگ

توپ وُ تفنگ اسلحه ی گرم بود
انگاری رویایِ ، جهان نرم بود

مورچه، هم بچه‌ی نجار بود
کارِ پدر کوششِ، بسیار بود

حاکِم جنگل همه پوسیده بود
وضعِ اسفبار پسندیده بود

قصه ی دوران چه شیرین شده
وضع مَمالک همه دیرین شده

مورچه در اول خرداد شد
مورچه ی نجار به مرداد شد

تونل مرداد چه، راهِ دراز
اولِ خرداد ، پُر از رَمز وُ راز

اولِ خرداد یکی چوبِ پیر
آخرِ مرداد شده دلپذیر

مورچه مرداد یکی لونه داشت
اولِ خرداد هوسِ خونه داشت

گاه چو تیری که رود بر هدف ،
گاه ، در اُفتاده زمین همچو کف

آخر مرداد شکم باد بود
اولِ خرداد بسی شاد بود

آخر مرداد ، بسی شد بزرگ
لانه‌ همی ساخت زِ چنگالِ گرگ

حُفره تنیدند تویِ چوبِ پیر
مورچگان تک تکشان ، دلپذیر

لشکر ارواح چه با حوصله،
زمزمه می کرد که شد آبله ،

در دلِ چوبند که:، امن وُ امان
قابله شد حامله ای جاودان

***

👈 بازتاب چهره‌های اساطیری شاهنامه در متون ادبی

تدبیر و مدارا در هنگامۀ جنگ در بوستان سعدی شیرازی با الهام از شاهنامه فردوسی
💐💐
همی تا بر آید به تدبیر ، کار
مدارایِ دشمن، بِه از کارزار

چو نتوان عدو را به قوّت شکست
به نعمت بباید درِ فتنه بست

گر اندیشه باشد ز خصمت گزند
به تعویذِ احسان زبانش ببند

عدو را به جای خَسَک زر بریز
که احسان کُنَد کُنْد، دندانِ تیز

چو دستی نشاید گزیدن، ببوس
که با غالبان، چاره زرق است و لوس

به تدبیر، *رستم *در آید به بند
که *اسفندیارش* نَجَست از کمند

عدو را به فرصت توان کند پوست
پس او را مدارا چُنان کن که دوست
..
اگر پیل زوری و گر شیر چنگ
به نزدیک من صلح بهتر که جنگ
و ...

📚 از بوستان سعدی باب اول بخشی از قسمت سی و سوم
🍃🍃


_***__________________________
وصف العیش نصف العیش
https://sorodehay-tarighat.blogfa.com/
______________________________________
✍️محمّدمهدی طریقت

۩خــُلدستان طریقت(خطبه اول )

۩محمد مهدی طریقت <<خطبه دوم

ادامه مطلب


موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، قصاید ، مثنوی ، حکایات ، بدون شرح ، گوناگون
برچسب های خلدستان : حضرت , طریقت , همواره عالی , زیر تیغ

ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
تاريخ : جمعه هشتم خرداد ۱۴۰۵ | 0:4 | نویسنده : محمد مهدی طریقت |

۩۩۩☫ عرصهء شعر وادب (طریقت)انجمن خلدستان / اشعار☫۩۩۩

عاشقانه

آواز وُ صدایِ ساز فاخر اینجاست

دیوان وُ خدای ِشعرِ شاعر اینجاست

از بسکه(طریقت) انجمن کرده به پا

این ماە همیشه حیُّ حاضر اینجاست

***

تا دل من صید شد در دام شد در انجمن

باده شد جان من اندر هزاران جام شد در انجمن

آن بلا کز عاشقی من دیده‌ام هر محفلی

باز چون افتاده‌ام در دام شد در انجمن

در زمانم مست و بی‌سامان لایعقل کند

جام شورانگیز درد آشام شد در انجمن

من خود از بیم بلای عاشقی می سوختم

بر زبانم می‌گذرام نام شد در انجمن

این عجب‌تر کز همه خلق بنیاد جهان

نزد من باشد همه آرام شد در انجمن

جان و دین و دل همی خواهند از احوال من

این بدست از سوی جان پیغام شد در انجمن

جان و دین و دل فدا کردم به راه عاشقی

تا مگر دلبر برآید کام شد در انجمن

خــُلدستان طریقت(تاریخ مصرف+بهشت =تکراری )۩محمد مهدی طریقت <<خطبه دوم



موضوعات مرتبط خلدستان: نثر ( ارائه ی مطلب) ، مناسبت ملی ، متن ادبی ، سیاسی ، غزلیات ، خاطرات ، قصاید ، آثارچاپ شده
برچسب های خلدستان : عرصهء شعر وادب , طریقت , انجمن خلدستان , اشعار

ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه هفتم خرداد ۱۴۰۵ | 13:0 | نویسنده : محمد مهدی طریقت |

جابجا می شوم ازجامِ جم این جا تنگ است

میز صبحانه بدون عسل ایــرانی
در خرابات مغان - کارِ دلِ من لنگ است

بهترین رایحه ی صبح از آغوش تو شد
نان داغِ دَم صبح سنگکی شب رنگ است

ماهتابِ لب حوض است که شب می تابد
بین فرزانه وُ من رزمِ بدون جنگ است

می پرد خواب شبِ شعر غزلهای مرا
چون که فرزانه سحر در طلب آهنگ است


)۩محمد مهدی طریقت <<خطبه دوم


برچسب های خلدستان : حضرت , طریقت , همواره عالی , زیر تیغ

ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه چهارم فروردین ۱۴۰۵ | 5:51 | نویسنده : محمد مهدی طریقت |

۩۩☫ تصویرِ (غبارِ آفریده =>اشعار +تصنیف (طریقت)خُلدستان ☫۩۩

نازم آن رندی که جا در گوشه میخانه داشت
دمبدم، لب برلب جام ِمِی وُ پیمانه داشت

ناله اش برهر سرِ شاخِ گلِ امید و عشق
دمبدم آوای وجد و نغمه مستانه داشت

هر که از صهبای عشقش جرعه ای نوشیده بود
روز و شب از شورِ مستی قصه و افسانه داشت

راحت و آسوده، سَرمستی که در بزمِ اَدب
در کف از فیضِ ازل جامِ می وُ پیمانه داشت

مرغِ روح و جان من در گلشنِ عرفانِ حق
بر سرِ شاخِ صفای معرفت کاشانه داشت

دل پریشان شد به دامِ زلفِ افشان نگار
رشته و زنجیر بر پایِ دلِ دیوانه داشت

شاعر شعر (طریقت) می سرود ازنای نی
شعر شورِ انگیزما بس فرقتِ جانانه داشت

***

چشم تو خمار آفریده
اَرژنگِ شَــرار آفریده

آن خال وُ نگارِ آتشین را
در گوشه ، کنار آفریده

از زمزمه های خوش ترانه
آهنگِ بهار آفریده

در فصلِ بهارِ زندگانی
سنتور وُ سه تار آفریده

در نغمهء بلبل وُ قناری
صد گونه هَـزار آفریده

من بر سر این قمار بازم
البته حصار آفریده

تصنیف (طریقت) است پُر شور :
تصویرِ غبار آفریده !

***

تصویر چهره ای زِ نکیسا کشیده ام
آیینــه را درونِ کِـــلیسا کشیده ام

از طره های زلف رها گشته در حریم
گیسوی خودبه عطر مسیحا کشیده ام

مانند لوتیان زِ عهد قدیم نیز
نالوتیان به شاید و اما کشیده ام

در امتدا راه فضیلت به غمزه ای
صد نیمه راه منزل حاشا کشیده ام

در بزم شب ترانه خود رقص می کنم
در محفلی که ماتَم دریا کشیده ام

چون گردباد سرزده از متنِ انجمن
این پرده را به دامن صحرا کشیده ام

با این غزل تغزلی از یارِ فتنه گر
با یک جرقه آتش بلوا کشیده ام

در امتدادِ نظم (طریقت) کرشمه ای
آدم ببین که صورت حوا کشیده ام

***

می‌شوم افسانه‌ی فرزانه وقتی با منی
قبله را گم می‌کنم، سلانه وقتی با منی

بار دیگر دیر کردی، راه مسجد دور شد
شک ندارم می‌روی میخانه وقتی با منی

عاقلان، پشت سرت بسیار صحبت می‌کنند
رفته رفته می‌شوی دیوانه وقتی با منی

مو‌به‌مو از شب‌نشینی‌های گیسو گفته اند
درد دل‌ها کرده موزون شانه، وقتی با منی

کلبه: بی‌سقف وُ ستون ویرانه وُ ماتم سر‌ا
می‌نشینم گوشه‌ی ویرانه وقتی بامنی

انجمن از شب‌نشینی‌ها(طریقت)گفته اند
خانه ات آباد، ای هم خانه، وقتی بامنی

۩۩ ☫ برآستان جانان (دوبیتی )طریقت +اشعار ☫ ۩۩۩

༺࿇🤍࿇༻

من امشب "مبتلایت" هستم ای دوست
رفــیق بــا صـــفایت هستم ای دوست

اگرچه "دورم" از "شهر" صفاهــون "
همیشه "آشنایت" هستم ای "دوست"


*

بر روی بوم زندگی، تاثـــیــر را باور مکن
زیبا و زشتش پای تو، تقدیر را باور مکن

تصویر اگر زیبا نبود، نقاش خوبی نیستی
از نو دوباره رســم کن، تفسیر را باور مکن

خالق تو را شاد آفرید، آزاد آزاد آفرید
پرواز کـــن تا آرزو، درگــیر را باور مکن
در اوج، اوجِ بندگی، دیوانهء دلبستگی
زیبا و زشت زندگی،تحقیر را باور مکــن

تصویر اگرزیبا بُوَد، دنیا به کامت می شود
درانعکاس زندگی ، تقصیر را باور مکن

شاعر:(طریقت) آفرید، آزادِ آزاد آفــرین
با این ردیف وُ قافیه ، زنجیر را باور مکن

9ze4_photo_2018-03-10_00-25-54.jpg

۩۩۩☫ برسرخا ک (طریقت ) مگذارید قدم☫۩۩۩

رَستم از دست اجل برسرِدارم سازید
خبر فوت مرا ساده به يارم سازید

شرح احوالِ مرا نصب به دیوار کنید
جسد خستگیم را بـه ديارم سازید

گذراندم همه ی عمربه پیکار سکوت

ناله برشور وُ شَر وُ داد وُ هوارم سازید

دفترم پُر شده ازشعر و غزل اشک قلم
نامه ی عاشقی ام را به نگارم سازید

روز اقبال من افتاده به دستان شما

کورسوئی به نخ شمع مزارم سازید

سرِشب خمره ای ازباده سرازیرکنید

جام پر باده ای از صبر و قرارم دارید

بر سر خاکم اگر پای گذارید:سلام
باخبر از دُهُل وُ نغمهء تارم سازید

هردَم ازخمره به اطراف سرازیرکنید

جام پر باده به اطراف حصارم سازید

بر سر خاک (طریقت) مگذارید قدم

یا که از سوره ی توحید نثارم سازید

تصنیف(تقویم 1404 )۩محمد مهدی طریقت <<خطبه دوم


موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، ترانه ، غزلیات ، برآستان جانان(تذکره شعرا) ، خاطرات ، قصاید ، آثارچاپ شده
برچسب های خلدستان : تصویرِ , غبارِ آفریده , اشعار , تصنیف

ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
تاريخ : جمعه هشتم اسفند ۱۴۰۴ | 23:47 | نویسنده : محمد مهدی طریقت |

۩۩۩ ☫ یوسف گم گشته کنعان (طریقت) اسفند/ رمضان ۱۴47☫ ۩۩۩ ۱۴۰۴

سحر کــــردم شبی را در خیالت
گشایم روزه با آن روی ماهت

اگـر بلبل به شوق گل دهد جان
مرا شوقِ گلِ وُ روی نگاهت
***

این ماه با لعلِ لبت ، دیـــدار افطاری کنم
یک جرعه از آن نسخهٔ تبدار، بیماری کنم

چندیست ماهِ روزهِ را ، من روزه دارت بوده ام
وقت غروب است از لبت،افطار دلداری کنم
***

سودای تو داریم و هواخواه تو دریاب
شوریده ی مهتاب رخ ماه تو دریاب

چون ذره به دنبال تو گمگشته راهیم
چون باد صبا در پی درگاه تو دریاب

هم شبزدگـانیم ، سراپا همه شوق
هم از سر شب تا به سحرگاه تو دریاب

چشمک بزن وُ خرمنی از شعله برافروز
ما کشته ی هر غمزه وُ گهگاه تو دریاب

با گوشه ی چشمی به عنایت نظری کن
آتش به جگر از غم جانکاه تو دریاب

عمریست به دنبال سراپرده ی عشقیم
چندی اگر آواره ی خرگاه تو دریاب

ای یوسف گم گشته کنعانِ (طریقت)
ما تشنه لب زمزمی از چاه تو دریاب

*افلاطون بعد از شرکت کردن در جلسات ایران کدا (فرقه سلیمانی) در کتاب جمهور، داستان زیر را روایت کرد:*

وقتی موعد اعدام سقراط رسید، زنش را دید که داشت گریه میکرد، نزدیکش شد و پرسید: "چه چیزی باعث گریه ات شده عزیزم؟"زن در حالی که گریه میکرد گفت: "ظالمانه کشته خواهی شد."سقراط درحالیکه او را در آغوش گرفته بود گفت: "یعنی اگر عادلانه کشته lمیشدم گریه نمیکردی؟؟!!"
زن گفت : منظورم اینست که بیگناه کشته می شوی .
سقراط گفت :یعنی دوست داشتی گناهکار کشته می‌شدم.

زن خود را از آغوش او رها کرد و گفت:
"....... که لحظه ...... هم دست از فلسفه بافی بر نمیداری . ...... با همین کارات ..... تو زندگیمون!!!”
😄😄😄

*در جلسات ایران کدا شرکت نکنید مثل افلاطون بی‌تربیت می‌شوید 😂*

قابل توجه : کلیه نقاط با عرض پوزش فحش بود😂😂

سحر کــــردم شبی را در خیالت

۩۩۩ ☫اشعار (طریقت)درس معلّم ☫ ۩۩۩

[][]درس معلّـــم اَر بُوَد زمزمهء محبّتی[]
[][]جمعه به مکتب آورد طفل گریزپای را[]

‍ آشنایت بوده ام بیگانه تعبیرم مکن

با نگاه سرد خود اینگونه تحقیرم مکن

من نمیخواهم بمانی از سر دلسوزی ات

زار و بیمارت شدم ،دیگر زمین گیرم مکن

خسته ام از ناله های گاه و بیگاه خودم

شانه ات را هم نمیخواهم نمک گیرم مکن

یا مَکُش من را دگر با خنجر بی مهری ات

یا به نیش طعنه ات از زندگی سیرم مکن

گرچه من را کرده ای بازیچه ی دستان خود

بی وفا با خفت و خاری دگرپیرم مکن

می روی آرامِ جان ،پیوسته جانم می رود

می روی پیوسته وُ آهسته زنجیرم مکن

عاقلی فـرزانه بودم در (طریقت) سال ها

لحظه ای وآ مانده ام دیوانه تفسیرم مکن

سفر باید: به دشتِ لاله سنبل

فراوان دیدباید : غنچه وُ گل

ندایِ طوطی وُ جام پُر از مُل

نسیمِ جنگل وُ فریاد ِ بلبل

گشایم روزه را با قرص ماهت

چرا بلبل زِ شوق گل دهد جان
مرا شوقِ تو هنگامِ نگاهت

۩۩۩ ☫ تاریخ=تقویم : (طریقت) 1404☫ ۩۩۩

رضاقلی‌میرزا نایب‌السلطنه فرزند نادر، شاه طهماسب دوم را که در زندان بود، خودسرانه به قتل رساند و حتی برای قتل پدرش دسیسه‌چینی کرد.در این ابتذال استبداد، از محمدتقی‌خان بیگلربیگی فارس گرفته تا سام میرزا بینی‌بریده، همه به بهانهٔ عدالت‌خواهی و مبارزه با ظلم، جامعه را به جهنمی تبدیل کردند که مردمان بسیاری از مرزهای شرقی راهی هند، و از مرزهای غربی عازم عثمانی شدند.از این‌ها گذشته، نظام استبدادی نادرشاه قادر به انجام اصلاحات نبود. تندی و تیزی استبداد نادری، هیچ مرد عادل و فرهیخته‌ای را در درون طبقهٔ حکومت‌گر باقی نگذاشته بود که در اندیشهٔ اصلاح‌گری برآید و آخرین افرادی که در گروی نجات ایران داشتند را نیز به حاشیه راند. به عنوان نمونه، میرزا محمدزکی مشهدی که از نزدیکان مورد اعتماد شاه بود، به بهانهٔ خدمت به عتبات عالیات، از استبداد نادری گریخت،. آرشیوهای خارجی چه می گویند؟ بنا به اسناد آرشیوی روسیه که در کتاب دولت نادرشاه افشار (۱۹۵۸) منتشر شده‌است، فقط در ابتدای سال ۱۷۴۷، حدود ۲۰٬۰۰۰ نفر از قشونی که در آذربایجان و ارمنستان مستقر بودند، به همراه سرکرده‌هایشان گریختند. در این مرحله، نادر از مردم برید و تصمیم گرفت که انتقام سختی از ایرانیان بگیرد.به دنبال شکست از عثمانی و انعقاد صلح، لشکری را که با هدف برکنار کردن خلیفهٔ عثمانی روانهٔ استانبول کرده بود، به اصفهان آورد تا خشم و غضب خود را بر سر اصفهانی‌ها خالی کند.در خواب دید که شمشیر از کمرش باز کردند:آخرین کسانی که از نادر جدا شدند خوانین کردستان بودند. خوانین زعفرانلو، کیوانلو و ریش‌سفیدان چمشگزک به یک باره شوریده و در خبوشان، سپاهی را گرد آوردند. نادر دیگر هیچ جایی در جهان نداشت و گفته شده که در خواب دید شمشیر را از کمرش باز کردند. نادر تصمیم گرفت که همهٔ صاحب‌منصبان لشکری و کشوری را نابود کند و به افغانان سپاهش پناه آورد. برای انجام این کار سرداران افغان را به خیمهٔ خودش دعوت کرد و به آن‌ها دستور داد که تمام سران قزلباش را دستگیر کرده و هر کدام که گستاخی کرد را فوراً به قتل برسانند.آخرین کسی که به نادر خیانت کرد، حسنعلی‌بیگ معیرباشی از ملازمان خاص شاه بود.

قراردادی که دراوائل سال جاری میلادی میان بانکهای مرکزی ایران وروسیه به امضاء رسید، سیستمهای بانکی دوکشوررابه یکدیگرمتصل می کند. این قرارداد ، به لحاظ فنّی ، بدان معناست که 52 بانک ایرانی که ازسامانه ی مخابراتی بین بانکی " سپام " (SEPAM) برای ارتباط میان خود استفاده می کنند، به 106 بانک روسی متصّل می شوند که که ازطریق سامانه ی SPFS ، که سیستم مشابه پیامرسان بین بانکی " سویفت" (SWIFT) می باشد ، بایکدیگروجهان ارتباط برقرارمی نمایند.این پیمان پولی دوجانبه، کانال امن بانکی دوکشوراست که بدون مداخله ی ارزثالث عمل می نماید. درشرائط اعمال تحریم بانکی ، این قبیل پیمانهای پولی می توانند بعنوان یک کانال امن وبدون ارتباط با نظامهای پولی ومالی تحت کنترل غرب عمل می کنند. تاکنون 47 پیمان پولی دوجانبه درجهان به امضاء رسیده است که پیمان پولی ایران-روسیه نیزیکی ازآنهاست. دولت روسیه ، علاوه برریال ، موضوع استفاده ازارزهای ملی قزاقستان (تنگه Tenge) ، ارمنستان (درام Dram) وقرقیزستان (سوم Som) بجای دلاررا درمبادلات تجاری بین کشورهای عضواتحادیه اقتصادی اوراسیا ، باجدّیت دنبال می کند. البته ، علیرغم مزایای بسیاری که انعقاد این قبیل قراردادها برای طرفین دارد ، برقراری آنها مستلزم پیش شرطهائی چون اراده ی ملی ، رابطه ی سیاسی مناسب میان دوکشور ، هم ترازی کلان اقتصادی ومتعادل بودن ترازتجاری آنها به منظوربه حداقل رساندن پرداختهای تسویه نشده است. درمورد ایران وروسیه ، دوشرط اول حاصل است اما شرط سوم ، موجود نمی باشد. زیرا کفه ی ترازوی تجارت دوکشور، به نفع روسیه سنگین تراست. درسال گذشته ، واردات ایران ازروسیه 3068 میلیون دلار وصادرات این کشور به روسیه ، فقط 967 میلیون دلاربود. تاکنون ، ایران علاوه برروسیه ، باکشورهای عراق ، ترکیه وپاکستان نیز مذاکراتی رابرای انعقاد پیمان دوجانبه ی پولی ، باهدف حذف دلاراز مبادلات تجاری فیمابین ،انجام داده است.

