انجمن در آینه از بی تو بودن داد کرد
اشک شد بر دیده وُ بر روی دامن داد کرد
شب نگاهش را به اشک اختران آراسته
پشت ابری ماه هم با آه وُ شیون داد کرد
ماه وقتی دید بر گیسوی شب زنجیر را
بر سر ابر سیه افتاد وُ روشن داد کرد
چای داغ نیمه شب ها مونس تنهایی ام
قند در فنجان شکست و با لب من داد کرد
از فراز قله ها جغدی به تنهایی نشست
در فنای جفت خود با،ناله کردن داد کرد
شبنمی با بوی عطری روی گل ها می نشست
خاک گلدان خیس شد با هر شکفتن داد کرد
دشت پر گل بود شب بو تا نبودت را شنید
عاقبت دیدم به یاد گل نچیدن داد کرد
خاطرات شعر با اهلِ (طریقت) یک صدا
نامِ نیکت را شنید وُ، از شنُفتن داد کرد
***
سبکِ، آرایش چشمان تو دیدن کردم
نوش بی نیش لبان تو مکیدن کردم
بین انواع نواها شده ، موسیقی شاد
خنده ی توست که یک عمر شنیدن کردم
سبک چشمان تو را فرشچیان پردازد
نازِ تن ناز چه اندازه کشیدن کردم
گلِ شهناز ، که هنگامِ شکفتن زیباست
جز گل بوسه که از روی تو چیدن کردم
گر نسیمی بوزد فصل بهاران وُ خزان
روسری وا کنی وُ شوقِ وزیدن کردم
چهره ات نرم ،دو چشمان تو آهوست نگار
تپه ماهور تنت باز چریدن کردم
عاشقان مهر به آفاق نمی تاباند
پس چرا من هوسِ اینهمه دشمن کردم
می شوی قصه و در ذهن (طریقت) باقی
وصف چشمان تو هنگام لمیدن کردم
۩خــُلدستان طریقت(غزل : نام نیک فرزانه )۩
______________________________________
صد بار به حصر وُ بند وُ زندان شدن
در روی زمین صد فلک اَلآن شدن
تا قلّۀ قاف خیط وُ داغان شدن
زان به که دمی همدم نادان شدن
****
موضوعات مرتبط خلدستان: اشعار ، غزلیات ، برآستان جانان(تذکره شعرا) ، خاطرات ، قصاید ، مطالب دردست چاپ ، خبر ـ اطلاعیه
برچسب های خلدستان : حافظ , طریقت , سعدی , برآستان جانان
.: Weblog Themes By Pichak :.
