دوستان و یاران سلام ....گلیایگانی ها : درود ویژه

۱۶ آبان ماه ۱۴۰۲ روزی بسیار غم انگیز برای اهالی موسیقی و اهالی هنر بود . امروز روز خاکسپاری جهانگشای آواز ایران زمین، استاد اکبر گلپایگانی بود . غم از دست دادن این هنرمند آزاده و وارسته برای مردم ایران و خصوصا دوست داران ایشان بسیار سنگین و تلخ است . هر چند بر این اعتقادیم که : هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق .
حدود ۲۰ سال پیش برای اولین بار در فیلمی مستند استاد اکبر گلپایگانی رو دیدم و شناختم و از همان آغاز شیفته شخصیت و منش او شدم . خدمت بزرگی که استاد اکبر گلپایگانی به موسیقی ایران زمین کردند . غیر قابل انکار هست . او آواز رو جلایی دوباره بخشید .
سخن از گلپای بزرگوار به وسعت عشق صلابت میتواند باشد .
در گذشت این هنرمند ارزنده را خدمت گلپایگانی های هنر پرور یاران دیرین استاد تمامی اهالی موسیقی و دوست داران وی تسلیت میگوییم. و از خداوند برای خانم گلرخ ،( همسر گلپا) ازروی صبر و شکیبایی مسئلت داریم . (خلدستان طریقت : از طرف هنر دوستان ایران و خوانسار)
.
مسمط مخمس (مولانا ) طریقت :پرواز
شده این زندگییم باعث رنج و محنم
شده آزرده ی 'گلپای ، دگر جان و تنم
همچو خُنیاگر گلپا " که به کنج چمنم
"روزها فکرمن اینست و همه شب سخنم"
"که چرا غافل از احوال دل خویشتنم ؟"
کس نگفتا که از این زندگی تلخ چه سود
گِرِهِی زین همه مشکل زِجهان کس نگشود
هرچه بگذشت مرا عمر ، شگفتی افزود
"از کجا آمده ام ، آمدنم بهر چه بود؟ "
"به کجا میروم آخر ، ننمایی وطنم ؟ "
آنکه خودساخت مرا کامل ونشناخت مرا؟
آنکه زیبا و فریبا و دل انگیز برافراخت مرا
به چنین غمکده ، آخر ز چه انداخت مرا ؟
"مانده ام سخت عجب کزچه سبب ساخت مرا"
" یا چه بوده است مراد وی از این ساختنم"
زنده محبوس در این عالم و بس حیرانم
که چرا ازچه پریشانم و سرگردانم
باز هم میرسم آنجا که عیان میخوانم
"جان که از عالم علویست ، یقین میدانم"
"رخت خود باز بر آنم که همانجا فکنم "
مرغ دل از قفس و صید نمیدارد باک
سینه چون چاک شود دل برود بر افلاک
من که پرواز کنم از غم جان هستم پاک
"مرغ باغ ملکوتم , نیم از عالم خاک "
"در سه روزی قفسی ساخته اند از بدنم"
چون طلب میکندم دوست, همین راه نکوست
عاشقم , واله وسرگشته. دلم در پی اوست
نام او جای گرفته است کنون در رگ و پوست
"ای خوش آنروز که پرواز کنم تا بر دوست "
" به هوای سر کویش پر و بالی بزنم "
اگرم سر برود , من بخودم مینازم
هستیم را , سرو جانرا به رهش میبازم
کیست آگه بجز از او در همه جا از رازم
" کیست در گوش ,که او میشنود آوازم
یا کدامست سخن می نهد اندر دهنم "
کیست در سر ، به تفکر، ز درون مینگرد؟
کیست این لحظه به احوال کنون مینگرد؟
کیست برمن ز ره لطف فزون مینگرد ؟
" کیست در دیده که از دیده برون مینگرد"
"یا چه جانست ، نگویی که منش پیرهنم "
چون ز گفتار کسی نیست مرا پروایی
به حقیقت به رخم گر تو دری نگشایی
گر مرا در ره دوزخ به قضا فرمایی
"تا به تحقیق مرا منزل و ره ننمایی "
" یکدم آرام نگیرم , نفسی دم نزنم"
چه خوش آنگاه که فرخنده سحر باز دمد
مطلع الفجر دگر آخر شب باز رسد
که به عجز آیم وگویم صنم فرد و احد
"می وصلم بچشان تا در زندان ابد
"از سر عریده . مستانه بهم در شکنم "
تا نخواهد که من از رنج تن آزاد شوم
یا نگوید به سر کوی رهایی بدوم
کی توانم که به دلخواه خود از جابشوم
" من بخود نامدم اینجا که بخود باز روم "
" آنکه آورد مرا , باز برد در وطنم"
نام معبود به هرگونه زبان می گویم
راه محبوب , نشان از همه کس میجویم
چو گیاهی شده ا خاک رهش میرویم
"تو مپندار که من , شعر به خود میگویم "
"تا که هشیارم و بیدار , یکی دم نزنم "
شمس تبریز , نمانده است مرا شیوایی
از فراقت شده در شعر وُ غزل غوغایی
نغمه در شعر ( طریقت) , سخن وُ آوایی
"شمس تبریز اگر روی یمن بنمایی "
"(نا گهان) قالب مردار بهم در شکنم "

الهی و ربّی من لی غیرک ؟!
خــُلدستان طریقت(حکایت گلپا)۩محمد مهدی طریقت ↘<<خطبه دوم 

موضوعات مرتبط خلدستان: نثر ( ارائه ی مطلب) ، مناسبت مذهبی ، مناسبت ملی ، متن ادبی ، عکس ، ترانه ، برآستان جانان(تذکره شعرا) ، گلبانگ
برچسب های خلدستان : استاد اکبر گلپا , آواز , مسمط , مخمس
.: Weblog Themes By Pichak :.