یک هفته قبل ازامضای قرارداد بانکی دوکشور، رئیس دومای دولتی روسیه به تهران آمد تاآخرین جزئیات این توافق رانهائی نماید. اوابراز امیدواری کرد که دوکشوربتوانند هرچه سریعتر، مبادلات تجاری خود رابااستفاده ازپولهای ملی خویش گسترش دهند وتاکید کرد که این مهم ، تا60 درصد درتسویه حسابهای اقتصادی دوطرف رعایت می شود وسیستمهای پرداخت ملی " شتاب " و " میر " نیزبه زودی به یکدیگرمتصل می گردند تا ازاین طریق بتوان بسیاری ازتحریمهای غرب علیه دوکشوررا دورزد. اما هنوز مسائلی دررابطه باهمکاری متقابل اقتصادی وجوددارد که باید حل وفصل گردد.

این احتمال وجوددارد که سرانجام " روبل" به ارزغالب درتجارت دوکشورتبدیل شود بویژه که ایران تمایل خودرا به پیوستن به اتحادیه اقتصادی اوراسیا(EAEU) نیزابرازکرده است. توافقنامه ی SEPAM-SPFS ، نخست بصورت آزمایشی میان " بانک شهر" ایران وبانک روسی VTB به اجراء درمی آید وسپس بارفع مشکلات احتمالی نرم افزاری (bugs) ، به بقیه ی بانکها تسرّی پیدامی کند. مهمترین مزیت این ارتباط آن است که سامانه های ارتباط بین بانکی ایران وروسیه ، ازتحریمهای غرب مصون می مانند وهمه ی بانکهای دوکشور، به یکدیگرمتصل می شوند. کشورهای جنوب ، بدقت این پروژه رازیرنظردارند تادرصورت لزوم بتوانند خروج ازسویفت را مورد بررسی قراردهند. موفقیت این طرح ، بدون تردید برروابط دوجانبه وچند جانبه ی دیگرکشورها ی جهان نیزتاثیر می گذارد. بانکهای مرکزی روسیه وایران، همچنین درتلاشند تایک رمزارز راباپشتوانه ی طلا ، برای مبادلات تجاری خود در منطقه ی آزاد تجاری " آستاراخان " ایجاد نمایند. این رمز ارز ، بتدریج به ابزارکلیدی برای مبادلات کریدورشمال-جنوب(INSTC) تبدیل خواهد شد. این کریدور ، شبکه ی گسترده ای از حمل ونقل ریلی ، دریائی وجاده ای راشامل می شود که ازروسیه تا غرب وجنوب آسیا امتداد می یابد. دراینجاست که اهمیت ژئواکونومیک ارتباط سامانه های بانکی دوکشورایران وروسیه ، نمایان می شود.

بانک مرکزی روسیه ، ازسال2014 ایجاد سامانه ی SPFS رادردستورکارقرارداد. درآن زمان ، واشنگتن تهدید کرده بود که روسیه راازسامانه ی سویفت اخراج خواهد کرد. باتشکیل این سامانه وجدّی شدن تحریمهای غرب علیه ایران ، ادغام سامانه های بین بانکی ایران وروسیه دردستورکارقرارگرفت وافق جدیدی را برروی روابط اقتصادی دوکشور ومنطقه گشود. آنچه براهمیت این رویداد می افزاید ، عضویت کامل ایران در " سازمان همکاری شانگهای"(SCO) وتقاضای عضویت ایران درگروه " بریکس-پلاس" (+BRICS) می باشد. ازتابستان گذشته، ایران سرگرم فراهم آوردن زیرساختهای لازم برای پیوستن سامانه های شتاب ومیر به یکدیگراست.

روسیه اکنون به بزرگترین سرمایه گذارخارجی درایران تبدیل شده است. این کشورتاکنون 7/2 میلیارد دلار درپروژه ی نفتی ایران درایلام سرمایه گذاری کرده وبین اکتبر2021 وژانویه 2023 ، بالغ بر45 درصد ازکل سرمایه گذاری خارجی درایران رابخود اختصاص داده است. مناسبات تجاری روسیه وایران که درحال حاضر به بیش از 3 میلیارددلاردرسال بالغ می شود ، بااتصال شبکه های بانکی دوکشور ، جهش فوق العاده خواهد یافت . روسیه درپروژه های مختلف ایران سرمایه گذاری می کند که انرژی ، راه آهن ، خودروسازی وکشاورزی ، ازمهمترین عرصه های همکاری دوکشورمی باشد. قرارداد عضویت ایران درمنطقه ی آزاد تجاری اوراسیا ، اکنون مراحل پایانی خود راطی می کند. بموجب این قرارداد ، تعرفه ی تجاری برای 7500 قلم کالا ، به صفرمی رسد. عضویت دراتحادیه ی اقتصادی اوراسیا، چشم انداز وسیعی رابه روی اقتصاد ایران می گشاید وبازاری بزرگ را دراختیار بنگاههای اقتصادی این کشور قرارمی دهد. انتظارمی رود در 5 سال آینده ، مبادلات تجاری ایران با 5 عضو عمده ی اتحادیه اوراسیا ، از15 میلیارددلارفراتررود.

اجلاس " سازمان همکاری شانگهای " درسمرقند ، که سال گذشته برگزارشد ، به همپیوندی اقتصادی منطقه سرعت بخشید. دراین اجلاس ، ولادیمیرپوتین و شی جین پینگ ، رهبران روسیه وچین، برتعهد خود به جهان چند قطبی تاکید ورزیدند وایران نیز یادداشت تفاهمی بااین سازمان امضاء نمود.کریدور شمال-جنوب برای این تحولات اهمیت فراوان دارد وایران وروسیه قصددارند برای تقویت این کریدور، 25 میلیارددلار سرمایه گذاری نمایند. بدین ترتیب ، کشتی های مالامال ازمال التجاره ای که برروی رودخانه های " دن " و " ولگا" حرکت می کنند، خواهند توانست محموله های خود( کالاهای کشاورزی ، صنعتی ، پلیمری ، پزشکی ، قطعات خودرو وغیره) را بااستفاده ازاین کریدور، به بازارهای غرب وجنوب آسیا برسانند. هم اکنون ایران وروسیه ، سرگرم ساخت یک کشتی باری غول پیکرهستند که قراراست ازآن درمراودات تجاری منطقه ای استفاده شود. همچنین، واگنهای باری مدرن برای حرکت مستمردراین مسیر، دردست ساخت می باشند. به پیش بینی یک نشریه ی اقتصادی روسیه ، حجم ترافیک درکریدور شمال-جنوب تاسال2030 ، به 250 میلیون تن خواهد رسید که 20برابر سال 2022 می باشد. رئیس اتاق بازرگانی وصنعت روسیه امیدواراست که بافعال شدن این کریدورازیکسو ، واتصال سامانه های بانکی دوکشورازسوی دیگر، حجم مبادلات روسیه وایران، بزودی از 40 میلیارددلاردرسال بگذرد.

ایران طرحهای منطقه ای بلندپروازانه ای را درسرمی پرورد که اساس آن ، تشکیل " محورشرق" دراتحادیه اوراسیا ، باشرکت روسیه ، چین ، هند وآسیای میانه می باشد. لازمه ی اجرای این طرح ، ارتباط تنگاتنگ میان کریدورشمال-جنوب ، اتحادیه اقتصادی اوراسیا ، پیمان همکاری شانگهای و بریکس-پلاس می باشد که اساس همه ی آنها رامربع روسیه ، چین ، هند ، ایران ، تشکیل می دهد. دراین میان ، روسیه وچین نیزقصددارند سیستم پیامرسان بین بانکی خودرا بهم متصل کنند. سامانه ی پرداخت بین بانکی فرامرزی چین(CBIBPS) بسیارپیشرفته است اما آمریکا تهدید کرده که اگرسامانه های بانکی چین وروسیه بهم متصل شوند ، چین راازسویفت کنارخواهد گذاشت.معهذا ، اگراتصال سامانه های روسیه وایران باموفقیت انجام شود ، احتمال اینکه چین نیزازاین الگو تبعیت نماید، افزایش می یابد. بریکس-پلاس هم سرگرم سازماندهی سیستم پرداخت خاص خوداست وباتوجه به اینکه درحال حاضر 13 کشورجهان ، ازجمله ایران ، عربستان ف واندونزی نیزنامزد پیوستن به این سیستم می باشند، بریکس-پلاس بزودی به بلوکی قدرتمند درعرصه ی جهان تبدیل خواهد شد.

اگرچه هنوزسهم دلار ازکل ذخائر ارزی بانکهای مرکزی جهان، حدود 63 درصد وسهم یورو20 درصد ویوان 5/2 درصد می باشد وموانع متعددی نیزبرسرراه تحولات بهم پیوسته ی اقتصادی درحوضه ی غیردلاری ، قراردارد اما یک چیز مسلم است وآن اینکه اتصال شبکه های بانکی ایران وروسیه ، گام نخست ازتحولات تکتونیک درسیستمهای پرداخت جهان می باشد. اگرچه به بارنشستن این تحولات ، زمان می برد اما این قطارسریع السیر، دیگربه حرکت درآمده ومدتی است که ایستگاه راترک کرده است.

شعـر من انجمن بـوی گلاب وُ غزل است
عطرِ من ،بـــویِ همان آدم روز ازل است
شاخهِء سیب درآن خوشهء انگور، پر است
مزرعه گندمِ اینجا همه طعم عسل است
در نـــزول از لَــبّ بــاران تَـغـــزُل بــارَد
واعظـی بیهــود اَنـدر پی خیرالعمل است
چشم خورشید به اَبنـاء بـَشر خیره شده
این غزل بر لب هر آینه ضرب‌المثل است
انجمن شاهــد شوریـدگی بیدل هاست
شعرمن محو غزلخوانی شیخ اجل است
بوی سیب است که از پیرهنم استشمام
میشود شیشه عطری که مرادر بغل است
محفلِ معتکفان : انجمن شعــر وُ غزل
در عروجند ازین خاک به سوی زحل است
مبتذل نیست در این قافیه از شعر بدان!
شاعرِشعر(طریقت)شده دور از گسل است

تاریخ (تقویم 1403 )۩محمد مهدی طریقت <<خطبه دوم


موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، مناسبت مذهبی ، مناسبت ملی ، سیاسی ، غزلیات ، برآستان جانان(تذکره شعرا) ، خاطرات ، قصاید
برچسب های خلدستان : رباعی , اشعار , طریقت , درس معلّم

ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
تاريخ : جمعه هشتم اسفند ۱۴۰۴ | 18:17 | نویسنده : محمد مهدی طریقت |

واژگان شعر تو (شاعر ) حسابم ساخته(طریقت)شرح حال => اقتصاد جان /اشعار ۩۩

طعمِ لبهای قشنگِ تو شرابم ساخته
گوشه ی چشمان تو از غصه آبم ساخته

من برای دیدنت رقصان وُ بی‌تابم،هنوز
شوق دیدارت مرا همواره خوابم ساخته

غرقِ دریا در تپش نام تو را می‌آورم
ناوگانِ یونسِ دریــا جوابم ساخته!

عاقلی بودم عزیزِ مصر، پیش آمد مرا
کوهکن بودم مرا شیربن خطابم ساخته

شاعرِ طعم لبت ، دنیا برایم شد غزل
واژگان انجمن شاعر حسابم ساخته

۩۩۩ ☫)آغازسال(خورشیدی۱۴۰5 دیوان(خلدستانِ) زرین آرزو کن (مبارک باد ) ☫ ۩۩۩

با ادب افروختی پروانه‌ی بی‌پَر منم

شعله‌ور گشتم زِ پا ، سر تا به پا آذر منم

سوختن یک عمر آسان نیست اما سوختم

شعله‌ام :بنشست و خاکستر منم

رمزِ عشق و عاشقی را خوب می‌دانم ولی

دل بریدم از علائق محوِ آن دلبر منم

نکته‌ای آموختم از درسِ مهر و دوستی

فارغ از افسانه‌ی دارا وُ اسکندر منم

سر به جیبِ خویشتن داریم با سوز وُ گداز

عارفانه باخبر از عالمی دیگر منم

سال‌ها خوردند خونِ دل ز مینای بلا

مبتلای درد و غم گشتند ، غم‌پرور منم

گفت شاعر انجمن رادر حریمِ دوستدار

صاحبِ تاج و نگین و گوهر و افسر منم

)۩محمد مهدی طریقت <<خطبه دوم




موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، نثر ( ارائه ی مطلب) ، مناسبت مذهبی ، متن ادبی ، سیاسی ، غزلیات ، برآستان جانان(تذکره شعرا) ، خاطرات
برچسب های خلدستان : در آستانه , اشعار , میخانه , طریقت

ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه چهارم اسفند ۱۴۰۴ | 13:21 | نویسنده : محمد مهدی طریقت |

شعر می گوید(طریقت)شرح حال => شرح جان /اشعار ۩۩

المانیتور: بعید است ترامپ با توافقی موافقت کند که یادآور برجام باشد

انجمن خوبست در باور کنید
نصف باور را دِگــر داور کنید

در همه اوضاع با حال پریش
در خرابات مغان سـاغر کنید

ای گل فرخنده رویِ باختر
گاه گاهی رو سوی خارو کنید

عاشقی کو در هوایت پر کشید
در بـهــاران مـدتی پَـرپـر کنید

انجمن خون نامه ی احوال ماست
شرح حالِ عاشقی زیــور کنید

درکتابی پاس دار آن جان ماست
دشمنِ شوریده «خاکستر» کنید

شعرمی گوید(طریقت)شرح حال
شرح ِ جان خوبست نام آور کنید

)۩محمد مهدی طریقت <<خطبه دوم




موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، عکس ، سیاسی ، غزلیات ، برآستان جانان(تذکره شعرا) ، خاطرات ، قصاید ، آثارچاپ شده
برچسب های خلدستان : شعر می گوید , طریقت , شرح حال , شرح جان

ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
تاريخ : جمعه یکم اسفند ۱۴۰۴ | 0:0 | نویسنده : محمد مهدی طریقت |

۩۩۩☫خلدستان (طریقت)سرود => تصاویر رویتز ☫۩۩۩

*

باران بزند گَرمِ خیال تو شوم باز
فرزانه ،غزل را بدهم سوی تو پرواز

گرما،بزند مست وُ غزلخوان تو باشم
زیر پلِ اهواز شوم سر دهم آواز

شیراز شوم بهر تو وُ ناز وُ اَدایت
مَهنازکنی گوهر شهنازکنی ناز

با عشوه ی می بری آنجا که دلم رفت
در خلوت ما هست ، چنین دلبر طناز

خالی شده جلوت دگر از اَنس نپرهیز
تنها تو به این دلبری ات تیز بپرداز

دردانه ی من باش و بمان تا بسلامت
معشوقه تو باشی منم باتو غزلساز

***

وابسته وُ دلبستهء اَشعارِ سرودم
با قافیه، بی قافیه ناچارِ سرودم

باتازه ترین حادثه در مرکز اخبار
معشوقه ترین عاشق بی عار سرودم

تاآخرِ شب نامه نشد : شعرنوشتم
لا لائی خوابیدن وُ بیدار سرودم

آتش زده ام شیوهِء ارباب ادب را
من ریزَعلیِ نظم فداکارِ سرودم

وقتی که قطار آمد وُ در فاجعه ای بود
بی نام وُ نشان سخت گرفتارِ سرودم

ای کاش ادیبانه شود شعر (طریقت)
آهسته وُ پیوستهء بدهکارِ سرودم

)۩محمد مهدی طریقت <<خطبه دوم




موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، مناسبت ملی ، متن ادبی ، برآستان جانان(تذکره شعرا) ، خاطرات ، قصاید ، آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ
برچسب های خلدستان : برآستان جانان , مادر , اشعار , طریقت

ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
تاريخ : شنبه بیست و پنجم بهمن ۱۴۰۴ | 13:37 | نویسنده : محمد مهدی طریقت |

۩۩۩ ☫ اشعار:دوبیتی /والفجر (طریقت) روایت ☫ ۩۩۩

گفتم : شنونده می شوم بعد از فجر
اصحاب رسانه ، می شوم بعد از هجر
فـجر آمد وُ والفـجر بـهنــگام خَــمیـد
می میرم وُ زنده می شوم بعد از زَجر

جدا کننده متن وبلاگ لاينر وبلاگ

با زبانِ مادری، رویای اجدادیست شعر
مردمان شهر می‌پرسند آبادیست شعر

ما به گِرد خویش می‌گردیم در دور جهان !
جاودان‌،جاوید قولش را به ما دادیست شعر

شاعـرا : این انجمن زا ! بگذران از نیلِ شک!
اهلِ کنعان نیستی موسای این وادیست شعر

مثنوی ها وُ غزل ها جز فــراموشی نبود!
طنزها فرموده ای! البته با شادیست شعر

یار در فکر (طریقت) روی آرامش ندید!
راه بیرون رفتن از زندان آزادیست شعر

جدا کننده متن وبلاگ لاينر وبلاگ

۩ خــُلدستان طریقت(صفحه :شعر، والفجر)۩ محمّدمهدی طریقت


موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، مناسبت مذهبی ، مناسبت ملی ، سیاسی ، آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ ، دوبیتی
برچسب های خلدستان : اشعار , دوبیتی , والفجر , طریقت

ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه بیست و دوم بهمن ۱۴۰۴ | 3:1 | نویسنده : محمد مهدی طریقت |

۩۩۩ ☫ اشعار/غزل شعر(طریقت) به وجودش روشن ☫ ۩۩۩

دمِ گـــرم این« سُمیه » اثری به جا ببخشد

سخن وُ کلـام شیــوا ثـمــری بـه ما ببخشد

همه از « بنی اُمیه» نشنیده سرِّ مطلق

بطلب از او تو فـیـضـی، گـهـر و ولا ببخشد

نه امـیــرِ کشورِ دل به یقین تـو التجا کن

کـه تجـلّیِ جمـالـش به دلت جلا ببخشد

نگذر ز مـالِ دنـیـا که فـکنـده دام هــر جا

چـو طمع از آن بریدی به تـو از صفا ببخشد

ز جهـان وُ کـام وُ مـالش نگذر که فیض‌ یابی

به تـو لطف و رحمت او به کرم عطا ببخشد

ز خـدای لایـزالــی بطلب صفای باطن

گُــهرِ محبـّتِ دل شهِ بانــوا ببخشد

بدهی تو دل بدلبر برسی به عرش صافی

به کلیـدِ جنتِ جان همـه آشنــــا ببخشد

ز فـروغِ عشق شاعر شده محوِ نـورِ باقی

که سُمیه میرزائی ، می جان‌فـزا ببخشد

هنر شعر به از هر هنری می اَرزد
مطلب شعر به از هر اثری می‌اَرزد

شعر می ورزم و در عالم جان مسرورم
این سرودیست که بربال و پری می‌اَرزد

داغِ شعر ست نشان دل صد پارۀ من
حاصل داغ دلم چشم تری می‌اَرزد

آبیاری کنم این باغ دلِ نخلِ امید
شاخ امیدِ وفا را ثمری می‌ اَرزد

یک نفس خاطرم آسوده نباشد همه عمر
همهء عمر به گنج وُ گهری می‌اَرزد

شاعر خسته به دل شعلۀ سوزان دارد
در سراپای وجودش شرری می اَرزد

غزلِ شعرِ (طریقت) به وجودش روشن
هنر شعر به صاحبنظری می‌اَرزد

۩خــُ

۩۩۩☫ اشعار (طریقت ) نرخ بوسش /دوبیتی ☫۩۩۩

.

معشوقهء ما که طعم بوسش قندست

معشوقه نگفته :نرخ بوسشچنداست

تاشامِ وصالِ وی هزاران شب وُ روز

مجنــونِ (طریقت) آرزویــش بندست جدا کننده متن وبلاگ لاينر وبلاگ

معشوقه ی ما تمام قند است وُ عسل
از طعم عسل نگــفـــته :نرخی ، زِ اَزل
ما تا به اَبد وصال «نسرین» طـلــب
معشوقه ی ما ، ساقی و می گشت وُغزل ...

ای سراپا شعله و گرما ، در آغوشم بگیر

بی تو من میمیرم از سرما ، در آغوشم بگیر

با نگاهت شور و مستی ریز بر جام دلم

هرکجا دیدی مرا ، آنجا در آغوشم بگیر

چشم من چون قاب عکسی ، خالی از تصویرتست

عکس خود بر دیده ام بنما ، در آغوشم بگیر

سینه ام لبریز و دل در التهاب از عشق تو

فارغم کن از غمت ، بازآ ، در آغوشم بگیر

نازنین ، آرام جانم ، روز و شب در لحظه ها

بی تو تنها میشوم ، تنها در آغوشم بگیر

با دل بی حوصله بازی چرا؟ ای گل ، نکن

وعده ی امروز را فردا ، در آغوشم بگیر

بوسه می گیرد (طریقت) آن لبان لعل را

همزمان با بوسه ی لبها ، در آغوشم بگیر

لدستان طریقت(بدیع=نو،تازه )۩محمد مهدی طریقت <<خطبه دوم


موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، غزلیات ، برآستان جانان(تذکره شعرا) ، خاطرات ، قصاید ، آثارچاپ شده ، دوبیتی
برچسب های خلدستان : خلدستان , اشعار , طریقت , نرخ بوسش

ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه پانزدهم بهمن ۱۴۰۴ | 1:32 | نویسنده : محمد مهدی طریقت |

۩۩☫برآستان جانان(لعل نمایان) شعرحضرت زنخدان / حضرت شاعر ☫۩۩

آن عاشقِ آواره در این شهر غریبم
موهای پریشان‌ شده‌ات داده فریبم
دیوانه‌تر از من نَبُود در همه‌ عالم
تا عشق اهورایی تو گشته نصیبم
هرچند که رسوای جهانم، به دوعالم
حیرانِ دوچشم تو‌ام، پاک و‌ نجیبم
زنجیر به گیسوی تو شد چشمهٔ دردم
چشمان خُمّارِ ی تو شده پاک طبیبم
چون طرهٔ گیسوی تو شد حلقهٔ دارم
تسلیم ملاقات تو در پایِ صلیبم
دنیای غزالانِ «غزل » جمله تو باشی
در محفلِ صیاد مَشو صیدِ رقیبم
گویند مرا شاعر وُ معشوقهء جانی
آری به خدا بهر تو بی صبر و شکیبم
با لعلِ لب وُ شعرِ زنخدانِ (طریقت)
آدم پیِ حوآ شدوُ من ، در پی سیبم

***

ای عاشقانه های بدون دلیل سیب
جانمایه های عمر بسی از قبیل سیب

ای بهترین جوانه سرسبز شاخه ها
روئیده در هوای خوش زنجبیل سیب

تا کی به خاطرات تو ایمان بیاورم
فریاد های خسته بی قال و قیل سیب

بُگشا دوباره پنجره ای رو به آفتاب
تا جان بگیرد از نفحات فسیل سیب

از شط بیکرانی ات پرتوی بتاب
ای انعکاس آینه های شکیل سیب

باران تر از همیشه به همراهی ام بیا
تا باغ های تشنه بی سلسبیل سیب

گرمای مهر وُ لطف صفا وُ محتبی
تا می کنی به غمزه نگاهی گسیل سیب

من ماندم وُ(طریقت) راهی که می رسد
روزی به کوچه باغ تو ای بدیل سیب

♤♤♤

< ادامه مطلب <<

محمد مهدی طریقت <<خطبه دوم نوبت حضرت حق: حضرتِ سبحان آمد


موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، مناسبت مذهبی ، برآستان جانان(تذکره شعرا) ، خاطرات ، قصاید ، آثارچاپ شده ، بدون شرح
برچسب های خلدستان : اشعار , خلدستان , من ماندم وُ , طریقت

ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه سی ام دی ۱۴۰۴ | 22:1 | نویسنده : محمد مهدی طریقت |

۩۩ اشعار/بدون شرح (طریقت ) را تا روز پسین بادا ۩۩

طریقت زِ سختی مشو نا امید

امید از سیه اَبر پاران پدید

حقیقت طلب کن به وقت شهید

شریعت سخن پروری شد حمید

***

سرمایِ "دی" زبانه کشد شعله‌ور غزل
بر آستانِ دوست بخوان بیشتر غزل

قلبم هنوز زیر زمین لرزه‌های توست
بگذار تا بلرزد وُ زیر وُ زِبَــر غزل

با سعدی‌ام که گلستان به پا شود
با مولوی سماعِ قلم : اما اگر غزل

با حافظم اگر تو نگاهی به ما كنی
شیراز : رفته ای همه را شور وُ شر غزل

«ترسم كه اشك چشم مرا کور وُ کَر کُند
گوشم پُرست از این کّر وُ فَــّر غزل »

این قدر واضح است:که غم پرده در شود
هرگز بعید نیست: به دنیا خبر غزل

دیگر سپرده‌ام به (طریقت) مجال را
هر گونه نظم سُرائی مگـر غزل

دیوانه شدن با من و لیلا شدن از هیچ
چون برکه‌ شدم ، ماه هویدا شدن از هیچ

دریای نگاهت شده طوفانی و پر موج
من کشتی بشکسته و دریا شدن ازهیچ

دلداده‌ی چشمان توام لیلی‌ِ قلبم!
آیینه شدن بامن و زیبا شدن ازهیچ

من عاشق تو هستم و صد حیف تو دوری
صد ناله ز من حسرت شب‌ها شدن ازهیچ

(شاعر) شده ام ،شعر وصالست(طریقت)
این درد فراق از من و رویا شدن ازهیچ

۩۩۩ ☫ آری ازعشق(طریقت) غزلی باید گفت ☫ ۩۩۩

آری از عشق فقط درد و دلی مانده وُ بَس

شاعرِ سوختهء سنگدلی مانده وُ بَس

غزل نیمچه ای پشت غزل باید گفت

از خداحافظیش یک غزلی مانده وُ بَس

غم دل را به صدافسونِ ملامت شنوی

سُخن عشق زاَحلی عسلی مانده وُ بَس

مثنوی گفته ام و عاقبتش باران شد

در نهایت سخن وُ اشک تری مانده وُ بَس

آری از عشق (طریقت) غزلی باید گفت

آری از عشق فقط شعر طبی مانده وُ بَس

✍️محمّدمهدی طریقت

۩#خــُلدستان طریقت ( #غزلواره+قصاید )


موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، غزلیات ، خاطرات ، قصاید
برچسب های خلدستان : اشعار , غزل , دی نیمچه غزل

ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه هشتم دی ۱۴۰۴ | 17:25 | نویسنده : محمد مهدی طریقت |

۩۩۩☫اشعار :بدون شرح(طریقت) دی+قصیده ☫۩۩۩


سوره طه

رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي‌ (25)

وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي‌ (26)
وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي‌ (27)
 يَفْقَهُوا قَوْلِي‌ (28)
 پروردگارا! سینه ام را [برای تحمل این وظیفه سنگین] گشاده گردان،﴿25﴾
و کارم را برایم آسان ساز،﴿26﴾ 

و گِرِهی را [که مانع روان سخن گفتن من است] از زبانم بگشای،﴿27﴾

 [تا] سخنم را بفهمند،﴿28﴾
مثل شـراب تازه که جـز درد سر نـبود         عشق تو سود داشت ولی بی ضرر نبود
هرگز خبر به گرمی داغی نمی رسید        اخــبــار تـــازه بـود ولــیــکن اثــــــر  نـبود 
افتاده ام به مردن و دارو نمانده است        بیــماری ام که بعد تـو قــرص قــمــر نـبود
آه ای نهال سرو ، درختی بزرگ  باش         پَــروردمَـت بـه خـونِ جگـر  بی ثـمـر نبود 
خیراتِ بوسه کردم وُ  خلقی گناه کار         ایـن کار خـیر مـاحـصـلـی غـیـر شـّـر نـبود 
آمد صـــبا و نی لبک  آورد سوی من               امـّا دریــغ قــاصــدکـــی را  خـبر نـبود 
دردا بزرگ تر شده دردم که خمره ای            صد ساله سر کشیده ام اما شکر نبود
افسانه وار قصه عشقی که باتوداشت          فـــرزانه  بـود ظاهـــر او  بیـشتر  نـبود
با رفتن تو آخر این قصه خوش نـــشد            چــون  شاهنامه بود  ولی   نامور نبود

منه پا در مسیری که پر از تشویش وُ آفات
نخور زهری که تدبیرش پر از رنج مجازات

میان باغ گل تا مخمل آلاله ای دیدی
نبند آسان دل خود را که دل کندن مکافات

تمام فرصت عمری که با دلدادگی طی شد
بنای آب و رنگ بی نظیری از مراعات

برای خون دل هایی که پای عاشقی افتاد
اگر نام نشانی مانده این هم از کرامات

تقلا می کند صید گرفتار و نمی داند
که ازادی و این پرپر زدن ها در منافات

شب و مهتاب و آواز شباویزان چه کم دارد؟
برای خانه ی ویرانه الباقی اضافات

مرا بعد از (طریقت) گشته در بازار بی مهری
محبت در دل مه پیکران باشد خرافات

***

یک معجـزه پشتِ این غزل پنهانست
در"بوسهء" (طُ) بسی عسل پنهانست

"دی" آمـده بـا کنایهء رقـصِ"سـپیده"
آیــاتِ "خــزانْ" روزِ اَزل پنهانست

عشق یعنی : این دوبیتی شد غزل
عشق یعنی : شد غزل، ضرب المثل
عشق یعنی: یــادِ دورآنِ ، نخست
عشق یعنی: یک غزل مِثلِ عسل
زمستان مبارک

یادش به خیر دلبر روشن ضمیر عشق
دلــدار ما ، دلاور مــا ، دلــپذیر عشق

یاری که در کشاکش گرداب‌ِ لحظه ها
دستی زِ دستِ بسته‌ی او دستگیر عشق

یادش دوید در دلم و چون نسیم نم
بگذشت و تازه کرد سراسر کویر عشق

ما را هوای اوست درین برگ ریز مهر
پر می‌کشد ز سینه ،تو گویا زِ گیرعشق

صیاد ما که بخت و کمندش بلند باد
پرسیده هیچگاه که : کو آن اسیر عشق؟

صبح است روی دوست چراغی زِ ماهتاب
او را چه غم که سلسله برپا امیر عشق

بس نقش ها زدند ولی روز آزمون
یک از هزارشان نشد آن بی نظیر عشق

تیر دعا رهاست در این آسمان کجاست
مرغ دلی که سینه سپارد به تیر عشق

روزی به سر نیامده شامی بپای خاست
زود آمدست وُ دیر رسیده است دیر عشق

فریاد ما ز دشنه ی دشمن نبود دوست
خنجر برون کشید و بر آمد نفیر عشق

آنان که لاف دایگی وُ مادری زدند
خوردند خون ما وُ بریدند شیر عشق

آنــجا که باغبان کمر سرو می‌ بُـرد
و ز باغ می‌بُرد همه عطر وُ عبیر عشق

شـعرِ روانِ مـن تو ، به آییــنه‌ای ببین
بر روی و موی بیدبن سر به زیر عشق

می‌گفت: پیر ما به (طریقت) که روز سخت
شعرم قصیده ای ست "طریقت" به پیر عشق

چون عقل را به گوشه‌ی میخانه باختیم
عشق تو ماند در همه حالی دبیر عشق

۩#خــُلدستان طریقت (صفحه جدید )۩#محمد مهدی #طریقت

<<ادامه مطلب


موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، نثر ( ارائه ی مطلب) ، مناسبت مذهبی ، مناسبت ملی ، مطالب دردست چاپ ، دوبیتی ، بدون شرح
برچسب های خلدستان : اشعار , بدون شرح , طریقت , دی

ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه چهارم دی ۱۴۰۴ | 20:2 | نویسنده : محمد مهدی طریقت |

۩۩☫برآستان جانان : غزل (شیرین دهن آن )شعر لبخند ۩۩۩

لبخند بـزن، شیوه ی شیرین دهن آن کن
بـر بــاد بــده، زلـف شکـن در شکن آن کن

از صبح نشینـم ســـرِ راهت که بیائی
تـا سرو، خبردار شود، در چمن آن کن

یکباره جوان‌ گردم از این محنتِ پیری
بر دیده کشــم، پـاره‌ای از پیرهن آن کن

عیبم کنـدایـن عقلِ پُـراز دغدغه‌ هردم
خـواهـم شنوم پاسخِ دندان شکن آن کن

هر باغِ گل ازبوی دلاویز تو سرمست
فردوس، خریدار شد آخر سمن آن کن

کــو لــیلی وُ عــذرا وُ زلیخـــای معاصر
صد شیـوه‌ٔ دل بـردن و خنجـر زدن آن کن

با من بنشین حرف بزن، انجمن آرا
آمادهء درگوش‌کشدن : سخن آن کن

آشفته مکن اَهلِ (طریقت) ، گلِ رعنـا
آهنگ بـزن،خسرو ِ شیرین دهن آن کن

***

شاهدم: نقش تو اَندر دل و جان شده است
قافل از یاد من آن سرو خرامان شده است
خاطراتِ من سرگشته خیال دهنت
به جفای فلک و غصّهٔ دوران شده است
در ازل گشت دلم با سر زلفت پیوند
تا ابد سر نکشد کز سر پیمان شده است
هر چه جز بار غمت بر دل مسکین آمد
برود از دل من وز دل من آن شده است
آنچنان مهر توام در دل و جان جای گرفت
که اگر سر برود از دلِ جانان شده است
نرود از پی خوبان دل من معذورست
درد دارد چه کند کز پی درمان شده است
هر که خواهد چو (طریقت)نشود سرگردان
دل بخوبان نسپارد : پی ایشان شده است

______________________________________
✍️محمّدمهدی طریقت

دختر شایسته فنلاند به خاطر نژادپرستی گرفته شد

عنوان دختر شایسته فنلاند به خاطر نژادپرستی گرفته شد

تصویری که «سارا دزافچه» دختر شایسته فنلاند از خود در یک رستوران منتشر کرد خشم شرق آسیا را برانگیخت و جنجالی ایجاد کرد که به خلع عنوان او انجامید.تصویری که «سارا دزافچه» دختر شایسته فنلاند از خود در یک رستوران منتشر کرد خشم شرق آسیا را برانگیخت و جنجالی ایجاد کرد که به خلع عنوان او انجامید.به گزارش هم میهن؛ تصویری که «سارا دزافچه» دختر شایسته فنلاند از خود در یک رستوران منتشر کرد خشم شرق آسیا را برانگیخت و جنجالی ایجاد کرد که به خلع عنوان او انجامید.نماینده فنلاند در مسابقات اخیر «دختر شایسته جهان» پس از انتشار عکسی که در آن گوشه‌های چشمانش را به بالا کشیده بود، با موجی از خشم و انتقاد روبه‌رو شد. سارا دزافسه، دختر شایسته فنلاند، این عکس را با توضیح «در حال غذا خوردن با یک چینی» منتشر کرده بود. این تصویر به‌سرعت در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست شد و واکنش‌های منفی گسترده‌ای را در ژاپن، کره جنوبی و چین برانگیخت. حرکت دزافسه در بسیاری از کشور‌های شرق آسیا توهین‌آمیز تلقی می‌شود.در پی این جنجال، عنوان «دختر شایسته فنلاند» از او پس گرفته شد.

....انتشار این عکس حتی شرکت هواپیمایی ملی فنلاند، «فین‌ایر»، را نیز در معرض انتقاد قرار داد. برخی کاربران در شرق آسیا خواستار تحریم گردشگری فنلاند شدند.پتری اورپو، نخست‌وزیر فنلاند هم وارد این بحث شد و با «نسنجیده و احمقانه» خواندن این رفتار گفت جنجالی که در پی آن ایجاد شده، «به وجهه کشور آسیب زده است.»

محمّدمهدی طریقت ۩خــُلدستان طریقت( جدید )


برچسب های خلدستان : اشعار , مجموعه خلدستان , محمّد مهدی طریقت

ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم آذر ۱۴۰۴ | 20:40 | نویسنده : محمد مهدی طریقت |

از فیض نگاهم لَبنِ سینه مُهیا

از دیدن رویت گل آئینه مُهیا

هر صبح لب از خندهٔ دیرینه مُهیا

بُلبل به هوا خاسته بی‌کینه مُهیا

****

***

شعرگاهی در دلی جوشیدنی
صبح و شامی وصلتی کوشیدنی

گاه نازی می کشد از دلربا
گاه کامی از لبی نوشیدنی

شِعر من وُ غرورِ تو شد آشنا یقین
رسمِ نو است اُلفتِ شاه وُ گدا یقین

پا در حریمِ محفلِ دل‌ ها شمرده نِه
آهسته باش نشکند این شیشه‌ ها یقین

از ربطِ حُسن وُ عِشق زِ هر سو رسانده‌ اند
نازِ تو وُ نیازِ اسیران صدا یقین

دل‌ هایِ داغ‌ دیده به بزمِ تو چون سپند
از جا جهند وُ گرم نمایند جا یقین

دور آنچنانم از تو که امّیدِ وصل نیست*
ما وُ تو را مگر برساند خدا یقین

هر پارۀ دلم به کفِ اشک رفته است*
شاید رسد به کویِ تو این پاره‌ ها یقین

گفتم وداع ‌شعر (طریقت) چنین بود
پیوسته می‌ رسند ستم‌ دیده‌ ها یقین
🌷

***

مرا در وادی حسرت رها کردی کجا ئی دی؟

تو در دل شور و آشوبی به پا کردی کجائی دی؟

دل و جان از شرابِ عشق شد لبریز و سرمستم

تو در بزمِ دلم شور و نوا کردی کجائی دی؟

حباب و قطره و موجم در این دریای بی‌ساحل

در این دریای طوفان‌زا چه‌ها کردی کجائی دی؟

به یادت بوده‌ام هر جا که رفتم هر که را دیدم

مرا تنها گرفتارِ بلا کردی کجائی دی؟

خدا عشقِ تو را از من نگیرد تا فنا گردم

مرا با درد و محنت آشنا کردی کجا ئی دی؟

بود مشکل رها گشتن ز چنگ وحشت هجران

مرا آشفته چون زلف دوتا کردی کجائی دی؟

نهم سر را به زانوی غم و نالم ز سوز دل

مرا دیوانه‌دل محو و فنا کردی کجائی دی؟

زمام عمر شاعر در کف مهر تو می‌باشد

(طریقت) را نصیب و مبتلا کردی کجائی دی؟

خــُلدستان طریقت( صفحه جدید )۩# محمد مهدی طریقت

خــُلدستان طریقت(حکایت :شعر )۩محمد مهدی طریقت <<خطبه دوم

<<<<<<ادمه مطلب


موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، مناسبت مذهبی ، آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ ، دوبیتی ، حکایات ، بدون شرح
برچسب های خلدستان : شاعر , طنز , فکاهی , اشعار

ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه بیستم آذر ۱۴۰۴ | 17:50 | نویسنده : محمد مهدی طریقت |

از نگاهش عالمی را کهکشان آرد به یاد

خالِ لبخندش مرا تسکین جان آرد به یاد

یاد آرد موج دریا می ‌زند بر ساحلم

باد وُ باران ورطه ی تُفدیدِگان آرد به یاد

گفتمش با من مدارا کن که شاعر گشته ‌ام

خنده ‌ای چهچه کنان ، مهر نهان آرد به یاد

گرچه زخم عشق کاری‌ گشته بر جان و دلم

باز هم بیچاره دل خود را خزان آرد به یاد

گفتگو با او مرا از خویشتن بیگانه کرد

این دل دیوانه را عشقِ روان آرد به یاد

قصه‌ی عشقش سرودم با غمی شیرین ولی

هر غزل بر جان من زخمی نهان آرد به یاد

ماه رخسارش که شب را نور بخشد هر نظر

هر نگاهش عالمی را آسمان آرد به یاد

عشقِ (خُلدسان) شبی در آسمان جاری شود

پیر ما اهلِ (طریقت )بی گمان آرد به یاد

چه کاریست خوش دل به جانان سپردن

چو افتد به جان کار دل جان سپردن ...

جامی

خــُلدستان طریقت( صفحه جدید )۩# محمد مهدی طریقت

<<<<<<ادمه مطلب


موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، مناسبت ملی ، غزلیات ، برآستان جانان(تذکره شعرا) ، خاطرات ، قصاید ، آثارچاپ شده
برچسب های خلدستان : پایان شام شعر , طریقت , غزل سرا , اشعار

ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه نوزدهم آذر ۱۴۰۴ | 16:4 | نویسنده : محمد مهدی طریقت |

۩۩۩ ☫ شاه بیت غزل= فال نیکوی (طریقت) اشعار ☫ ۩۩۩

چشم شهلای تو انگار که در خواب آمد
سینهء شعله‌ورم، این همه بی تاب آمد
لبِ وُ لعلِ دهنت ، جسمِ خمارم بزدود
قامت وُ غنچهٔ لب‌های تو، شاداب آمد
آشنا گشته کجایی که زِ سوز افتادم
منم آن شمع، که سر تا قدمش آب آمد
دل پر خون من وُ این همه بی مهری تو
همچو آن کشتیِ افتاده به گرداب آمد
تار گیسوی تو با نبض دلم گشته عجین
که سر انگشت من وُ رشحهء مضراب آمد
خاطراتی که مرا کرده خراباتیِ مست
ازچه رو زاهد وارسته به محراب آمد
گوی دل در خم ابروی کجت می گردد
از ازل تا به ابد سوی تو پرتاب آمد
این چنین شاعر چشمان پری گون تو ام
فالِ نیکوی (طریقت) همه‌جا باب آمد

واعظان بر روی منبر ها،تاسف خورنده اند
از عدالت وعظ کردند ،با تخلف خورنده اند

می‌سرایم دوستان! معیار خوبی کج شده
بَل بَشو کردند وُ نانی باتصرف خورنده اند!

این‌که طبع شاعران خشکیده باشد عیب نیست
چون طمع کاران دمآدم بـا تعارف خورنده اند

عاشقان هم گاه گاهی بزم عرفان می‌کنند
عارفان در خلوتی ، عیشِ تصوف خورنده اند

ای زُلیخا ! قحطی عشق است، اینان را بهل!
کُلفت آئین وُ دین ، مُزد از تکلف خورنده اند

شاهکار این غزل را از (طریقت)گوش کن
گرگ‌ها را هم برادرهای یوسف خورنده اند

۩خــُلدستان طریقت(صفحه جدید )۩۩️✍محمّدمهدی طریقت

خُلدستان طریقت(جدید ) محمّد مهدی طریقت

خــُلدستان طریقت(حکایت :شعر )۩محمد مهدی طریقت <<خطبه دوم


موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، غزلیات ، برآستان جانان(تذکره شعرا) ، متفرقه(طــنــز) ، آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ ، حکایات
برچسب های خلدستان : شاعر , طنز , فکاهی , اشعار

ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه هفدهم آذر ۱۴۰۴ | 19:42 | نویسنده : محمد مهدی طریقت |

۩۩۩ ☫ در آستان شب یلدا (طریقت)شب یلدا ☫ ۩۩۩

در شب یلدا تو را ، گلخنــد لب هایت بخیر
جشن یلدا دیدنِ،آن روی چون ماهت بخیر

بــا(طریقت) بودنت،حتّیٰ اگر باشد شعار
عصـر یلدا تا سحـر ، با آن خیـالاتت بخیر

شب یلدا، شب شادی،شب آجیل و مهمانی

تمامِ عمرِ معشوقان پُــر از شب های طولانی

هزار وُ یک شب لیلا به آن وُ لحظه ای بگذشت

هزار وُیک شب یلدا چو دست آری ، مرنجانی

برایت شاعری شعری سراید شعر رنگانگ

هزار افسوس شعرش را به جان وُدل نمیخوانی

هزار وُ یک شب آغوش هزار وُ چهارصد باهوش

هزار وُ چارصد ، بوسه ، زدم شیرین وُ پنهانی

مپوشان رخ زدلدارت که دردش را دوا باشد

تو از نوشِ قدح پیــما شـرابِ سرخِ ربانی

اگر گیسوی یلدا را (طریقت) تار وُ تاریک است

خداوندآ: شب یلدا (سرودم) شـعـرِ نورانی

۩۩ ☫ اشعار:در آستان شب یلدا (طریقت) 1404پاینده باد ☫ ۩۩۩

انقلابی رفته در: مـاتحتِ خلق روزگار
شادمانی میخرد ، ماتم فروشد کردگار
من گلی نورسته بودم در زمــانِ یادگار
اَرّهء نجّارشد پروردگارا در دُکانـم مـاندگار

... حکایت پاره شدن است: قدیمی ها می گفتند : با سر بِری کلاهت پاره میشه ، با پا بِری کفشت پاره میشه ، دوتا اصفهونی با هم دعوا می کردند :(فحش بده ، فحش بستون = پیرهن گِرونس )حکایت این روزگار انقلاب صادر شده و چیزی برای ملت باقی نمانده نه از اسلام ناب محمدی(ص) خبری هست ، نه از شعار های ابتدای انقلاب اثری باقی ، روایتِ ارّه دوسر شده جلو می رود( مّیّ بُرّدّ )به عقب برمی گردد(پـّاّرّرّرّهّ) می کند . چاره ای نیست ((السکوت مِفتاح السلم))سکوت کلید سلامتی است ، لابُد دیگران نمی فهمند (طوش خودمن رو میکشه بیرونش مردم)

شـعرِ من ‌را چون تو تفسیرش‌ کنی "فرخنده" باد
"بوسـه‌هایت" تا اَبَــد بر جانِ من "تــابَنــده" باد

باده ی "خوش آهنگ" خنیاگر به جان " سازنده" باد
دفتر شعرِ(طریقت)،تا اَبــد ،دیـوان من" پاینده" باد

انقلابی مـــی‌زنـــد بـــر پنجــــــره، یعنـی سلام ای جام زهر
یاد دارم از ،غــــزل، در کـــــودکـــــی دارد پیـام ای جام زهر

بـاز پـاییــــزست و زلفت مـی‌شـــود چون میگســار
بـاز افتـادست گنجشکی در آغـوشت به دام ای جام زهر

بـاز رهـبر مـی‌شــــوم بـا خـاطــــراتت در وصایای کلام
تا ببـارد بر زمین از آسمان ، با این ،کلام، ای جام زهر

چتــــر را مـی‌بنــدم آری، تـا بشـــویــم سینـه ها
بشنوم آهنـگِ قلبت را دمادم، یا مدام ، ای جام زهر

همچوآهو می‌دوی دردشت و من با چشمِ تَر
می‌زنم هو هو ز پیغامت ،امام،: ای جام زهر

ســرگـذاری بـر لَحَـد، بعـد از پریشـان گـویی‌ات
حـــرمتــی کو ؟ تا کنم قـدری، قیـام، ای جام زهر

بــاز مـی‌خــــوانـم دوباره، بــاز مــی‌رقصــد نگـار
انقلابی مــی‌زند بــر پنجره، یعنـی تمام ، ای جام زهر


چو با ابلهان می شود همنشین تو او را به چشم بزرگی مبین

سزد گر شود خوارو درمانده کین زِ نزد همه دوستان رانده بین

محمّدمهدی طریقت

https://s9.picofile.com/file/8292659050/a1080.gifhttps://s9.picofile.com/file/8292659050/a1080.gif

****

۩۩۩ ☫ یلدا : (طریقت) اشعار ☫ ۩۩۩

امشب شب يلداست كه با ساغر یلدا

پاي سخن و قصه اي از دلبر یلدا

گوييم هم از اول شب قصه ی دل را

قولی كه به صبح آيد و تا آخر یلدا

عمری كه سيه شد به سرِ مشق دفاتر

امشب گذرد بی قلم وُ دفتر یلدا

از سلسله ای بوی خوشی را نشنيديم

جز سلسله ی زلف كه از عنبر یلدا

اسماءِ خدا هست يكی اکبر وُ کبرا

کبراست چنین با صفتِ اكبر یلدا

سرِّ دلِ ما در دل ما هیچ نیرزد

رازی كه ازل بوده و تا محشر یلدا

امشب درِ آتشكده ی دل بگشائیم

امشب به درازای شبی در سر یلدا

امشب كه دَم ِ آخرِ آذر به امان است

هم در دل ما تا به سحَر آذر یلدا

۩خــُلدستان طریقت(خطبه دوم )۩محمد مهدی طریقت <<خطبه دوم


محمّدمهدی طریقت


برچسب های خلدستان : اشعار , در آستان شب یلدا , طریقت , 1404پاینده باد

ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه دهم آذر ۱۴۰۴ | 23:44 | نویسنده : محمد مهدی طریقت |

۩۩۩ ☫ برآستان جانان (طریقت )عنوان (غزل) سیاسی (اقتصادی ☫ ۩۩۩

انجمن می‌گسترام با سخندانی که نیست
فقر آمد ، انجمن کو دین و ایمانی که نیست

عامل این نابسامانی که هست از اتحاد
می‌روم پنهان کنم پشم پشیمانی که نیست

گشته ام بالا و پایین شهر را شب با چراغ
بس ملول از دیو و دد پبودم زِ انسانی که نیست

دردها را می‌کشم با خود به هر سو تا مرض
درد بی درمان مجو دارو و درمانی که نیست

بر سر پیمانه در میخانه هنگام ظهور
می‌رسد پیر مغان با عهد و پیمانی که نیست

روزهای جمعه در مهمانی مادر عیال
همچو مریم بیگمی خان‌ بر سر خوانی که نیست

روز پیری تا که صرفٍ هضم من آسان بود
می‌جَوم هر لقمه ای را زیر دندانی که نیست

کشک و بادمجان ،فسنجانی اگر قسمت نشد
در ازای مرغ بریان و فسنجانی که نیست

از خوش اقبالی‌ست شاید هرکه می‌بیند به خواب
سفره ای گسترده از آلاء الوانی که نیست

زیر کرسی می‌چپم هر شب کنار همسرم
در هراس از برف و بوران زمستانی که نیست

یار را دیدم سلامش کردم و گفتا علیک
گفتمش قربان پاسخ گفتنت جانی که نیست

غبغبش در کف لبش بر لب دلم را یافتم
همچو یوسف در ته چاه زنخدانی که نیست

گفت ادب را از چه کس آموختی؟ازبی ادب؟
گفتمش: لا ، بوده ام شاگرد لقمانی که نیست

دیده ام در هیئت دولت که از مافوق خود
هر وزیری می‌برد فی الفور فرمانی که نیست

مملکت را منقبت گویی فزون شد جملگی
شیخ شد جویای مداح و ثناخوانی که نیست

فتنه سر برکرد از هر سوئی و شاعر ساختند
شعر می‌گویند بهر چشم فتّانی که نیست

در هجوم نرّه دیوان گشت مفقودالاثر
خاتم امنیّت از دست سلیمانی که نیست

مختلس‌ها را پس از ابلاغ حکم دادگاه
برده‌اند اغلب ازاین زندان به زندانی که نیست

با شرارت‌ها که حکام خزان جا می‌کنند
در زمستان دفن می‌گردد بهارانی که نیست

بر سر هر کو نمک خورد و نمکدان را شکست
پیر ما فرمود بشکن آن نمکدانی که نیست

پتک آقازاده‌ای خواهی اگر باشی بکوب
کلّه ای یکضرب بر ماتحت سندانی که نیست

نوچه های داش مشدی های طهران غیب شد
چاه ویل خویش را در چاله میدانی که نیست

ماده خرها هم بر این عهدند با کشف حجاب
بر عبا وُ بر ردا کرده پالانی که نیست

دل تمنای گلستان‌های دیروزی نمود
بردمش گرمابه در رؤیای کاشانی که نیست

خار در دشت و دمن رویید و از حسرت نصیب
سر گذارد روی دامان گل افشانی که نیست

قشم را کردند کیش و خوف دارم تن کنند
چین و ماچین در خلیج فارس تنبانی که نیست!

از مسلمانی در این موطن به جا مانده‌ست نام
زرخرید بوذرش کردند سلمانی که نیست

شیخ کذّابان عالم گر فریدون هم بود
همچو ضحاک‌است رستم مردِدَستانی که نیست

در کهنسالی شمار صیغه کردن‌هایشان
می‌کند غرق خجالت شیخ صنعانی که نیست

می‌روم از تصفحه ی تاریخ تــا عهد قجر
می‌نشینم بر در کاخ گلستانی که نیست

در تلاطم کشوری داریم با خلقی نزار
مرد و زن در آرزوی لعل خندانی که نیست

یک طرف قحط الرجال وُ یک طرف درد و بلا
مرگ بر ملت مسلط گشته طغیانی که نیست

روس منحوس است و اقدام تزار از بهر جنگ
فتحعلیشاه است با فتح نمایانی که نیست

انقلابی می‌رسد از راه بغداد و فغان
نام آن مشروطه با بخت درخشانی که نیست

مجلس شورای امنیت بنابر مصلحت
وضع قانون می‌شود با قصد عمرانی که نیست

متن قانون اساسی مادّه ،کرده تبصره
لازم الاجراست اما خود تو می‌دانی که نیست

انقلابی می‌رسد از راه اسهالی نشان
با هزاران وعده‌ی پیدا و پنهانی که نیست

خضر فرّخ پی رسد از راه و بخشد زندگی
با نثار جرعه های آب حیوانی که نیست

آرمانشهری که دادش مژده حرمانشهر شد
با ندانم‌کاری انصار و اعوانی که نیست

غرق نعمت‌های گوناگون در عهده ازل
نابسامان تا ابد با وضع سامانی که نیست

گور میلیونها نفر را کنده ایم اما نخست
مرگ اینک بر سر ناز است فراخوانی که نیست

با فشار اقتصادی ذیل انواع فساد
ما فنا گشتیم و می‌گویند : بحرانی که نیست

با امیران معاصر جنگ ها کردیم سخت
تا که جاویدان بماند ملک ایرانی که نیست!

از(طریقت) بوده ام خرسند :عنوان غزل
حالیا درین غزل دارای عنوانی که نیست

۩خــُلدستان طریقت(غزل بازنشستگی )۩محمد مهدی طریقت <<خطبه دوم


موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، قصاید ، آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ ، خبر ـ اطلاعیه ، گلبانگ ، گوناگون
برچسب های خلدستان : اشعار , پند پیرما , طریقت , اینچنین

ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه پنجم آذر ۱۴۰۴ | 22:4 | نویسنده : محمد مهدی طریقت |

۩۩۩۩☫شعر (طریقت )کتاب (پیر طریقت) : اشعار ☫۩۩۩۩

آن قدَر در دست هایت ابر و باران ثبت شد
دشت را سیراب می کردی، اگر جان ثبت شد

خوب یادم هست، تفسیرت زمین را آب کرد
آن تب گرمی که در فصل زمستان ثبت شد

شاعرانِ شهر می‌گفتند: جایی خوانده‌اند
نسبتی آن دورها با سربداران ثبت شد

هرچه دریا بود وُ: اقیانوس مدیون تو شد
آب شد مهریه ات همواره جریان ثبت شد

خون گرم توست، در نبض سواران می‌تپد
تازگی دارد اگر در بند شریان ثبت شد

تا ابد نامِ(طریقت) را حقیقت می‌کنم
پُست می داند : کتابم در، خیابان ثبت شد

نسخهٔ محدودیت می‌نویسد.
این وضع، نه اسمش عدالت است و نه نشانی از اخلاق اسلامی دارد. چگونه در جامعه‌ای که ادّعای عدالت علوی می‌کند، عدّه‌ای اینترنت سفید داشته باشند و اکثریّت مردم پشت دیوار فیلتر بمانند؟ چرا باید فقط حلقه‌های خاص، جناح‌های خودی و چهره‌های تندرو به اینترنت آزاد، ارزان و بی‌دردسر دسترسی داشته باشند و بعد همان‌ها برای مردم «فواید فیلتر» را خطبه‌خوانی کنند؟
مردم حق دارند بپرسند:
🔻 این اینترنت سفید را چه نهادی و چه سازمانی در اختیار این افراد گذاشته؟
🔻 چرا مردم نامحرم‌اند و فقط چهاردرصدی‌ها محرم؟
🔻 این تبعیض با کدام تفسیر از قرآن و عدالت علی سازگار است؟
انتظار مردم روشن است:
یا این دیوار فیلترینگ برای همه برداشته شود،
یا اینترنت‌های ویژه و پشت‌پردهٔ خواص قطع شود.
عدالت نصفه‌نیمه و دوگانه، دیگر خریداری ندارد.

۩خــُلدستان طریقت(محموعه کتاب های :پیرِ طریقت )۩محمد مهدی طریقت <<خطبه دوم


موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، مناسبت مذهبی ، مناسبت ملی ، غزلیات ، برآستان جانان(تذکره شعرا) ، خاطرات ، قصاید
برچسب های خلدستان : شعر , طریقت , از زمین تا آسمات , هماره تابیدن

ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه چهارم آذر ۱۴۰۴ | 13:20 | نویسنده : محمد مهدی طریقت |

۩۩۩۩☫شعر (طریقت )طبیب (پیر طریقت) : اشعار ☫۩۩۩۩

من رَد شدهِ، از باده‌ی مستم، که طبیب
مدهوش، از آن جام اَلستم، که طبیب

ذرّات جهان مستند از، ساقیِ دین
من نیز همان باده ، پرستم که طبیب

دل را به تمنّای تو دادم، که زبانزد شده ای
یک بوسه ازآن لعل تو جُستم؛ که طبیب

دادی تو به من دستی و پیوند نشست
پیوسته بر آن عهد نخستم که طبیب

ای مطرب! از آن گوشه ی شهناز رقیب
وی ساقی از آن توبه شکستم که طبیب

عهدی نکنم مهر بتان را به نقیب
آه از دل بیگانه پرستم که طبیب

شهبازِ دل آرایِ ، کمندیست حبیب
بندی بدل از عشق تو بستم که طبیب

ازشعر وُ غزلِ پیرِ (طریقت) چه عجیب
در جوهر اندیشه نشستم که طبیب .

۩خــُلدستان طریقت(طبیب :پیرِ طریقت )۩محمد مهدی طریقت <<خطبه دوم


موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، قصاید ، آثارچاپ شده ، مطالب دردست چاپ ، مثنوی ، حکایات ، بدون شرح
برچسب های خلدستان : شعر , سرو بستانِ , طریقت , قَدِ رعنائی داشت

ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
تاريخ : شنبه یکم آذر ۱۴۰۴ | 22:37 | نویسنده : محمد مهدی طریقت |

۩۩۩ ☫اشعار(طریقت)ما که از اعتراض می ترسیم (مرگ) باید )☫ ۩۩۩

ما که از "اعتراض" می ترسیم !=> ( مرگ) باید به دادمان برسد

گفته بودند زندگی این است ؛
دردهامان بدونِ تسکین است
قرص هامان همیشه آرا مِش
چشم هامان همیشه غمگین است
از قضا حال و روزمان گویا ؛
کیفرِ صد هزار نفرین است
ما اسیرانِ مذهب وُ مرزیم
مرگ بر ما چنین ننگین است ؛
ما که از "اعتراض" می ترسیم !

همچو پرچم ، به خویش می لرزیم
ما رضایت به هیچ داده وُ بس
سر به زیر وُ نجیب وُ سنگین است
ما همان پیرِ قُل مرادیم مــا
هرچه گفتند بهر تسکین است
گوشت را دستِ گربه دادیم ما ...
کی اسیری به قید تضمین است
مرگ باید به دادمان برسد ؛
ما که از "اعتراض" می ترسیم !

ما همان زن ، زنی که ناچار است
از فشارِ سکوت ، بیمار است
تن به مردی سپرده ایم اما ؛
او مریض است و "دیگرآزار" است
زندگی نیست این که ما کردیم
آبرو داری است و اجبار است ...
ما اسیرانِ مذهب و مرزیم
مرگ باید به دادمان برسد ؛
ما که از "اعتراض" می ترسیم !

عمر می گذرد ایام و سنوات سپری می شود ؛خوشا آنان که پیش از مرگ در این خاکدان خرقه خاکی را از تعلقات تهی کردند و سبکبارانه زیستند ؛ در ادامه درهای معنا به روی آنان گشاده شد و افقهای متعالی را نظاره گر شدند:

چون در معنی زنی بازت کنند

پرِّ فکرت زن که شهبازت کنند

مثنوی ؛ دفتر اوّل

مولانا در توصیف پیامبر اکرم(ص) می گوید: از آنجا که جانِ گرامی آن عزیز از همه کدورتها پاک شده بود به هر جا می نگریست خدا را مشاهده می کرد:�وَ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ � ؛(بقره؛115)

چون محمد پاک شد زین نار و دود هر کجا رو کرد وجه الله بود

مثنوی ؛ دفتر اوّل

من ازاین آب زیرکاهِ، لاکردار ترسیدم
زِ ناهمواری این خلق نا هموار ترسیدم

( خلدستان )۩محمد مهدی طریقت <<خطبه دوم.


موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، غزلیات ، برآستان جانان(تذکره شعرا) ، خاطرات ، قصاید ، متفرقه(طــنــز) ، آثارچاپ شده ، دوبیتی
برچسب های خلدستان : ۩۩۩اشعار , طریقت , مرگ , باید

ملاحظه فرمائید ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه بیست و پنجم آبان ۱۴۰۴ | 13:36 | نویسنده : محمد مهدی طریقت |
حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعــــلق محمد مهدی طریقت می باشد.: Weblog Themes By Pichak :.آخرین مطالب چشم برهم زده از عرش به فرش افتادم=> باورم نیست، (طریقت)که خطا کرده غزل برآستان مادر : شعر منتخب خلدستان: حکایت (دوبیتی) روایت آمال مردم => چپاول(کهنه جامگان) اموال مردم هزار و یکشبی در کعبه ی آمال مردم +چپاول می شود اندازهء اموال مردم جهانِ پیر ـ (طریقت) شیر ، همه با هم ،کنارِهم => ای که مغرور(طریقت)دو سه روزی بر ما جانِ جانانِ (طریقت) دعوتم در دلبری=> خلوتم را ، فرصتم را ،لذتم را دعوتم؟ خلدستان طریقت: طنزیم رادیو ، شده => چندین مستند من عطرِ(طریقت) به دو عالم نفروشم خلدستان (طریقت)سرود => تصاویر رویتز=> ای کاش ادیبانه شود شعر (طریقت) خلدستان:(نکیسا،چلیپا، کلیسا،مسیحا)مژده =>ادب دوستان آرشیو مطالب بهمن ۱۴۰۴ دی ۱۴۰۴تیر ۱۴۰۴ آرشیو پيوندهای روزانهhttp://blogsky.com شعروموسیقی اصیل ص. بازنشستگی آپلود /خلدستان قالب : اشعار https://sorodehay-tarighat.blogfa.com/ | Weblog Themes By : Pichak.net